بعد از عمل چرا پدرم/مادرم دیگر خودش نیست؟

26 مرداد 1405 - خواندن 9 دقیقه - 29 بازدید

بعد از عمل چرا پدرم دیگر خودش نیست؟

دلیریوم در سالمندان؛ وقتی تغییر ناگهانی رفتار فقط «اثر بیهوشی» نیست

«عمل خوب پیش رفت؛ اما وقتی پدرم را به بخش آوردند، دیگر شبیه خودش نبود.»

این جمله ممکن است برای خانواده ای که یک سالمند را بعد از جراحی، شکستگی، تصادف یا یک بیماری حاد همراهی کرده، کاملا آشنا باشد.

پدر یا مادرشان ناگهان گیج شده، افراد آشنا را نمی شناخته، درباره چیزهایی صحبت کرده که وجود نداشته اند، شب ها بی قرار شده یا برعکس، بیش از حد خواب آلود و کم حرف شده است.

اولین توضیحی که معمولا به ذهن خانواده می رسد این است:

«هنوز اثر داروی بیهوشی است.»

اما همیشه این طور نیست.

یکی از احتمال هایی که باید جدی گرفته شود، دلیریوم (Delirium) است؛ یک وضعیت حاد پزشکی شناختی که می تواند در عرض ساعت ها یا چند روز ایجاد شود و با تغییر در توجه، آگاهی و شناخت همراه باشد. انجمن روان پزشکی آمریکا در راهنمای بالینی خود تاکید می کند که دلیریوم در محیط های بیمارستانی شایع است و در سالمندان، بیماران مراقبت های ویژه و افرادی که تحت جراحی های بزرگ قرار گرفته اند، میزان آن می تواند بیشتر باشد (American Psychiatric Association [APA], 2025).

دلیریوم با «پیر شدن» یکی نیست

گاهی تغییر رفتار سالمند بعد از بستری شدن با جمله هایی مثل «خب، سنش بالاست» یا «احتمالا آلزایمر گرفته» توضیح داده می شود.

اما دلیریوم با زوال عقل یا دمانس یکسان نیست.

دلیریوم معمولا شروع نسبتا سریع دارد و علائم آن می توانند در طول روز نوسان کنند. فرد ممکن است صبح نسبتا هوشیار باشد و چند ساعت بعد دچار آشفتگی شدید شود. اختلال توجه، تغییر سطح هوشیاری، سردرگمی و گاهی توهم نیز می توانند دیده شوند.

NICE تاکید می کند که تشخیص نادرست دلیریوم به عنوان دمانس می تواند باعث شود یک وضعیت پزشکی حاد به موقع شناسایی و درمان نشود. این سازمان همچنین توصیه می کند تغییرات حاد و نوسانی وضعیت ذهنی بیمار به طور منظم بررسی شود و در صورت وجود نشانه های دلیریوم، از ابزارهای معتبر غربالگری مانند 4AT و در برخی شرایط پس از جراحی یا مراقبت های ویژه از CAM-ICU یا ICDSC استفاده شود (NICE, 2023).

بنابراین اگر سالمندی که تا دیروز شناخت مناسبی از محیط و اطرافیان داشته، بعد از یک جراحی یا بیماری حاد در عرض مدت کوتاهی دچار تغییر واضح و نوسانی در رفتار و هوشیاری شود، این تغییر را نباید صرفا به «سن» یا «اثر بیهوشی» نسبت داد.

چرا بعد از جراحی اتفاق می افتد؟

دلیریوم معمولا نتیجه یک علت منفرد نیست.

در بسیاری از موارد، آسیب پذیری زمینه ای مغز و بدن سالمند با چند عامل استرس زای همزمان ترکیب می شود.

