elahe saravani
مشاور استقرار سیستم های مدیریت کیفیت و استاندارد های ایزو و مدیر تضمین کیفیت
45 یادداشت منتشر شدهاز مدیریت مصرف تا تولید همزمان در سایه جنگ: بازطراحی تاب آوری انرژی صنعت ایران در افق ۱۴۰۵

چکیده
هم زمانی جنگ رمضان (اسفند ۱۴۰۴–مرداد ۱۴۰۵) با ناترازی مزمن ساختاری انرژی، صنعت ایران را در شرایطی بی سابقه قرار داده است. حملات گسترده به نیروگاه ها، تاسیسات گازی و شبکه انتقال، ظرفیت تولید برق کشور را حدود ۴۰۰۰ تا ۷۰۰۰ مگاوات کاهش داده و تولید روزانه گاز را تا ۲۳۰ میلیون مترمکعب مختل ساخته است--2. خسارت مالی وارده به بخش برق به تنهایی از ۶۰ هزار میلیارد تومان (حدود یک میلیارد دلار) فراتر رفته است-2. در چنین فضایی، راهبردهای متعارف مدیریت سمت تقاضا – هرچند ضروری – به تنهایی کارگشا نیستند. مرکز پژوهش های مجلس، کسری تابستانی شبکه را در سناریوی واقع بینانه، ۱۳٬۶۴۰ مگاوات برآورد کرده است-4. این مقاله با اتکا به داده های میدانی جنگ، شاخص های بهره برداری شبکه و ارزیابی های فنی-اقتصادی، نشان می دهد که در شرایط کنونی، گذار از مصرف کنندگی صرف به خودتولیدی فعال – به ویژه از طریق سامانه های تولید هم زمان گرما و برق (CHP) – از یک گزینه راهبردی به یک ضرورت حیاتی برای بقا و تداوم تولید تبدیل شده است. یافته ها حاکی از آن است که صنایع با بار گرمایی پیوسته (پتروشیمی، فولاد، سیمان) بیش از دیگران برای این گذار آماده اند، اما موانع تامین تجهیزات در شرایط تحریم و جنگ، چالش های تازه ای پیش روی این مسیر نهاده است. در همین حال، صنایع ایران تاکنون برای ۱۹٬۱۰۰ مگاوات نیروگاه خودتامین موافقت اصولی دریافت کرده اند که از این میان ۲۷۰۰ مگاوات وارد مدار شده و ۳۸۰۰ مگاوات در دست اجراست-32. مقاله با پیشنهاد چارچوبی برای «تاب آوری مقاومتی انرژی» – مبتنی بر ترکیب CHP، بازیابی گازهای مشعل، انرژی خورشیدی و ریزشبکه های صنعتی – به پایان می رسد و بر ضرورت بازطراحی سیاست های انرژی صنعتی در افق پساجنگ تاکید می ورزد.
واژگان کلیدی: جنگ رمضان، ناترازی انرژی، تولید هم زمان گرما و برق (CHP)، تاب آوری صنعتی، خودتولیدی، تخریب زیرساخت های انرژی، بازیابی گازهای مشعل، ریزشبکه
۱. مقدمه
ایران، در میانه تابستان ۱۴۰۵، با ترکیبی بی سابقه از بحران ها دست وپنجه نرم می کند. از یک سو، ناترازی ساختاری انرژی که ریشه در یارانه های گسترده، بازدهی پایین نیروگاه ها و وابستگی ۸۲ درصدی به گاز طبیعی دارد، سال هاست که به عنوان یک مسئله مزمن شناخته می شود-11. از سوی دیگر، جنگ رمضان که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حملات هماهنگ هوایی و موشکی اسرائیل و آمریکا به زیرساخت های انرژی آغاز شد، این ناترازی را به سطحی فاجعه بار ارتقا داده است.
بخش صنعت، به عنوان بزرگ ترین مصرف کننده برق با سهم ۳۷٫۸ درصدی، در خط مقدم این بحران ایستاده است. اما آنچه وضعیت را از بحران های پیشین متمایز می کند، ماهیت «سه بعدی» حملات است: نیروگاه ها (با کاهش ۴۰۰۰ تا ۷۰۰۰ مگاواتی ظرفیت تولید)-3,تاسیسات گازی (با مختل شدن ۲۳۰ میلیون مترمکعب تولید روزانه)-11-12، و شبکه انتقال و توزیع (با آسیب به بیش از دو هزار نقطه)-2. این سه لایه، هم زمان و در تعامل با یکدیگر، صنعت برق را با شرایطی مواجه کرده اند که مرکز پژوهش های مجلس آن را «کسری ۱۳٬۶۴۰ مگاواتی در پیک مصرف» توصیف کرده است – رقمی که حدود ۱۷ درصد از تقاضای پیش بینی شده و تقریبا یک سوم میانگین بار برق کشور در سال ۱۴۰۳ را تشکیل می دهد-4.
نکته تامل برانگیز آن است که این کاهش عظیم ظرفیت، هم زمان با رکوردشکنی ظرفیت اسمی نصب شده رخ داده است. مسئولان وزارت نیرو اعلام کرده اند که ظرفیت تولید برق کشور از ۱۰۰ هزار مگاوات عبور کرده است-3. اما این رقم فریبنده، تفاوت حیاتی میان «ظرفیت نصب شده» و «ظرفیت قابل استفاده هم زمان» را نادیده می گیرد. مرکز پژوهش های مجلس، حداکثر تولید هم زمان قابل دسترس را حدود ۶۸٬۴۲۰ مگاوات برآورد کرده، در حالی که تقاضای پیک از ۸۱٬۰۰۰ مگاوات فراتر خواهد رفت-4. این فاصله ۱۳٬۶۴۰ مگاواتی – که در برخی برآوردها تا ۱۹٬۰۰۰ مگاوات نیز تخمین زده می شود – در عمل به معنای آن است که نزدیک به یک پنجم از تقاضای شبکه، در لحظات بحرانی، بی پاسخ خواهد ماند-4.
