معنا و موضوعات جامعه شناسی تاریخی؛ بحث نظری

14 مرداد 1405 - خواندن 12 دقیقه - 53 بازدید

مقدمه

جامعه شناسی تاریخی در دهه های اخیر به یکی از مهم ترین حوزه های میان رشته ای علوم اجتماعی تبدیل شده است؛ حوزه ای که می کوشد شکاف میان تاریخ و جامعه شناسی را از میان بردارد و با تلفیق قابلیت های هر دو رشته، تبیینی عمیق تر از تحولات اجتماعی ارائه کند. اگر تاریخ به توصیف رخدادهای گذشته و جامعه شناسی به کشف الگوها و قانونمندی های اجتماعی می پردازد، جامعه شناسی تاریخی تلاش می کند این دو را در قالب چارچوبی واحد به کار گیرد تا نشان دهد ساختارهای اجتماعی چگونه در طول زمان شکل گرفته، تغییر یافته و بر زندگی امروز انسان ها اثر گذاشته اند. برخلاف نگاه ایستا به جامعه، این رویکرد بر «زمان» به عنوان یکی از عناصر اساسی تحلیل اجتماعی تاکید می کند و معتقد است هیچ پدیده اجتماعی را نمی توان بدون شناخت پیشینه تاریخی آن به درستی فهمید. همان گونه که تدا اسکاچپول تاکید می کند، جامعه شناسی تاریخی نه صرفا استفاده از تاریخ برای آزمون نظریه های جامعه شناسی است و نه روایت تاریخی صرف، بلکه رویکردی است که تاریخ و نظریه را در فرایندی واحد به یکدیگر پیوند می دهد.

در نیم قرن اخیر، با گسترش آنچه گریفین از آن با عنوان «چرخش تاریخی» در جامعه شناسی یاد می کند، توجه پژوهشگران به تحلیل فرایندهای تاریخی، نهادها، دولت، انقلاب ها، توسعه و تغییرات بلندمدت اجتماعی افزایش یافته است. این تحول سبب شده است که جامعه شناسی تاریخی از یک حوزه حاشیه ای به یکی از جریان های اصلی نظریه اجتماعی تبدیل شود.

پرسش اصلی این مقاله آن است که جامعه شناسی تاریخی چه معنایی دارد، قلمرو و موضوعات اصلی آن چیست و این حوزه چگونه از تاریخ و جامعه شناسی متمایز می شود؟

جامعه شناسی تاریخی؛ معنا، تعریف و قلمرو

جامعه شناسی تاریخی را می توان یکی از مهم ترین دستاوردهای همگرایی تاریخ و جامعه شناسی دانست. این حوزه نه تاریخ را به مجموعه ای از رویدادهای منحصر به فرد تقلیل می دهد و نه جامعه شناسی را به مطالعه انتزاعی ساختارهای اجتماعی محدود می کند؛ بلکه می کوشد پویایی جامعه را در بستر زمان تحلیل کند. به تعبیر گرین و کاتلین، جامعه شناسی تاریخی «نقطه تلاقی دو علم تاریخ و جامعه شناسی» است؛ جایی که هم ساختارهای اجتماعی و هم رویدادهای تاریخی موضوع مطالعه قرار می گیرند.

بر این اساس، مهم ترین ویژگی جامعه شناسی تاریخی، توجه به زمان و تحلیل پویای پدیده های اجتماعی است. در این رویکرد، هیچ نهاد یا ساختار اجتماعی مستقل از گذشته خود مطالعه نمی شود، بلکه هر پدیده در امتداد یک فرایند تاریخی قرار دارد. ازاین رو، جامعه شناسی تاریخی به جای آنکه تنها به توصیف وقایع بپردازد، ریشه های تاریخی، سازوکارهای تحول و روابط علی میان رویدادها را تحلیل می کند.

در این چارچوب، جامعه شناسی تاریخی با جامعه شناسی غیرتاریخی نیز تفاوت دارد. دورکیم معتقد بود علت هر واقعیت اجتماعی باید در واقعیت های اجتماعی پیشین جست وجو شود، اما این تحلیل الزاما به بررسی بستر تاریخی شکل گیری آن واقعیت نمی پردازد. در مقابل، جامعه شناسی تاریخی تاکید می کند که واقعیت های اجتماعی تنها زمانی قابل فهم هستند که در زمینه فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود مطالعه شوند.

