بزرگان تاب آوری جهان؛ از پیشگامان تا نظریه پردازان معاصر
بزرگان تاب آوری جهان؛ از پیشگامان تا نظریه پردازان معاصر
علم تاب آوری یا Resilience Science یکی از حوزه های مهم و رو به گسترش در روان شناسی، علوم تربیتی، روان پزشکی، مددکاری اجتماعی، مطالعات خانواده، سلامت عمومی و علوم اجتماعی است. این علم در یک مقطع زمانی مشخص و به وسیله یک دانشمند واحد شکل نگرفت. تاب آوری حاصل چند دهه پژوهش درباره رشد انسان، عوامل خطر، عوامل محافظ، سازگاری مثبت، تروما، خانواده، فرهنگ و محیط اجتماعی است.
پرسش اصلی پژوهشگران اولیه بسیار ساده اما عمیق بود: چرا برخی انسان ها در شرایط دشوار، با وجود قرار گرفتن در معرض خطرهای جدی، می توانند رشد کنند و عملکرد نسبتا مناسبی داشته باشند؟
همین پرسش مسیر پژوهش های چند دهه را شکل داد.

در نخستین مطالعات، توجه اصلی به کودکان و نوجوانانی بود که در شرایط نامساعد زندگی می کردند. پژوهشگران مشاهده کردند که همه کودکان در معرض خطر، پیامدهای یکسانی ندارند. برخی با وجود فقر، مشکلات خانوادگی، بیماری روانی والدین، سوءرفتار، محرومیت اجتماعی یا سایر عوامل خطر، سازگاری قابل توجهی نشان می دهند.
به تدریج مفهوم تاب آوری از یک برداشت ساده درباره «کودک مقاوم» فاصله گرفت و به مفهومی علمی درباره فرایندهای سازگاری تبدیل شد. در ادبیات علمی امروز، تاب آوری معمولا به عنوان فرایندی پویا تعریف می شود که در شرایط مواجهه با adversity یا دشواری قابل توجه، به سازگاری مثبت مربوط است. دو مولفه در این تعریف اهمیت دارند: وجود خطر یا دشواری قابل توجه و وجود سازگاری مثبت.
به همین دلیل، شناخت بزرگان تاب آوری فقط شناخت چند نام مشهور نیست. این کار در واقع شناخت تاریخ شکل گیری یک حوزه علمی است.
۱. ای. جیمز آنتونی (E. James Anthony)
ای. جیمز آنتونی از چهره های مهم در دوره اولیه شکل گیری مطالعات تاب آوری است. او در پژوهش های خود به کودکانی توجه کرد که در معرض خطرهای روان شناختی و محیطی قرار داشتند اما همه آنها پیامدهای منفی مشابهی نشان نمی دادند.
یکی از مفاهیم تاریخی مرتبط با آثار اولیه آنتونی، «کودک آسیب ناپذیر» یا Invulnerable Child بود. بعدها روشن شد که اصطلاح آسیب ناپذیری می تواند گمراه کننده باشد؛ زیرا هیچ انسانی در برابر همه انواع فشار و آسیب، مصونیت دائمی ندارد.
همین تحول مفهومی اهمیت زیادی دارد. علم تاب آوری به تدریج از مفهوم «مصونیت» به مفهوم «سازگاری» حرکت کرد. منابع تاریخی پژوهش تاب آوری، آثار آنتونی در سال ۱۹۷۴ را در شمار نوشته های اولیه مهم این حوزه قرار می دهند.
اهمیت آنتونی در تاریخ تاب آوری بیشتر در این است که توجه پژوهشگران را به تفاوت واکنش افراد به شرایط خطر جلب کرد.
۲. نورمن گارمزی (Norman Garmezy)
نورمن گارمزی یکی از مهم ترین پیشگامان پژوهش مدرن تاب آوری است.
گارمزی در مطالعه کودکانی که در معرض خطر مشکلات روان شناختی قرار داشتند، متوجه شد که برخی کودکان با وجود این شرایط، سطح مناسبی از شایستگی و عملکرد نشان می دهند.
این مشاهده به یک تغییر مهم در پژوهش روان شناسی منجر شد. پژوهشگر فقط نمی پرسید چه چیزی باعث اختلال می شود؛ این پرسش نیز مطرح شد که چه عواملی از رشد سالم محافظت می کنند.