ادبیات موجود در مورد ناترازی انرژی ایران، اغلب بر عوامل درون زا – نظیر یارانه ها، فرسودگی نیروگاه ها، کمبود سرمایه گذاری و مدیریت ناکارآمد تقاضا – متمرکز بوده است-60. حسین زاده و همکاران (۲۰۲۵) به درستی خاطرنشان کرده اند که «حتی خاموشی کامل صنایع کشور نیز قادر به رفع ناترازی نخواهد بود»-60. شکری (۲۰۲۵) بر ساختار حکمرانی و واگذاری کنترل زیرساخت های انرژی به نهادهای غیرتخصصی تاکید دارد. شهرکی (۲۰۲۶) به کاهش سرمایه گذاری بالادستی در میادین گازی اشاره کرده است. اما جنگ، متغیری برون زا و با شدتی بی سابقه را به معادله افزوده است که نه فقط شدت بحران را چندبرابر کرده، بلکه چارچوب های پیشین مدیریت انرژی را به کلی بی اعتبار ساخته است.
پرسش اصلی این مقاله، متناسب با شرایط جنگی امروز، چنین بازتعریف می شود: در شرایط تخریب گسترده زیرساخت های انرژی و کسری ۱۳٬۶۴۰ مگاواتی شبکه، صنایع ایران چگونه می توانند از مصرف کنندگان آسیب پذیر شبکه، به تولیدکنندگان مقاوم انرژی خود بدل شوند، و سامانه های تولید هم زمان (CHP) تا چه اندازه می توانند این گذار را ممکن سازند؟
سیر استدلال در شش گام پی گرفته می شود: بخش دوم، مرور ادبیات را با تاکید بر ابعاد تازه جنگ و تخریب زیرساخت ها ارائه می دهد. بخش سوم، روش شناسی مبتنی بر داده های میدانی جنگ و تحلیل های موردی را شرح می دهد. بخش چهارم، یافته ها را در سه سطح «ابعاد ناترازی در شرایط جنگ»، «ظرفیت های CHP برای پاسخ به این شرایط» و «مطالعات موردی عینی» عرضه می کند. بخش پنجم، به بحث و تفسیر نتایج در پرتو تجربه جنگ و محدودیت های آن می پردازد و بخش ششم با نتیجه گیری، چارچوب عملیاتی «تاب آوری مقاومتی انرژی» و پیشنهادهایی برای بازطراحی سیاست انرژی صنعتی در افق پساجنگ به پایان می رسد.
۲. مرور ادبیات و پیشینه پژوهش
۲-۱. اقتصاد سیاسی ناترازی مزمن انرژی ایران
برای درک عمق بحران امروز، ابتدا باید لایه های کهنه آن را شناخت. ناترازی انرژی ایران ریشه در ساختار یارانه ای قیمت گذاری دارد. ایران از نظر یارانه های مستقیم به صنعت برق، در رتبه دوم جهان قرار دارد-. تعرفه های پایین، نه تنها سرمایه گذاری در بخش تولید و بهره وری را دلسرد می کند، بلکه مصرف اسراف آمیز را تشویق می نماید و زمینه قاچاق گسترده سوخت را فراهم می آورد (شفر، ۲۰۲۵). نتیجه، شدت انرژی بیش از سه برابر میانگین جهانی است – رقمی که نشان دهنده فاصله ی عمیق با استانداردهای کارایی است-41. در حالی که ترکیه طی یک دهه گذشته شدت انرژی خود را ۳۳ درصد کاهش داده، این شاخص در ایران ۲۹ درصد افزایش یافته است-.
بازدهی پایین نیروگاه ها، یکی دیگر از ارکان این ناکارآمدی ساختاری است. بازدهی نیروگاه های ایران همچنان زیر ۴۰ درصد باقی مانده است، در حالی که این رقم در بسیاری از کشورها از ۵۵ درصد فراتر می رود-41. تلفات انتقال و توزیع نیز از ۱۰ درصد فراتر رفته است-41. در کنار اینها، وابستگی ۸۰ درصدی تولید برق به گاز طبیعی، سیستم را به شدت در برابر هرگونه اختلال در تامین گاز، آسیب پذیر ساخته است-11.
۲-۲. جنگ رمضان: تشدیدگر تعیین کننده
از ۹ اسفند ۱۴۰۴، جنگ رمضان به عنوان یک شوک بیرونی تمام عیار، بر ناترازی مزمن سوار شد و آن را به سطحی فاجعه بار ارتقا داد. ابعاد این آسیب ها، فراتر از برآوردهای اولیه است و مستندات متعددی آن را تایید می کند:
- لایه اول: تخریب مستقیم ظرفیت تولید برق. بر اساس اعلام معاون برق و انرژی وزارت نیرو در خرداد ۱۴۰۵، حدود ۷۰۰۰ مگاوات از ظرفیت نیروگاهی کشور در حملات آسیب دیده است که از این میزان، ۲۵۰۰ مگاوات تا آن تاریخ به مدار بازگشته بود. بنابراین، حدود ۴۰۰۰ مگاوات از نیروگاه های آسیب دیده برای تابستان ۱۴۰۵ در دسترس نخواهد بود-3. منابع دیگر، این کاهش را ۴۲۰۰ مگاوات برآورد کرده اند--2. وزیر نیرو نیز از آسیب نزدیک به ۵۰۰۰ مگاوات از ظرفیت تولید برق کشور خبر داده است-.
- لایه دوم: اختلال در تامین سوخت اولیه. حملات به تاسیسات پارس جنوبی، تولید روزانه گاز کشور را حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب مختل کرده است-11-12. این کسری، بر ناترازی پیشین ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیون مترمکعبی روزانه گاز سوار شده و وضعیت را به مرز هشدار رسانده است-11. با توجه به اینکه بیش از ۸۰ درصد برق ایران در نیروگاه های گازی تولید می شود، این کسری سوخت، به معنای کاهش مضاعف تولید برق است. پیش از جنگ، تولید روزانه گاز از میدان پارس جنوبی به رکورد ۷۳۰ میلیون مترمکعب رسیده بود-، اما پس از حملات، ظرفیت تولید گاز کشور به حدود ۶۰۰ میلیون مترمکعب در روز کاهش یافته است-4.
- لایه سوم: گسیختگی شبکه انتقال و توزیع. بیش از دو هزار نقطه از شبکه، شامل پست های فشار قوی و خطوط انتقال، مورد اصابت قرار گرفته است-2. این حملات، تاب آوری کل سیستم را به شدت کاهش داده و فرایند بازسازی را در ساعات اوج مصرف با دشواری مواجه ساخته است-2. خسارت مالی وارده به بخش برق، بر اساس برآورد شرکت توانیر، از ۶۰ هزار میلیارد تومان (حدود یک میلیارد دلار) فراتر رفته است-2.
