Alireza Shahjavan
دانشجو کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد اصفهان(خوراسگان)
21 یادداشت منتشر شدهرویکرد EMDR
رویکرد EMDR
Eye Movement Desensitization and Reprocessing
۱. تعریف و معرفی
EMDR یا «حساسیت زدایی و بازپردازش از طریق حرکات چشم» یکی از رویکردهای روان درمانی ساختارمند و مبتنی بر شواهد است که نخستین بار توسط فرانسین شاپیرو توسعه یافت. این رویکرد در ابتدا برای درمان پیامدهای روان شناختی تجربه های آسیب زا مطرح شد و به تدریج برای طیفی از مشکلات مرتبط با تروما، اضطراب، باورهای منفی تثبیت شده و برخی تجارب آزارنده زندگی نیز به کار رفت.
در EMDRفرض بر این است که برخی تجربه های بسیار استرس زا یا آسیب زا به طور کامل و سازگارانه پردازش نمی شوند و به صورت «خام»، با همان بار هیجانی، شناختی و بدنی اولیه در دستگاه روانی باقی می مانند. در نتیجه، فرد ممکن است در موقعیت های بعدی، نه فقط به اتفاق اکنون، بلکه به بقایای پردازش نشده تجربه گذشته واکنش نشان دهد.
ویژگی مشهور EMDRاستفاده از تحریک دوطرفه است؛ مانند حرکات هدایت شده چشم، ضربه زدن متناوب یا محرک های شنیداری دوطرفه. با این حال، EMDRصرفا تکنیک حرکت چشم نیست، بلکه یک پروتکل درمانی کامل و مرحله مند است که شامل ارزیابی، آماده سازی، پردازش خاطره، نصب باور مثبت، اسکن بدنی و بازبینی نتایج می شود.
---
۲. مبانی نظری و فلسفی
الف) مدل پردازش تطبیقی اطلاعات
هسته نظری EMDRبر مدل پردازش تطبیقی اطلاعات استوار گونه ای پردازش و یکپار به طور طبیعی گرایش دارد تجربه ها را به گونه ای پردازش و یکپارچه کند که قابل فهم، قابل تحمل و متصل به سایر شبکه های حافظه شوند.
وقتی این فرایند به دلیل شدت بالای ترس، درماندگی، شرم، درد، گسستگی یا نبود حمایت مختل می شود، خاطره ممکن است به صورت ناسازگار ذخیره شود. در این حالت، تصویر، فکر، هیجان، حس بدنی و معنای منفی آن تجربه به صورت شبکه ای به هم پیوسته باقی می ماند.
برای مثال، فردی که در تجربه ای تحقیر شده است، ممکن است فقط یک خاطره نداشته باشد؛ بلکه شبکه ای از عناصر زیر در او فعال بماند:
- تصویر صحنه تحقیر؛
- هیجان شرم یا ترس؛
- حس بدنی مانند انقباض سینه یا گلو؛
- باور منفی مثل «من بی ارزشم» یا «من ناتوانم».
ب) نشانه ها به عنوان فعال شدن خاطرات پردازش نشده
در EMDR، بسیاری از نشانه ها فقط واکنش به زمان حال در نظر گرفته نمی شوند؛ بلکه ممکن است باز است بازفعال شدن شبکه های حافظه حل نشده باشند. بنابراین، درمان تنها نشانه تمرکز نمی کند، بلکه بر پردازش تجربه هایی که این نشانه ها را تغذیه می کنند نیز توجه دارد.
ج) درمان به مثابه فعال سازی پردازش طبیعی
EMDRفرض می کند در بسیاری از موارد، درمانگر لازم نیست معنای تجربه را به فرد تحمیل کند؛ بلکه اگر شرایط ایمن، ساختار مناسب و پردازش کافی فراهم شود، ذهن فرد خود می تواند ارتباط های تازه، بینش های جدید و کاهش بار هیجانی را تجربه کند.
د) توجه هم زمان به شناخت، هیجان و بدن
این رویکرد تجربه انسان را چندلایه می بیند. خاطره آسیب زا فقط به صورت «فکر» وجود ندارد؛ بلکه در قالب تصویر، هیجان، حس بدنی و معنای شخصی نیز حفظ می شود. به همین دلیل EMDRبر کار هم زمان با این ابعاد تاکید دارد.
