نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جوامع

17 مرداد 1405 - خواندن 14 دقیقه - 20 بازدید
نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جوامع


نقش خبرنگاران و روزنامه نگاری ساختاریافته در ارتقاء تاب آوری جوامع در مواجهه با بحران ها

به قلم دکتر جواد طلسچی یکتا – بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران


چارچوب مفهومی تاب آوری اجتماعی و نقش بنیادین رسانه

تاب آوری اجتماعی در مباحث جامعه شناسی ارتباطات و مدیریت بحران، به ظرفیت حیاتی یک سیستم اجتماعی برای مواجهه با شوک های برون زا، استرس های حاد، حفظ کارکردهای اصلی و انطباق پویا در راستای بازسازی پس از بحران اطلاق می شود. بحران ها—چه در قالب بلایای طبیعی، پاندمی های بهداشتی و اختلالات اقتصادی، و چه در صوتی پیچیده تر مانند مناقشات مسلحانه و جنگ ها—زیرساخت های فیزیکی، روانی و اجتماعی جوامع را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند.

در این چارچوب، تاب آوری حاکی از یک ویژگی ایستا یا صرفا مقاومت منفعلانه نیست؛ بلکه فرایندی تکاملی و وابسته به میزان سرمایه اجتماعی، سطح اعتماد عمومی، همبستگی جمعی و عدالت ارتباطی است. پژوهشگران علوم اجتماعی با استناد به نظریات سرمایه اجتماعی نشان داده اند که شبکه های ارتباطی و اعتماد متقابل میان شهروندان و نهادها، شالوده اصلی پایداری جوامع در برابر فروپاشی را تشکیل می دهند.

در زیست بوم ارتباطی معاصر، خبرنگاران و روزنامه نگاران به عنوان معماران اصلی جریان اطلاعات و واسط های کلیدی میان سطوح مختلف جامعه عمل می کنند1. هنگام وقوع بحران، نیاز جامعه به اطلاعات شفاف، دقیق و قابل اتکا به نقطه اوج خود می رسد.

نحوه گزارش گری و روایت پردازی خبری می تواند پیامدهای روان شناختی و رفتاری عمیقی در سطح جمعی بر جای بگذارد؛ جریان سالم اطلاعات قادر است اعتماد عمومی را بازسازی کند،

اضطراب ناشی از عدم قطعیت را کاهش دهد و حس عاملیت جمعی را برانگیزد. در مقابل، انتشار اخبار غیرمسئولانه، هیجان زده و فاقد زمینه ساختاری، به فرسایش سرمایه اجتماعی، اشاعه شایعات، شیوع تعارضات درونی و تعمیق تروماهای جمعی می انجامد. از این رو، تحلیل نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جامعه نیازمند تبیین رویکردهای حرفه ای، مکانیزم های روان شناختی تاثیرگذاری رسانه و الزامات ساختاری حرفه روزنامه نگاری است.


الگوی نظری و رویکردهای نوین روزنامه نگاری تاب آوری

الگوهای سنتی روزنامه نگاری بحران غالبا بر «سوگیری منفی» و برجسته سازی استثنایی ابعاد ویرانگر فاجعه، آمار تلفات و ناکارآمدی ها استوار بوده اند.

اگرچه انعکاس کاستی ها از وظایف نظارتی مطبوعات محسوب می شود، اما تمرکز یک جانبه بر جنبه های سیاه و ناامیدکننده، مخاطبان را دچار پدیده «درماندگی آموخته شده» و یاس اجتماعی می سازد.

در پاسخ به این چالش، نظریه پردازان ارتباطات رویکردهای جدیدی را تدوین کرده اند که با حفظ استقلال حرفه ای و نگاه نقادانه، توان انطباق پذیری و بازسازی جامعه را تقویت می کنند.

روزنامه نگاری ساختارگرا و راهکارمحور از چارچوب های نوینی هستند که پوشش خبری را از مرحله بازنمایی صرف مشکل به سمت تحلیل زمینه و ارزیابی راهکارهای عملی هدایت می کنند.

در این الگو، خبرنگار تلاش می کند علاوه بر تشریح ابعاد بحران، پاسخ های جامعه، اقدامات نهادها و مدل های موفق انطباق را به دقت بررسی کند. این نحوه روایت گری با نشان دادن قابلیت های افقی جامعه و اراده جمعی، احساس توانمندی را در مخاطبان زنده نگه می دارد و زمینه را برای جلب مشارکت های مردمی و بازسازی روانی فراهم می سازد.