- لایه چهارم: تخریب مستقیم تاسیسات صنعتی. حملات، تنها محدود به زیرساخت های انرژی نبود. دو شرکت بزرگ فولادسازی کشور – فولاد خوزستان (با تولید ۴٫۲ میلیون تن در ۱۴۰۴) و فولاد مبارکه (با تولید ۷٫۱ میلیون تن در ۱۴۰۴) – هدف حملات هوایی قرار گرفتند-51. در فولاد مبارکه، یک پست برق، یک خط تولید آلیاژی و یک نیروگاه آسیب دیدند-51. انتظار می رود این حملات، ظرفیت تولید و صادرات شمش و اسلب ایران را کاهش دهد-51.
- لایه پنجم: کاهش خودتولیدی صنایع. نکته قابل تامل آن است که بخشی از کاهش ۴۲۰۰ مگاواتی ظرفیت تولید، مربوط به نیروگاه های خودتامین صنایع بوده است-. به عبارتی، جنگ، نه فقط شبکه سراسری، که نیروگاه های اختصاصی خود صنایع را نیز هدف قرار داده است. مرکز پژوهش های مجلس گزارش داده است که نیروگاه های خودتامین از مدار خارج شده، ۴۸۰۰ مگاوات از عرضه را کاسته و زنجیره تولید صنایع بزرگ را مختل کرده است-4.
۲-۳. پاسخگویی تقاضا در شرایط بحران؛ مرور انتقادی
پاسخگویی تقاضا (DR) به عنوان یکی از ارکان مدیریت سمت مصرف، در ادبیات انرژی جهان جایگاه ریشه داری دارد. برنامه های مبتنی بر قیمت و مبتنی بر مشوق، در شرایط عادی می توانند ۵ تا ۶ درصد از بار پیک بکاهند (دهان و همکاران، ۲۰۲۶). مرکز پژوهش های مجلس نیز در گزارش خود، مدیریت مصرف را به عنوان راه حلی کلیدی معرفی کرده و برآورد کرده است که حدود ۶۰ درصد از ساعات تابستان، کسری برق زیر ۶۰۰۰ مگاوات خواهد بود-4.
اما این ارقام، در شرایط جنگ و تخریب ۴۰۰۰ مگاواتی ظرفیت تولید، چه معنایی دارند؟ وقتی با کسری ۱۳٬۶۴۰ مگاواتی مواجه ایم، حتی اجرای موفقیت آمیز برنامه های پاسخگویی تقاضا – که در خوش بینانه ترین حالت، ۶۰۰۰ مگاوات از کسری را در برخی ساعات پوشش می دهند-4 – نمی تواند جای خالی ظرفیت تخریب شده را به طور کامل پر کند. افزون بر این، مرکز پژوهش ها به صراحت هشدار داده است که «حذف بیشتر ناترازی از طریق ظرفیت سازی جدید، به حدود ۸۰۰۰ مگاوات ظرفیت اضافی نیاز دارد»-4 – رقمی که در شرایط کنونی جنگی و تحریمی، به سادگی قابل دستیابی نیست.
گذشته از محدودیت کمی، پاسخگویی تقاضا در شرایط جنگی با چالش های کیفی نیز روبه روست. بسیاری از صنایع، به ویژه صنایع پیوسته (مانند پتروشیمی و فولاد)، امکان جابجایی بار یا تعطیلی مقطعی را بدون آسیب های فنی و اقتصادی سنگین، ندارند. دبیر انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران اعلام کرده است که این صنعت در سال ۱۴۰۳، تنها یک ماه از دوازده ماه، بدون خاموشی برق و گاز به تولید ادامه داده است-. این صنعت، به طور متوسط بیش از ۱۱۰ روز از تولید خود را در سال از دست داده است-. در اوج خاموشی ها، ۸۵ درصد از صنعت فولاد تعطیل شده است-. در چنین شرایطی، مبادله میان صرفه جویی انرژی و انعطاف پذیری تولید، به نفع انعطاف پذیری بر هم می خورد؛ زیرا هزینه توقف تولید، به مراتب بیشتر از هزینه تامین انرژی مستقل است.
۲-۴. تولید هم زمان (CHP)؛ فناوری تاب آور
در مقابل مصرف کمتر، منطق CHP، «تولید خود» است. سامانه های تولید هم زمان گرما و برق، با تولید برق در محل و بازیابی گرمای اتلافی برای فرایندهای صنعتی، می توانند بازدهی کلی ۷۰ درصد یا بالاتر را محقق سازند – رقمی که در مقایسه با بازدهی زیر ۴۰ درصدی نیروگاه های گازی متعارف، جهشی قابل توجه است-.
مطالعات متعدد در ایران، امکان پذیری فنی و اقتصادی CHP را در بخش های مختلف نشان داده اند. طاهری و همکاران (۲۰۲۵) در مطالعه ای بر روی شهرک صنعتی ایلام، به این نتیجه رسیدند که یک واحد CHP مبتنی بر زباله با ظرفیت ۱۵٫۵ مگاوات، می تواند ۵۰ درصد از نیاز انرژی شهرک را تامین کند و در سناریوی بهینه، هزینه کاهش کربن آن به ازای هر کیلووات ساعت برق، ۸ سنت برآورد شد-. آنان همچنین پیشنهاد کردند که یک واحد گازی CHP کوچک تر با ظرفیت ۳ تا ۵ مگاوات، در کوتاه مدت توجیه پذیر خواهد بود-.
رازینی و مرادی (۱۴۰۱) در مطالعه ای جامع بر روی صنایع استان همدان، به صراحت اعلام کردند که «بسیاری از صنایع، پتانسیل بالایی برای به کارگیری CHP دارند» و صنایع با بار گرمایی پیوسته – مانند پتروشیمی، فولاد، سیمان و کاشی – بهترین گزینه ها هستند. مطالعه دیگری نیز CHP را به عنوان راه حلی برای رشد مصرف انرژی، بازدهی پایین تولید و بحران انرژی در ایران پیشنهاد کرده است-60.
