هیروشیما و حقوق بین الملل

16 مرداد 1405 - خواندن 21 دقیقه - 17 بازدید

« هیروشیما؛ روزی که انسان از سایه سلاح هسته ای ترسید و حقوق بین الملل معنایی تازه یافت »



( به مناسبت ششم و نهم اوت؛ سالروز بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی )


نویسنده : سید کیهان اسدی

پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه

S.kayhanasadi@gmail.com


مقدمه:

«گاهی تاریخ، تنها روایت گذشته نیست؛ هشداری است که اگر شنیده نشود، آینده را نیز خواهد سوزاند.»

در تقویم جهان، روزهایی وجود دارند که تنها با اعداد و تاریخ ها شناخته نمی شوند؛ بلکه با رنج انسان ها، سکوت بازماندگان و مسئولیت مشترک جامعه جهانی معنا پیدا می کنند. ششم و نهم اوت، از همین روزهاست؛ دو تاریخی که نام شهرهای Hiroshima و Nagasaki را برای همیشه در حافظه بشریت ثبت کردند.

در اوت ۱۹۴۵ و در واپسین روزهای جنگ جهانی دوم، ایالات متحده آمریکا دو بمب اتمی را بر این دو شهر فرود آورد. این حملات، درکنار ویرانی گسترده، به کشته شدن شمار بسیار زیادی از غیرنظامیان و ایجاد آثار طولانی مدت ناشی از تشعشعات هسته ای انجامید؛آثاری که نسل های بعد نیز با پیامدهای آن روبه رو شدند.

صرف نظر از دیدگاه های متفاوت مورخان درباره تاثیر این حملات بر پایان جنگ، یک واقعیت انکارناپذیر باقی مانده است: رنج انسانی ناشی از به کارگیری سلاح هسته ای، یکی از تلخ ترین فصل های تاریخ معاصر است.

امروز، پس از گذشت بیش از هشت دهه، پرسش اصلی دیگر این نیست که جنگ چگونه پایان یافت؛ بلکه این است که آیا جامعه جهانی توانسته است از آن تجربه، درسی برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی بگیرد؟

هیروشیما؛ شهری که به نماد صلح تبدیل شد

تاریخ، گاه از دل بزرگ ترین تراژدی ها، بزرگ ترین پیام ها را می آفریند. هیروشیما امروز نه فقط شهری بازسازی شده، بلکه نمادی جهانی برای صلح، خلع سلاح هسته ای و یادآوری ارزش جان انسان است.

در این شهر، خاطره قربانیان به ابزاری برای ترویج نفرت تبدیل نشد؛ بلکه به دعوتی برای گفت وگو، همزیستی و پیشگیری از تکرارجنگ های ویرانگر بدل گردید. این دگرگونی، نشان می دهد که حتی عمیق ترین زخم های تاریخ نیز می توانند به انگیزه ای برای ساختن آینده ای مسئولانه تر تبدیل شوند.

حقوق بین الملل بشردوستانه؛ قانون در میانه جنگ

جنگ، هرچند همواره با خشونت همراه بوده است، اما حقوق بین الملل کوشیده است حتی در سخت ترین شرایط نیز حداقلی از انسانیت راحفظ کند. حقوق بین الملل بشردوستانه بر این اندیشه استوار است که حتی در زمان مخاصمه مسلحانه نیز جان و کرامت انسان نبایدبه طور نامحدود در معرض خطر قرار گیرد.

از همین رو، اصولی مانند تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامیان، تناسب، احتیاط در حمله و ممنوعیت ایجاد رنج غیرضروری به ستون های اصلی این نظام حقوقی تبدیل شده اند.

اگرچه در سال ۱۹۴۵ بسیاری از قواعد امروزی هنوز به شکل کنونی تدوین نشده بودند، اما تجربه هیروشیما و ناگازاکی تاثیر عمیقی برتحول حقوق بین الملل بشردوستانه و گسترش تلاش های جهانی برای محدود کردن آثار فاجعه بار جنگ، به ویژه در حوزه سلاح های کشتارجمعی، بر جای گذاشت.

وقتی علم از اخلاق فاصله می گیرد

انرژی هسته ای، یکی از بزرگ ترین دستاوردهای علمی بشر است؛ اما تاریخ نشان داده است که هر پیشرفت علمی، اگر از اخلاق ومسئولیت انسانی جدا شود، می تواند به ابزاری برای ویرانی تبدیل گردد.

