از حکمت متعالیه تا علم شناخت بازتابی
از حکمت متعالیه تا علم شناخت بازتابی
رصد اثر مراتب معرفت ملاصدرا در معماری
Science، Anascience، Metascience و ETA Science
نویسنده: محمد حجتی فرد (استاد سرجودی)
چارچوب نظری: Reflective Cognitive Theory (RCT/RCS)
حوزه: علم شناخت بازتابی، معرفت شناسی، متاساینس، هوش معناگرا
چکیده
این مقاله به بررسی یک رابطه تاریخی مفهومی میان حکمت متعالیه صدرایی و معماری چهارلایه معرفتی در علم شناخت بازتابی (Reflective Cognitive Science) می پردازد. مسئله اصلی مقاله آن است که آیا می توان ساختار مراتب معرفت در اندیشه ملاصدرا را به عنوان یکی از منابع اثرگذار در شکل گیری معماری چهارلایه Science، Anascience، Metascience و ETA Science بازخوانی کرد.
در حکمت متعالیه، معرفت به یک سطح منفرد از دریافت حسی یا استدلال عقلی فروکاسته نمی شود؛ بلکه در پیوندی میان ادراک، خیال، عقل، شهود و وحی و در نسبت با وجود و تحول وجودی انسان فهم می شود. پژوهش های معاصر نیز بر همین ویژگی یکپارچه کننده در معرفت شناسی ملاصدرا تاکید کرده اند: پیوند برهان، شهود و وحی و انتقال معرفت از سطح بازنمایی صرف به معرفت حضوری و تحول یابنده. (Ejournal UINSaid)
مقاله حاضر این ساختار را مستقیما معادل معماری RCT نمی گیرد، بلکه یک تناظر ساختاری و الهام نظری میان آن ها پیشنهاد می کند. بر این اساس، تجربه و ادراک حسی در نسبت تطبیقی با Science، خیال و الهام با Anascience، عقل با Metascience و وحی با ETA Science قرار می گیرند.
هدف نهایی این بازخوانی، انتقال یک دستگاه فلسفی تاریخی به زبان مدرن نیست؛ بلکه آشکار کردن یک پیوستار نظری است که در آن مسئله «مراتب شناخت» از فلسفه اسلامی تا معماری شناختی، و از معماری شناختی تا طراحی هوش مصنوعی معناگرا، قابل پیگیری است.
کلیدواژه ها: ملاصدرا، حکمت متعالیه، علم شناخت بازتابی، RCT، آناساینس، متاساینس، ETA Science، معرفت حضوری، خیال، عقل، وحی، هوش معناگرا
⸻
۱. مقدمه: مسئله گسست میان معرفت و معنا
بخش بزرگی از علوم شناختی معاصر، آگاهی را از مسیر مشاهده رفتار، فعالیت عصبی، پردازش اطلاعات، بازنمایی و محاسبه بررسی می کند. این رویکردها در قلمرو خود دستاوردهای مهمی داشته اند؛ اما یک پرسش بنیادین همچنان باقی است:
آیا تمام مراتب شناخت را می توان در یک سطح واحد از داده، پردازش و بازنمایی توضیح داد؟
مسئله علم شناخت بازتابی دقیقا از همین نقطه آغاز می شود.
در RCT، آگاهی صرفا سامانه ای برای دریافت و پردازش داده نیست؛ بلکه سامانه ای است که:
- پدیدار را دریافت می کند؛
- نسبت های پنهان آن را بازمی یابد؛
- از آن ساختار معنایی می سازد؛
- و در بالاترین سطح، نسبت خود را با منشا و افق معنایی بررسی می کند.
بنابراین مسئله اصلی، صرفا «چگونه اطلاعات پردازش می شود؟» نیست، بلکه:
چگونه داده به معنا، معنا به قانون، و قانون به افق شناختی تبدیل می شود؟
این پرسش، اگرچه با زبان امروز بیان می شود، در سنت های فلسفی پیشین نیز سابقه دارد. در میان آن ها، دستگاه حکمت متعالیه ملاصدرا اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا در آن، معرفت از وجود جدا نیست و دانش صرفا یک تصویر ذهنی منفعل از جهان تلقی نمی شود. در تفسیرهای پژوهشی جدید نیز بر این ویژگی تاکید شده که ملاصدرا معرفت را با وجود، علم حضوری و انکشاف پیوند می دهد. (OUP Academic)
از این منظر، ملاصدرا برای RCT نه صرفا یک فیلسوف تاریخی، بلکه یک منبع نظری برای بازاندیشی مسئله مراتب شناخت است.