گارمزی در توسعه مطالعات مربوط به عوامل محافظ، شایستگی و سازگاری نقش اساسی داشت. مرورهای تاریخی تاب آوری، پژوهش های او را در کنار آثار ورنر و راتر از پایه های پژوهش مدرن تاب آوری می دانند.
یکی از اهمیت های بزرگ کار گارمزی این بود که تاب آوری را به موضوعی تجربی و قابل مطالعه تبدیل کرد.
۳. لوئیس مورفی (Lois Murphy)
لوئیس مورفی و همکارش لئونارد موریارتی در نسل اولیه پژوهش های رشد کودک و مواجهه با شرایط دشوار قرار می گیرند.
اثر آنان در سال ۱۹۷۶ در مرورهای تاریخی تاب آوری مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعات در شکل گیری نگاه به تفاوت های فردی، رشد کودک و سازگاری در برابر شرایط نامطلوب اهمیت داشتند.
مورفی را بهتر است در زمره «پیشگامان زمینه ساز» قرار داد، نه اینکه او را به عنوان بنیان گذار مستقل یک نظریه تاب آوری معرفی کنیم. این تفکیک برای دقت تاریخی اهمیت دارد.
۴. امی ورنر (Emmy Werner)
امی ورنر یکی از مهم ترین نام ها در تاریخ علم تاب آوری است.
مطالعات طولی او و همکارانش درباره کودکان جزیره کائوآی در هاوایی، جایگاه بسیار مهمی در تاریخ این حوزه دارد.
ورنر نشان داد که قرار گرفتن در معرض مجموعه ای از عوامل خطر الزاما سرنوشت همه کودکان را به یک شکل تعیین نمی کند. برخی از کودکانی که در شرایط بسیار دشوار رشد می کردند، در مراحل بعدی زندگی توانستند سازگاری مناسبی نشان دهند.
این یافته ها به جست وجوی عوامل محافظ کمک کرد. رابطه با بزرگسالان حمایتگر، خانواده، مدرسه، روابط اجتماعی و ویژگی های فردی از جمله موضوعاتی بودند که در این مسیر اهمیت پیدا کردند.
مطالعات ورنر یکی از پایه های مهم پژوهش تاب آوری در روان شناسی رشد محسوب می شود. مرورهای علمی تاریخ این رشته نیز پژوهش های ورنر را در کنار گارمزی و راتر از مهم ترین سرچشمه های پژوهش تاب آوری می دانند.
۵. مایکل راتر (Michael Rutter)
مایکل راتر از برجسته ترین روان پزشکان کودک و نظریه پردازان تاریخ تاب آوری است.
اهمیت راتر در این است که تاب آوری را به صورت یک ویژگی ثابت و مطلق نگاه نمی کرد. پژوهش های او بر نقش عوامل خطر، عوامل محافظ و فرایندهای تعاملی در رشد انسان تاکید داشت.
راتر به شکل گیری نگاه فرایندی به تاب آوری کمک کرد. در این نگاه، تاب آوری به تعامل فرد با محیط و شرایط زندگی وابسته است و می تواند در طول زمان تغییر کند.
در منابع تاریخی، آثار راتر از دهه ۱۹۷۰ و به ویژه آثار دهه ۱۹۸۰ در شکل گیری مفهوم علمی تاب آوری بسیار مهم دانسته می شوند.
امروزه نام راتر در کنار گارمزی و ورنر در شمار مهم ترین پیشگامان نسل نخست پژوهش تاب آوری قرار می گیرد.
۶. آن اس. ماستن (Ann S. Masten)
آن اس. ماستن از برجسته ترین نظریه پردازان معاصر تاب آوری در حوزه رشد انسان است.
یکی از شناخته شده ترین مفاهیم او «جادوی معمولی» یا Ordinary Magic است.
ماستن بر این دیدگاه تاکید دارد که تاب آوری در بسیاری از موارد نتیجه توانایی ها و نظام های سازگاری معمول انسان است. روابط سالم، خانواده، مدرسه، مهارت های شناختی، تنظیم هیجان و حمایت اجتماعی می توانند در شرایط دشوار به سازگاری کمک کنند.
این دیدگاه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا تاب آوری را یک ویژگی خارق العاده یا نادر نمی داند.