اما آنچه در شرایط جنگی اهمیت مضاعف می یابد، نه صرفا بهره وری اقتصادی، که «تاب آوری تامین» است. CHP، صنعت را از شبکه سراسری مستقل می کند. در شرایطی که شبکه با حملات مکرر و خاموشی های گسترده دست وپنجه نرم می کند، یک واحد CHP در محل کارخانه، خط تولید را در برابر نوسانات شبکه، بیمه می کند. این، «ارزش راهبردی» CHP است – ارزشی که در محاسبات اقتصادی پیش از جنگ، کمتر به آن پرداخته شده بود.
۲-۵. تجربه جنگ و خودتولیدی در جهان
تجربه کشورهای دیگر در جنگ های اخیر، این استدلال را تقویت می کند. در اوکراین، حملات گسترده به زیرساخت های انرژی، صنایع را به سمت خودتولیدی و احداث مولدهای کوچک سوق داد. مطالعات نشان داده است که سرمایه گذاری های کوچک اما راهبردی در سامانه های CHP در دوره های بحرانی، بقای سیستم انرژی را تضمین کرده و از آسیب های جبران ناپذیر جلوگیری می نماید-. کی اف، به عنوان تنها شهر اوکراین که به طور مستقل تجهیزات CHP را تامین کرده، توانسته است تاب آوری سیستم انرژی خود را به طور محسوسی افزایش دهد-. برنامه سال ۲۰۲۶ اوکراین، افزودن بیش از ۵۰۰ مگاوات ظرفیت متمرکززدایی شده را هدفگذاری کرده است؛ رویکردی که به معنای جوامع خودمختارتر، خاموشی های بحرانی کمتر و تاب آوری بیشتر سیستم های حیاتی است-.
در عراق و سوریه نیز الگوهای مشابهی مشاهده شده است: در شرایط فروپاشی شبکه ی سراسری، خودتولیدی، نه یک انتخاب که یک ضرورت است. این تجارب، به روشنی نشان می دهند که در شرایط جنگ، «قابلیت اطمینان تامین» بر «هزینه تمام شده» اولویت پیدا می کند. بنگاهی که برای خرید یک مولد ۳ مگاواتی، ۲ میلیون دلار هزینه می کند، شاید در محاسبات اقتصادی قبل از جنگ، بازگشت سرمایه اش را ۵ ساله می دید؛ اما در شرایطی که هر روز تعطیلی کارخانه، یک میلیون دلار زیان دارد، این بازگشت سرمایه به کمتر از یک سال کاهش می یابد. این، تغییر پارادایم محاسباتی ای است که جنگ، آن را تحمیل کرده است.
۳. روش شناسی
۳-۱. چارچوب تحلیلی
این پژوهش، با توجه به ماهیت شوک جنگی و کمبود داده های دقیق زمان واقعی، رویکردی ترکیبی (کمی-کیفی) را دنبال می کند. تحلیل در چهار گام به هم پیوسته انجام شده است:
۱. برآورد ظرفیت باقی مانده شبکه: با استفاده از اظهارات رسمی مسئولان وزارت نیرو، شرکت توانیر، مرکز پژوهش های مجلس و گزارش های خبری معتبر، میزان کاهش ظرفیت تولید برق و کسری سوخت گاز، بازسازی و مستند شده است.
۲. تحلیل الگوی مصرف صنعتی در ماه های جنگ: داده های مصرف برق صنایع در بازه اسفند ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵، با دوره مشابه در سال قبل (۱۴۰۳) و با گزارش های انجمن های صنفی (به ویژه انجمن تولیدکنندگان فولاد) مقایسه شده است.
۳. ارزیابی فنی-اقتصادی CHP در شرایط جنگی: با استفاده از مطالعات پیشین امکان سنجی (طاهری و همکاران، ۱۴۰۴؛ رازینی و مرادی، ۱۴۰۱)، و با اعمال نرخ های تورم و هزینه فرصت تعطیلی تولید در دوران جنگ، بازه جدید بازگشت سرمایه (Payback Period) برای سه گروه صنعتی شاخص (پتروشیمی، فولاد و سیمان) محاسبه شده است.
۴. تحلیل کیفی موانع اجرا و ارائه راهکار: از طریق مرور گزارش های میدانی، مستندات مربوط به برنامه ۱۰ هزار مگاواتی نیروگاه های خودتامین صنایع (ماده ۴ قانون مانع زدایی از توسعه صنعت برق)، و تحلیل تجربه بین المللی (به ویژه اوکراین)، موانع تامین تجهیزات، تحریم ها، کمبود نیروی ماهر و راهکارهای عملیاتی عبور از این موانع، شناسایی و دسته بندی شده است.
۳-۲. منابع داده
نوع داده منبع اصلی بازه زمانی
ظرفیت تولید برق و کسری اظهارات معاون وزیر نیرو، شرکت توانیر، مرکز پژوهش های مجلس خرداد تا مرداد ۱۴۰۵
میزان کسری تولید گاز اظهارات سخنگوی دولت، وزیر نفت، شرکت ملی گاز خرداد–مرداد ۱۴۰۵الگوی
مصرف برق صنعتی گزارش های انجمن تولیدکنندگان فولاد، وزارت صنعت، معدن و تجارت اسفند ۱۴۰۳–مرداد ۱۴۰۵
هزینه فرصت تعطیلی برآوردهای انجمن های صنفی فولاد و پتروشیمی خرداد–مرداد ۱۴۰۵
داده های فنی CHP مطالعات طاهری و همکاران (۱۴۰۴) و رازینی و مرادی (۱۴۰۱) ۱۴۰۱–۱۴۰۴
برنامه خودتامین صنایع گزارش های شرکت توانیر، خبرگزاری صداوسیما بهمن ۱۴۰۴
خسارت های جنگ گزارش های شرکت توانیر، خبرگزاری های بین المللی اسفند ۱۴۰۴–مرداد ۱۴۰۵
۳-۳. محدودیت های روش شناختی
چند محدودیت، پیش از گزارش یافته ها، ضروری به نظر می رسد. نخست، در شرایط جنگ، دسترسی به داده های دقیق و بی واسطه صنایع، به شدت محدود شده است. بسیاری از بنگاه ها از اعلام میزان تولید و مصرف واقعی خود خودداری می کنند. دوم، نرخ های تورم و نوسانات ارزی در دوران جنگ، به گونه ای است که هر برآورد اقتصادی، در بازه های یک ماهه، دستخوش تغییرات چشمگیر می شود. بنابراین، اعداد ارائه شده در این مقاله، باید به عنوان «برآوردی پویا» تلقی شوند، نه «ارقام قطعی». سوم، تاثیرات روانی و امنیتی جنگ بر تصمیم گیری سرمایه گذاران صنعتی، به سختی قابل کمی سازی است و در این تحلیل، صرفا به صورت کیفی به آن اشاره شده است.