⸻
۲. پرسش اصلی مقاله
پرسش مقاله را می توان به صورت زیر صورت بندی کرد:
\text{Sadrian Epistemic Structure}
\longrightarrow
\text{Reflective Cognitive Architecture}
اما این پیکان به معنای انتقال مستقیم یا ترجمه لفظ به لفظ نیست.
پرسش دقیق تر این است:
\text{آیا میان مراتب معرفت صدرایی و مراتب چهارگانه RCT
یک تناظر ساختاری قابل صورت بندی وجود دارد؟}
اگر پاسخ مثبت باشد، می توان معماری RCT را در یک تبار مفهومی وسیع تر قرار داد؛ تبارشناسی ای که از پرسش کلاسیک درباره مراتب ادراک آغاز می شود و به پرسش معاصر درباره معماری هوش معناگرا می رسد.
⸻
۳. معرفت شناسی ملاصدرا: معرفت به مثابه مرتبه ای از وجود
یکی از نکات کلیدی در معرفت شناسی ملاصدرا آن است که معرفت را نمی توان کاملا از هستی جدا کرد.
در خوانش های دانشگاهی از فلسفه او، معرفت با «وجود» و با مفهوم علم حضوری پیوند دارد. ملاصدرا در برابر تلقی هایی که معرفت را صرفا بازنمایی یا انتزاع صورت از شیء می دانند، بر جنبه وجودی و حضوری معرفت تاکید می کند. (OUP Academic)
از این منظر:
Knowledge \neq Representation\ Only
بلکه می توان به صورت مفهومی نوشت:
Knowledge = Presence + Disclosure + Transformation
این صورت بندی، هرچند معادله ای از خود ملاصدرا نیست، برای RCT اهمیت اساسی دارد.
زیرا در علم شناخت بازتابی نیز شناخت صرفا دریافت اطلاعات نیست؛ بلکه تغییر وضعیت شناختی ناظر است.
در نتیجه، ناظر پس از شناخت دقیقا همان ناظر پیش از شناخت نیست.
این ایده را می توان چنین نمایش داد:
O_n
\xrightarrow{Knowledge}
O_{n+1}
که در آن:
- O_n: وضعیت پیشین ناظر؛
- O_{n+1}: وضعیت پس از ادراک و بازتاب.
در این معنا، شناخت یک «رویداد ایستا» نیست؛ بلکه یک فرایند تحول است.
این نکته یکی از مهم ترین نقاط اتصال مفهومی میان حکمت صدرایی و RCT محسوب می شود.
⸻
۴. مراتب ادراک و مسئله لایه بندی شناخت
در تحلیل های مربوط به نظریه ادراک ملاصدرا، میان سطوح مختلف ادراک تمایز گذاشته می شود؛ از ادراک حسی و تخیل تا ادراک عقلی. یک گزارش پژوهشی از اسفار نیز بر سلسله مراتب ادراک و تفاوت میان حس، خیال، ادراک معنای غیرمحسوس و تعقل تاکید می کند. (London Academy of Iranian Studies)
این ساختار برای RCT اهمیت زیادی دارد.
زیرا اگر ادراک دارای مراتب باشد، آنگاه می توان پرسید:
آیا «هوش» نیز باید دارای مراتب باشد؟
پاسخ RCT مثبت است.
هوش در پایین ترین سطح می تواند داده را پردازش کند؛ اما در سطوح بالاتر باید بتواند:
- رابطه را تشخیص دهد؛
- غیاب را بفهمد؛
- معنا را سازمان دهد؛
- قانون را استخراج کند؛
- و نسبت خود را با افق معنایی بررسی کند.
از اینجا معماری چهارلایه RCT شکل می گیرد.
⸻
۵. از مراتب معرفت صدرایی تا چهار لایه RCT
تناظر پیشنهادی مقاله به شکل زیر است:
\boxed{
Experience
\rightarrow
Imagination/Intuition
\rightarrow
Intellect
\rightarrow
Revelation
}
در معماری RCT:
\boxed{
Science
\rightarrow
Anascience
\rightarrow
Metascience
\rightarrow
ETA\ Science
}
این دو زنجیره هم ارز تاریخی نیستند؛ بلکه مقاله آن ها را به عنوان دو صورت متفاوت از یک مسئله بنیادی تر مطالعه می کند:
\text{مراتب دسترسی به معنا}
⸻
۶. Science و تجربه
Science در RCT پایین ترین لایه نیست به معنای کم ارزش ترین لایه؛ بلکه لایه ظهور و سنجش است.