ماستن همچنین در آثار خود تاب آوری را در چارچوب نظام های رشدی و تعامل میان فرد و محیط بررسی کرده است. او در مرورهای تاریخی خود نشان داده است که علم تاب آوری از مطالعات اولیه کودکان در معرض خطر به حوزه ای گسترده درباره خانواده، جامعه و نظام های رشدی تبدیل شده است. ([DOI][2])
۷. دانته چیچتی (Dante Cicchetti)
دانته چیچتی از چهره های برجسته روان شناسی تحولی و آسیب شناسی تحولی است.
پژوهش های او درباره کودکانی که سوءرفتار، غفلت و سایر شرایط نامطلوب را تجربه کرده اند، سهم مهمی در فهم عوامل خطر و عوامل محافظ داشته است.
چیچتی کمک کرد پژوهش تاب آوری با developmental psychopathology یا آسیب شناسی تحولی پیوند بیشتری پیدا کند.
در این رویکرد، تاب آوری را نمی توان فقط با یک عامل روان شناختی توضیح داد. عوامل زیستی، روان شناختی، خانوادگی و اجتماعی با یکدیگر تعامل دارند.
همکاری چیچتی با سونیا لوثار در مقاله مهم سال ۲۰۰۰ درباره مفهوم تاب آوری نیز از آثار کلیدی در نقد و پالایش علمی این مفهوم است.
## ۸. سونیا اس. لوثار (Suniya S. Luthar)
سونیا لوثار از مهم ترین پژوهشگران و منتقدان علمی مفهوم تاب آوری است.
یکی از سهم های مهم او تاکید بر ضرورت تعریف دقیق تاب آوری است.
از نگاه پژوهشگران این جریان، صرفا عملکرد خوب فرد برای نامیدن او به عنوان «تاب آور» کافی نیست. باید ابتدا مشخص شود فرد با چه سطحی از adversity مواجه بوده و سپس سازگاری مثبت چگونه تعریف و سنجیده می شود.
لوثار همچنین به تفاوت میان تاب آوری، شایستگی و مفاهیم نزدیک توجه کرده است.
مقاله معروف لوثار، چیچتی و بکر در سال ۲۰۰۰ با عنوان The Construct of Resilience: A Critical Evaluation and Guidelines for Future Work یکی از منابع مهم برای فهم محدودیت های مفهومی و روش شناختی پژوهش تاب آوری است.
اهمیت لوثار برای پژوهشگران امروز بسیار زیاد است؛ زیرا آثار او مانع از آن می شود که «تاب آوری» به یک واژه عمومی و بدون تعریف عملیاتی تبدیل شود.
۹. ادیت گروت برگ (Edith H. Grotberg)
ادیت گروت برگ از چهره های مهم در گسترش رویکردهای کاربردی تاب آوری است.
اهمیت او بیشتر در پیوند دادن پژوهش تاب آوری با آموزش، مداخلات و برنامه های تقویت ظرفیت های سازگاری است.
گروت برگ در توسعه ادبیات مربوط به منابع تاب آوری و آموزش کودکان و خانواده ها نقش داشته است.
قرار دادن نام او در فهرست «پژوهشگران و توسعه دهندگان کاربردهای تاب آوری» مناسب تر از معرفی او به عنوان یکی از بنیان گذاران نسل اول این علم است.
این تمایز برای یک صفحه پژوهشی اهمیت دارد؛ زیرا همه چهره های مهم تاب آوری نقش یکسانی در تاریخ این رشته نداشته اند.
۱۰. فروما والش (Froma Walsh)
فروما والش یکی از مهم ترین چهره های تاب آوری خانواده است.
او در سال ۱۹۹۶ مقاله مهمی با عنوان The Concept of Family Resilience: Crisis and Challenge منتشر کرد.
والش در این اثر، تاب آوری را از سطح فرد به سطح خانواده و روابط خانوادگی گسترش داد و یک نگاه سیستمی و بوم شناختی به تاب آوری خانواده ارائه کرد.
در رویکرد والش، خانواده صرفا محیطی نیست که فرد تاب آور در آن زندگی می کند. خود خانواده می تواند مجموعه ای از فرایندهای سازگاری داشته باشد.
