آیین گوشتیل و کارکردهای فرهنگی آن در ایل بهمئی

19 مرداد 1405 - خواندن 15 دقیقه - 91 بازدید

مقدمه

آیین های سنتی یکی از مهم ترین موضوعات مطالعات مردم شناسی به شمار می روند، زیرا بازتاب دهنده شیوه زندگی، نظام ارزشی، باورها و حافظه فرهنگی جوامع محلی هستند. مردم شناسان، آیین ها را صرفا مجموعه ای از رفتارهای تکرارشونده نمی دانند، بلکه آن ها را نظامی نمادین برای انتقال فرهنگ، بازنمایی هویت جمعی و استمرار سنت های بومی تلقی می کنند. در این میان، ورزش های آیینی جایگاهی ویژه دارند؛ زیرا افزون بر تقویت توان جسمانی، حامل معانی فرهنگی، اخلاقی و نمادین اند و بخشی از میراث فرهنگی ناملموس هر جامعه را تشکیل می دهند. این آیین ها، به ویژه در جوامع ایلی، پیوندی عمیق با ساختار فرهنگی، مناسبات اجتماعی و شیوه زیست مردم دارند.

ایل بهمئی، به عنوان یکی از ایلات کهن زاگرس، از گنجینه ای غنی از آیین ها، سنت ها و میراث شفاهی برخوردار است که در طول نسل ها هویت فرهنگی این جامعه را حفظ کرده اند. یکی از برجسته ترین این آیین ها، گوشتیل (Gushtil) یا کشتی سنتی بهمئی است؛ آیینی که تنها عرصه ای برای رقابت جسمانی نیست، بلکه مجموعه ای از آداب، قواعد نانوشته، نمادها و ارزش های فرهنگی را در خود جای داده است. زمان برگزاری، شیوه ورود پهلوانان به میدان، حضور ریش سفیدان، تشویق های جمعی، موسیقی محلی و احترام متقابل میان رقبا، همگی نشان می دهد که گوشتیل در فرهنگ بهمئی بیش از آنکه یک ورزش باشد، یک آیین فرهنگی با ساختاری منسجم و معنادار است.

مسئله اصلی این مقاله آن است که چرا گوشتیل را باید در زمره آیین های فرهنگی ایل بهمئی طبقه بندی کرد و این آیین چه جایگاهی در نظام فرهنگی و میراث ناملموس این ایل دارد. همچنین، مقاله می کوشد عناصر آیینی، نمادین و مردم نگارانه گوشتیل را شناسایی و تبیین کند و نشان دهد که چگونه این سنت، ارزش ها و الگوهای فرهنگی را از طریق تجربه زیسته و انتقال شفاهی به نسل های بعد منتقل کرده است. اهمیت این پژوهش از آن روست که با وجود جایگاه دیرینه گوشتیل در فرهنگ مردم بهمئی، مطالعات مردم شناختی مستقلی درباره ابعاد آیینی، نمادین و فرهنگی آن بسیار محدود است. ازاین رو، بازخوانی این آیین می تواند گامی موثر در شناخت میراث فرهنگی ناملموس ایل بهمئی و مستندسازی یکی از اصیل ترین سنت های پهلوانی زاگرس باشد.

چارچوب نظری و روش پژوهش

پژوهش حاضر با رویکرد مردم شناسی فرهنگی انجام شده است؛ رویکردی که آیین ها را به مثابه نظامی از نمادها، معانی و کنش های فرهنگی مطالعه می کند و می کوشد کارکرد آن ها را در حفظ و انتقال فرهنگ تبیین نماید. در این چارچوب، نظریه مردم شناسی آیین ویکتور ترنر، نظریه مناسک گذارآرنولد فن گنپ و رویکرد انسان شناسی نمادین کلیفورد گیرتز، مبنای تحلیل آیین گوشتیل قرار گرفته اند.

