iman mali
2 یادداشت منتشر شدهاقتصاد سیاسی ایران:نفت،توسعه،تحریم و نابرابری
اقتصاد سیاسی ایران نمونه ای کلاسیک از (بلای منابع) در تقابل با تحریم های جهانی(بین المللی) است. در این نظام نفت فراتر از یک کالا ، یک (توزیع کننده قدرت) است و نفت نه تنها یک منبع درآمد، بلکه علت و معلول بسیاری از معضلات ساختاری ، از جمله وابستگی ، نابرابری و توسعه نیافتگی محسوب می شود. و این چهار مفهوم در اقتصاد ایران مانند یک حلقه معیوب به هم گره خورده اند.
1.ایران با داشتن دومین ذخایر گاز و چهارمین ذخایر نفت در جهان محسوب میشود، عمیقآ به اقتصاد مبتنی بر هیدروکربن وابسته است. این وابستگی نه فقط اقتصادی ، بلکه نهادی نیز هست.
*نفت: ضرر یا پیشران توسعه؟ (بلای منابع)
*دولت متکی بر منابع: وقتی دولت درآمدش را نه از مالیات که نیاز پاسخگویی داشته باشد، بلکه از فروش نفت که در اختیار فقط دولت است تآمین می کند، رابطه بین دولت و ملت (مردم) دگرگون می شود. دولت خود را مدیون جامعه می داند یعنی دولت خود کفا از مردم است و در مقابل جامعه یا همان مردم نیز پیوند مالی مستقیمی با دولت احساس نمی کند.
*رویکرد ذخیره محور(مدیریت منابع) به جای توسعه(پیشرفت): درآمد های نفتی در ایران به جای آن که صرف خدمات های مهم و اولیه کشور و زیرساخت های اولیه کشور و توسعه انسانی شود، اغلب صرف تثبیت وضعیت موجود و خدمات های ثانوی می کنند. مانند: (یارانه ها،مخارج جاری دولت و پروژه های زود بازده سیاسی) شده است.
2.توسعه نیافتگی میراث نفت و دولت، الگوی توسعه در ایران (دولت محور) و (دارای عیب) بوده است. دولت به جای حمایت از صنایع اولیه صادر کننده ، دولت اقتصاد ایران را به سوی مونتاژ و صنایع وارد کننده وابسته به ارز دولتی سوق داد.
*توسعه:قربانی در برابر (اولویت های غیر توسعه)
توسعه در ایران دارای عدم تصمیم مشترک بر سر (نظم سیاسی) شده است.
*تضاد بر سر مدل توسعه در ایران: دو هدف است برای توسعه اولین هدف توسعه برون گرا همان مبتنی بر تعامل جهانی است و دومین هدف توسعه درون زا همان مبتنی بر خود کفایی دولت یا کشور به خاطر همین تفاوت ها و دوگانگی باعث شده است که ایران هیچ گاه در راه و ریل توسعه قرار نگیرد و دائما در حال تغییر استراتژی باشد. و توسعه به ثبات نیاز دارد تا به یکی از کشور های توسعه گرا نامیده شود و نه سوداگر.
3. تحریم تسحیلاتی شدن اقتصاد جهانی ، تحریم ها مانند قبل یک شوک موقت نیستند ، بلکه در ایران به یک ساختار نهادی در اقتصاد تبدیل شده اند. تحریم ها با قطع دسترسی به شبکه های بانکی جهانی ، رانت: دور زدن تحریم ها را خلق کرد.
*تورم تحریمی:قطع رابطه مالی بین المللی ، هزینه مبادله را به شدت افزایش داد و تورم مزمن را به چالشی بزرگ و همیشگی تبدیل کرد.
*تحریم: ساختار های ناکارآمد
تحریم ها در اقتصاد سیاسی ایران فقط فشار خارجی به تنهایی نیست بلکه فشار و تغییر دهنده داخلی هست.تحریم باعث میشود که تجارت خارجی از مسیر هایی برای دور زدن از تحریم منتقل شود از راه مستقیم یا غیر مستقیم. تحریم ها که برای ایران اعمال شده است باعث میشود که ایران از سرمایه های مستقیم خارجی و انتقال تکنولوژی به این کشور محروم ماند که خروجی اش همان توسعه نیافتگی یا کاهش بهره وری و فروپاشیده شدن صنایع است.
4.(نابرابری شکافی میان ثروت و فقر): در کل نابرابری نمیتوان گفت که صرفا اقتصادی است بلکه ما نابرابری در قدرت و سیاست و دسترسی هم داریم.
*فقر چندبعدی: فقر از نبود درآمد هم فراتر رفته و به حوضه هایی مانند: آموزش و بهداشت و مسکن رسیده و شکاف طبقاتی هم در شمال و جنوب مثلا در تهران یا حاشیه نشینی یا روستا نشینی با جمعیتی حدودا نزدیک به 20 میلیون نفر این رقم نشان دهنده و نماد این نابرابری و شکاف فضایی است.
*نابرابری(اجتماعی)
فروپاشیده شدن طبقه متوسط: طبقه متوسط به عنوان موتور توسعه در هر جامعه ای ، در ایران به شدت ضعیف شده است. وقتی طبقه متوسط کوچک یا ناتوان میشود ، تقاضا برای اصلاحات ساختاری و دموکراسی کاهش میابد و جامعه و طبقه متوسط به سمت (بقا) حرکت می کند.