انتخاب لنز در دوربین مداربسته؛ چرا مگاپیکسل بدون طراحی صحیح تصویر کافی نیست؟

18 مرداد 1405 - خواندن 10 دقیقه - 9 بازدید

انتخاب لنز در دوربین مداربسته؛ چرا مگاپیکسل بدون طراحی صحیح تصویر کافی نیست؟

وقتی صحبت از خرید دوربین مداربسته می شود، یکی از اولین سوالاتی که معمولا مطرح می شود این است: «این دوربین چند مگاپیکسل است؟»

سوال مهمی است، اما اگر بخواهم از دیدگاه یک متخصص طراحی و اجرای سیستم های نظارت تصویری پاسخ بدهم، باید بگویم که مگاپیکسل فقط یکی از قطعات پازل است؛ نه تمام آن.

در پروژه های واقعی بارها دیده ام که یک دوربین با رزولوشن بالا، به دلیل انتخاب نامناسب لنز یا محل نصب، تصویری تولید می کند که در زمان حادثه چندان کاربردی نیست. در مقابل، گاهی یک دوربین با رزولوشن پایین تر، اگر درست انتخاب و در نقطه مناسبی نصب شده باشد، تصویر بسیار مفیدتری در اختیار کاربر قرار می دهد.

دلیل این موضوع را باید در یک مسئله ساده جست وجو کرد: دوربین قرار است دقیقا چه چیزی را ببیند؟

لنز؛ بخشی که نباید بعد از مگاپیکسل به آن فکر کرد

لنز تعیین می کند چه مقدار از محیط وارد تصویر شود و سوژه با چه اندازه ای روی سنسور ثبت شود.

هرچه فاصله کانونی لنز کمتر باشد، معمولا زاویه دید بازتر خواهد بود و بخش بیشتری از محیط دیده می شود. در مقابل، با افزایش فاصله کانونی، زاویه دید محدودتر شده و تمرکز بیشتری روی بخش مشخصی از صحنه ایجاد می شود.

این تفاوت در ظاهر ساده است، اما در طراحی سیستم امنیتی تاثیر بسیار زیادی دارد.

فرض کنید ورودی یک ساختمان را داریم و می خواهیم هم کل محوطه مقابل در ورودی دیده شود و هم چهره افراد قابل تشخیص باشد. اگر فقط به دنبال بیشترین زاویه دید باشیم، ممکن است دوربینی انتخاب کنیم که فضای زیادی را پوشش دهد، اما چهره افراد در تصویر بسیار کوچک شود.

در چنین شرایطی، دوربین «همه چیز را می بیند»، اما الزاما «چیزی را که ما نیاز داریم به خوبی نمی بیند».

این تفاوت، یکی از مهم ترین نکات طراحی سیستم نظارت تصویری است.

۲.۸، ۴ یا ۶ میلی متر؛ کدام بهتر است؟

این سوال را زیاد می شنوم و پاسخ آن یک عدد ثابت نیست.

لنزهای واید مانند ۲.۸ میلی متر معمولا برای پوشش محدوده وسیع مناسب هستند. لنزهای حدود ۴ میلی متر زاویه متعادل تری ارائه می دهند و در بسیاری از محیط ها کاربرد خوبی دارند. لنزهای با فاصله کانونی بیشتر، مانند ۶ میلی متر یا بالاتر، میدان دید محدودتری دارند اما برای تمرکز روی سوژه های دورتر یا یک محدوده مشخص می توانند مناسب تر باشند.

اما اینکه بگوییم «۲.۸ میلی متر خوب است» یا «۶ میلی متر بهتر است» از نظر فنی جمله ناقصی است.

لنز خوب، لنزی نیست که به صورت مطلق بهترین باشد؛ لنزی است که برای همان نقطه، همان فاصله و همان هدف امنیتی درست انتخاب شده باشد.

برای انتخاب آن باید حداقل فاصله دوربین تا سوژه، عرض محدوده موردنظر، ارتفاع نصب، شرایط نور و هدف نهایی تصویر را در نظر گرفت.

دیدن با شناسایی کردن فرق دارد

این موضوع به نظرم باید در طراحی هر سیستم امنیتی جدی گرفته شود.

