پیمان مکه؛ ناتوی اسلامی یا ائتلافی شکننده برای بازتعریف قدرت در غرب آسیا؟

21 مرداد 1405 - خواندن 18 دقیقه - 18 بازدید

پیمان مکه؛ ناتوی اسلامی یا ائتلافی شکننده برای بازتعریف قدرت در غرب آسیا؟

دکتر احد نوری اصل

مقدمه

غرب آسیا طی سال های اخیر شاهد تحولات عمیقی بوده است که بسیاری از مفروضات سنتی درباره معماری امنیتی این منطقه را با چالش مواجه کرده است. نظم امنیتی حاکم بر منطقه برای دهه ها بر یک الگوی مشخص استوار بود: حضور تعیین کننده ایالات متحده به عنوان قدرت موازنه گر، برتری نظامی رژیم صهیونیستی، اتکای برخی کشورهای عربی به حمایت های امنیتی غرب و رقابت میان قدرت های منطقه ای. با این حال، مجموعه ای از رخدادها از جمله جنگ های فرسایشی منطقه ای، کاهش نسبی اعتماد برخی متحدان آمریکا به تعهدات امنیتی واشنگتن، ظهور قدرت های جدید اقتصادی و سیاسی و افزایش تمایل کشورهای منطقه برای تنوع بخشی به شرکای راهبردی خود، زمینه را برای شکل گیری ترتیبات جدید فراهم کرده است.

در چنین شرایطی، شکل گیری همکاری های جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که از آن با عنوان «پیمان مکه» یاد می شود، توجه بسیاری از تحلیلگران را به خود جلب کرده است. این پیمان از یک سو به دلیل حضور سه کشور مهم جهان اسلام، دارای ظرفیت های قابل توجه سیاسی، اقتصادی و نظامی است و از سوی دیگر به دلیل اختلافات تاریخی، تفاوت در اولویت های امنیتی و تجربه های ناموفق ائتلاف های مشابه، با پرسش های جدی درباره میزان انسجام و کارآمدی مواجه است.

طرفداران نگاه بدبینانه معتقدند پیمان مکه بیش از آنکه یک ائتلاف راهبردی واقعی باشد، توافقی نمادین و موقت برای پاسخ به نیازهای کوتاه مدت اعضاست. در مقابل، دیدگاه دوم معتقد است تحلیل پیمان مکه صرفا در چارچوب اختلافات میان اعضا، نادیده گرفتن تحولات بزرگ تر منطقه است. بر این اساس، پرسش اصلی این مقاله آن است که آیا پیمان مکه را باید یک ائتلاف صوری و شکننده دانست که بیشتر در خدمت منافع کوتاه مدت اعضاست، یا آنکه این پیمان می تواند نشانه ای از تلاش قدرت های منطقه ای برای ایجاد یک معماری امنیتی جدید و مستقل تر در غرب آسیا باشد؟پاسخ به این پرسش نیازمند بررسی هم زمان ظرفیت ها و محدودیت های این پیمان است؛ زیرا واقعیت آن است که در سیاست بین الملل، ائتلاف ها نه صرفا بر اساس اشتراک کامل منافع، بلکه بر اساس ادراک مشترک از تهدیدها و فرصت ها شکل می گیرند.



1-پیمان مکه در بستر تغییر نظم منطقه ای؛ چرا سه کشور به هم نزدیک شدند؟

برای فهم ماهیت پیمان مکه، باید آن را در چارچوب تحولات گسترده تر غرب آسیا بررسی کرد. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان هر سه کشورهایی هستند که در سال های اخیر تلاش کرده اند نقش منطقه ای خود را بازتعریف کنند. هر سه کشور به نوعی از وضعیت موجود امنیتی ناراضی اند و به دنبال افزایش استقلال راهبردی خود هستند؛ هرچند مسیرهای متفاوتی را دنبال می کنند. عربستان سعودی پس از تجربه چند دهه اتکا به حمایت امنیتی آمریکا، به تدریج به این نتیجه رسیده است که تضمین های خارجی به تنهایی نمی تواند امنیت پایدار ایجاد کند. حملات به تاسیسات نفتی عربستان در سال های گذشته، تحولات جنگ یمن و تغییر نگاه آمریکا به غرب آسیا، موجب شد ریاض سیاست خارجی خود را به سمت تنوع بخشی به روابط سوق دهد. عربستان همچنان روابط مهمی با واشنگتن دارد، اما همزمان تلاش می کند روابط خود را با چین، روسیه، ترکیه و سایر قدرت های منطقه ای گسترش دهد.