هیروشیما و ناگازاکی، تنها قربانیان یک جنگ نبودند؛ آن ها نماد مسئولیت سنگین دانش، سیاست و حقوق در برابر انسان هستند. فناوری، زمانی ارزشمند است که در خدمت زندگی باشد، نه نابودی آن.

از همین رو، جامعه جهانی پس از جنگ جهانی دوم، تلاش کرد با توسعه قواعد حقوق بین الملل، ایجاد نهادهای بین المللی و گسترش رژیم های کنترل تسلیحات، احتمال تکرار چنین فجایعی را کاهش دهد.

مسئولیت مشترک جامعه جهانی

هیروشیما و ناگازاکی تنها متعلق به تاریخ ژاپن نیستند؛ بخشی از حافظه مشترک بشریت اند. هر سال که جهان سالگرد این دو رویداد را گرامی می دارد، در واقع یادآوری می کند که امنیت پایدار نه از مسیر مسابقه تسلیحاتی، بلکه از راه گفت وگو، اعتمادسازی، اجرای حقوق بین الملل و احترام به کرامت انسان به دست می آید.

امروز نیز، با وجود پیشرفت های حقوقی، خطر گسترش سلاح های هسته ای همچنان یکی از مهم ترین دغدغه های امنیت بین المللی است. این واقعیت، اهمیت نقش دولت ها، سازمان های بین المللی و جامعه مدنی را در تقویت نظام منع اشاعه و فرهنگ صلح دوچندان می کند.

از خاکستر هیروشیما تا تولد نظم نوین حقوق بین الملل

گاهی یک حادثه، تنها یک شهر را ویران نمی کند؛ بلکه اندیشه حقوقی یک جهان را دگرگون می سازد. بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی از جمله رویدادهایی بود که نگاه دولت ها و حقوقدانان را نسبت به ماهیت جنگ، حدود استفاده از زور و ضرورت حمایت از غیرنظامیان تغییر داد.

جنگ جهانی دوم نشان داد که پیشرفت فناوری، اگر بدون نظارت حقوقی و اخلاقی باشد، می تواند در مدت چند ثانیه، هزاران انسان را قربانی کند و آثار آن را برای دهه ها و حتی نسل ها بر جای گذارد. از همین رو، جامعه بین المللی پس از پایان جنگ، به این نتیجه رسید که صلح تنها با پایان یافتن یک جنگ برقرار نمی شود؛ بلکه باید قواعدی ایجاد شود که از وقوع فجایع مشابه جلوگیری کند.

در همین چارچوب، تاسیس سازمان ملل متحد United Nations در سال ۱۹۴۵ را می توان یکی از مهم ترین پاسخ های جامعه جهانی به ویرانی های جنگ جهانی دوم دانست. منشور این سازمان، حفظ صلح و امنیت بین المللی را در صدر اهداف خود قرار داد و تلاش کرد استفاده از زور را به استثنایی محدود تبدیل کند، نه ابزاری عادی در روابط میان دولت ها.

حقوق بین الملل بشردوستانه؛ حتی جنگ نیز قانون دارد

یکی از مهم ترین دستاوردهای تمدن حقوقی بشر، پذیرش این اصل است که جنگ نیز قانون دارد. حقوق بین الملل بشردوستانه بر ایناندیشه استوار است که حتی در شرایط مخاصمه مسلحانه، کرامت انسان نباید نادیده گرفته شود.

این نظام حقوقی بر چند اصل بنیادین استوار است:

اصل تفکیک (Distinction)

طرف های مخاصمه باید همواره میان اهداف نظامی و غیرنظامیان تمایز قائل شوند. حملات نباید به گونه ای باشد که جمعیت غیرنظامی راهدف قرار دهد یا بدون تمایز میان نظامیان و غیرنظامیان عمل کند.

فاجعه هیروشیما و ناگازاکی، همواره در مباحث مربوط به این اصل مورد توجه حقوقدانان قرار گرفته است؛ زیرا آثار این حملات، بخش وسیعی از جمعیت غیرنظامی را دربر گرفت و پیامدهای آن سال ها ادامه یافت.

اصل تناسب (Proportionality)

حتی زمانی که هدف نظامی مشروع باشد، میزان خسارت قابل پیش بینی به غیرنظامیان نباید در مقایسه با مزیت نظامی مورد انتظار،نامتناسب باشد. این اصل، یکی از مهم ترین ابزارهای محدودکننده خشونت در حقوق مخاصمات مسلحانه است.