سن بالا، اختلال شناختی قبلی، بیماری شدید، شکستگی به خصوص شکستگی لگن، جراحی، عفونت، درد، کم آبی، اختلال خواب، مشکلات بینایی یا شنوایی و مصرف همزمان داروهای متعدد، از جمله عواملی هستند که می توانند خطر دلیریوم را افزایش دهند. NICE در ارزیابی اولیه بیماران، سن ۶۵ سال به بالا، اختلال شناختی یا دمانس، شکستگی لگن و بیماری شدید را از عوامل مهم خطر می داند.

در واقع، شاید بهتر باشد دلیریوم را نه به عنوان یک «عارضه عجیب»، بلکه به عنوان هشدار مغز آسیب پذیر در برابر یک فشار شدید جسمی یا محیطی ببینیم.

این فشار می تواند یک عمل جراحی باشد؛ اما محدود به جراحی نیست. عفونت شدید، بیماری حاد، شکستگی یا آسیب ناشی از تصادف نیز می توانند زمینه ساز آن باشند.

یک مطالعه ایرانی چه می گوید؟

این مسئله فقط مربوط به کشورهای دیگر نیست.

در مطالعه ای که در جنوب غرب ایران روی ۲۰۰ سالمند بستری در بیمارستان انجام شد، دلیریوم در ۲۲ درصد شرکت کنندگان ایجاد شد. در این پژوهش، عواملی مانند افت شناختی قبلی، علائم افسردگی، وضعیت عملکردی ضعیف و مصرف بیش از شش گروه دارویی با خطر بالاتر دلیریوم ارتباط داشتند (Delbari et al., 2015).

این یافته یک پیام مهم دارد:

گاهی برای پیشگیری از دلیریوم، لازم نیست فقط به مغز بیمار نگاه کنیم؛ باید کل وضعیت جسمی، روانی، دارویی و محیطی او را ببینیم.

و اینجاست که «خواب» اهمیت پیدا می کند

بیمارستان برای بسیاری از سالمندان محیطی کاملا ناآشناست.

چراغ ها، صدای دستگاه ها، رفت وآمد کارکنان، بیدار شدن های مکرر در طول شب، درد، داروها و تغییر برنامه معمول خواب می توانند ریتم زندگی فرد را مختل کنند.

به همین دلیل، پیشگیری از دلیریوم فقط به دارو محدود نمی شود.

NICE بر مداخلات چندجزئی تاکید دارد؛ از جمله توجه به جهت یابی بیمار، نور و محیط مناسب، ساعت و تقویم قابل مشاهده، حفظ ارتباط با افراد آشنا، رسیدگی به کم آبی و تغذیه، توجه به خواب، تحرک و اصلاح مشکلات بینایی و شنوایی. این مداخلات باید متناسب با نیاز فرد و توسط تیمی چندتخصصی انجام شوند (NICE, 2023).

خانواده فقط «تماشاگر» نیست

یکی از نکات مهم در دلیریوم این است که خانواده ممکن است اولین کسی باشد که متوجه تغییر می شود.

چون خانواده می داند:

پدرش معمولا چگونه صحبت می کند.

چه زمانی می خوابد.

چه کسانی را می شناسد.

چه رفتاری برای او طبیعی نیست.

بنابراین جمله ای مثل:

«این رفتار برای پدر من طبیعی نیست؛ از دیشب به طور ناگهانی تغییر کرده»

می تواند اطلاعات بالینی مهمی برای تیم درمان باشد.

NICE نیز بر مشاهده تغییرات اخیر و نوسانی و استفاده از گزارش بیمار، مراقب یا اعضای خانواده برای شناسایی نشانه های دلیریوم تاکید می کند.

دلیریوم فقط نوع «بی قراری و پرخاشگری» ندارد

این شاید یکی از مهم ترین نکاتی باشد که خانواده ها باید بدانند.

وقتی صحبت از دلیریوم می شود، بسیاری تصور می کنند بیمار حتما باید فریاد بزند، بی قرار شود یا رفتارهای عجیب نشان دهد.

اما بعضی بیماران ممکن است برعکس، بیش از حد آرام، کم تحرک، خواب آلود و بی تفاوت به نظر برسند.