از دیدگاه ویکتور ترنر، آیین ها صرفا مجموعه ای از رفتارهای تکراری نیستند، بلکه فرآیندهایی اجتماعی اند که از طریق نمادها و مشارکت جمعی، انسجام فرهنگی و تداوم سنت را بازتولید می کنند (Turner, 1969: 94–130). بر این اساس، گوشتیل را می توان آیینی دانست که در آن ارزش های فرهنگی، روابط اجتماعی و هویت ایلی در قالب کنش های نمادین بازنمایی می شوند. همچنین، آرنولد فن گنپ در نظریه «مناسک گذار» نشان می دهد که آیین ها مراحل مهم زندگی اجتماعی را با مجموعه ای از تشریفات و قواعد فرهنگی معنا می بخشند (Van Gennep, 1960: 10–25). اگرچه گوشتیل مستقیما از مناسک گذار کلاسیک نیست، اما حضور نوجوانان و جوانان در میدان کشتی و پذیرش آنان به عنوان افراد توانمند، واجد منزلت و شایسته احترام، واجد ویژگی هایی از آیین های گذار در جامعه ایلی است. از سوی دیگر، کلیفورد گیرتزفرهنگ را «شبکه ای از معانی» می داند که انسان ها خود آن را پدید آورده اند و آیین ها را باید به منزله متونی فرهنگی تفسیر کرد (Geertz, 1973: 5–30). از این منظر، گوشتیل مجموعه ای از نمادها، حرکات، موسیقی، تشویق ها و قواعد عرفی است که جهان بینی و ارزش های مردم بهمئی را بازنمایی می کند.

روش پژوهش حاضر کیفیو مبتنی بر مطالعه مردم نگارانه است. داده های تحقیق از تاریخ شفاهی، روایت های بزرگان و پیشکسوتان ایل، منابع مکتوب مرتبط با فرهنگ بهمئی و مطالعات مردم شناسی گردآوری شده است. همچنین، با بهره گیری از مشاهدات میدانی و مشارکتی، توصیفی از شیوه برگزاری، نمادها و عناصر فرهنگی گوشتیل ارائه شده است. تحلیل داده ها نیز بر اساس روش توصیفی–تفسیریانجام گرفته تا معانی فرهنگی و کارکردهای آیینی این سنت در بستر فرهنگ ایل بهمئی تبیین شود.

گوشتیل؛ آیینی برخاسته از فرهنگ ایلی

در فرهنگ ایل بهمئی، گوشتیلصرفا نام یک کشتی محلی نیست، بلکه آیینی ریشه دار است که در بستر زندگی ایلی شکل گرفته و طی نسل های متمادی به عنوان بخشی از سنت های فرهنگی و مناسکی ایل تداوم یافته است. در نگاه مردم بومی، گوشتیل رویدادی جمعی است که افزون بر نمایش توان جسمانی، فرصتی برای گردهم آیی خانواده ها، دیدار خویشاوندان، انتقال سنت ها و پاسداشت ارزش های فرهنگی به شمار می آید. به همین دلیل، خاطره گوشتیل در حافظه شفاهی مردم، بیش از آنکه با مفهوم رقابت ورزشی پیوند داشته باشد، با تجربه ای آیینی و فرهنگی همراه است.

گوشتیل معمولا در مناسبت های شادی بخش و گردهمایی های بزرگ ایل برگزار می شد؛ از جمله در عروسی ها، اعیاد مذهبی، جشن های محلی، پایان فصل برداشت محصولات کشاورزی، بازگشت گروه های کوچ رو و دیگر مناسبت هایی که حضور گسترده مردم را فراهم می کرد. محل برگزاری نیز اغلب فضایی باز و هموار در مرکز آبادی، کنار سیاه چادرها، دشت های اطراف محل استقرار ایل یا میدان های طبیعی بود؛ فضایی که مردم بتوانند به صورت حلقه وار پیرامون میدان گرد آیند و در جریان آیین مشارکت داشته باشند.

شرکت کنندگان در گوشتیل تنها به کشتی گیران محدود نبودند. ریش سفیدان، بزرگان طوایف، نوازندگان محلی، خانواده ها، زنان، کودکان و جوانان هر یک نقشی در برگزاری آیین داشتند و حضور آنان به این رویداد بعدی اجتماعی و فرهنگی می بخشید. آغاز مسابقه معمولا با معرفی دو پهلوان، اعلام رضایت بزرگان، ورود کشتی گیران به میدان و ادای احترام متقابل به یکدیگر همراه بود. در بسیاری از موارد، نوای ساز و دهل و تشویق های هماهنگ مردم، فضای آیینی مسابقه را شکل می داد و هیجان جمعی را افزایش می داد.