اصل احتیاط (Precaution)

فرماندهان نظامی مکلف اند همه اقدامات ممکن را برای کاهش خسارات وارده به غیرنظامیان انجام دهند. انتخاب نوع سلاح، زمان حمله و شیوه اجرای عملیات باید با رعایت این اصل صورت گیرد.

ممنوعیت ایجاد رنج غیرضروری

حقوق بین الملل همواره کوشیده است استفاده از وسایل و روش هایی را که موجب درد و رنج غیرضروری می شوند، محدود یا ممنوع کند. این اصل، یکی از مبانی مهم توسعه قواعد مربوط به کنترل تسلیحات و ممنوعیت برخی سلاح ها در حقوق بین الملل معاصر بوده است.

معاهدات بین المللی؛ تلاش برای مهار خطر هسته ای

هیروشیما و ناگازاکی به جامعه جهانی آموخت که اگر استفاده از سلاح های هسته ای مهار نشود، امنیت بین المللی همواره در معرض تهدید خواهد بود. به همین دلیل، دولت ها طی دهه های بعد، مجموعه ای از معاهدات بین المللی را برای کنترل این خطر تصویب کردند.

مهم ترین این اسناد عبارت اند از:

معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای (NPT)

این معاهده که در سال ۱۹۶۸ به تصویب رسید، سه هدف اصلی را دنبال می کند:

• جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای؛

• توسعه استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای؛

• پیشبرد مذاکرات درباره خلع سلاح هسته ای.

این معاهده همچنان ستون اصلی رژیم جهانی منع اشاعه به شمار می رود.

معاهده منع جامع آزمایش های هسته ای (CTBT)

هدف این سند، ممنوع کردن تمامی آزمایش های انفجاری هسته ای است تا روند توسعه و تکمیل سلاح های هسته ای محدود شود. هرچنداین معاهده هنوز به مرحله لازم برای لازم الاجرا شدن نرسیده است، اما نقش مهمی در شکل دهی هنجارهای بین المللی ایفا کرده است.

معاهده منع سلاح های هسته ای (TPNW)

این معاهده که در سال ۲۰۱۷ تصویب شد، گامی مهم در جهت تقویت رویکرد بشردوستانه نسبت به سلاح های هسته ای است. این سند،تولید، نگهداری، انتقال، تهدید به استفاده و استفاده از سلاح های هسته ای را برای دولت های عضو ممنوع می کند.

اگرچه همه قدرت های هسته ای به این معاهده نپیوسته اند، اما تصویب آن نشان دهنده افزایش نگرانی جامعه جهانی نسبت به پیامدهای انسانی این سلاح هاست.

مسئولیت شورای امنیت؛ فراتر از صدور قطعنامه

مطابق منشور سازمان ملل، United Nations Security Council ، شورای امنیت مسئول اصلی حفظ صلح و امنیت بین المللی است. این شورا علاوه بر واکنش به تهدیدهای فوری، باید با تقویت دیپلماسی، پیشگیری از منازعات و حمایت از اجرای معاهدات بین المللی، ازوقوع فجایع مشابه جلوگیری کند.

هرچند عملکرد شورای امنیت همواره با چالش هایی مانند حق وتو و اختلاف منافع و مصالح قدرت های بزرگ روبه رو بوده است، امامسئولیت حقوقی و اخلاقی این نهاد در قبال جلوگیری از گسترش جنگ های ویرانگر، همچنان پابرجاست.

مسئولیت دولت ها؛ امنیت بدون انسانیت، امنیت نیست

حفظ امنیت ملی، حق مشروع هر دولت است؛ اما این حق باید در چارچوب قواعد حقوق بین الملل اعمال شود. هیچ هدف امنیتی نمی تواندمجوز نادیده گرفتن اصول بنیادین حقوق بشردوستانه یا بی توجهی به جان غیرنظامیان باشد.

از همین رو، دولت ها وظیفه دارند:

• از توسعه و گسترش سلاح های کشتار جمعی جلوگیری کنند؛

• تعهدات خود ذیل معاهدات بین المللی را اجرا نمایند؛

• آموزش حقوق بین الملل بشردوستانه را در نیروهای مسلح تقویت کنند؛

• در مذاکرات مربوط به خلع سلاح و اعتمادسازی مشارکت فعال داشته باشند.

صلح پایدار زمانی تحقق می یابد که امنیت و کرامت انسانی در کنار یکدیگر مورد حمایت قرار گیرند، نه در تقابل با یکدیگر.