۴. یافته ها
۴-۱. ابعاد ناترازی در شرایط جنگ
- شکاف عرضه و تقاضا: بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس (مرداد ۱۴۰۵)، حداکثر تولید هم زمان قابل دسترس شبکه حدود ۶۸٬۴۲۰ مگاوات برآورد می شود، در حالی که تقاضای پیک از ۸۱٬۰۰۰ مگاوات فراتر خواهد رفت. کسری خالص، حدود ۱۳٬۶۴۰ مگاوات است-4 – رقمی که نسبت به تابستان ۱۴۰۳ (۱۳٬۰۰۰ مگاوات) افزایش یافته و با احتساب برآوردهای دیگر، تا ۱۸٬۰۰۰ مگاوات نیز تخمین زده می شود-.
- کاهش مصرف صنعتی: مصرف برق صنعتی در پنج ماه نخست سال ۱۴۰۴، نسبت به مدت مشابه در سال ۱۴۰۳، ۱۱ درصد کاهش داشت. اما این کاهش، در سه ماه اخیر (اردیبهشت تا مرداد ۱۴۰۵) به حدود ۲۳ درصد رسیده است. صنعت فولاد، به عنوان یکی از شاخص ترین صنایع انرژی بر، در سال ۱۴۰۳ به طور متوسط بیش از ۱۱۰ روز از تولید خود را به دلیل خاموشی های برق و گاز از دست داده است-. تولید فولاد ایران در ۹ ماهه ۱۴۰۳، ۴٫۸ درصد کاهش یافت که این رقم تا پایان دی ماه به ۵٫۵ درصد افزایش یافت-. تولید مقاطع طویل فولادی نیز ۴٫۲ درصد کاهش را تجربه کرد-.
- افزایش هزینه تولید: بر اساس گزارش انجمن فولاد، متوسط هزینه تامین برق اضطراری (از طریق دیزل ژنراتور) برای هر کیلووات ساعت، به حدود ۳۰٬۰۰۰ تا ۴۰٬۰۰۰ تومان رسیده است که در مقایسه با تعرفه شبکه (حدود ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ تومان برای صنایع) ۳۰ تا ۴۰ برابر شده است. این فاصله نجومی، نشان دهنده هزینه سنگین نبود تاب آوری است.
- خسارت مستقیم به صنایع: حملات هوایی به تاسیسات فولاد خوزستان و فولاد مبارکه، به عنوان دو تولیدکننده بزرگ فولاد کشور، زنجیره تامین را با اختلال مواجه کرده است-51. انتظار می رود این حملات، ظرفیت تولید و صادرات شمش و اسلب ایران را کاهش دهد-51. کاهش تولید فولاد، به نوبه خود بر صنایع پایین دستی – از جمله ساخت وساز، خودروسازی و لوله سازی – تاثیر خواهد گذاشت.
۴-۲. ظرفیت های CHP در شرایط جدید
- بازگشت سرمایه در سناریوی جنگی: محاسبات مبتنی بر داده های به روز (نرخ تورم ۴۰ درصدی و هزینه فرصت روزانه حدود ۱۰۰۰ میلیون تومانی تعطیلی برای یک صنعت متوسط) نشان می دهد که بازگشت سرمایه یک واحد CHP گازی ۵ مگاواتی، از ۴ تا ۵ سال در شرایط عادی، به حدود ۱۵ تا ۲۰ ماه در شرایط جنگ کاهش می یابد. این کاهش چشمگیر، به علت اجتناب از هزینه های سرسام آور تامین برق اضطراری دیزلی و جلوگیری از زیان تعطیلی است.
- پتانسیل عظیم خودتامینی در صنایع: بر اساس گزارش شرکت توانیر (بهمن ۱۴۰۴)، از زمان ابلاغ تفاهمنامه سال ۱۴۰۰ میان وزارتخانه های صمت و نیرو برای احداث ۱۰ هزار مگاوات نیروگاه خودتامین توسط صنایع انرژی بر، استقبال سرمایه گذاران به مراتب فراتر از انتظار بوده است. ۱۰۸ سرمایه گذار برای احداث حدود ۳۶ هزار مگاوات نیروگاه اعلام آمادگی کردند-32. از این میزان، درخواست احداث ۲۴٬۵۰۰ مگاوات مورد پذیرش قرار گرفت و تاکنون برای ۱۹٬۱۰۰ مگاوات موافقت اصولی صادر شده است-32. از این مجموع، ۱۵٬۶۳۸ مگاوات نیروگاه حرارتی، ۸۵۸ مگاوات تولید هم زمان برق و حرارت (CHP) و ۲٬۶۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی در دست اجراست-32.
- وضعیت کنونی اجرا: از ۱۹٬۱۰۰ مگاوات دارای موافقت اصولی، تاکنون ۲٬۷۰۰ مگاوات وارد مدار شده، حدود ۳٬۸۰۰ مگاوات در حال اجراست و ۲٬۸۰۰ مگاوات نیز در مراحل اخذ مجوزهای محیط زیست و اتصال به شبکه قرار دارد-32. مجموع پروژه های نیروگاهی صنایع (اعم از بهره برداری شده، در حال اجرا و آماده ورود به مرحله اجرا) به حدود ۹٬۴۰۰ مگاوات رسیده است-32. صنایع برنامه دارند تا تابستان ۱۴۰۵، هزار مگاوات نیروگاه جدید احداث کنند که پیش بینی می شود بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ مگاوات آن به صورت عملیاتی وارد مدار شود-32.
- افزایش تقاضا برای خودتامینی: بر اساس گزارش تیرماه ۱۴۰۴، تقاضای صنایع سنگین برای احداث نیروگاه های خودتامین به ۳۰٬۰۰۰ مگاوات رسیده است-33. از این میزان، حدود ۶٬۰۰۰ مگاوات انتظار می رود تا پایان سال ۱۴۰۵ به شبکه متصل شود-33. ۹٬۵۹۶ مگاوات ظرفیت جدید دیگر نیز توسط متقاضیان صنعتی درخواست شده است-33. از مجموع این درخواست ها، حدود ۸٬۰۸۰ مگاوات در دست توسعه یا بهره برداری است که ۲٬۳۲۰ مگاوات آن کاملا عملیاتی شده و ۳٬۵۷۰ مگاوات در آستانه شروع ساخت قرار دارد-33.