باورهای مشترک، ارتباطات، سازمان خانواده، همکاری و معنا دادن به بحران از جمله موضوعاتی هستند که در رویکرد تاب آوری خانواده اهمیت پیدا می کنند.
به همین دلیل، نام والش برای پژوهشگران خانواده، مشاوره، روان شناسی خانواده و مددکاری اجتماعی اهمیت ویژه دارد.
۱۱. استیون ای. هابفال (Stevan E. Hobfoll)
در اینجا یک اصلاح مهم نسبت به متن قبلی ضروری است.
هابفال را نباید در ردیف بنیان گذاران مستقیم علم تاب آوری قرار داد.
او نظریه پرداز برجسته استرس و «نظریه حفظ منابع» یا Conservation of Resources Theory است. این نظریه بعدها ارتباط مهمی با مطالعات استرس، تروما، سلامت و تاب آوری پیدا کرد.
هابفال در سال ۱۹۸۹ نظریه حفظ منابع را صورت بندی کرد. این نظریه بر این ایده استوار است که انسان ها برای حفظ، به دست آوردن و ساختن منابع ارزشمند تلاش می کنند و تهدید یا از دست دادن منابع می تواند منبع مهم استرس باشد.
نظریه حفظ منابع بعدها در حوزه هایی مانند استرس شغلی، تروما، سلامت و تاب آوری به کار گرفته شد. حتی یک فصل از Oxford Handbook of Stress, Health, and Coping به طور مشخص ارتباط نظریه حفظ منابع با استرس، سلامت و تاب آوری را بررسی کرده است.
بنابراین هابفال در این فهرست باید به عنوان «نظریه پرداز اثرگذار بر مطالعات استرس و تاب آوری» معرفی شود.
۱۲. جورج ای. بونانو (George A. Bonanno)
جورج بونانو از مهم ترین پژوهشگران تاب آوری در بزرگسالی، فقدان و تروما است.
مقاله معروف او در سال ۲۰۰۴ با عنوان Loss, Trauma, and Human Resilience توجه زیادی را به تفاوت میان resilience و recovery جلب کرد.
بونانو استدلال کرد که تاب آوری با بهبودی از اختلال پس از یک دوره آشفتگی یکسان نیست. در برخی افراد، پس از یک رویداد بسیار دشوار، سطح عملکرد نسبتا باثباتی حفظ می شود. این مسیر با مسیر recovery یا بازگشت تدریجی پس از اختلال تفاوت دارد. ([Nebraska Disaster Response][7])
این دیدگاه به توسعه پژوهش درباره مسیرهای متفاوت واکنش انسان به فقدان و رویدادهای بالقوه آسیب زا کمک کرد.
به همین دلیل، بونانو یکی از نام های مهم در گسترش علم تاب آوری از حوزه کودکان به بزرگسالان است.
۱۳. استیون ام. ساوت ویک (Steven M. Southwick)
استیون ساوت ویک از چهره های مهم پژوهش تاب آوری در روان پزشکی و تروما است.
او همراه با دنیس چارنی در توسعه ادبیات علمی درباره تاب آوری، عوامل روان شناختی، اجتماعی و زیستی مرتبط با سازگاری با استرس نقش داشته است.
کتاب Resilience اثر ساوت ویک و چارنی، تاب آوری را از منظرهایی مانند خوش بینی، مواجهه با ترس، حمایت اجتماعی، نقش الگوها، آمادگی جسمانی و سایر عوامل بررسی می کند.
اهمیت این جریان علمی در پیوند دادن تاب آوری با روان پزشکی، تروما و سازوکارهای زیستی و روان شناختی است.
۱۴. دنیس اس. چارنی (Dennis S. Charney)
دنیس چارنی از پژوهشگران برجسته روان پزشکی، استرس و تاب آوری است.
همکاری علمی او با ساوت ویک در توسعه ادبیات مربوط به تاب آوری اهمیت زیادی داشته است.
در این جریان پژوهشی، تاب آوری فقط به معنای «نگرش مثبت» نیست. سازوکارهای زیستی، تنظیم استرس، حمایت اجتماعی، شناخت، هیجان و رفتار نیز در ظرفیت سازگاری انسان اهمیت دارند.
به همین دلیل، چارنی را می توان از چهره های مهم در گسترش نگاه زیستی روان شناختی به تاب آوری دانست.