از سوی دیگر، این حوزه با تاریخ نگاری سنتی نیز تفاوت دارد. تاریخ نگاری غالبا به بازسازی دقیق وقایع، ترتیب زمانی رخدادها و توصیف گذشته می پردازد، در حالی که جامعه شناسی تاریخی به دنبال کشف الگوها، فرایندهای تکرارشونده و روابط میان ساختارهای اجتماعی و کنش انسانی است. به بیان دیگر، مورخ بیشتر می پرسد «چه اتفاقی افتاد؟»، اما جامعه شناس تاریخی می پرسد «چرا این اتفاق رخ داد و چگونه می توان آن را در چارچوب نظری تبیین کرد؟».

یکی دیگر از ویژگی های اساسی این حوزه، پیوند میان گذشته، حال و آینده است. جامعه شناسی تاریخی گذشته را صرفا موضوعی برای مطالعه نمی داند، بلکه آن را ابزاری برای فهم وضعیت کنونی جامعه تلقی می کند. دلانتی و ایسین بر این باورند که جهت گیری جامعه شناسی تاریخی به زمان حال است؛ زیرا حال هم از گذشته تاثیر پذیرفته و هم بر بازتفسیر گذشته اثر می گذارد. ازاین رو، جامعه شناسی تاریخی به جای آنکه گذشته را مجموعه ای از خاطرات یا وقایع منقضی بداند، آن را بخشی زنده از فرایندهای اجتماعی امروز قلمداد می کند.

در مجموع، قلمرو جامعه شناسی تاریخی بسیار گسترده است و مطالعه دولت، انقلاب، توسعه، طبقات اجتماعی، نهادهای سیاسی، جنبش های اجتماعی، خانواده، فرهنگ، قدرت، سرمایه داری، شهرنشینی و حتی فناوری را در بر می گیرد؛ مشروط بر آنکه این موضوعات در بستر زمان و با رویکردی فرایندی بررسی شوند.

موضوعات اصلی جامعه شناسی تاریخی

جامعه شناسی تاریخی به دلیل ماهیت میان رشته ای خود، دامنه ای وسیع از موضوعات را در بر می گیرد. برخلاف برخی شاخه های جامعه شناسی که بر مسائل روزمره یا ساختارهای اجتماعی در یک مقطع زمانی تمرکز دارند، این حوزه به مطالعه پدیده هایی می پردازد که در طول زمان شکل گرفته، تحول یافته و بر روندهای اجتماعی اثر گذاشته اند. به همین دلیل، موضوعات آن غالبا شامل فرآیندهای بلندمدت و تغییرات ساختاری است. بر اساس محتوای منابع، مهم ترین موضوعات جامعه شناسی تاریخی را می توان در چند محور اساسی دسته بندی کرد: دولت و دولت سازی، انقلاب ها، توسعه، سرمایه داری، نهادهای اجتماعی، طبقات اجتماعی، جنبش های اجتماعی، فرهنگ، قدرت و مدرنیته.

نخستین و شاید مهم ترین موضوع جامعه شناسی تاریخی، دولت و فرآیند دولت سازی است. بسیاری از آثار کلاسیک این حوزه، از ماکس وبر تا چارلز تیلی و تدا اسکاچپول، بر این نکته تاکید دارند که دولت مهم ترین نهاد سازمان دهنده جامعه است و بدون شناخت تاریخ شکل گیری آن، تحلیل سایر نهادهای اجتماعی نیز ناقص خواهد بود. مطالعه دولت در جامعه شناسی تاریخی تنها به بررسی ساختار حکومت محدود نمی شود، بلکه موضوعاتی مانند شکل گیری بوروکراسی، تمرکز قدرت، مشروعیت سیاسی، مالیات، جنگ، روابط دولت و جامعه و ظرفیت حکمرانی را نیز شامل می شود. برای مثال، پژوهش های تیلی نشان می دهد که جنگ ها در اروپا نقش مهمی در شکل گیری دولت های مدرن ایفا کرده اند؛ گزاره مشهور او مبنی بر اینکه «جنگ دولت را ساخت و دولت جنگ را ساخت» نمونه ای از تحلیل تاریخی فرآیند دولت سازی است.