از هیروشیما تا لاهه؛ آیا حقوق بین الملل توانسته است از تکرار فاجعه جلوگیری کند؟

یکی از مهم ترین پرسش هایی که هر سال با فرارسیدن ششم و نهم اوت مطرح می شود، این نیست که «چه اتفاقی در سال ۱۹۴۵ رخداد؟»؛ بلکه این است که حقوق بین الملل امروز تا چه اندازه توانسته است مانع تکرار چنین فاجعه ای شود؟

پاسخ به این پرسش، ساده نیست. از یک سو، جامعه جهانی پس از جنگ جهانی دوم شاهد تحول چشمگیر حقوق بین الملل بوده است؛منشور سازمان ملل متحد، کنوانسیون های ژنو ۱۹۴۹، پروتکل های الحاقی ۱۹۷۷، گسترش رژیم منع اشاعه سلاح های هسته ای و ایجادسازوکارهای بین المللی حل وفصل اختلافات، همگی نشان می دهند که اراده ای جدی برای محدود کردن خشونت وجود داشته است.

از سوی دیگر، واقعیت های سیاسی جهان نیز نشان می دهد که رقابت های ژئوپلیتیکی، توسعه فناوری های نظامی و استمرار بازدارندگی هسته ای، همچنان خطر استفاده از این سلاح ها را به طور کامل از میان نبرده است.

در نتیجه، می توان گفت حقوق بین الملل ابزارهای مهمی برای پیشگیری ایجاد کرده است، اما موفقیت این ابزارها در نهایت به اراده دولت ها برای اجرای تعهداتشان وابسته است.

رای مشورتی دیوان بین المللی دادگستری؛ نقطه عطفی در حقوق هسته ای

یکی از مهم ترین اسناد حقوقی درباره سلاح های هسته ای، رای مشورتی سال ۱۹۹۶ International Court of Justice دربارهمشروعیت تهدید یا استفاده از سلاح های هسته ای است.

دیوان در این نظر مشورتی، با تاکید بر اصول بنیادین حقوق بین الملل بشردوستانه، اعلام کرد که هرگونه استفاده از سلاح باید با قواعدی مانند اصل تفکیک، اصل تناسب، اصل احتیاط و ممنوعیت ایجاد رنج غیرضروری سازگار باشد.

در عین حال، دیوان نتوانست درباره همه فروض ممکن، به نتیجه ای قطعی برسد و همین موضوع، بحث های گسترده ای را میان حقوقدانان برانگیخت. با وجود این، رای دیوان اهمیت زیادی دارد؛ زیرا بار دیگر یادآور شد که حتی در دشوارترین شرایط امنیتی نیز، حقوق بین الملل چارچوب هایی را برای حمایت از انسان ها مقرر کرده است.

کمیته بین المللی صلیب سرخ؛ وجدان بشردوستانه در میانه جنگ

در کنار دولت ها و سازمان ملل، نقش International Committee of the Red Cross در توسعه و ترویج حقوق بین الملل بشردوستانه بسیار برجسته است.

این نهاد طی دهه های گذشته، با استناد به آثار فاجعه بار انسانی سلاح های هسته ای، بارها بر این نکته تاکید کرده است که پیامدهای چنین سلاح هایی با اصول بنیادین حقوق بشردوستانه سازگار نیست. از نگاه این نهاد، خسارات گسترده، آثار طولانی مدت بر سلامت انسان، محیط زیست و نسل های آینده، چالش های جدی برای امکان رعایت قواعد انسانی در صورت استفاده از سلاح های هسته ای ایجاد می کند.

قربانیان خاموش؛ میراثی که نسل ها حمل کردند

اگر ویرانی ساختمان ها را بتوان در چند سال بازسازی کرد، ویرانی جسم و روان انسان ها گاه دهه ها باقی می ماند. بسیاری ازبازماندگان هیروشیما و ناگازاکی سال ها با بیماری های ناشی از پرتوهای هسته ای، از جمله برخی سرطان ها و دیگر عوارض جسمی،دست وپنجه نرم کردند. افزون بر آن، آسیب های روانی، داغ از دست دادن خانواده ها و نگرانی های مرتبط با سلامت نسل های بعد نیزبخشی از پیامدهای این فاجعه بود.