فرض کنید دوربینی یک پارکینگ بزرگ را با زاویه بسیار باز پوشش می دهد. شما می توانید ورود یک خودرو یا فرد را در تصویر ببینید. اما اگر اتفاقی رخ دهد و بخواهید چهره فرد یا پلاک خودرو را بررسی کنید، ممکن است متوجه شوید که سوژه در تصویر آن قدر کوچک است که اطلاعات لازم را در اختیار شما قرار نمی دهد.

پس باید بین چند سطح مختلف از کاربرد تصویر تفاوت قائل شویم:

مشاهده: بدانیم در یک محدوده چه اتفاقی در حال رخ دادن است.

تشخیص: بتوانیم یک فرد، خودرو یا رویداد را از سایر موارد تفکیک کنیم.

شناسایی: تصویر جزئیات کافی برای تشخیص هویت یا ویژگی مهم سوژه داشته باشد.

برای هرکدام از این اهداف، طراحی دوربین می تواند متفاوت باشد.

به همین دلیل است که در یک پروژه حرفه ای نمی توان برای تمام نقاط ساختمان یک مدل دوربین و یک نوع لنز انتخاب کرد.

یک دوربین برای همه نقاط؛ اشتباه رایج

گاهی در پروژه ها این جمله را می شنویم:

«همین دوربین را برای همه جا بگذارید که هم قیمت بهتر شود و هم کار ساده تر باشد.»

از نظر خرید ممکن است ساده تر باشد، اما از نظر طراحی امنیتی لزوما تصمیم خوبی نیست.

ورودی ساختمان، راهرو، پارکینگ، محوطه، صندوق فروشگاه، انبار و محل عبور خودرو، نیازهای یکسانی ندارند.

در ورودی ممکن است شناسایی چهره اهمیت داشته باشد. در پارکینگ شاید پوشش فضای وسیع مهم تر باشد. در محل ورود خودرو ممکن است پلاک اهمیت پیدا کند. در یک انبار نیز شاید هدف اصلی کنترل رفت وآمد و ثبت رویداد باشد.

بنابراین دوربین باید براساس کاربرد همان نقطه انتخاب شود.

گاهی نتیجه این طراحی این است که به جای استفاده از یک دوربین گران تر برای پوشش همه چیز، دو دوربین با مشخصات متفاوت نصب می کنیم و در نهایت سیستم کاربردی تری خواهیم داشت.

ارتفاع نصب و زاویه دوربین را فراموش نکنیم

انتخاب لنز بدون توجه به محل نصب اشتباه است.

حتی اگر بهترین دوربین و مناسب ترین لنز را انتخاب کنیم، نصب دوربین در ارتفاع نامناسب یا با زاویه اشتباه می تواند نتیجه را خراب کند.

برای مثال، دوربینی که خیلی بالاتر از سطح مناسب نصب شده، ممکن است تصویر خوبی از بالای سر افراد ایجاد کند، اما برای تشخیص چهره مناسب نباشد.

از طرف دیگر، نصب بیش از حد پایین می تواند احتمال دستکاری یا آسیب فیزیکی دوربین را افزایش دهد.

در طراحی حرفه ای، محل نصب، ارتفاع، زاویه دید و فاصله تا سوژه همگی با هم بررسی می شوند.

لنز ثابت یا وریفوکال؟

در بسیاری از پروژه ها لنز ثابت کاملا کافی است.

اگر از قبل بدانیم دوربین دقیقا کجا قرار می گیرد، فاصله تا سوژه مشخص است و محدوده موردنظر نیز روشن است، استفاده از لنز ثابت می تواند انتخاب اقتصادی و منطقی باشد.

اما در بعضی پروژه ها شرایط متفاوت است.

ممکن است فاصله واقعی سوژه بعد از نصب مشخص تر شود یا بخواهیم زاویه دید را در محل اجرا دقیق تر تنظیم کنیم. در این شرایط، دوربین وریفوکال می تواند انعطاف بیشتری ایجاد کند.

البته این به معنی آن نیست که وریفوکال همیشه انتخاب بهتر است. امکانات بیشتر زمانی ارزش دارند که واقعا در پروژه مورد نیاز باشند.

یکی از اصولی که در طراحی سیستم به آن اعتقاد دارم این است که نباید صرفا به خاطر داشتن یک قابلیت، هزینه بیشتری به مشتری تحمیل کرد.

مگاپیکسل بالا بدون طراحی درست چه فایده ای دارد؟

فرض کنیم یک دوربین ۸ مگاپیکسلی داریم که یک محوطه بسیار وسیع را پوشش می دهد.