۱۵. مایکل اونگار (Michael Ungar)
مایکل اونگار یکی از مهم ترین نظریه پردازان نسل معاصر تاب آوری است.
نقش اصلی اونگار در توسعه رویکرد Social Ecology of Resilience یا «بوم شناسی اجتماعی تاب آوری» است.
اونگار تاکید می کند که تاب آوری را نمی توان صرفا در ویژگی های درونی فرد جست وجو کرد. محیط اجتماعی و فیزیکی نیز در ایجاد فرصت های سازگاری نقش دارد.
او در مقاله مهم سال ۲۰۱۱ درباره بوم شناسی اجتماعی تاب آوری، بر نقش زمینه اجتماعی و فرهنگی در رشد مثبت تحت شرایط دشوار تاکید کرد.
در این دیدگاه، خانواده، مدرسه، جامعه، فرهنگ، خدمات اجتماعی و منابع محیطی همگی می توانند در تاب آوری نقش داشته باشند.
این رویکرد برای پژوهش درباره تاب آوری اجتماعی، فرهنگی، جامعه محور و جوانان اهمیت زیادی دارد.
۱۶. لیندا سی. ترون (Linda C. Theron)
لیندا سی. ترون از پژوهشگران برجسته معاصر در حوزه تاب آوری جوانان، فرهنگ و آموزش است.
آثار ترون به ویژه در فهم رابطه میان فرهنگ و تاب آوری اهمیت دارد.
او و همکارانش در پژوهش های خود نشان داده اند که تجربه تاب آوری جوانان را باید در بسترهای فرهنگی و اجتماعی مطالعه کرد. برای مثال، پژوهش های او درباره جوانان در شرایط فقر و جابه جایی، نقش فرهنگ و عوامل اجتماعی را در سازگاری بررسی کرده اند.
کتاب Youth Resilience and Culture نیز با مشارکت ترون، لیندا لیبنبرگ و مایکل اونگار، به رابطه پیچیده فرهنگ و تاب آوری اختصاص دارد و بر ضرورت توجه به تفاوت های فرهنگی در نظریه پردازی تاب آوری تاکید می کند.
از این منظر، ترون یکی از چهره های مهم نسل جدید تاب آوری فرهنگی و زمینه محور است.
۱۷. کاترین پانتر-بریک (Catherine Panter-Brick)
کاترین پانتر-بریک از پژوهشگران مهم تاب آوری در زمینه های بین فرهنگی، سلامت، فقر، مهاجرت و شرایط دشوار زندگی است.
اهمیت کار او در این است که تاب آوری را در خلا مطالعه نمی کند. شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سلامت می توانند بر فرصت های سازگاری افراد اثر بگذارند.
رویکردهای این نسل از پژوهشگران کمک کرده است که علم تاب آوری از مدل های ساده و عمدتا فردمحور فاصله بگیرد و به سمت مدل های چندسطحی و زمینه محور حرکت کند.
۱۸. لیندا لیبنبرگ (Linda Liebenberg)
لیندا لیبنبرگ از پژوهشگران مهم در حوزه تاب آوری اجتماعی، جوانان، فرهنگ و روش های مشارکتی پژوهش است.
همکاری علمی او با مایکل اونگار و لیندا ترون در مطالعات تاب آوری و فرهنگ، به توسعه نگاه بین فرهنگی در این حوزه کمک کرده است.
قرار گرفتن نام لیبنبرگ در فهرست پژوهشگران معاصر تاب آوری به ویژه برای کسانی که درباره جوانان، فرهنگ، مشارکت اجتماعی و زمینه های زندگی مطالعه می کنند، اهمیت دارد.
۱۹. مارگارت او. رایت (Margaret O'Dougherty Wright)
مارگارت او. رایت از پژوهشگرانی است که در توسعه مطالعات تاب آوری کودکان و خانواده ها نقش داشته است.
همکاری او با آن ماستن در ادبیات مربوط به تاب آوری در زمینه های رشدی و فرهنگی از نمونه های مهم این جریان است. آثار این نسل نشان می دهد که تاب آوری را باید در بستر رشد و نظام های مختلف زندگی انسان مطالعه کرد.