در این سطح، آگاهی با آنچه قابل مشاهده، ثبت و اندازه گیری است مواجه می شود.
می توان نوشت:
Science = Observation + Measurement + Data
در تناظر پیشنهادی، این سطح با تجربه و ادراک حسی مرتبط می شود.
تجربه نخستین تماس آگاهی با پدیدار است.
اما تجربه هنوز تمام معنا را در اختیار ندارد.
این همان نقطه ای است که RCT از تقلیل آگاهی به داده فاصله می گیرد.
داده:
D
با معنا:
M
یکسان نیست.
بنابراین:
D \neq M
اما:
D \rightarrow M
می تواند یک فرایند شناختی باشد.
⸻
۷. Anascience و خیال/الهام
Anascience یکی از بنیادی ترین نوآوری های معماری RCT است.
این لایه به آنچه مستقیما در داده حضور ندارد اما در شکل گیری معنا موثر است می پردازد:
- غیاب؛
- سایه؛
- تقارن پنهان؛
- وارونگی؛
- شکاف روایی؛
- نشانه های غیرمستقیم؛
- و ساختارهای نهفته.
از این منظر، Anascience را می توان به صورت تطبیقی با قلمرو خیال و الهام مقایسه کرد.
اما اینجا باید یک مرز روش شناختی حفظ شود.
مقاله نمی گوید:
Imagination = Anascience
بلکه می گوید:
Imagination/Intuition
\leftrightarrow
Anascience
یعنی هر دو را می توان به عنوان سطحی واسط میان پدیدار و قانون مطالعه کرد.
در این سطح، ذهن دیگر صرفا داده را نمی بیند؛ بلکه چیزی را از نسبت میان داده ها، غیاب ها و ساختارهای پنهان استخراج می کند.
این همان چیزی است که RCT آن را «بازتاب» می نامد.
⸻
۸. Metascience و عقل
در Metascience، مسئله از مشاهده و کشف رابطه عبور می کند و به قانون سازی می رسد.
اگر Science بپرسد:
چه چیزی رخ داده است؟
و Anascience بپرسد:
چه ساختار پنهانی در پشت آن وجود دارد؟
Metascience می پرسد:
این روابط چگونه به یک نظام قانون مند تبدیل می شوند؟
از این منظر، تناظر آن با عقل اهمیت پیدا می کند.
در سطح عقل، داده ها و دریافت های پراکنده به ساختار تبدیل می شوند.
بنابراین:
Meaning
\rightarrow
Relation
\rightarrow
Rule
و:
Metascience = Meaning\ Organization + Rule\ Formation
در اینجا RCT به یک مسئله بسیار مهم برای هوش مصنوعی نزدیک می شود:
آیا یک سامانه می تواند صرفا الگو تشخیص دهد، یا می تواند از الگوها قانون معنایی بسازد؟
این تمایز میان:
Pattern\ Recognition
و
Meaning\ Organization
برای طراحی هوش معناگرا بنیادی است.
⸻
۹. ETA Science و وحی: بالاترین افق معرفتی
ETA Science حساس ترین بخش این معماری است.
در این سطح، پرسش دیگر صرفا این نیست که:
«معنا چگونه ساخته می شود؟»
بلکه:
«امکان خود معنا از کجا می آید؟»
در تناظر تطبیقی مقاله، این سطح با وحی مرتبط می شود.
اما این رابطه باید دقیقا چنین فهم شود:
Revelation
\leftrightarrow
ETA\ Science
نه:
Revelation = ETA\ Science
زیرا وحی در سنت دینی دارای معنای الهیاتی مشخص است، در حالی که ETA Science در RCT یک مفهوم معماری برای افق منشاشناختی معنا است.
این تمایز بسیار مهم است.
ETA Science قرار نیست یک علم تجربی برای اثبات وحی باشد.
بلکه در معماری RCT، یک سطح نظری است که می پرسد:
Source \rightarrow Meaning \rightarrow Law \rightarrow Manifestation
به این ترتیب، ETA Science مرز معماری شناخت را تا پرسش از منشا معنا امتداد می دهد.