گوشتیل بر پایه مجموعه ای از قوانین نانوشته و عرفی اداره می شد که رعایت آن ها برای همه شرکت کنندگان الزامی بود. احترام به رقیب، پرهیز از رفتارهای خارج از عرف، پذیرش داوری بزرگان و حفظ حرمت میدان از مهم ترین اصول این آیین به شمار می رفت. ریش سفیدان و پهلوانان پیشکسوت، ضمن نظارت بر اجرای صحیح مسابقه، در صورت بروز اختلاف یا اعتراض نقش داور و میانجی را ایفا می کردند و رای آنان برای همگان لازم الاجرا بود. پایان مسابقه نیز با اعلام برنده، دست دادن و در آغوش گرفتن دو کشتی گیر و تشویق حاضران همراه می شد؛ رفتاری که نشان می داد هدف اصلی گوشتیل، تحقیر حریف یا صرفا کسب پیروزی نیست، بلکه پاسداشت حرمت، دوستی و جوانمردی در چارچوب سنت های فرهنگی ایل بهمئی است. از این منظر، گوشتیل نمونه ای برجسته از یک آیین زنده و مردم محور است که از طریق قواعد عرفی، نمادهای فرهنگی و مشارکت جمعی، میراث فرهنگی ناملموس ایل را بازتولید و به نسل های بعد منتقل می کند.

عناصر فرهنگی و نمادین گوشتیل

از منظر مردم شناسی، گوشتیل مجموعه ای از حرکات جسمانی نیست، بلکه آیینی سرشار از نمادها و معانی فرهنگی است که جهان بینی و ارزش های ایل بهمئی را بازنمایی می کند. در این آیین، بدنتنها ابزار زورآزمایی نیست، بلکه نمادی از سلامت، آمادگی، شجاعت و توانایی فرد برای ایفای مسئولیت های اجتماعی به شمار می آید. در فرهنگ مردم بهمئی، پهلوانی زمانی ارزشمند است که قدرت جسمانی با جوانمردی، خویشتن داری و احترام به دیگران همراه باشد. به همین دلیل، گوشتیل در حافظه فرهنگی ایل همواره نماد «قدرت، شجاعت، جوانمردی و احترام» شناخته شده است، نه صرفا رقابت برای پیروزی.

یکی از عناصر نمادین این آیین، لباس محلی کشتی گیران و شیوه حضور آنان در میدان است. پهلوانان با پوشش متعارف مردان ایل وارد میدان می شوند و پیش از آغاز مسابقه، با وقار و آرامش در برابر یکدیگر می ایستند. این شیوه ایستادن، احترام به میدان و پذیرش قواعد عرفی را نشان می دهد. آغاز رقابت بدون رفتارهای تحریک آمیز و پایان آن با دست دادن، در آغوش گرفتن و تبریک گفتن به حریف، بیانگر آن است که هدف گوشتیل شکست دادن رقیب نیست، بلکه پاسداشت اخلاق پهلوانی و حفظ حرمت انسانی است.

فضای آیینی گوشتیل با حضور پرشور مردم معنا می یابد. گرد آمدن خانواده ها، بزرگان، جوانان و کودکان در پیرامون میدان، تشویق هماهنگ حاضران و تشویق نوجوانان از سوی ریش سفیدان برای حضور در رقابت، گوشتیل را به رویدادی فرهنگی و مشارکتی تبدیل می کند. در گذشته نیز بزرگان طوایف با تشویق جوانان به شرکت در مسابقات و اهدای جوایزی چون تفنگ، اسب، گوسفند و دیگر هدایای ارزشمند، جایگاه نمادین این آیین را در فرهنگ ایل تقویت می کردند.