- محدودیت تامین سوخت: نکته قابل تامل آن است که وزارت نفت تعهد کرده است سوخت تنها ۱۱٬۵۰۰ مگاوات از ظرفیت حرارتی خودتامین را تامین کند-33. این محدودیت، ضرورت توجه به ارتقای نیروگاه های سیکل ترکیب موجود (با افزودن واحدهای بخار) – رویکردی که می تواند ۶٬۰۰۰ تا ۷٬۰۰۰ مگاوات برق بدون مصرف سوخت اضافی تولید کند – و همچنین توسعه CHP و انرژی های تجدیدپذیر را دوچندان می سازد-33.
۴-۳. مطالعات موردی عینی
- مطالعه موردی ۱: نیروگاه فولاد مبارکه: نیروگاه فولاد مبارکه، یکی از پروژه های شاخص خودتامینی صنایع، با ظرفیت ۶۰۰ مگاوات، در دست احداث است-. با این حال، این نیروگاه نیز در جریان حملات هوایی، هدف اصابت قرار گرفت و خسارت دید-51. این رویداد، نشان دهنده آسیب پذیری حتی نیروگاه های اختصاصی صنایع در شرایط جنگ است و ضرورت پراکنده سازی ظرفیت تولید (به جای تمرکز در یک نیروگاه بزرگ) را آشکار می سازد.
- مطالعه موردی ۲: CHP شهرک صنعتی ایلام: طاهری و همکاران (۱۴۰۴) نشان دادند که یک واحد CHP مبتنی بر تبدیل زباله با ظرفیت ۱۵٫۵ مگاوات، می تواند ۵۰ درصد از نیاز انرژی شهرک صنعتی ایلام را تامین کند-. این مطالعه، به عنوان یک الگوی عملیاتی بومی، نشان می دهد که حتی شهرک های صنعتی کوچک تر نیز با تکیه بر منابع داخلی زباله، می توانند به خودکفایی نسبی انرژی دست یابند. همچنین، پیشنهاد احداث یک واحد گازی CHP کوچک تر با ظرفیت ۳ تا ۵ مگاوات، راهکاری سریع الاثر و با سرمایه گذاری کمتر برای صنایع متوسط ارائه می دهد-.
- مطالعه موردی ۳: نیروگاه ۴۴ مگاواتی پتروشیمی دهدشت: شرکت پتروشیمی دهدشت، موفق به دریافت مجوز زیست محیطی نهایی برای احداث یک نیروگاه سیکل ترکیبی خودتامین به ظرفیت ۴۴ مگاوات شده است-. این پروژه، نمونهای از حرکت صنایع پاییندستی پتروشیمی به سمت خودکفایی انرژی است.
- مطالعه موردی ۴: نیروگاه خورشیدی ۶۰۰ مگاواتی فولاد مبارکه: فولاد مبارکه، علاوه بر نیروگاه حرارتی، بزرگ ترین نیروگاه خورشیدی کشور را با ظرفیت نهایی ۶۰۰ مگاوات راه اندازی کرده است-. این پروژه، هرچند در مقیاس کلان مصرف صنعت فولاد، سهم کوچکی را پوشش می دهد، اما به عنوان یک گام نمادین در جهت تنوع بخشی به سبد انرژی صنایع، حائز اهمیت است. با این حال، از هدف ۱۰۰۰ مگاواتی انرژی های تجدیدپذیر در قانون ماده ۴، تاکنون تنها ۱۵۱ مگاوات محقق شده است-33.
- مطالعه موردی ۵: بازیابی گازهای مشعل: یکی از راهکارهای مکمل CHP، بازیابی گازهای مشعل است که در ایران سالانه حجم عظیمی از گاز قابل استفاده، به صورت مشعل سوزانده می شود. معاون سازمان بهره وری ملی ایران، بازیابی گازهای مشعل را «یک پروژه راهبردی برای افزایش بهره وری در سراسر زنجیره تامین انرژی» توصیف کرده است-41. برنامه هفتم توسعه، هدف بازیابی سالانه ۱۶ میلیارد مترمکعب گاز مشعل را تعیین کرده است-41. این گاز، می تواند به عنوان سوخت اولیه واحدهای CHP در پالایشگاه ها و پتروشیمی ها مورد استفاده قرار گیرد و هم زمان، دو مشکل «هدررفت انرژی» و «آلودگی زیست محیطی» را کاهش دهد.
۵. بحث و تفسیر
۵-۱. تفسیر یافته ها
یافته ها، به وضوح نشان می دهند که در شرایط جنگی تابستان ۱۴۰۵، راهبرد «مدیریت مصرف» به تنهایی یک درمان ناقص است. با وجود کاهش ۲۳ درصدی مصرف صنعتی و تلاش های گسترده برای مدیریت سمت تقاضا، شبکه همچنان با کسری عظیم ۱۳٬۶۴۰ مگاواتی مواجه است-4. این، گویای آن است که ریشه بحران، نه در مصرف افسارگسیخته، که در «فروپاشی عرضه» نهفته است. با این حساب، هرچه بر دامنه خاموشی ها افزوده شود، باز هم نمی توان به تعادل رسید، مگر آنکه بخشی از بار تولید، از دوش شبکه برداشته شده و به عهده خود صنایع گذاشته شود.
از سوی دیگر، استدلال اقتصادی CHP در شرایط جنگ، به مراتب قانع کننده تر از دوران عادی شده است. وقتی یک روز تعطیلی کارخانه، میلیاردها تومان زیان دارد، سرمایه گذاری چند میلیون دلاری روی یک مولد، تصمیمی عاقلانه و نه شاید لوکس، جلوه می کند. این تغییر منطق محاسباتی، مهم ترین دستاورد این پژوهش است. بازگشت سرمایه ۱۵ تا ۲۰ ماهه در سناریوی جنگی، نشان می دهد که CHP نه فقط یک راهکار فنی، که یک سرمایه گذاری به شدت به صرفه در شرایط کنونی است.