نقش رایت در مقایسه با چهره هایی مانند گارمزی، ورنر، راتر و ماستن کمتر به عنوان «بنیان گذار» شناخته می شود؛ اما برای تاریخ توسعه پژوهش های معاصر تاب آوری، حضور او در ادبیات تخصصی اهمیت دارد.
۲۰. کنت گینزبرگ (Kenneth Ginsburg)
کنت گینزبرگ از چهره های مهم در حوزه تاب آوری کودکان و نوجوانان و کاربردهای آموزشی و تربیتی این مفهوم است.
تمرکز او بیشتر بر تبدیل دانش تاب آوری به زبان قابل استفاده برای والدین، مربیان و متخصصان کودک و نوجوان است.
در رویکردهای کاربردی، تاب آوری مجموعه ای از مهارت ها و حمایت هایی است که می توان آنها را در محیط خانواده، مدرسه و جامعه تقویت کرد.
به همین دلیل، گینزبرگ را باید در گروه توسعه دهندگان کاربردهای آموزشی و تربیتی تاب آوری قرار داد، نه در نسل بنیان گذاران نظری این رشته.
چه کسانی را نباید در این فهرست با عنوان «بنیان گذار تاب آوری» معرفی کرد؟
این نکته برای یک صفحه پژوهشی بسیار مهم است.
در فضای عمومی، گاهی نام های متعددی به عنوان «پدر علم تاب آوری» یا «بنیان گذار تاب آوری» معرفی می شوند. از نظر علمی، این تعبیرها باید با احتیاط استفاده شوند.
علم تاب آوری بنیان گذار واحدی ندارد.
اگر بخواهیم از نسل نخست پژوهشگران مستقیم این حوزه نام ببریم، گارمزی، ورنر و راتر در جایگاه بسیار مهمی قرار دارند و آنتونی و مورفی نیز در تاریخ اولیه شکل گیری این حوزه نقش دارند. منابع تاریخی پژوهش تاب آوری نیز همین سنت پژوهشی را برجسته می کنند.
ماستن، چیچتی و لوثار در نسل بعدی، نقش مهمی در نظریه پردازی، تعریف و روش شناسی تاب آوری داشتند.
والش مفهوم تاب آوری خانواده را توسعه داد.
بونانو پژوهش تاب آوری در بزرگسالی و تروما را گسترش داد.
ساوت ویک و چارنی پیوند تاب آوری با روان پزشکی و تروما را تقویت کردند.
اونگار و ترون به توسعه رویکردهای اجتماعی، فرهنگی و بوم شناختی کمک کردند.
هابفال نیز با نظریه حفظ منابع، بر ادبیات استرس، تروما و تاب آوری تاثیر گذاشت، اما از نظر تاریخی نباید او را هم ردیف بنیان گذاران مستقیم پژوهش تاب آوری معرفی کرد.
تحول علم تاب آوری در جهان
اگر تاریخ تاب آوری را به صورت یک خط تحول علمی نگاه کنیم، می توان چهار مرحله مهم را مشاهده کرد.
مرحله نخست، مطالعه کودکان در معرض خطر بود.
در این دوره پژوهشگران می خواستند بدانند چرا برخی کودکان با وجود خطرهای متعدد، سازگاری مناسبی دارند.
مرحله دوم، کشف عوامل محافظ بود.
پژوهشگران دریافتند که رابطه با والدین و بزرگسالان حمایتگر، مدرسه، شایستگی های فردی، روابط اجتماعی و برخی منابع محیطی می توانند در سازگاری نقش داشته باشند.
مرحله سوم، شکل گیری مفهوم تاب آوری به عنوان فرایند بود.
در این مرحله مشخص شد که تاب آوری یک ویژگی ثابت و همیشگی نیست. انسان ممکن است در یک زمینه عملکرد مناسبی داشته باشد و در زمینه دیگری آسیب پذیر باشد. همچنین تاب آوری در طول زمان می تواند تغییر کند.
مرحله چهارم، گسترش تاب آوری به خانواده، جامعه، فرهنگ و محیط بود.
در این مرحله مشخص شد که برای فهم تاب آوری فرد نمی توان محیط او را نادیده گرفت.
والش این تحول را در سطح خانواده دنبال کرد.
اونگار آن را به سطح بوم شناسی اجتماعی و فرهنگی گسترش داد.