ترکیه نیز در سال های اخیر تلاش کرده است از جایگاه یک عضو صرفا تابع در ساختارهای غربی فاصله گرفته و به عنوان یک قدرت مستقل منطقه ای عمل کند. سیاست خارجی آنکارا در سوریه، قفقاز، شرق مدیترانه و حتی روابطش با روسیه نشان می دهد که ترکیه به دنبال ایفای نقشی فراتر از یک بازیگر حاشیه ای است. صنایع دفاعی ترکیه، به ویژه در حوزه پهپادی، نیز به یکی از ابزارهای مهم نفوذ این کشور تبدیل شده است. پاکستان نیز اگرچه با مشکلات اقتصادی داخلی مواجه است، اما همچنان از ظرفیت های مهم نظامی، موقعیت ژئوپلیتیکی و جایگاه ویژه در جهان اسلام برخوردار است. اسلام آباد تلاش می کند میان روابط خود با قدرت های مختلف، از چین گرفته تا کشورهای عربی و غرب، تعادل ایجاد کند. همکاری با عربستان برای پاکستان علاوه بر ابعاد امنیتی، دارای اهمیت اقتصادی و انرژی نیز هست.


2- دیدگاه نخست؛ پیمان مکه، ائتلافی صوری با اختلافات عمیق

منتقدان پیمان مکه معتقدند بزرگ ترین ضعف این ترتیبات، نبود یک تهدید مشترک تعریف شده و اختلاف در اولویت های امنیتی سه عضو است. از نگاه آنان، ائتلاف های موفق زمانی شکل می گیرند که اعضا برداشت مشابهی از محیط امنیتی داشته باشند؛ در حالی که عربستان، ترکیه و پاکستان در بسیاری از مسائل منطقه ای دارای نگاه های متفاوت هستند. یکی از مهم ترین اختلافات میان عربستان و ترکیه به رقابت های سیاسی جهان اهل سنت بازمی گردد. در سال های گذشته، دو کشور در موضوعاتی مانند اخوان المسلمین، تحولات مصر، بحران قطر و جنگ داخلی لیبی در دو مسیر متفاوت حرکت کرده اند. اگرچه روابط دو کشور در سال های اخیر بهبود یافته است، اما این نزدیکی بیشتر ناشی از تغییر محاسبات اقتصادی و سیاسی است تا شکل گیری یک همگرایی عمیق ایدئولوژیک و راهبردی.

از سوی دیگر، اولویت های امنیتی ترکیه با عربستان تفاوت های جدی دارد. دغدغه اصلی ریاض بیشتر بر امنیت خلیج فارس، حفظ صادرات انرژی، مقابله با تهدیدات منطقه ای و حفاظت از زیرساخت های حیاتی متمرکز است؛ اما آنکارا علاوه بر غرب آسیا، مسائل مرتبط با یونان، قبرس، دریای مدیترانه، قفقاز، اوکراین و امنیت مرزهای خود را در اولویت قرار می دهد. به همین دلیل، برخی تحلیلگران معتقدند در شرایط بحرانی، ترکیه لزوما حاضر نخواهد بود تمام ظرفیت های خود را برای اهداف امنیتی عربستان به کار گیرد. در مورد پاکستان نیز منتقدان به تجربه های گذشته اشاره می کنند. روابط نظامی اسلام آباد و ریاض سابقه طولانی دارد، اما در بسیاری از بحران ها پاکستان تلاش کرده است میان تعهدات خود به عربستان و محدودیت های داخلی و منطقه ای توازن ایجاد کند. از این منظر، حضور پاکستان در پیمان مکه ممکن است بیشتر مبتنی بر منافع اقتصادی و دریافت حمایت های مالی و انرژی باشد تا تعهد امنیتی بلندمدت.

بر اساس این نگاه، پیمان مکه بیش از آنکه یک اتحاد راهبردی باشد، نوعی معامله سیاسی میان سه کشور است: عربستان منابع مالی و بازار در اختیار دارد، ترکیه ظرفیت صنعتی و دفاعی ارائه می دهد و پاکستان نیز سرمایه نظامی و نیروی انسانی خود را عرضه می کند. در این چارچوب، پیمان مکه ممکن است بیش از آنکه یک ساختار امنیتی پایدار باشد، ابزاری برای افزایش قدرت چانه زنی اعضا در کوتاه مدت باشد.