موسیقی محلی نیز یکی از مولفه های جدایی ناپذیر گوشتیل است. نوای ساز و دهل، همراه با اشعار و شعارهای محلی، فضای رقابت را از یک مسابقه ورزشی به آیینی فرهنگی تبدیل می کند. ریتم موسیقی، هیجان جمعی را افزایش می دهد و اشعار بداهه یا حماسی، دلاوری، اخلاق و توانایی پهلوانان را می ستاید. این عناصر شنیداری در کنار حرکات نمادین کشتی گیران، لایه های عمیق تری از فرهنگ بومی را بازنمایی می کنند و سبب می شوند گوشتیل در مناسبت هایی چون نوروز، سیزده بدر، عروسی ها و گردهمایی های عشایری جایگاهی فراتر از یک ورزش پیدا کند و به آیینی برای بازنمایی هویت فرهنگی و استمرار سنت های ایل بهمئی بدل شود.

گوشتیل به عنوان میراث فرهنگی ناملموس

گوشتیل را می توان یکی از جلوه های برجسته میراث فرهنگی ناملموس ایل بهمئی دانست؛ میراثی که بقای آن بیش از هر چیز به انتقال شفاهی، تجربه عملی و مشارکت نسل های مختلف وابسته بوده است. برخلاف ورزش های سازمان یافته که آموزش آن ها در قالب نهادهای رسمی انجام می شود، دانش مربوط به گوشتیل از طریق مشاهده، همراهی با بزرگان و حضور در میدان های محلی به نسل های بعد منتقل شده است. نوجوانان از سال های نخست زندگی با تماشای مسابقات، شنیدن روایت پهلوانان و الگوبرداری از پیشکسوتان، به تدریج با آداب، فنون، قواعد عرفی و ارزش های نهفته در این آیین آشنا می شدند.

در این فرآیند، خانوادهنخستین بستر انتقال فرهنگ گوشتیل به شمار می رفت. پدران و بزرگان خاندان، خاطرات پهلوانی، شیوه های صحیح کشتی گرفتن و اصول اخلاقی حاکم بر میدان را برای فرزندان بازگو می کردند و آنان را به حضور در گردهمایی های ایلی تشویق می نمودند. افزون بر خانواده، طایفهنیز در حفظ و استمرار این سنت نقش تعیین کننده ای داشت؛ زیرا برگزاری گوشتیل معمولا با مشارکت جمعی طایفه ها انجام می شد و همین مشارکت، زمینه انتقال دانش فرهنگی و تقویت احساس تعلق به ایل را فراهم می ساخت.

گوشتیل همچنین بخشی از حافظه فرهنگی مردم بهمئی است. نام پهلوانان نامدار، روایت مسابقات ماندگار و خاطرات گردهمایی های بزرگ، در حافظه شفاهی ایل حفظ شده و از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته است. این روایت ها، افزون بر ثبت گذشته، هویت محلی را تقویت کرده و احساس پیوستگی میان نسل های مختلف را استمرار بخشیده اند.

از منظر مردم شناسی، گوشتیل به صورت منفرد قابل فهم نیست، بلکه در شبکه ای از آیین های فرهنگی ایل معنا می یابد. این آیین در کنار سنت هایی چون گوگری، هیبله و مراسم عروسی های سنتی، بخشی از نظام مناسکی جامعه بهمئی را تشکیل می دهد. همان گونه که گوگری نماد همیاری جمعی و هیبله نماد فراخوان مسئولیت اجتماعی است، گوشتیل نیز نماد توان، جوانمردی و پاسداشت سنت های پهلوانی به شمار می رود. حضور این آیین در جشن ها و گردهمایی های ایلی، پیوند میان ورزش، موسیقی، روایت و مناسک را آشکار می سازد و نشان می دهد که گوشتیل نه یک فعالیت مستقل، بلکه جزئی از منظومه فرهنگی و میراث ناملموس ایل بهمئی است؛ میراثی که حفظ و مستندسازی آن، به معنای پاسداری از بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این جامعه ایلی خواهد بود.