موضوع مهم دیگر، انقلاب ها و دگرگونی های بزرگ اجتماعی است. جامعه شناسی تاریخی انقلاب ها را صرفا مجموعه ای از اعتراضات سیاسی نمی داند، بلکه آنها را محصول انباشت بحران های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادی در طول زمان می شمارد. به همین دلیل، تحلیل انقلاب ها نیازمند مطالعه ساختار دولت، روابط طبقاتی، ظرفیت نهادهای مدنی، ایدئولوژی ها و شرایط بین المللی است. اسکاچپول در کتاب دولت ها و انقلاب های اجتماعی نشان می دهد که انقلاب فرانسه، روسیه و چین تنها زمانی قابل فهم هستند که هم ساختار دولت و هم روابط طبقاتی و فشارهای خارجی به طور هم زمان مورد بررسی قرار گیرند.

توسعه و نوسازی نیز یکی دیگر از محورهای اصلی جامعه شناسی تاریخی است. برخلاف نظریه های کلاسیک توسعه که اغلب مسیر واحدی برای پیشرفت کشورها ترسیم می کنند، جامعه شناسی تاریخی معتقد است هر جامعه مسیر تاریخی خاص خود را طی کرده و تجربه توسعه آن به فرهنگ، ساختار دولت، روابط اجتماعی، اقتصاد و میراث تاریخی وابسته است. به همین دلیل، پژوهشگران این حوزه توسعه را فرآیندی وابسته به مسیر می دانند؛ یعنی تصمیم ها و نهادهای گذشته، فرصت ها و محدودیت های امروز را شکل می دهند. این دیدگاه توضیح می دهد که چرا کشورهایی با منابع مشابه، نتایج توسعه ای متفاوتی را تجربه می کنند.

از دیگر موضوعات مهم جامعه شناسی تاریخی می توان به طبقات اجتماعی و نابرابری اشاره کرد. این حوزه می کوشد نشان دهد که طبقات اجتماعی چگونه در طول زمان شکل گرفته اند، چه عواملی موجب تحول آنها شده و این تغییرات چه تاثیری بر سیاست، اقتصاد و فرهنگ داشته است. در این زمینه، آثار کارل مارکس درباره تحول شیوه های تولید و شکل گیری طبقات اجتماعی، همچنان از مهم ترین منابع نظری جامعه شناسی تاریخی به شمار می روند. مارکس تحول تاریخ را نتیجه تعارض میان طبقات اجتماعی می دانست و معتقد بود هر شیوه تولید، ساختار اجتماعی خاص خود را ایجاد می کند.

فرهنگ، دین و ایدئولوژی نیز در جامعه شناسی تاریخی جایگاه ویژه ای دارند. اگرچه بسیاری از رویکردهای اولیه بر عوامل اقتصادی تاکید می کردند، اما مطالعات متاخر نشان داده اند که ارزش ها، باورها و هنجارهای فرهنگی می توانند مسیر تحولات تاریخی را تغییر دهند. وبر در تحلیل ظهور سرمایه داری، نقش اخلاق پروتستانی را در شکل گیری عقلانیت اقتصادی برجسته کرد و نشان داد که تحولات فرهنگی گاه به اندازه عوامل اقتصادی در تغییرات اجتماعی اثرگذار هستند.

موضوع دیگر، نهادهای اجتماعی مانند خانواده، آموزش، بازار، دین، رسانه و جامعه مدنی است. جامعه شناسی تاریخی این نهادها را نه ساختارهایی ثابت، بلکه پدیده هایی پویا می داند که در اثر تعامل با دولت، اقتصاد و فرهنگ تغییر می کنند. برای مثال، خانواده ایرانی امروز بدون شناخت روند تاریخی شهرنشینی، توسعه آموزش، تغییر نقش زنان و سیاست های جمعیتی قابل تحلیل نیست.

در نهایت، یکی از مهم ترین موضوعات این حوزه، تغییرات بلندمدت اجتماعی و مدرنیته است. جامعه شناسی تاریخی می پرسد چگونه جوامع از ساختارهای سنتی به ساختارهای مدرن گذر کرده اند، چه عواملی موجب صنعتی شدن، شهرنشینی، گسترش آموزش و دموکراسی شده و چرا برخی جوامع مسیر متفاوتی را پیموده اند. این پرسش ها، جامعه شناسی تاریخی را به یکی از مهم ترین ابزارهای تحلیل تحولات جهانی و ملی تبدیل کرده است.