روی کاغذ عدد ۸ مگاپیکسل جذاب است. اما اگر یک فرد در گوشه تصویر قرار داشته باشد، تعداد پیکسل هایی که به صورت او اختصاص پیدا می کند ممکن است برای شناسایی کافی نباشد.

در طرف مقابل، ممکن است یک دوربین با رزولوشن کمتر، اما با لنز مناسب تر و کادر دقیق تر، اطلاعات بیشتری از همان فرد ثبت کند.

بنابراین در طراحی حرفه ای باید به جای تمرکز صرف روی عدد مگاپیکسل، به توزیع جزئیات روی هدف توجه کنیم.

رزولوشن بالا زمانی ارزشمند است که طراحی اپتیکی و محل نصب نیز متناسب با آن باشد.

تجربه اجرا چه چیزی به ما یاد می دهد؟

یکی از تفاوت های اصلی طراحی روی کاغذ با اجرای واقعی همین جاست.

روی کاغذ همه چیز ساده است؛ دوربین، لنز، ارتفاع و زاویه مشخص می شوند.

اما در محل اجرا ممکن است متوجه شویم یک دیوار شیشه ای باعث انعکاس نور می شود، چراغی مستقیما وارد تصویر می شود، مسیر کابل محدودیت دارد یا زاویه ای که روی نقشه مناسب به نظر می رسید، در واقعیت چهره افراد را به شکل مناسبی ثبت نمی کند.

به همین دلیل، تجربه اجرا در انتخاب تجهیزات بسیار مهم است.

گاهی لازم است بعد از نصب اولیه، زاویه دوربین اصلاح شود یا حتی انتخاب لنز تغییر کند.

این موضوع ضعف طراحی نیست؛ بخشی از فرآیند رسیدن به طراحی صحیح است، به شرطی که از ابتدا امکان بررسی و اصلاح در نظر گرفته شده باشد.

نقش هایک ویژن در انتخاب لنز

یکی از مزیت های هایک ویژن، تنوع مدل ها، رزولوشن ها و گزینه های مختلف لنز در سبد محصولات است.

این تنوع برای یک طراح زمانی ارزشمند است که بتواند براساس نیاز پروژه از بین گزینه های مختلف انتخاب کند، نه اینکه برای همه نقاط یک مدل ثابت را پیشنهاد دهد.

در پروژه های هایک ویژن نیز همان اصل مهم است:

ابتدا نیاز امنیتی را مشخص کنیم، سپس محل نصب را بررسی کنیم، بعد لنز و رزولوشن مناسب را انتخاب کنیم و در نهایت مدل دوربین را تعیین کنیم.

یعنی مسیر تصمیم گیری باید از نیاز پروژه به سمت محصول باشد، نه از محصول به سمت پروژه.

جمع بندی

اگر بخواهم تمام بحث را در یک جمله خلاصه کنم:

دوربین خوب، دوربینی نیست که فقط مشخصات فنی بالایی داشته باشد؛ دوربینی است که برای همان نقطه و همان هدف، تصویر قابل استفاده تولید کند.

در طراحی سیستم های نظارت تصویری، مگاپیکسل، لنز، فاصله تا سوژه، زاویه دید، ارتفاع نصب، نور محیط و هدف امنیتی باید در کنار یکدیگر بررسی شوند.

به همین دلیل، قبل از اینکه درباره مدل دوربین یا قیمت آن تصمیم بگیریم، بهتر است ابتدا مشخص کنیم قرار است چه چیزی را ببینیم و در صورت وقوع یک حادثه، از تصویر چه اطلاعاتی انتظار داریم.

تجربه پروژه های مختلف به من نشان داده است که بسیاری از مشکلاتی که بعدا به حساب «ضعف دوربین» گذاشته می شوند، در واقع از انتخاب نادرست لنز، محل نصب یا زاویه دید شروع شده اند.

در نهایت، طراحی حرفه ای یعنی اینکه دوربین را صرفا برای «پوشش دادن فضا» انتخاب نکنیم؛ بلکه آن را برای ثبت اطلاعاتی که در زمان نیاز واقعا به کار ما می آید طراحی کنیم.

این همان نقطه ای است که یک سیستم نظارت تصویری از یک مجموعه دوربین ساده، به یک راهکار امنیتی مهندسی شده تبدیل می شود.