در همین راستا، رویکرد «روزنامه نگاری صلح» و «روایت های ترمیم کننده» در بحران های ناشی از مناقشات و جنگ ها جایگاه ویژه ای می یابند5. روزنامه نگاری صلح با پرهیز از دو قطبی سازی، نفرت پراکنی و تحریف های هیجان مدار، بر تحلیل ریشه ای چالش ها و یافتن بستر های متقابل ثبات تاکید می ورزد.

روایت های ترمیم کننده نیز داستان های واقعی از پایداری، بازسازی فردی و جمعی و التیام پس از سانحه را برجسته می کنند. این رویکردها حافظه جمعی جامعه را از انفعال رها ساخته و چشم اندازی روشن برای آینده ترسیم می نمایند.

تلفیق این الگوها به تدوین «مدل پوشش خبری آگاهانه از منظر روان شناختی» منجر شده است. این مدل بر این فرض استوار است که انتشار بدون ملاحظه اخبار تکان دهنده و تصاویر دلخراش، موجب بروز تروماهای روانی ثانویه در سطح جامعه می شود.

بر اساس این الگوی جامع، جریان اطلاعات باید به گونه ای طراحی شود که اخبار منفی با گزارش های راهکارمحور و امیدبخش متعادل گشته، به تنوع فرهنگی احترام گذاشته شود، و با ایجاد حس پیوستگی جمعی، بستری مناسب برای «رشد پس از سانحه» در ابعاد اجتماعی و روانی فراهم گردد.


ابعاد چندگانه عملکرد خبرنگاران در مراحل مختلف بحران

کنشگری خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جامعه فرایندی پویا و استمراریافته است که باید در سه فاز تمایزیافته شامل پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران مورد تحلیل قرار گیرد1.

در فاز پیش از بحران، ارتقاء تاب آوری بر پایه پیشگیری، آگاهی بخشی و آموزش عمومی شکل می گیرد. در این مرحله، خبرنگاران با تولید محتواهای آموزشی در خصوص مدیریت مخاطرات، راه های پناه گرفتن، و شیوه های واکنش سریع در برابر مخاطرات طبیعی یا بهداشتی، آمادگی ذهنی و رفتاری شهروندان را ارتقاء می دهند.

علاوه بر آموزش های فنی، بازنمایی هویت فرهنگی و تاریخچه تاب آوری جامعه در برابر چالش های گذشته، سرمایه فرهنگی و حس تعلق ملی را تقویت می کند.

همچنین، روزنامه نگاری تحقیقی در این فاز با ارزیابی نقادانه زیرساخت ها، شناسایی نقاط ضعف عمرانی یا مدیریتی و پاسخگو ساختن نهادها، نقش پیشگیرانه مهمی در کاهش آسیب پذیری های جامعه ایفا می نماید.

در فاز حین بحران، وظیفه اصلی خبرنگاران مدیریت جریان اطلاعات، کاهش عدم قطعیت و کنترل هیجانات مخرب جمعی است. هنگام بروز شوک های اولیه، جامعه دچار سردرگمی و اضطراب شدید می شود که این امر محیطی مناسب برای رشد سریع شایعات و اخبار گمراه کننده فراهم می سازد.

خبرنگاران با انتشار اخبار دقیق، به موقع و مستند، خلاء اطلاعاتی را پر کرده و مرجعی قابل اعتماد برای تصمیم گیری شهروندان ایجاد می کنند.

ارائه دستورالعمل های ایمنی شفاف و بازتاب ایثارگری ها و خدمات گروه های امدادی، نیروهای درمانی و کمک های مردمی، روحیه همبستگی و همدلی را در جامعه بیدار نگه می دارد و هراس عمومی را به کنشگری مثبت تبدیل می کند5.

در فاز پس از بحران، تمرکز روزنامه نگاری به سمت بازسازی روانی-اجتماعی، التیام جمعی و پاسخگویی نهادها معطوف می شود.

بازسازی فیزیکی بدون التیام روانی و حفظ انسجام اجتماعی کامل نخواهد بود. خبرنگاران در این مرحله با پیگیری مطالبات آسیب دیدگان، نظارت بر توزیع عادلانه منابع بازسازی و جلوگیری از تبعیض، اعتماد عمومی به فرایندهای ترمیمی را حفظ می کنند.