3-دیدگاه دوم؛ پیمان مکه، تلاش برای ایجاد موازنه در نظم امنیتی جدید

در مقابل نگاه بدبینانه، دیدگاه دیگری معتقد است که پیمان مکه را نمی توان صرفا بر اساس اختلافات تاریخی میان اعضا ارزیابی کرد؛ زیرا در سیاست بین الملل، بسیاری از ائتلاف ها نه بر مبنای دوستی کامل، بلکه بر اساس ادراک مشترک از شرایط جدید و ضرورت مدیریت تهدیدها شکل می گیرند. از این منظر، عربستان، ترکیه و پاکستان اگرچه در بسیاری از پرونده ها اختلاف نظر دارند، اما در یک مسئله مهم اشتراک دارند: هر سه کشور احساس می کنند نظم امنیتی سنتی غرب آسیا در حال تغییر است و باید جایگاه خود را در ساختار جدید قدرت تثبیت کنند.

یکی از مهم ترین عوامل شکل دهنده این نگاه، کاهش تدریجی اعتماد برخی کشورهای منطقه به تضمین های امنیتی آمریکا است. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس طی دهه های گذشته امنیت خود را تا حد زیادی به حضور نظامی آمریکا وابسته کرده بودند، اما تحولات سال های اخیر نشان داد که واشنگتن در شرایط مختلف ممکن است اولویت های خود را تغییر دهد. خروج تدریجی آمریکا از برخی پرونده های منطقه ای، تمرکز بیشتر این کشور بر رقابت با چین و همچنین تردید برخی متحدان سنتی نسبت به میزان تعهد آمریکا در بحران های آینده، باعث شده کشورهای منطقه به دنبال ایجاد گزینه های جایگزین باشند.

در چنین شرایطی، پیمان مکه را می توان تلاشی برای ایجاد یک «موازنه منطقه ای» دانست؛ موازنه ای که هدف آن الزاما ایجاد یک اتحاد نظامی کلاسیک نیست، بلکه افزایش قدرت چانه زنی سه کشور در برابر قدرت های بزرگ و بازیگران منطقه ای است. عربستان به دنبال آن است که از حالت وابستگی امنیتی خارج شود، ترکیه می خواهد جایگاه خود را به عنوان یک قدرت مستقل تثبیت کند و پاکستان نیز تلاش دارد از ظرفیت های نظامی و ژئوپلیتیکی خود برای ایفای نقش بیشتر در جهان اسلام استفاده کند.از این منظر، پیمان مکه را نباید صرفا یک اقدام ضدایرانی تلقی کرد. اگرچه نگرانی از نفوذ منطقه ای ایران یکی از متغیرهای مهم در محاسبات امنیتی برخی اعضای این پیمان است، اما تصویر کامل تر نشان می دهد که دغدغه های دیگری نیز وجود دارد؛ از جمله نگرانی از شکل گیری یک نظم منطقه ای تحت سلطه یک بازیگر واحد، چه این بازیگر ایران باشد، چه رژیم صهیونیستی یا حتی یک قدرت خارجی.


4- سه کشور، سه هدف؛ عربستان، ترکیه و پاکستان چه می خواهند؟

اگرچه پیمان مکه با نام یک ائتلاف سه جانبه معرفی می شود، اما واقعیت آن است که هر یک از اعضا اهداف متفاوتی را دنبال می کنند. شناخت این اهداف برای ارزیابی میزان دوام و کارآمدی این پیمان ضروری است.عربستان سعودی بیش از هر چیز به دنبال ایجاد یک محیط امنیتی باثبات برای اجرای برنامه های توسعه ای خود است. پروژه های اقتصادی بزرگ ریاض، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و تلاش برای تبدیل شدن به یک مرکز اقتصادی جهانی، نیازمند ثبات منطقه ای است. از نگاه سعودی ها، ادامه وابستگی کامل به آمریکا دیگر پاسخگوی نیازهای امنیتی آینده نیست و باید شبکه ای متنوع از روابط سیاسی و دفاعی ایجاد شود.

