Ayda Behrouzi
دانش آموخته دانشگاه انگلستان/پسادكتري مديريت/استاديار سازمان دانشگاهيان ITIc محقق و پژوهشگر/مولف مقاله بين المللي و كتاب/كارشناس مترجم زبان ايتاليايي
64 یادداشت منتشر شده🎓🎓از هدایت گری تا هم آفرینی: مدل دوسویه تدریس در گذار از دبیرستان به دانشگاه🎓🎓
🎓🎓از هدایت گری تا هم آفرینی: مدل دوسویه تدریس در گذار از دبیرستان به دانشگاه🎓🎓
این عنوان بر این ایده استوار است که معلم در مدرسه نقش هدایت گر فعال تری دارد، اما در دانشگاه، استاد بیشتر زمینه مشارکت دانشجو درساخت و تولید دانش را فراهم می کند.
بنیان تفاوت: بلوغ فکری و خودتنظیمی
تفاوت در شیوه تدریس دانش آموزان و دانشجویان، بیش از هر چیز به میزان بلوغ فکری، انگیزش درونی و توانایی خودتنظیمی آنان وابسته است. دانش آموز دبیرستانی معمولا هنوز در مرحله شکل گیری هویت تحصیلی و مهارت های مدیریت یادگیری قرار دارد؛ بنابراین به برنامه روشن،توضیح های مرحله به مرحله، پیگیری منظم و بازخورد سریع نیاز بیشتری دارد.
در مقابل، دانشجو باید به تدریج مسئولیت اصلی یادگیری خود را بر عهده بگیرد. او تنها دریافت کننده مطالب نیست، بلکه باید بتواند مسئله راتحلیل کند، منابع را ارزیابی کند، پرسش علمی مطرح سازد و از دانسته های خود در موقعیت های واقعی بهره ببرد . از این رو، تدریس دانشگاهی زمانی اثربخش تر است که فرصت بحث، پژوهش، ارائه، کار گروهی و انجام پروژه های واقعی را در اختیار دانشجو قرار دهد.
تفاوت در نقش معلم و استاد
در آموزش مدرسه ای، معلم معمولا نقش هدایت گر، سازمان دهنده و ناظر مستقیم را بر عهده دارد. او باید مسیر یادگیری را مشخص کند،فعالیت ها را کوتاه و قابل مدیریت طراحی کند، میزان مشارکت دانش آموزان را پیگیری نماید و با تشویق، بازخورد و ایجاد احساس موفقیت،انگیزه آنان را حفظ کند.
اما در دانشگاه، استاد بیشتر نقش تسهیل گر و راهنمای علمی را دارد. وظیفه او فقط انتقال محتوا نیست؛ بلکه باید ذهن دانشجو را برای تحلیل،تردید علمی، استدلال و خلق راه حل آماده کند. استاد دانشگاه به جای پاسخ دادن به همه پرسش ها، گاهی با طرح پرسش های عمیق تر، دانشجو رابه جست وجو و کشف مستقل هدایت می کند.
👇🏼تفاوت در روش ارائه محتوا👇🏼
برای دانش آموزان، محتوا باید ساده، عینی، همراه با مثال های نزدیک به زندگی روزمره و به صورت تدریجی ارائه شود. استفاده از داستان، بازی آموزشی، تصویر، فعالیت گروهی کوتاه، نمایش و تمرین های عملی می تواند یادگیری را برای آنان جذاب تر و پایدارتر کند. در این سطح، تکرارهدفمند و مرور مستمر، بخش مهمی از فرایند آموزش است.
برای دانشجویان، محتوا می تواند پیچیده تر، مسئله محور و مبتنی بر منابع متنوع باشد. تحلیل مطالعه موردی، بررسی چالش های واقعی سازمان ها، نگارش گزارش، ارائه کلاسی، مناظره علمی و اجرای پروژه، روش های مناسب تری برای آموزش دانشگاهی اند. برای نمونه، در درس مدیریت، دانش آموز ممکن است مفهوم رهبری را با مشاهده رفتار یک مدیر موفق در یک فیلم آموزشی یاد بگیرد؛ اما دانشجو باید بتواند سبک رهبری یک سازمان واقعی را تحلیل و برای بهبود آن پیشنهاد ارائه کند.
تفاوت در ارزشیابی
ارزشیابی دانش آموزان بهتر است پیوسته، حمایتی و همراه با بازخورد فوری باشد. آزمون های کوتاه، پرسش شفاهی، تکلیف های محدود،مشاهده مشارکت کلاسی و پوشه کار می توانند به معلم کمک کنند تا پیش از عمیق شدن ضعف های یادگیری، مسیر آموزش را اصلاح کند.
در آموزش دانشگاهی، ارزیابی باید بیش از حفظ مطالب، توان تحلیل، کاربرد دانش، حل مسئله و استدلال علمی را بسنجد. پروژه پژوهشی،تحلیل مورد، گزارش علمی، ارائه تخصصی و دفاع از یک دیدگاه، نمونه هایی از ارزشیابی مناسب برای دانشجویان هستند. در اینجا، کیفیت فرآیند اندیشیدن اهمیت دارد، نه فقط پاسخ نهایی.
✍️نتیجه کاربردی✍️
تدریس موفق در دبیرستان بر ساختن پایه ها و ایجاد انگیزه تمرکز دارد، در حالی که تدریس موثر در دانشگاه بر استقلال فکری و توان تولید یاکاربرد دانش تاکید می کند. بنابراین، انتقال یک روش تدریس ثابت از مدرسه به دانشگاه یا برعکس، معمولا نتیجه بخش نیست.
معلم و استاد حرفه ای کسی است که سطح آمادگی، نیازهای روان شناختی و میزان استقلال یادگیرندگان را بشناسد و روش خود را بر همان اساس تنظیم کند.