ایجاد بستری مکتوب و رسانه ای برای بازگو کردن تجربیات، ابراز غم و به اشتراک گذاری روایت های بازسازی، به فرایند التیام تروماهای جمعی سرعت می بخشد3. همچنین، گزارش های تحلیلی پدیدآمده در این فاز با آسیب شناسی مدیریت بحران، درس های آموخته شده را برای اصلاح قوانین و پروتکل های آتی مستند می سازند.


تحلیل مقایسه ای رویکردهای روزنامه نگاری در شرایط بحرانی

برای درک عمیق تر تفاوت میان پوشش خبری هیجان مدار سنتی و روزنامه نگاری ساختارگرا و تاب آور، ابعاد اصلی این دو الگو در قالب زیر مقایسه شده است:

شاخص ارزیابی روزنامه نگاری هیجان مدار و فاجعه محور روزنامه نگاری ساختارگرا و تاب آور تمرکز روایی اصلی برجسته سازی ویرانی، تلفات، ابعاد خسارت و آشفتگی محیطی تحلیل زمینه بحران، راهکارهای عملی و پاسخ های جمعی پیامد روان شناختی بر مخاطب ایجاد اضطراب وجودی، احساس درماندگی، انفعال و ناامیدی تقویت حس عاملیت، کاهش استرس و ایجاد امید واقع بینانه تاثیر بر سرمایه اجتماعی فرسایش اعتماد عمومی، تعمیق شکاف ها و ایجاد قطبی سازی تقویت همبستگی، بازسازی شبکه های حمایتی و تحکیم اعتماد رویکرد به عملکرد مسئولان افشاگری سطحی یا انعکاس یک طرفه ادعاهای رسمی نقد ساختارگرا، پاسخگو ساختن مستند و ارائه پیشنهادهای کارشناسی تاثیر بر چرخه مدیریت بحران تشدید بحران شناختی و بازتولید تروماهای روانی ثانویه تسهیل التیام جمعی، بازسازی جامعه محور و رشد پس از سانحه موقعیت تعریف شده برای مخاطب مصرف کننده منفعل اخبار هراس انگیز و شوک های روانی شهروند آگاه، کنشگر اجتماعی و مشارکت کننده در حل مسئله چالش های ساختاری، فیلترهای الگوریتمی و سواد رسانه ای مخاطبان

دگرگونی زیست بوم ارتباطی و تسلط شبکه های اجتماعی و پلتفرم های دیجیتال، محیط پیچیده ای را برای فعالیت خبرنگاران ایجاد کرده است.

الگوریتم های توزیع محتوا در فضای مجازی متکی بر نرخ تعامل کاربران طراحی شده اند و از آنجا که محتواهای هیجان انگیز، ترسناک و تفرقه افکن تعامل بیشتری ایجاد می کنند، سیستم های دیجیتال به صورت خودکار اخبار منفی را شتاب می بخشند.

این امر منجر به شکل گیری پدیده مرور مداوم اخبار منفی یا Doomscrolling در میان کاربران شده که سلامت روانی جمعی را به شدت تهدید می کند.

در چنین فضایی، ارتقاء تاب آوری جامعه پیوندی ناگسستنی با افزایش سواد رسانه ای و تاب آوری رسانه ای شهروندان پیدا می کند.

سواد رسانه ای شامل مجموعه ای از مهارت های شناختی برای دسترسی، تحلیل نقادانه، ارزیابی اعتبارسنجی و تولید مسئولانه محتوا است.

تاب آوری رسانه ای نیز به ظرفیت جامعه در برابر پردازش درست حجم عظیم اطلاعات، مقاومت در برابر فریب های خبری و واکنش متناسب به اخبار گمراه کننده اطلاق می شود.

خبرنگاران حرفه ای در عصر آشفتگی اطلاعاتی، وظیفه ای فراتر از مخابره ساده رویدادها بر عهده دارند؛ آنان باید به عنوان پالایش دهندگان خبری عمل کرده و اطلاعات خام و نادرست موجود در فضای مجازی را صحت سنجی نمایند.

ارائه تحلیل های زمینه محور، آشکارسازی تاکتیک های جنگ روانی و پایبندی به اصول اخلاقی نظیر صداقت، دقت و بی طرفی از سوی خبرنگاران، آموزش عملی سواد رسانه ای به مخاطبان محسوب می شود.

این تعامل دوسویه موجب می شود جامعه بتواند در مواجهه با اخبار فیک و عملیات های روانی، ثبات شناختی و روانی خود را حفظ نماید.


تاب آوری شغلی و روانی خبرنگاران: رکن پنهان تاب آوری جامعه

ایجاد تاب آوری در جامعه توسط خبرنگاران، مستلزم برخورداری خود آنان از سلامت روانی، امنیت شغلی و تاب آوری حرفه ای است.