ترون و همکاران نیز اهمیت فرهنگ را در تاب آوری جوانان مورد توجه قرار دادند.
چرا تاریخ بزرگان تاب آوری برای پژوهشگران اهمیت دارد؟
شناخت بزرگان تاب آوری فقط یک موضوع تاریخی نیست.
پژوهشگری که درباره تاب آوری کودکان مطالعه می کند، باید ریشه های این حوزه را در آثار آنتونی، گارمزی، ورنر، راتر و ماستن بشناسد.
پژوهشگری که درباره آسیب های دوران کودکی و رشد مطالعه می کند، باید با آثار چیچتی و سنت developmental psychopathology آشنا باشد.
پژوهشگر تاب آوری خانواده باید آثار فروما والش را بشناسد.
پژوهشگر تاب آوری بزرگسالان و تروما باید آثار جورج بونانو و جریان پژوهشی ساوت ویک و چارنی را مطالعه کند.
پژوهشگر تاب آوری اجتماعی و فرهنگی نیز بدون مطالعه آثار مایکل اونگار و لیندا ترون، تصویر کاملی از تحول این حوزه نخواهد داشت.
پژوهشگر استرس و منابع نیز می تواند از نظریه حفظ منابع هابفال برای فهم بهتر سازوکارهای استرس، منابع و تاب آوری استفاده کند.
علم تاب آوری یک رشته تک نظریه ای نیست. این حوزه از تلاقی روان شناسی رشد، روان پزشکی، آسیب شناسی تحولی، مطالعات خانواده، علوم اجتماعی، سلامت و مطالعات فرهنگی شکل گرفته است.
ای. جیمز آنتونی از چهره های مهم دوره اولیه مطالعه کودکان در معرض خطر بود.
نورمن گارمزی از بنیان گذاران پژوهش تجربی مدرن درباره تاب آوری و عوامل محافظ به شمار می رود.
لوئیس مورفی در مطالعات اولیه رشد و سازگاری کودک نقش داشت.
امی ورنر با مطالعات طولی کودکان کائوآی جایگاه ویژه ای در تاریخ تاب آوری پیدا کرد.
مایکل راتر به توسعه نگاه فرایندی و تعاملی به تاب آوری کمک کرد.
آن ماستن مفهوم «جادوی معمولی» را به یکی از مفاهیم شناخته شده علم تاب آوری تبدیل کرد و نقش مهمی در صورت بندی نظریه های رشدی تاب آوری داشت.
دانته چیچتی تاب آوری را با روان شناسی تحولی و آسیب شناسی تحولی پیوند داد.
سونیا لوثار به تعریف دقیق، سنجش و نقد مفهومی تاب آوری کمک کرد.
ادیت گروت برگ در توسعه کاربردهای آموزشی و مداخله ای تاب آوری نقش داشت.
فروما والش تاب آوری خانواده را به یک حوزه مهم مطالعاتی تبدیل کرد.
جورج بونانو مسیرهای تاب آوری در بزرگسالی، فقدان و تروما را برجسته کرد.
استیون هابفال از مسیر نظریه حفظ منابع بر مطالعات استرس، سلامت و تاب آوری تاثیر گذاشت.
استیون ساوت ویک و دنیس چارنی پیوند تاب آوری با روان پزشکی، تروما و سازوکارهای روان شناختی و زیستی را تقویت کردند.
مایکل اونگار رویکرد بوم شناختی اجتماعی و فرهنگی به تاب آوری را توسعه داد.
لیندا ترون و همکارانش نیز نقش فرهنگ، زمینه اجتماعی و تجربه جوانان را در تاب آوری برجسته کردند.
مسیر تاریخی این دانش نشان می دهد که تاب آوری از مطالعه «کودک در معرض خطر» آغاز شد و به مطالعه «فرد، خانواده، جامعه، فرهنگ و محیط تاب آور» رسید.
به همین دلیل، تاب آوری امروز را نمی توان صرفا قدرت فرد برای تحمل مشکلات دانست. تاب آوری یک فرایند پویا و زمینه مند است که در تعامل میان فرد و نظام های زندگی او شکل می گیرد.
این تحول، مهم ترین میراث پژوهشگران بزرگی است که طی چند دهه علم تاب آوری را ساخته و گسترش داده اند.