امروز، در حقوق بین الملل محیط زیست و حقوق بشر، بیش از گذشته به این واقعیت توجه می شود که آثار برخی سلاح ها تنها محدود به میدان نبرد نیست، بلکه می تواند محیط زیست، سلامت عمومی و حقوق نسل های آینده را نیز تحت تاثیر قرار دهد. این نگاه، مفهوم عدالت بین نسلی را تقویت کرده است؛ مفهومی که بر مسئولیت نسل حاضر در قبال نسل های آینده تاکید دارد.

مسابقه تسلیحاتی؛ تهدیدی که هنوز پایان نیافته است

جهان پس از جنگ جهانی دوم وارد دوره ای شد که رقابت تسلیحاتی، به ویژه در حوزه هسته ای، یکی از مهم ترین ویژگی های آن بود. هرچند توافق ها و معاهدات متعددی برای کنترل این روند به تصویب رسید، اما هنوز هزاران کلاهک هسته ای در جهان وجود دارد و همین امر نشان می دهد که خطر به طور کامل از میان نرفته است.

امنیت پایدار، تنها با انباشت تسلیحات حاصل نمی شود. تجربه تاریخ نشان داده است که اعتمادسازی، گفت وگو، دیپلماسی، احترام متقابل و اجرای صادقانه تعهدات بین المللی، ابزارهایی موثرتر برای کاهش خطر درگیری های ویرانگر هستند.

دانشگاه ها؛ سنگرهای صلح

یکی از مهم ترین درس های هیروشیما و ناگازاکی این است که پیشگیری از جنگ، تنها وظیفه سیاستمداران نیست.

دانشگاه ها، مراکز پژوهشی، رسانه ها، نویسندگان، روزنامه نگاران و نهادهای مدنی نیز در شکل دهی فرهنگ صلح نقش دارند.

دانشجوی حقوق، زمانی که اصول حقوق بشردوستانه را می آموزد، در واقع با زبانی آشنا می شود که هدف آن محدود کردن رنج انسان هاست. پژوهشگر علوم سیاسی، با مطالعه علل جنگ، راه های پیشگیری از آن را جست وجو می کند و روزنامه نگار مسئول، با روایت دقیق و مستند تاریخ، حافظه جمعی جامعه را زنده نگه می دارد.

به همین دلیل، آموزش حقوق بین الملل و فرهنگ صلح، نه یک فعالیت صرفا دانشگاهی، بلکه سرمایه گذاری برای آینده بشریت است.

حافظه ای که نباید خاموش شود

هیروشیما و ناگازاکی امروز تنها نام دو شهر نیستند؛ آن ها بخشی از حافظه اخلاقی جهان اند. هر بار که نام این دو شهر برده می شود،باید این پرسش نیز در ذهن ما زنده شود که آیا انسان از گذشته خود درس گرفته است؟

پاسخ به این پرسش، نه در کتاب های تاریخ، بلکه در رفتار امروز دولت ها، سازمان های بین المللی و جامعه جهانی نهفته است. اگر حقوق بین الملل بتواند از یک کودک، یک بیمارستان، یک مدرسه یا یک شهر در برابر ویرانی جنگ محافظت کند، آنگاه می توان گفت بخشی ازدرس های هیروشیما به ثمر نشسته است .

هیروشیما؛ دادگاهی که هنوز در وجدان بشریت برپاست

در حقوق، بسیاری از پرونده ها روزی مختومه می شوند؛ رای صادر می شود، حکم اجرا می شود و پرونده در بایگانی قرار می گیرد. اما درتاریخ بشر، پرونده هایی وجود دارند که هرگز بسته نمی شوند. هیروشیما و ناگازاکی از همین دست اند؛ نه به این دلیل که هنوز اختلافی حقوقی درباره آن ها باقی مانده است، بلکه زیرا پرسش های اخلاقی و انسانی برآمده از آن ها همچنان پیش روی جامعه جهانی قرار دارد.

آیا می توان امنیت را بر ویرانه های شهرها بنا کرد؟ آیا هیچ مصلحت نظامی می تواند رنج هزاران غیرنظامی را توجیه کند؟ آیا پیشرفت علمی، بدون مسئولیت اخلاقی و حقوقی، به پیشرفت واقعی می انجامد؟ این پرسش ها همچنان بخشی از گفت وگوی جهانی درباره جنگ،صلح و مسئولیت دولت ها هستند.

مسئولیتی که بر دوش همه دولت هاست

امروز، بیش از هشتاد سال پس از آن رویدادها، جهان با چالش های امنیتی تازه ای روبه رو است. رقابت های ژئوپلیتیکی، پیشرفت فناوری های نظامی، تهدیدهای سایبری و نگرانی های مرتبط با تسلیحات نوین، نشان می دهد که حفظ صلح، وظیفه ای پایان پذیر نیست.

