«رسانه های آبی» ابزار روایت آب جهت حکمرانی افکار عمومی
آب، دیگر صرفا یک مسئله فنی و مهندسی نیست؛ مسئله ای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و حتی امنیتی است. هر جا که آب کمیاب می شود، اختلاف بر سر آن شکل می گیرد؛ و هر جا که روایت روشنی از آب وجود نداشته باشد، میدان برای شکل گیری شایعه، سوءبرداشت و روایت های ناقص باز می شود. در چنین شرایطی، رسانه می تواند از یک ابزار اطلاع رسانی ساده، به یکی از بازیگران اصلی حکمرانی آب تبدیل شود.
«رسانه آبی» دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می کند. رسانه آبی رسانه ای نیست که صرفا درباره سد، رودخانه، بارندگی، خشکسالی یا انتقال آب خبر تولید کند. رسانه آبی باید بتواند مسئله آب را برای جامعه قابل فهم، قابل لمس و قابل مطالبه کند.
آب؛ مسئله ای که بدون روایت دیده نمی شود
بخش مهمی از بحران های آبی، پیش از آنکه بحران منابع باشند، بحران ادراک اند.
ممکن است یک رودخانه خشک شود، یک تالاب از بین برود یا سطح آب یک سفره زیرزمینی کاهش پیدا کند؛ اما اگر این اتفاق به زبان جامعه ترجمه نشود، به یک «خبر» محدود خواهد ماند. رسانه وظیفه دارد میان داده های علمی و زندگی روزمره مردم پل بزند.
وقتی رسانه توضیح می دهد که کاهش آب یک تالاب چگونه بر کشاورزی، سلامت، مهاجرت، گردوغبار، اقتصاد محلی و آینده یک منطقه اثر می گذارد، دیگر آب یک عدد در گزارش هواشناسی نیست؛ به یک مسئله اجتماعی تبدیل می شود. اینجاست که رسانه می تواند آگاهی را به مطالبه عمومی تبدیل کند.
رسانه آبی؛ پل میان علم و جامعه
یکی از مهم ترین ضعف های حوزه آب، فاصله میان جامعه علمی و افکار عمومی است.
مهندس آب از دبی رودخانه سخن می گوید، پژوهشگر از افت سطح آب زیرزمینی، کشاورز از کاهش محصول و مردم از بی آبی. همه درباره یک مسئله حرف می زنند، اما زبان های متفاوتی دارند.
رسانه آبی باید مترجم این زبان ها باشد. وظیفه رسانه این نیست که جای متخصص بنشیند؛ بلکه باید یافته های متخصص را به زبانی روشن و قابل فهم در اختیار جامعه قرار دهد. در مقابل، تجربه و مطالبه مردم را نیز به مسئله ای قابل طرح در سطح کارشناسی و سیاست گذاری تبدیل کند.
به این معنا، رسانه آبی یک واسطه ارتباطی ساده نیست؛ یک حلقه حکمرانی است.
از خبررسانی تا مطالبه گری
رسانه ای که تنها اعلام کند «سد X با کاهش ذخیره آب مواجه شده است»، اطلاع رسانی کرده است.
اما رسانه ای که بپرسد:
چرا ذخیره کاهش پیدا کرده است؟
چه تصمیم هایی به این وضعیت منجر شده اند؟
چه کسانی از این تصمیم ها تاثیر می پذیرند؟
هزینه ادامه این روند چیست؟
چه گزینه هایی وجود دارد؟
و چه نهادی مسئول پاسخ گویی است؟
از مرحله اطلاع رسانی عبور کرده و وارد عرصه مطالبه گری تخصصی شده است.
رسانه آبی باید بتواند میان «خبر» و «مسئولیت» رابطه برقرار کند؛ زیرا بحران آب بدون مسئولیت پذیری و پاسخ گویی، صرفا به تکرار خبرهای مشابه در سال های آینده منجر خواهد شد.
رسانه و عدالت آبی
آب فقط مسئله مقدار نیست؛ مسئله توزیع نیز هست. ممکن است در یک منطقه منابع آبی وجود داشته باشد، اما دسترسی عادلانه به آن وجود نداشته باشد. ممکن است گروهی از جامعه هزینه بحران آب را بپردازند و گروهی دیگر از منافع تصمیم های آبی بهره مند شوند.