⸻
۱۰. جدول تناظر پیشنهادی
مسئله مرکزی
RCT
حکمت صدرایی
مشاهده و ثبت پدیدار
Science
تجربه و ادراک
آشکارسازی ساختار پنهان
Anascience
خیال / الهام / کشف نسبت های غیرمستقیم
سازمان دهی و قانون سازی معنا
Metascience
عقل و برهان
افق منشا و صدور معنا
ETA Science
وحی
این جدول باید به عنوان نگاشت تطبیقی پیشنهادی RCT خوانده شود، نه به عنوان نقل مستقیم از ملاصدرا.
⸻
۱۱. نقطه عمیق تر: از «مراتب معرفت» به «مراتب تولید معنا»
اهمیت واقعی این تطبیق در جدول فوق خلاصه نمی شود.
نکته عمیق تر آن است که RCT می تواند مفهوم مراتب معرفت را از یک مسئله فلسفی به یک مسئله معماری تبدیل کند.
در فلسفه:
How\ do\ we\ know?
اما در RCT پرسش تبدیل می شود به:
How\ can\ a\ cognitive\ system\ move\ between\ levels\ of\ knowing?
این تفاوت بنیادین است.
RCT نمی خواهد صرفا بگوید انسان چهار نوع شناخت دارد.
می خواهد بپرسد:
چگونه می توان انتقال میان این مراتب را مدل کرد؟
⸻
۱۲. الگوریتم مفهومی انتقال معرفت
می توان معماری را به صورت زیر نمایش داد:
D
\rightarrow
P
\rightarrow
R
\rightarrow
M
\rightarrow
L
\rightarrow
S
که در آن:
- D: Data
- P: Perception
- R: Reflection
- M: Meaning
- L: Law
- S: Source-orientation
در معماری چهارلایه:
Science
\rightarrow
Anascience
\rightarrow
Metascience
\rightarrow
ETA
به این ترتیب، RCT از یک طبقه بندی معرفتی به یک معماری گذار معرفتی تبدیل می شود.
⸻
۱۳. پیامد برای هوش مصنوعی
این نقطه، محل اتصال مستقیم مقاله به آینده هوش مصنوعی است.
هوش مصنوعی موجود عمدتا در لایه های داده، بازنمایی، پیش بینی و تولید عمل می کند. اما یک هوش معناگرا باید بتواند میان سطوح مختلف شناخت حرکت کند.
می توان چهار سطح را چنین تعریف کرد:
AI-Science
دریافت و طبقه بندی داده:
Data \rightarrow Representation
AI-Anascience
کشف روابط پنهان:
Representation \rightarrow Hidden\ Structure
AI-Metascience
تولید و سازمان دهی معنا:
Hidden\ Structure \rightarrow Meaning\ Model
AI-ETA
حفظ و تحلیل افق معنایی:
Meaning\ Model \rightarrow Source\ Orientation
در اینجا هدف ساختن ماشینی نیست که «وحی دریافت کند» یا ادعای دسترسی به منشا متافیزیکی داشته باشد؛ بلکه هدف، طراحی معماری ای است که سطح منشاشناختی پرسش از معنا را در خود به رسمیت بشناسد.
این تمایز برای یک چارچوب علمی ضروری است.
⸻
۱۴. ملاصدرا و ایده «دانستن به مثابه تحول»
یکی از عمیق ترین نقاط تماس با RCT در اینجا ظاهر می شود.
در قرائت های پژوهشی از ملاصدرا، معرفت صرفا انتقال یک تصویر به ذهن نیست؛ معرفت با حضور، وجود و تحول نفس پیوند دارد. (OUP Academic)
این ایده در RCT به یک اصل معماری تبدیل می شود:
Knowledge_{n+1}
\neq
Knowledge_n
زیرا هر چرخه شناختی باید بتواند وضعیت ناظر را تغییر دهد:
O_{n+1}=F(O_n,M_n,R_n)
که در آن:
- O_n: وضعیت شناختی ناظر؛
- M_n: وضعیت معنایی؛
- R_n: بازتاب.
بنابراین شناخت یک عملیات صرفا اطلاعاتی نیست؛ بلکه عملیات تغییر وضعیت ناظر است.
این مفهوم برای طراحی سامانه های شناختی بسیار مهم است.
سامانه ای که پس از پردازش اطلاعات دقیقا در همان وضعیت معنایی قبلی باقی بماند، ممکن است پردازنده قدرتمندی باشد، اما هنوز لزوما یک سامانه «بازتابی» نیست.