دولت ها بر اساس منشور سازمان ملل متحد، تعهد دارند اختلافات خود را از راه های مسالمت آمیز حل وفصل کنند و از تهدید یا توسل به زور، جز در مواردی که حقوق بین الملل به صراحت اجازه داده است، خودداری نمایند. این تعهد تنها یک الزام حقوقی نیست؛ بلکه مسئولیتی در برابر نسل های آینده است.

شورای امنیت؛ میان مسئولیت و واقعیت

United Nations Security Council مهم ترین نهاد مسئول حفظ صلح و امنیت بین المللی است. با این حال، تجربه دهه های گذشته نشان داده است که این شورا گاه به دلیل اختلاف دیدگاه میان اعضای دائم، با دشواری هایی در انجام ماموریت خود مواجه می شود.

این واقعیت نباید به تضعیف حقوق بین الملل بینجامد؛ بلکه باید انگیزه ای برای تقویت چندجانبه گرایی، افزایش اعتماد میان دولت ها واصلاح سازوکارهای همکاری بین المللی باشد. هرچه نهادهای بین المللی کارآمدتر و همکاری میان دولت ها گسترده تر باشد، احتمال تکرارفجایع انسانی کاهش می یابد.

حقوق بشر و حقوق بشردوستانه؛ دو بال یک آرمان

اگر حقوق بشر، از کرامت انسان در زمان صلح پاسداری می کند، حقوق بین الملل بشردوستانه می کوشد همین کرامت را در سخت ترین شرایط، یعنی هنگام جنگ، حفظ کند. این دو نظام حقوقی رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه مکمل هم اند.

درس بزرگ هیروشیما آن است که حمایت از انسان، نباید به زمان صلح محدود شود. هنگامی که جنگ آغاز می شود، اتفاقا ضرورت احترام به قواعد انسانی بیش از هر زمان دیگری احساس می شود.

پیام هیروشیما برای نسل امروز

نسل امروز شاید صدای آژیرهای سال ۱۹۴۵ را نشنیده باشد، اما مسئولیت دارد پیام آن روزها را فراموش نکند. فناوری هر روزپیشرفته تر می شود، اما اگر اخلاق، حقوق و مسئولیت پذیری همگام با آن رشد نکنند، خطرهای تازه ای پدید خواهد آمد.

به همین دلیل، آموزش حقوق بین الملل، تقویت فرهنگ گفت وگو، احترام به حقوق بشر، سرمایه گذاری بر دیپلماسی و حمایت از نهادهای بین المللی، صرفا انتخاب های سیاسی نیستند؛ بلکه ابزارهایی برای حفاظت از آینده انسان اند.


سخن پایانی؛ صلح، بزرگ ترین میراثی است که می توان برای آینده به جا گذاشت

ششم و نهم اوت، تنها یادآور دو انفجار نیستند؛ یادآور مسئولیت مشترک همه ما هستند. این دو تاریخ، به ما هشدار می دهند که جنگ،حتی اگر روزی پایان یابد، آثار آن ممکن است دهه ها و نسل ها باقی بماند.

هیروشیما و ناگازاکی امروز بیش از آنکه نماد ویرانی باشند، نماد تعهد جهانی به جلوگیری از تکرار ویرانی هستند. هرمعاهده ای که برای محدود کردن تسلیحات تصویب می شود، هر مذاکره ای که به کاهش تنش ها می انجامد، هر گامی که برای آموزش حقوق بشردوستانه برداشته می شود و هر تلاشی که برای حمایت از غیرنظامیان صورت می گیرد، ادامه همان درسی است که تاریخ بابهایی سنگین به بشریت آموخت.

شاید بزرگ ترین ادای احترام به قربانیان هیروشیما و ناگازاکی، نه تنها برگزاری مراسم سالگرد، بلکه ساختن جهانی باشد که در آنقدرت، جای خود را به مسئولیت؛ رقابت، جای خود را به گفت وگو؛ و ترس، جای خود را به اعتماد بدهد.

در پایان، باید پذیرفت که صلح، محصول سکوت سلاح ها به تنهایی نیست؛ صلح زمانی پایدار می شود که حقوق بین الملل اجرا شود، کرامتانسان در همه شرایط محترم شمرده شود و دولت ها منافع کوتاه مدت را بر امنیت و انسانیت درازمدت ترجیح ندهند.