خبرنگاران به عنوان رکن چهارم خدمات اضطراری، همپای نیروهای امدادی در مواجهه مستقیم با فجایع، صحنه های خشونت بار و آلام انسانی قرار دارند.

مواجهه مداوم با رنج دیگران، آنان را در معرض اختلالات روانی شدیدی مانند ترومای ثانویه، فرسودگی شغلی و استرس پس از سانحه قرار می دهد.

علاوه بر فشارهای روانی ناشی از ماهیت رویدادها، شرایط ناپایدار اقتصادی در صنعت رسانه، ناامنی شغلی، ساعات کاری طولانی و تهدیدات امنیتی یا سایبری، سلامت روانی خبرنگاران را بیشتر مخدوش می سازد.

تحریریه ای که تحت فشار شدید روانی و فرسودگی ساختاری قرار دارد، فاقد ظرفیت لازم برای الگوسازی تاب آوری و تولید محتوای ساختارگرا برای جامعه خواهد بود.

نهادینه سازی تاب آوری جمعی در حوزه روزنامه نگاری نیازمند مداخله های ساختاری در سازمان های خبری است.

این مداخله ها شامل آموزش اصول مواجهه با تروما پیش از اعزام به ماموریت های بحرانی، ایجاد سامانه های حرفه ای روان شناختی در تحریریه ها، تضمین امنیت شغلی و حقوقی، و اصلاح فرهنگ سازمانی به منظور بسترسازی برای ابراز مشکلات روانی بدون ترس از برچسب های حرفه ای است.

حمایت همه جانبه از سلامت روان خبرنگاران، پیش نیاز اساسی برای تداوم نقش آفرینی مثبت آنان در ارتقاء تاب آوری ملی و منطقه ای محسوب می شود.


نتیجه گیری و افق های راهبردی

نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جامعه در مواجهه با بحران ها، نقشی ساختاری، چندبعدی و اجتناب ناپذیر است.

خبرنگاران از طریق مدیریت شفاف جریان اطلاعات، کاهش عدم قطعیت شناختی، بازنمایی هویتی، تقویت سرمایه اجتماعی و اتخاذ رویکردهای ساختارگرا و راهکارمحور، زیرساخت نرم جامعه را در برابر شوک ها و آسیب های روانی تحکیم می بخشند.

گذر از الگوهای سنتی فاجعه محور و حرکت به سمت روزنامه نگاری ساختارگرا و آگاه از منظر روان شناختی، شرط اصلی تبدیل تروماهای جمعی به فرصت هایی برای همبستگی، التیام و رشد پس از سانحه است.


برای تحقق این هدف و بهره گیری کامل از ظرفیت رسانه ها در مدیریت بحران، اجرای راهکارهای راهبردی زیر توصیه می شود:

بازطراحی سرفصل های آموزشی دانشگاهی و کارگاهی برای خبرنگاران با گنجاندن دوره های تخصصی روزنامه نگاری ساختارگرا، مدیریت رسانه ای بحران، روان شناسی تروما و اصول پوشش خبری مسئولانه به ارتقاء دانش حرفه ای آنان کمک شایانی خواهد کرد.

نهادینه سازی استانداردها و پروتکل های پوشش خبری آگاهانه از منظر روان شناختی در تحریریه ها به منظور کنترل انتشار تصاویر تکان دهنده و متعادل ساختن اخبار منفی با گزارش های راهکارمحور، مانع از بروز تروماهای ثانویه در سطح جامعه می شود.

شکل گیری شبکه های همکاری پایدار میان سازمان های خبری، نهادهای مدیریت بحران، دانشگاه ها و متخصصان سلامت روان، تبادل سریع اطلاعات موثق و تولید محتوای جامع را در زمان وقوع مخاطرات تسهیل می نماید.

سرمایه گذاری بر روی برنامه های ملی سواد رسانه ای و تاب آوری رسانه ای شهروندان، ارزیابی نقادانه اطلاعات در فضای دیجیتال را ارتقاء داده و جامعه را در برابر شایعات و اخبار جعلی مصون می سازد.

ایجاد سازوکارهای حمایتی همه جانبه، شامل خدمات مشاوره روانی، بیمه های تخصصی، و امنیت شغلی و حقوقی برای خبرنگاران، توان حرفه ای و روانی آنان را برای حضور موثر در خطوط مقدم بحران تضمین خواهد نمود.