ویژگی ها و تمایز جامعه شناسی تاریخی از تاریخ و جامعه شناسی

اگرچه جامعه شناسی تاریخی در نقطه تلاقی تاریخ و جامعه شناسی قرار دارد، اما صرفا ترکیب مکانیکی این دو رشته نیست، بلکه دارای هویت مستقل و چارچوب نظری ویژه ای است. مهم ترین ویژگی این حوزه، تحلیل فرایندی است؛ بدین معنا که پدیده های اجتماعی در بستر زمان مطالعه می شوند و روابط علی میان رخدادهای تاریخی و ساختارهای اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد. برخلاف تاریخ نگاری سنتی که بیشتر به توصیف وقایع می پردازد، جامعه شناسی تاریخی به دنبال کشف الگوها و سازوکارهای تکرارشونده تغییرات اجتماعی است.

ویژگی دوم، تلفیق نظریه و شواهد تاریخی است. پژوهشگر جامعه شناسی تاریخی نه تنها از اسناد، آرشیوها و داده های تاریخی بهره می گیرد، بلکه آنها را در پرتو نظریه های جامعه شناختی تحلیل می کند. بنابراین، تاریخ در این رویکرد صرفا منبع اطلاعات نیست، بلکه بستری برای آزمون، اصلاح یا تولید نظریه های اجتماعی به شمار می رود.

ویژگی سوم، توجه به چندسطحی بودن تحلیل است. جامعه شناسی تاریخی هم زمان به ساختارهای کلان مانند دولت و اقتصاد، نهادهای میانی مانند طبقات اجتماعی و سازمان ها، و کنشگران خرد مانند خانواده و افراد توجه دارد. این نگاه چندسطحی موجب می شود که تحلیل های آن از تبیین های تک عاملی فاصله بگیرد و تصویری جامع تر از واقعیت اجتماعی ارائه دهد.

از نظر روش شناختی نیز جامعه شناسی تاریخی عمدتا از روش های مقایسه ای، تحلیل اسنادی، مطالعه موردی، ردیابی فرایندها و تحلیل علی تاریخی استفاده می کند. به همین دلیل، یافته های آن معمولا از پشتوانه تجربی و تاریخی قوی برخوردار است و قابلیت بیشتری برای تحلیل مسائل پیچیده اجتماعی دارد.

نتیجه گیری

جامعه شناسی تاریخی را می توان دانشی دانست که با پیوند میان تاریخ و جامعه شناسی، امکان فهم عمیق تر تحولات اجتماعی را فراهم می سازد. این حوزه با تاکید بر زمان، فرآیند، ساختار و کنش اجتماعی، نشان می دهد که هیچ پدیده اجتماعی را نمی توان مستقل از گذشته تاریخی آن تحلیل کرد. بررسی مباحث مقاله نشان داد که جامعه شناسی تاریخی دارای قلمروی گسترده است و موضوعاتی مانند دولت، انقلاب، توسعه، طبقات اجتماعی، فرهنگ، نهادهای اجتماعی و مدرنیته را در بر می گیرد. همچنین، تفاوت اصلی آن با تاریخ نگاری سنتی در رویکرد تبیینی و نظری آن و تفاوتش با جامعه شناسی غیرتاریخی در توجه به بستر زمانی و مسیر تحول پدیده هاست.

پاسخ به پرسش اصلی مقاله آن است که جامعه شناسی تاریخی نه صرفا مطالعه گذشته، بلکه رویکردی برای فهم حال و حتی آینده است؛ زیرا با شناسایی ریشه های تاریخی مسائل اجتماعی، امکان تحلیل دقیق تر چالش های معاصر و طراحی سیاست های مبتنی بر تجربه تاریخی را فراهم می کند. ازاین رو، این حوزه امروز یکی از مهم ترین رویکردهای نظری و کاربردی در علوم اجتماعی محسوب می شود.

منابع

اسکاچپول، تدا (1388). دولت ها و انقلاب های اجتماعی.

سام دلیری، محمد (1393). جامعه شناسی تاریخی و روش شناسی آن.

مارکس، کارل (1386). ایدئولوژی آلمانی.

وبر، ماکس (1389). اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری.

Delanty, G. & Isin, E. (2003). Handbook of Historical Sociology.

Griffin, L. J. (1995). "Historical Sociology".

Tilly, Charles. (1992). Coercion, Capital, and European States.