دگرگونی های معاصر آیین گوشتیل

آیین گوشتیل، همانند بسیاری از سنت های بومی ایل بهمئی، در دهه های اخیر تحت تاثیر تحولات فرهنگی و تغییر شیوه زندگی، دگرگونی های قابل توجهی را تجربه کرده است. کاهش زندگی کوچ نشینی و گسترش شهرنشینی، موجب شده است که بسیاری از میدان های سنتی برگزاری گوشتیل، که زمانی بخشی از فضای طبیعی و فرهنگی ایل بودند، کارکرد گذشته خود را از دست بدهند. هم زمان، گرایش نسل جوان به ورزش های مدرن و رقابت های رسمی، از میزان حضور و مشارکت در این آیین کاسته و انتقال تجربیات و آداب آن از طریق آموزش سینه به سینه را محدود کرده است.

با این حال، از منظر مردم شناسی، این تغییرات به معنای نابودی فرهنگ نیست، بلکه نشان دهنده دگرگونی در شیوه بازنمایی و انتقال آن است. امروزه رسانه های دیداری، شبکه های اجتماعی و تولید مستندهای محلی، امکان ثبت و بازنشر گوشتیل را فراهم کرده و این آیین را از محدوده جغرافیایی ایل فراتر برده اند. همچنین، برگزاری جشنواره های فرهنگی و آیین های بومی، فرصت تازه ای برای احیای گوشتیل و معرفی آن به نسل های جدید ایجاد کرده است.

در این میان، ثبت گوشتیل به عنوان میراث فرهنگی ناملموس، می تواند گامی موثر در صیانت از این سنت ارزشمند باشد. مستندسازی روایت های پیشکسوتان، ثبت قواعد عرفی، موسیقی، اشعار و شیوه های اجرای آیین، نه تنها به حفظ اصالت فرهنگی آن کمک می کند، بلکه زمینه انتقال آگاهانه این میراث به نسل های آینده را نیز فراهم می سازد. از این رو، تداوم گوشتیل بیش از آنکه به استمرار شکل ظاهری آن وابسته باشد، به حفظ معانی، نمادها و حافظه فرهنگی نهفته در این آیین بستگی دارد.

نتیجه گیری

یافته های این پژوهش نشان می دهد که گوشتیل یکی از مهم ترین جلوه های میراث فرهنگی ناملموس ایل بهمئی است که در طی نسل های متوالی، فراتر از یک فعالیت ورزشی، به صورت آیینی فرهنگی و بخشی از شیوه زیست ایلی استمرار یافته است. این آیین، مجموعه ای از نمادها، مناسک، قواعد عرفی، ارزش های اخلاقی، موسیقی محلی و روایت های شفاهی را در خود جای داده و از این رهگذر، نقش مهمی در انتقال دانش بومی، حافظه فرهنگی و هویت محلی ایفا کرده است. در نگاه مردم شناختی، اهمیت گوشتیل بیش از آنکه در رقابت جسمانی نهفته باشد، در ظرفیت آن برای بازنمایی فرهنگ، آموزش غیررسمی نسل های جدید و حفظ پیوستگی میان گذشته و حال جامعه ایلی است.

با وجود دگرگونی های فرهنگی و تغییر سبک زندگی، گوشتیل همچنان از ظرفیت بالایی برای احیا و بازتولید برخوردار است. ازاین رو، ثبت و مستندسازی روایت های شفاهی، قواعد آیینی، شیوه های برگزاری، موسیقی، اشعار و خاطرات پیشکسوتان، اقدامی ضروری برای صیانت از این میراث ارزشمند به شمار می رود. حفظ گوشتیل، تنها حفاظت از یک آیین ورزشی نیست، بلکه پاسداری از بخشی از هویت تاریخی، فرهنگ بومی و حافظه جمعی ایل بهمئی است که می تواند به عنوان سرمایه ای فرهنگی برای نسل های آینده باقی بماند.

منابع

Geertz, C. (1973). The interpretation of cultures. Basic Books.

Turner, V. (1969). The ritual process: Structure and anti-structure. Aldine Publishing.

Van Gennep, A. (1960). The rites of passage (M. B. Vizedom & G. L. Caffee, Trans.). University of Chicago Press.