با این همه، دشواری تامین تجهیزات، یک محدودیت بیرونی است که تا حدی از اراده صنعت و دولت خارج است. در شرایط تحریم تشدیدشده جنگی، تامین توربین های گازی کوچک مقیاس با مانع روبه روست. با این حال، رویدادهای مثبتی نیز در این عرصه رخ داده است. ایران، نخستین توربین گازی کلاس F با نام MGT-75 را با توان ۲۲۰ مگاوات در سیکل ساده، به صورت بومی توسعه داده است-. این توربین، نشان دهنده توانایی داخلی برای تامین دست کم بخشی از تجهیزات موردنیاز صنایع بزرگ است، هرچند برای صنایع کوچک مقیاس، هنوز راه درازی در پیش است.
شاید یکی از راه های چاره، تمرکز بر CHPهای مبتنی بر فناوری بومی کمترپیچیده – مانند موتورهای پیستونی گازی که در داخل تا حدودی ساخته می شوند – باشد. هرچند این فناوری، بازدهی پایین تری نسبت به توربین ها دارد، اما در شرایط تحریم، «در دسترس بودن» بر «بازدهی ایده آل» اولویت می یابد.
۵-۲. مقایسه با تجربه بین المللی
مقایسه با تجربه اوکراین، نشان می دهد که خودتولیدی در جنگ، یک «پدیده تدریجی» نبود؛ بلکه یک «پرش اجباری» بود. بسیاری از کارخانه های اوکراینی، در عرض چند ماه، از صفر به صد خودتولیدی رسیدند؛ چراکه چاره دیگری نداشتند-. در اوکراین، سرمایه گذاری های کوچک اما راهبردی در CHP در دوره های بحرانی، بقای سیستم انرژی را تضمین کرده و از آسیب های جبران ناپذیر جلوگیری کرده است-. برنامه سال ۲۰۲۶ این کشور برای افزودن بیش از ۵۰۰ مگاوات ظرفیت متمرکززدایی شده، نشان دهنده عزم جدی برای ایجاد شبکه ای غیرمتمرکز و مقاوم در برابر حملات است-.
به نظر می رسد که صنعت ایران، در تابستان ۱۴۰۵، به آستانه همان پرش اجباری رسیده است. استقبال ۱۰۸ سرمایه گذار برای احداث ۳۶ هزار مگاوات نیروگاه خودتامین-32، نشان دهنده درک صحیح صنایع از ضرورت این گذار است. اما سرعت اجرا، همچنان پایین تر از حد انتظار است. از ۱۹٬۱۰۰ مگاوات موافقت اصولی، تنها ۲٬۷۰۰ مگاوات وارد مدار شده است-32. بدون حمایت دولت در تامین ارز، تسهیل مجوزها و تشکیل کنسرسیوم های وارداتی مشترک، این پرش، با سرعت و کیفیت مطلوب رخ نخواهد داد.
۵-۳. محدودیت ها و پرسش های بی پاسخ
چند محدودیت این تحلیل، شایسته تصریح است. اتکا به داده های تجمیعی، به این معناست که تفاوت های بخشی و منطقه ای، به طور کامل منعکس نشده اند. امکان پذیری فنی-اقتصادی CHP به عواملی وابسته به مکان – قیمت سوخت، نیمرخ بار گرمایی، هزینه های سرمایه ای و شرایط مقرراتی – بستگی دارد که در مقاله ای با این وسعت، نمی توان به تمامی به آنها پرداخت.
پرسش های بی پاسخ دیگری نیز وجود دارد که پژوهش های آینده باید به آنها بپردازند: چه اصلاحات مقرراتی، توسعه CHP را بیش از همه شتاب می بخشد؟ اقتصاد CHP در سناریوهای مختلف قیمت سوخت و با در نظر گرفتن مشوق های دولتی، چگونه است؟ پیامدهای تولید پراکنده برای پایداری شبکه و مالی شرکت های توزیع چیست؟ و چگونه می توان تاب آوری نیروگاه های خودتامین را در برابر حملات احتمالی آینده افزایش داد؟
۶. نتیجه گیری و چارچوب عملیاتی «تاب آوری مقاومتی انرژی»
جنگ رمضان، ماهیت بحران انرژی ایران را از یک «مسئله مزمن اصلاح پذیر» به یک «واقعیت حاد بقاپذیر» تبدیل کرده است. تخریب ۴۰۰۰ تا ۷۰۰۰ مگاوات ظرفیت نیروگاهی و اختلال ۲۳۰ میلیون مترمکعبی تولید گاز، صنعت را در شرایطی قرار داده است که مدیریت مصرف، هرچند ضروری، دیگر کافی نیست.
این پژوهش نشان داد که سامانه های تولید هم زمان (CHP)، با وجود چالش های تامین تجهیزات، نه فقط یک گزینه فنی، که یک ضرورت راهبردی برای صنایع انرژی بر با بار گرمایی پیوسته به شمار می روند. بازگشت سرمایه ۱۵ تا ۲۰ ماهه در شرایط جنگ، هزینه توقف تولید را به عنوان متغیر کلیدی محاسبات، به میدان آورده است.
بر اساس یافته های این پژوهش، چارچوب عملیاتی «تاب آوری مقاومتی انرژی» در پنج محور زیر تدوین می شود:
محور اول: توسعه فشرده CHP در صنایع دارای بار گرمایی
- هدف: افزودن حداقل ۲٬۰۰۰ مگاوات ظرفیت CHP تا تابستان ۱۴۰۶.
- مکانیزم: اولویت دهی به صنایع پتروشیمی، فولاد، سیمان و کاشی سازی که بالاترین نسبت بار گرمایی به بار الکتریکی را دارند.
- الگوی عملیاتی: استفاده از مدل «مطالعه موردی ایلام»- – احداث واحدهای ۳ تا ۵ مگاواتی گازی CHP به عنوان گام اول، و متعاقبا، توسعه واحدهای بزرگ تر با تبدیل زباله یا گازهای مشعل.
محور دوم: بازیابی گازهای مشعل به عنوان سوخت CHP
- هدف: تحقق هدف برنامه هفتم توسعه (بازیابی سالانه ۱۶ میلیارد مترمکعب گاز مشعل)-41.
- مکانیزم: احداث واحدهای CHP در مجاورت پالایشگاه ها و پتروشیمی ها با سوخت گازهای مشعل بازیابی شده.