در این چارچوب، همکاری با ترکیه برای عربستان اهمیت ویژه ای دارد. ترکیه دارای یکی از مهم ترین صنایع دفاعی منطقه است و در حوزه هایی مانند پهپادها، تجهیزات نظامی و فناوری های دفاعی پیشرفت قابل توجهی داشته است. عربستان نیز در مسیر توسعه صنایع دفاعی داخلی خود قرار دارد و همکاری با ترکیه می تواند بخشی از نیازهای کوتاه مدت و میان مدت این کشور را تامین کند. ترکیه نیز از این همکاری اهداف خاص خود را دنبال می کند. آنکارا در سال های اخیر تلاش کرده است خود را به عنوان یکی از مراکز قدرت در جهان اسلام معرفی کند. توسعه روابط با کشورهای عربی، حضور اقتصادی در بازارهای جدید و صادرات تجهیزات دفاعی، بخشی از راهبرد ترکیه برای افزایش نفوذ منطقه ای است. پیمان مکه می تواند برای ترکیه فرصتی فراهم کند تا جایگاه خود را در میان کشورهای اسلامی تقویت کرده و از ظرفیت اقتصادی عربستان بهره ببرد. با این حال، ترکیه احتمالا تلاش خواهد کرد استقلال تصمیم گیری خود را حفظ کند. سیاست خارجی آنکارا نشان داده است که این کشور معمولا تمایل ندارد در قالب یک ائتلاف محدود، تمام ظرفیت های خود را در اختیار یک شریک قرار دهد. بنابراین، همکاری ترکیه با عربستان بیشتر احتمال دارد در قالب یک شراکت منعطف و چندلایه ادامه یابد تا یک اتحاد نظامی سخت و الزام آور.

پاکستان نیز با اهداف متفاوتی وارد این همکاری می شود. اسلام آباد دارای ظرفیت نظامی قابل توجه، تجربه طولانی در همکاری دفاعی با کشورهای عربی و جایگاه خاصی در جهان اسلام است. با این حال، مشکلات اقتصادی و نیاز به سرمایه گذاری خارجی موجب شده است روابط اقتصادی با عربستان برای پاکستان اهمیت زیادی داشته باشد. برای پاکستان، پیمان مکه می تواند ابزاری برای افزایش نقش منطقه ای، جذب سرمایه، تامین انرژی و تقویت جایگاه سیاسی باشد. اما محدودیت های داخلی و حساسیت های ژئوپلیتیکی این کشور، به ویژه در رابطه با هند و افغانستان، باعث می شود اسلام آباد نیز مانند ترکیه با احتیاط عمل کند.


5-پیمان مکه و ایران؛ تهدید امنیتی یا فرصتی برای دیپلماسی منطقه ای؟

یکی از مهم ترین ابعاد پیمان مکه، تاثیر احتمالی آن بر جایگاه جمهوری اسلامی ایران در نظم امنیتی آینده غرب آسیا است. برخی تحلیل ها این پیمان را ادامه روند شکل گیری ائتلاف های منطقه ای برای مهار ایران می دانند. این نگاه بر سابقه رقابت های منطقه ای میان ایران و برخی اعضای پیمان، به ویژه عربستان، تاکید دارد. واقعیت این است که ایران نمی تواند نگرانی های امنیتی برخی کشورهای منطقه درباره سیاست های منطقه ای خود را نادیده بگیرد. رقابت میان تهران و ریاض در سال های گذشته یکی از عوامل مهم شکل دهنده تحولات غرب آسیا بوده است و ترکیه نیز در برخی پرونده ها با ایران اختلاف منافع داشته است. بنابراین، وجود عنصر رقابت در محاسبات این کشورها واقعیتی انکارناپذیر است.

اما تبدیل پیمان مکه به یک بلوک کاملا ضدایرانی، امری قطعی نیست. تجربه روابط بین الملل نشان می دهد که بسیاری از کشورها همزمان با رقابت در برخی حوزه ها، در حوزه های دیگر نیز همکاری می کنند. عربستان، ترکیه و پاکستان هر سه کشور دارای منافع مشترکی با ایران هستند؛ از امنیت انرژی و تجارت منطقه ای گرفته تا ثبات مرزها، مبارزه با تروریسم و جلوگیری از بی ثباتی گسترده در منطقه. از این منظر، یکی از مهم ترین الزامات سیاست خارجی ایران، جلوگیری از شکل گیری برداشت مشترک میان اعضای پیمان مکه درباره ایران به عنوان «تهدید اصلی منطقه» است. تهران نباید اجازه دهد رقابت های موجود به یک دشمنی ساختاری تبدیل شود که همه اعضای این پیمان را در یک جبهه واحد قرار دهد. ایران می تواند با اتخاذ یک دیپلماسی فعال منطقه ای، بر منافع مشترک تاکید کند. توسعه روابط اقتصادی با عربستان، حفظ تعاملات گسترده با ترکیه و تقویت همکاری های سیاسی و اقتصادی با پاکستان، می تواند مانع از تبدیل این پیمان به یک چارچوب محدودکننده علیه ایران شود. در واقع، واکنش موثر ایران به پیمان مکه نه در بی اهمیت جلوه دادن آن است و نه در بزرگنمایی تهدید آن؛ بلکه در مدیریت هوشمندانه این روند قرار دارد.