⸻
۱۵. از «وجود» تا «معنا»
یکی دیگر از عناصر مهم فلسفه صدرایی که می تواند برای RCT الهام بخش باشد، پیوند میان وجود، intelligibility و ارزش است. در پژوهش های دانشگاهی درباره ملاصدرا، بر این نکته تاکید شده که در نظام او، وجود نه امری صرفا ایستا بلکه بنیادی برای فهم پذیری و حتی ارزش هایی مانند خیر و کمال است. (OUP Academic)
RCT این رابطه را در زبان خود چنین بازخوانی می کند:
Existence
\rightarrow
Intelligibility
\rightarrow
Meaning
\rightarrow
Value
\rightarrow
Action
این معادله ادعای نقل فلسفه ملاصدرا نیست؛ بلکه بازصورت بندی RCT از یک امکان نظری الهام گرفته از سنت صدراییاست.
در اینجا معنا دیگر یک برچسبی نیست که ذهن دلخواهانه بر داده قرار دهد.
معنا باید با ساختار وجود، رابطه، ارزش و کنش ارتباط برقرار کند.
⸻
۱۶. از حکمت متعالیه به متاساینس
در این مرحله می توان اهمیت تاریخی نظری ملاصدرا برای RCT را روشن تر کرد.
حکمت متعالیه در پی آن بود که میان حوزه هایی که در سنت های مختلف از هم جدا شده بودند، نسبت برقرار کند: برهان، عرفان و وحی. پژوهش های جدید نیز همین وجه تلفیقی را از ویژگی های اساسی فلسفه صدرایی می دانند. (Ejournal UINSaid)
RCT مسئله ای مشابه را در زبان جدید مطرح می کند:
Science
\leftrightarrow
Anascience
\leftrightarrow
Metascience
\leftrightarrow
ETA
در هر دو مورد، مسئله اصلی حذف یک مرتبه به نفع مرتبه دیگر نیست.
مسئله، برقراری نسبت میان مراتب است.
از این منظر، می توان گفت که حکمت متعالیه برای RCT نه یک مدل آماده، بلکه یک پیشینه فکری برای امکان معماری چندمرتبه ای معرفت فراهم می کند.
⸻
۱۷. اصل عدم فروکاست
از این تطبیق یک اصل روش شناختی مهم برای RCT حاصل می شود:
هیچ مرتبه معرفتی نباید به مرتبه پایین تر خود فروکاسته شود.
بنابراین:
Meaning \neq Data
Reflection \neq Observation
Reason \neq Pattern\ Matching
و:
Source \neq Empirical\ Variable
این اصل دقیقا همان چیزی است که RCT را از تلاش برای تبدیل تمام مراتب شناخت به یک متغیر فیزیکی متمایز می کند.
در این معماری، Science حذف نمی شود؛ بلکه در جایگاه خود قرار می گیرد.
Anascience نیز جای Science را نمی گیرد.
Metascience جای Anascience را نمی گیرد.
و ETA Science نیز ادعای جایگزینی Science را ندارد.
بلکه:
L_1 \subset L_2 \subset L_3 \subset L_4
به صورت مفهومی بیانگر افزایش سطح سازمان دهی شناخت است، نه سلسله مراتب ارزشی ساده.
⸻
۱۸. نتیجه برای نظریه شناخت بازتابی
بررسی تطبیقی حاضر نشان می دهد که چهارلایه RCT را می توان در یک افق تاریخی و فلسفی گسترده تر قرار داد.
این معماری را می توان به صورت زیر خلاصه کرد:
\boxed{
Experience
\rightarrow
Reflection
\rightarrow
Reason
\rightarrow
Revelation
}
و در زبان RCT:
\boxed{
Science
\rightarrow
Anascience
\rightarrow
Metascience
\rightarrow
ETA\ Science
}
در اینجا «اثر ملاصدرا» به معنای آن نیست که اصطلاحات مدرن RCT مستقیما از آثار او استخراج شده اند. اثر او در سطحی عمیق تر قرار دارد: گشودن امکان نظری فهم معرفت به عنوان پدیده ای چندمرتبه ای، وجودی، حضوری و متصل به مراتب مختلف ادراک و حقیقت.
⸻
۱۹. نتیجه گیری نهایی
این مقاله کوشید رابطه ای ساختاری میان حکمت متعالیه ملاصدرا و معماری چهارلایه علم شناخت بازتابی برقرار کند.