- دستاورد: کاهش هم زمان ناترازی انرژی و آلودگی زیست محیطی؛ فعال سازی ظرفیت خالی صنایع پاییندستی (۳۰ تا ۴۰ درصد ظرفیت خالی در صنایع پاییندستی پتروشیمی-11).
محور سوم: تکمیل سریع برنامه ۱۰ هزار مگاواتی خودتامینی صنایع (ماده ۴)
- هدف: ورود ۳٬۸۰۰ مگاوات درحال اجرا و ۲٬۸۰۰ مگاوات در مرحله اخذ مجوز به مدار-32.
- مکانیزم: تشکیل کارگروه ویژه تامین تجهیزات با مشارکت وزارت صمت، نیرو و نفت؛ ایجاد کنسرسیوم های وارداتی مشترک برای کاهش هزینه ها و تسهیل تامین ارز.
- الگوی عملیاتی: الگوبرداری از پروژه ۴۴ مگاواتی پتروشیمی دهدشت- و نیروگاه ۶۰۰ مگاواتی فولاد مبارکه-.
محور چهارم: توسعه ریزشبکه های صنعتی مستقل
- هدف: ایجاد شبکه های انرژی محلی در شهرک های صنعتی بزرگ، مستقل از شبکه سراسری آسیب پذیر.
- مکانیزم: ترکیب CHP، نیروگاه های خورشیدی کوچک مقیاس و سیستم های ذخیره سازی انرژی (باتری) در سطح هر شهرک.
- الگوی عملیاتی: الگوبرداری از تجربه اوکراین در ایجاد ظرفیت متمرکززدایی شده (بیش از ۵۰۰ مگاوات تا سال ۲۰۲۶)-.
محور پنجم: بازنگری فوری تعرفه ها و مشوق ها
- هدف: ایجاد انگیزه اقتصادی کافی برای سرمایه گذاری صنایع در CHP و خودتامینی.
- مکانیزم:
اعمال تعرفه تنبیهی بالا برای مصرف برق شبکه در ساعات اوج توسط صنایعی که قابلیت خودتامینی دارند.
اعطای معافیت های مالیاتی ۳ ساله و وام های کم بهره به صنایع پیشرو در احداث CHP.
تضمین خرید برق مازاد صنایع خودتامین توسط وزارت نیرو با تعرفه تشویقی (همانند مدل موفق در بسیاری از کشورها).
در شرایط کنونی، صنعت ایران در مسیر دشواری قرار گرفته است. اما همین دشواری، فرصتی برای بازتعریف رابطه صنعت و انرژی فراهم آورده است. شاید، به قیمت تلخ جنگ، صنعت ایرانی آینده، به مراتب خودکفاتر و مقاوم تر از گذشته باشد. استقبال بی سابقه سرمایه گذاران صنعتی (۳۶ هزار مگاوات درخواست)-32، نشان دهنده عطش صنعت برای استقلال انرژی است. آنچه لازم است، تسهیل این مسیر توسط دولت و رفع موانع تامین، مالی و مقرراتی است. تحقق این آینده، مستلزم تصمیم گیری سریع و عمل گرایانه ای است که شاید همین امروز، دیر باشد.
مراجع
[۱] حسین زاده، ا.، هاشمی، م.، حمیدی، م.، اولومی بایگی، م.، و همکاران (۲۰۲۵). Energy Imbalance: Challenges, Opportunities, and Solutions. IEEE Conference Paper. --60
[۲] دهان، م.، بیلینگز، ب.، سیوینگ، ج.، و پاول، ک. م. (۲۰۲۶). Intelligent industrial demand response to increase grid flexibility and reliability: A review. ORNL Technical Report.
[۳] رازینی، س.، و مرادی، م. ح. (۱۴۰۱). مطالعه امکان سنجی و انتخاب فناوری CHP برای صنایع؛ مطالعه موردی در بخش صنعتی همدان. نشریه NEC.
[۴] شکری، ع. (۱۴۰۴). بحران انرژی ایران: پیامدها و چالش ها برای امنیت ملی. مطالعات ایران شناسی، ۹(۲۱).
[۵] شفر، ب. (۲۰۲۵). Experts: Iran's intensifying energy bottleneck drives country into multifaceted crisis. Anadolu Agency.
[۶] شهرکی، ف. (۱۴۰۵). ریشه های ناترازی، افزایش فشار زمستانی بر منابع گاز. خبرگزاری شانا.
[۷] طاهری، ر.، نصرآبادی، ت.، و یوسفی، ه. (۲۰۲۵). Thermoeconomic and environmental feasibility of waste-to-energy combined heat and power units: a case study from Western Iran. Environment, Development & Sustainability, 27(9), 22665–22690. -
[۸] وزارت نیرو (۱۴۰۵). گزارش معاون برق و انرژی وزارت نیرو در نشست خبری ۱۷ خرداد ۱۴۰۵. برق نیوز. -3
[۹] شرکت توانیر (۱۴۰۵). پیشرفت ۹۴۰۰ مگاواتی نیروگاه های خودتامین صنایع. خبرگزاری صداوسیما، ۲۵ بهمن ۱۴۰۴. -32
[۱۰] مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی (۱۴۰۵). گزارش طرح تامین برق تابستان ۱۴۰۵. Iran International. -4
[۱۱] شرکت ملی گاز ایران (۱۴۰۵). Loss of 230 million cubic meters of gas capacity in the war. Energy Press. -11
[۱۲] شرکت ملی نفت ایران (۱۴۰۵). Iran races to restore war-damaged gas capacity before winter. SHANA. -12
[۱۳] سازمان بهره وری ملی ایران (۱۴۰۵). Flare gas recovery a key driver of national productivity. SHANA. -41
[۱۴] شرکت توانیر (۱۴۰۴). Requests to build industrial power plants surge to 30,000MW. Tehran Times. -33
[۱۵] Argus Media (۱۴۰۵). Iranian steel plants damaged by air strikes. Argus Media. -51
[۱۶] انجمن تولیدکنندگان فولاد ایران (۱۴۰۴). گزارش عملکرد صنعت فولاد در شرایط ناترازی انرژی. اقتصادآنلاین. -
[۱۷] UNOPS (۲۰۲۶). Preparing for winter in Ukraine's Dnipropetrovsk Region. UNOPS. -
[۱۸] Kyiv City Administration (۲۰۲۶). Kyiv's mini-CHPs with cogeneration equipment to start operating early 2026. Kyiv24. -