به همین دلیل، «ساکت بودن» همیشه به معنی «خوب بودن» نیست و تغییر ناگهانی سطح هوشیاری یا توجه نیز باید جدی گرفته شود.

نقش روان شناس کجاست؟

دلیریوم در درجه اول یک وضعیت پزشکی حاد است و تشخیص و درمان علت زمینه ای آن باید توسط تیم پزشکی انجام شود.

بنابراین روان شناس نباید دلیریوم را صرفا به «اضطراب»، «افسردگی» یا «مشکل روانی» نسبت دهد.

اما این به معنی بی نقش بودن روان شناس نیست.

روان شناس می تواند در ارزیابی وضعیت روانی و شناختی، کمک به کاهش اضطراب، تسهیل ارتباط بیمار و خانواده، حمایت از خانواده، آموزش راهکارهای سازگارانه و همکاری با تیم درمان نقش داشته باشد.

این نگاه با رویکرد چندتخصصی توصیه شده در راهنماهای بالینی همخوان است؛ NICE نیز پیشگیری از دلیریوم را در قالب مداخلات چندجزئی و تیمی توصیه می کند.

از طرف دیگر، انجمن روان پزشکی آمریکا در راهنمای ۲۰۲۵ خود بر پیشگیری، شناسایی زودهنگام و درمان مناسب دلیریوم تاکید کرده است؛ زیرا این وضعیت با افزایش عوارض و مرگ ومیر و نیز طولانی تر شدن بستری همراه است (APA, 2025).

یک نکته مهم درباره وضعیت فعلی علم

جالب است بدانیم موضوع دلیریوم آن قدر مهم شده که سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۶ فرایند تدوین یک راهنمای اختصاصی درباره پیشگیری، تشخیص و مدیریت دلیریوم در سالمندان را آغاز کرده است.

WHO دلیریوم را وضعیتی شایع، جدی و در بسیاری از موارد قابل پیشگیری معرفی کرده و بر نقش عواملی مانند مصرف چنددارویی، تجویز نامناسب داروها، عفونت، کم آبی و عوامل محیطی تاکید کرده است.

این موضوع نشان می دهد که دلیریوم دیگر یک مسئله فرعی در مراقبت از سالمندان محسوب نمی شود؛ بلکه به یک موضوع جدی در ایمنی بیمار، سالمندی و کیفیت مراقبت پزشکی تبدیل شده است.

پس اگر بعد از عمل، پدر یا مادرمان «دیگر خودش نبود» چه کنیم؟

اولین کار این نیست که بگوییم:

«طبیعی است، سنش بالاست.»

و حتی نباید خودمان سریع نتیجه بگیریم:

«آلزایمر گرفته.»

اگر تغییر رفتاری یا شناختی ناگهانی، قابل توجه یا نوسانی است، باید آن را با تیم درمان مطرح کرد تا بیمار از نظر دلیریوم و علت های جسمی احتمالی ارزیابی شود. دلیریوم می تواند نشانه یک مشکل حاد پزشکی باشد و تشخیص زودهنگام اهمیت دارد.

و شاید مهم ترین نکته همین باشد:

سالمندی که بعد از یک جراحی یا حادثه ناگهان تغییر کرده، لزوما «شخصیتش عوض نشده» و لزوما «آلزایمر نگرفته است».

گاهی مغز او دارد به ما می گوید:

«یک چیزی در بدن یا محیط من درست پیش نمی رود؛ کمکم کنید.»

برای فکر کردن...

اگر پدر یا مادر سالمندی بعد از یک عمل جراحی، تصادف یا بستری ناگهان دچار گیجی، توهم، خواب آلودگی یا تغییر رفتار شود، شما اولین واکنش را چه می دانید؟

آیا آن را بخشی طبیعی از سالمندی می دانیم، یا به اندازه کافی به این تغییر ناگهانی توجه می کنیم؟