نتیجه اصلی این نیست که RCT همان حکمت متعالیه است؛ چنین ادعایی هم از نظر تاریخی و هم از نظر روش شناختی نادرست خواهد بود.
مدعای دقیق تر این است:
حکمت صدرایی می تواند یکی از منابع مهم الهام فلسفی برای صورت بندی معماری چندلایه معرفت در علم شناخت بازتابی باشد.
در این بازخوانی:
Experience
\leftrightarrow
Science
Imagination/Intuition
\leftrightarrow
Anascience
Intellect
\leftrightarrow
Metascience
Revelation
\leftrightarrow
ETA\ Science
این تناظر، نه یک هم ارزی تاریخی، بلکه یک نگاشت مفهومی و ساختاری است.
اهمیت آن در این است که مسئله مراتب معرفت را از سطح فلسفه محض به سطح معماری شناخت منتقل می کند.
در نتیجه، پرسش جدید RCT چنین خواهد بود:
اگر شناخت دارای مراتب است، آیا می توان سامانه ای شناختی ساخت که این مراتب را تشخیص دهد، میان آن ها حرکت کند، و تفاوت میان داده، بازتاب، معنا، قانون و افق منشا را حفظ کند؟
پاسخ به این پرسش، نقطه اتصال حکمت متعالیه با علم شناخت بازتابی و در مرحله بعد با هوش مصنوعی معناگراست.
از این منظر، پروژه RCT صرفا تلاش برای افزودن یک نظریه دیگر به علوم شناختی نیست؛ بلکه تلاشی است برای بازتعریف معماری شناخت بر اساس مراتب دسترسی به معنا.
و در این معماری، Science پایان شناخت نیست؛ آغاز آن است.
Anascience سطح بازتاب است.
Metascience سطح قانون مندی معناست.
و ETA Science افق پرسش از منشا و امکان معناست.
بدین ترتیب، حرکت اصلی معماری چنین خواهد بود:
\boxed{
Data
\rightarrow
Reflection
\rightarrow
Meaning
\rightarrow
Law
\rightarrow
Source
}
و این همان نقطه ای است که «علم شناخت» می تواند از مطالعه صرف پردازش اطلاعات به مطالعه معماری معنا گذر کند.
⸻
منابع منتخب
- Mullā Ṣadrā, Ṣadr al-Dīn Muḥammad al-Shīrāzī. Al-Ḥikmah al-Mutaʿāliyah fī al-Asfār al-ʿAqliyyah al-Arbaʿah (The Transcendent Philosophy of the Four Intellectual Journeys). اثر اصلی ملاصدرا و منبع اولیه مهم برای مطالعه دستگاه حکمت متعالیه.
- Kalin, Ibrahim. Knowledge in Later Islamic Philosophy: Mulla Ṣadrā on Existence, Intellect, and Intuition. Oxford University Press, 2010. این اثر به طور ویژه برای تحلیل نظریه معرفت ملاصدرا، نسبت وجود و معرفت، عقل، شهود و علم حضوری اهمیت دارد. (OUP Academic)
- Kalin, Ibrahim. Mullā Ṣadrā. Oxford University Press, 2014. پژوهشی جامع درباره فلسفه، معرفت شناسی، وجودشناسی و حکمت متعالیه ملاصدرا. (OUP Academic)
- Baharis, Moh. Sholeh, & Ibrahim, Muh. Syahril Sidik. “Mulla Sadra’s Integrative Epistemology: Reason, Intuition, and Revelation.” Al-A’raf: Jurnal Pemikiran Islam dan Filsafat, 23(1), 2026, pp. 125–146. این پژوهش معاصر، ساختار تلفیقی معرفت شناسی ملاصدرا و نسبت برهان، شهود و وحی را بررسی می کند. (Ejournal UINSaid)
- Internet Encyclopedia of Philosophy. “Sadra — Epistemology.” مدخل پژوهشی درباره نظریه معرفت ملاصدرا، از جمله علم حضوری، رابطه داننده و دانسته و جایگاه معرفت در نظام وجودشناختی او. (Internet Encyclopedia of Philosophy)
- Ṣadrā, Mullā. Al-Asfār, vol. III، مباحث مربوط به مراتب ادراک و تفاوت حس، خیال، ادراک معنای غیرمحسوس و تعقل؛ برای بررسی تطبیقی مراتب ادراک با معماری چهارلایه RCT. (London Academy of Iranian Studies)