رسانه آبی باید بتواند این نابرابری ها را آشکار کند. این همان نقطه ای است که مفهوم عدالت آبی وارد ادبیات رسانه ای می شود؛ اینکه چه کسی آب دارد، چه کسی آب ندارد، چه کسی تصمیم می گیرد، چه کسی هزینه تصمیم را پرداخت می کند و چه کسی از آن سود می برد.
در چنین شرایطی، رسانه می تواند صدای مناطقی باشد که معمولا در مرکز روایت های ملی قرار نمی گیرند؛ روستاها، کشاورزان، تالاب ها، حاشیه شهرها و جوامعی که بحران آب برای آنها نه یک بحث کارشناسی، بلکه بخشی از زندگی روزمره است.
رسانه آبی و مقابله با روایت های ناقص
بحران آب، بستر مناسبی برای شکل گیری روایت های ساده و هیجانی است. گاهی همه مشکلات به «خشکسالی» نسبت داده می شوند؛ گاهی همه چیز به «مدیریت ناکارآمد»؛ گاهی یک استان یا یک گروه اجتماعی مقصر معرفی می شود.
اما واقعیت آب معمولا پیچیده تر از این روایت های تک علتی است. رسانه آبی باید در برابر ساده سازی افراطی مقاومت کند. باید داده، سابقه تاریخی، اقلیم، الگوی مصرف، سیاست گذاری، اقتصاد و رفتار اجتماعی را در کنار یکدیگر قرار دهد.
چنین رسانه ای به جای آنکه صرفا به دنبال مقصر بگردد، به دنبال سازوکار شکل گیری بحران می رود.
این تفاوت میان رسانه ای است که بحران را بازتاب می دهد و رسانه ای که به فهم بحران کمک می کند.
از «ترس از بی آبی» تا «مسئولیت در برابر آب»
یکی از خطرناک ترین رویکردها در رسانه های حوزه آب، تولید دائمی ترس است.
تصاویر زمین های ترک خورده، سدهای خشک، رودخانه های بی آب و تیترهای آخرالزمانی می توانند برای مدتی توجه مخاطب را جلب کنند؛ اما اگر مخاطب دائما با ترس مواجه شود و راه حلی نبیند، در نهایت دچار بی تفاوتی خواهد شد.
رسانه آبی باید از ترساندن جامعه عبور کند و به سمت مسئول کردن جامعه حرکت کند.
جامعه باید بداند بحران آب چیست، اما در کنار آن باید بداند چه کاری از دولت، صنعت، کشاورز، شهروند، رسانه و خود او برمی آید.
رسانه زمانی اثرگذار است که مخاطب را از «تماشاگر بحران» به «شریک حل بحران» تبدیل کند.
آینده رسانه های آبی
آینده رسانه های آبی فقط در خبرگزاری ها و صفحات اجتماعی خلاصه نمی شود.
داده های ماهواره ای، سنجش از دور، داشبوردهای داده، نقشه های تعاملی، هوش مصنوعی و روزنامه نگاری داده می توانند شکل جدیدی از روزنامه نگاری آب را ایجاد کنند.
در آینده، یک خبرنگار آب می تواند هم زمان با انتشار یک گزارش، نقشه افت سطح آب زیرزمینی، روند تغییرات پوشش گیاهی، وضعیت مخازن، میزان بارندگی و تاثیر آن بر زندگی مردم را نیز به مخاطب نشان دهد. در چنین مدلی، رسانه از «انتقال خبر» به «تولید فهم» حرکت می کند.
سخن آخر
بحران آب فقط زمانی آغاز نمی شود که شیر آب خشک شود.
بحران آب از جایی آغاز می شود که جامعه دیگر نداند چه اتفاقی در حال رخ دادن است؛ زمانی که داده ها فهمیده نمی شوند، روایت ها تحریف می شوند، مسئولیت ها گم می شوند و مطالبه عمومی شکل نمی گیرد.
در این میان، رسانه آبی می تواند یکی از مهم ترین ابزارهای جامعه برای دیدن چیزی باشد که گاهی در میان اعداد و گزارش های فنی پنهان می ماند.
رسانه آبی قرار نیست فقط درباره آب حرف بزند؛ قرار است آب را به مسئله ای برای فهمیدن، اندیشیدن و مطالبه کردن تبدیل کند.
و شاید مهم ترین ماموریت آن همین باشد: آب را از حاشیه خبرها بیرون بیاورد و به متن زندگی اجتماعی بازگرداند.