6- آینده پیمان مکه؛ از تفاهم سیاسی تا معماری امنیتی؟

مهم ترین پرسش درباره پیمان مکه این است که آیا این همکاری می تواند از سطح یک توافق سیاسی فراتر رفته و به یک معماری امنیتی پایدار تبدیل شود یا خیر. تجربه تاریخی نشان داده است که بسیاری از ائتلاف های منطقه ای به دلیل اختلاف منافع اعضا، تغییر شرایط سیاسی یا فشارهای خارجی دوام چندانی نداشته اند. غرب آسیا نمونه های متعددی از سازمان ها و ائتلاف هایی دارد که در زمان شکل گیری با اهداف بزرگ معرفی شدند، اما در عمل نتوانستند به ساختارهای موثر امنیتی تبدیل شوند. پیمان مکه نیز با چنین چالشی مواجه است. اختلاف میان اعضا، نبود فرماندهی مشترک، تفاوت در تعریف تهدیدها و وابستگی های متفاوت آنها به قدرت های خارجی، موانعی جدی در مسیر تبدیل شدن این پیمان به یک اتحاد نظامی کلاسیک است. با این حال، نباید اهمیت سیاسی آن را دست کم گرفت. حتی اگر پیمان مکه به یک ائتلاف نظامی شبیه ناتو تبدیل نشود، می تواند بر محاسبات امنیتی منطقه تاثیر بگذارد. همکاری های دفاعی، فروش تجهیزات نظامی، هماهنگی های سیاسی و افزایش ارتباطات امنیتی میان سه کشور می تواند به تدریج سطح جدیدی از همکاری منطقه ای ایجاد کند.

در نهایت، آینده این پیمان بیش از هر چیز به دو عامل بستگی دارد: نخست، میزان توانایی عربستان، ترکیه و پاکستان برای مدیریت اختلافات داخلی؛ و دوم، تحولات بزرگ تر منطقه ای و نحوه رفتار قدرت های خارجی. اگر اعضای پیمان بتوانند منافع مشترک خود را بر اختلافات تاریخی ترجیح دهند، این همکاری می تواند به یکی از عناصر مهم نظم جدید غرب آسیا تبدیل شود. اما اگر اختلافات سیاسی، رقابت های ژئوپلیتیکی و محاسبات کوتاه مدت بر همکاری غلبه کند، پیمان مکه نیز ممکن است مانند بسیاری از ترتیبات مشابه گذشته، به یک چارچوب نمادین محدود شود.


نتیجه گیری؛ پیمان مکه، ائتلافی در حال آزمون

پیمان مکه را نمی توان صرفا یک نمایش سیاسی یا توافقی بی اهمیت دانست؛ همان گونه که هنوز نمی توان آن را یک ائتلاف امنیتی قدرتمند و تثبیت شده معرفی کرد. واقعیت این است که این پیمان در مرحله ای میان نمادگرایی سیاسی و تلاش برای ایجاد یک سازوکار جدید منطقه ای قرار دارد. نگاه نخست، بر ضعف های این پیمان تاکید می کند: اختلافات تاریخی میان عربستان و ترکیه، تفاوت اولویت های امنیتی سه کشور، تجربه های ناموفق گذشته و احتمال استفاده اقتصادی اعضا از منابع عربستان. این عوامل واقعا می توانند مانع شکل گیری یک اتحاد منسجم شوند. اما نگاه دوم نیز بر واقعیتی مهم اشاره دارد: غرب آسیا در حال ورود به دوره ای جدید است و بسیاری از کشورهای منطقه تلاش می کنند وابستگی امنیتی خود را کاهش داده و نقش مستقل تری ایفا کنند. از این منظر، پیمان مکه بخشی از تلاش برای بازتعریف جایگاه قدرت های منطقه ای در نظم آینده است.

برای ایران، مهم ترین درس این تحول آن است که نباید با رویکردی صرفا واکنشی به آن نگاه کند. تهران باید ضمن حفظ قدرت بازدارندگی خود، دیپلماسی منطقه ای را فعال تر کند و اجازه ندهد اختلافات موجود با برخی کشورهای منطقه به یک جبهه دائمی علیه ایران تبدیل شود. در نهایت، پیمان مکه بیش از آنکه یک «ناتوی اسلامی» باشد، یک ائتلاف در حال آزمون است؛ ائتلافی که آینده آن به توانایی سه کشور برای تبدیل اختلافات به همکاری و منافع مشترک به یک راهبرد پایدار بستگی دارد. تحولات آینده غرب آسیا نشان خواهد داد که آیا مکه تنها یک نماد سیاسی باقی می ماند یا به یکی از پایه های نظم امنیتی جدید منطقه تبدیل خواهد شد.