Shahnaz Alim
48 یادداشت منتشر شدههنر زندگی در احتمالات
رقص در میان احتمالات: هنر تسلط بر آنچه در اختیار ما نیست
نوشته ی: شهناز علیم روانشناس بالینی
نویسنده/پژوهشگر
*بر اساس پارادایم نوین «مرزهای کنترل»*
مقدمه:
تله ی قطعیت؛ چرا می ترسیم؟
ما در دنیایی زندگی می کنیم که به شدت با "قطعیت" عجین شده است. از الگوریتم های ریاضی گرفته تا میل درونی انسان برای پیش بینی آینده، همگی در پی یک چیز هستند: کنترل. اما حقیقت تلخ و در عین حال رهایی بخش این است که جهان، نه یک خط مستقیم، بلکه یک دریای بی کران از «احتمالات» است.
بسیاری از رنج های بشری، از اضطراب های مزمن (GAD) گرفته تا بحران های وجودی، از یک ریشه ی مشترک نشات می گیرند: تلاش بیهوده برای تبدیل احتمالات به قطعیت ها. ما می خواهیم آینده را مدیریت کنیم، دیگران را تغییر دهیم و حتی آشوب افکارمان را مهار کنیم؛ در حالی که این ها، خارج از دایره ی نفوذ ما هستند.
نگاهی به ریشه ها: از استوئیسم تا روانکاوی معاصر:
فلسفه ی باستان، از جمله استوئیسم (رواقیت)، قرن ها پیش این حقیقت را کشف کرده بود. فیلسوفان رواقی جهان را به دو بخش تقسیم می کردند: «امور بی تفاوت» (آنچه خارج از کنترل ماست) و «امور در اختیار ما» (قضاوت ها، ارزش ها و واکنش های ما).
در روانکاوی مدرن، می بینیم که این مرز فلسفی، دقیقا همان جایی است که «مرز سلامت روان» قرار دارد. وقتی یک مراجع، مرز میان «خود» و «جهان» را گم می کند و سعی می کند با کنترل کردن محیط، اضطراب درونی اش را خاموش کند، در واقع درگیر یک "بحران فقدان کنترل" است. اضطراب، در واقع، فریاد روحی است که از شکست در برابر عدم قطعیت سر می دهد.
پارادایم جدید:
از «تسلط» به «کنشگری آگاهانه»
رویکردی که ما در اینجا پیشنهاد می دهیم، فروپاشی کنترل نیست؛ بلکه «بازتعریف کنترل» است. ما از مراجع نمی خواهیم که جهان را تسخیر کند، بلکه از او می خواهیم که «عاملیت درونی» خود را بازپس گیرد.
این گذار از سه مرحله ی کلیدی عبور می کند:
1. شناخت مرزها: تشخیص اینکه کجا باید "دست بکشد" و کجا باید "دست به کار شود".
2. پذیرش بی نظمی: تبدیل ترس از "ناشناخته ها" به آمادگی برای "حضور در لحظه".
3. تمرکز بر ارزش ها: به جای پرسیدن «چگونه این اتفاق را جلوگیری کنم؟»، پرسیدن این سوال که: «با وجود این اتفاق، من می خواهم چه کسی باشم؟»
نتیجه گیری:
هنر زندگی در احتمالات
کنترل کردن جهان، توهمی است که ما را به درون زندانی از اضطراب می برد. اما کنترل کردن «کیفیت حضورمان» در این جهان، تنها و واقعی ترین قدرت ماست.
بیایید یاد بگیریم که به جای جنگیدن با امواج احتمالات، هنر موج سواری را بیاموزیم. چرا که زندگی، نه در رسیدن به ساحل قطعیت ها، بلکه در همین رقص مداوم میان خود و جهان غیرقابل پیش بینی نهفته است.