---
۳. چیستی و مفاهیم اصلی
الف) خاطره هدف
در EMDRدرمان بر یک «خاطره هدف» یا مجموعه ای از خاطرات هدف متمرکز می شود؛ یعنی تجربه هایی که احتمال می رود در شکل گیری یا تداوم نشانه های فعلی نقش داشته باشند.
ب) باور منفی
درمانگر از مراجع می خواهد باور منفی مرتبط با آن خاطره را شناسایی کند؛ مانند:
- «من در امان نیستم.»
- «من ناتوانم.»
- «من دوست داشتنی نیستم.» دوست داشتنی نیستم.»
- «من مقصرم.»
- «من باور مثبت مطلوب
سپس باور مثبتی که مراجع ترجیح می دهد به طور سازگارانه احساس و تجربه کند مشخص می شود؛ مانند:
- «اکنون در امانم.»
- «من توانمندم.»
- «من ارزشمندم.»
- «من مسئول همه چیز نبودم.»
- «من می توانم از خودم محافظت کنم.»
د) میزان ناراحتی ذهنی
در EMDRشدت ناراحتی مربوط به خاطره معمولا با مقیاس ذهنی سنجیده می شود تا میزان آشفتگی فرد نسبت به آن تجربه ارزیابی و پیگیری شود.
ه) اعتبار باور مثبت
درمانگر بررسی می کند باور مثبت مطلوب تا چه حد برای مراجع واقعی و قابل باور احساس می شود. این سنجش کمک می کند درمان فقط به کاهش ناراحتی محدود نماند و به بازسازمان دهی شناختی نیز منجر شود.
و) اسکن بدنی
در این مرحله، مراجع بدن خود را از نظر باقی ماندن تنش، درد، انقباض یا ناراحتی مرتبط با خاطره بررسی می کند. زیرا ممکن است خاطره در سطح کلامی آرام تر شده باشد، اما در سطح بدنی هنوز بار هیجانی داشته باشد.
ز) تحریک دوطرفه
تحریک دوطرفه می تواند از طریق حرکت چشم، ضربه زدن متناوب یا محرک های شنیداری دوگوشی انجام شود. این بخش در فرایند پردازش نقش دارد، اما EMDRرا نباید به آن فروکاست.
---
۴. نگاه رویکرد به انسان
EMDRانسان را دارای ظرفیت ذاتی برای ترمیم، یکپارچه سازی تجربه و حرکت به سوی سازگاری می داند؛ مشروط بر اینکه موانع پردازش کاهش یابند و شرایطختی فراهم شود.
در این دیدگاه، نشانه های روان شناختی همیشه نشانه ضعف شخصیت یا ناتوانی فرد نیستند، بلکه ممکن است پیامد طبیعی تجربه هایی باشند که دستگاه روانی هنوز نتوانسته آن ها را به طور کامل هضم و سازمان دهی کند.
به همین دلیل، درمان با رویکرد EMDR غالبا با این نگاه پیش می رود که فرد «خراب» نشده است، بلکه بخشی از تجربه او هنوز به شکل ناسازگارانه در شبکه حافظه باقی مانده و نیازمند پردازش مجدد است.
---
۵. آسیب شناسی روانی
از دیدگاه EMDR، بسیاری از مشکلات روان شناختی می توانند با خاطرات پردازش نشده و شبکه های حافظه ناسازگار مرتبط باشند. وقتی رویدادهای مشابه، صداها، چهره ها، بوها، موقعیت های بین فردی یا احساس های بدنی خاص فعال می شوند، شبکه خاطره قدیمی نیز فعال می شود و فرد ممکن است واکنشی شدیدتر از مقتضای زمان حال نشان دهد.
برای مثال:
- فردی که در گذشته طرد شدید را تجربه کرده است، ممکن است در روابط فعلی به کوچک ترین نشانه فاصله گیری بسیار شدید واکنش نشان دهد؛
- فردی که تصادف جدی داشته است، ممکن است با صدای ترمز یا رانندگی مجدد دچار وحشت شود؛
- فردی که در کودکی تحقیر شده است، ممکن است در موقعیت های ارزیابی به سرعت شرم، انجماد یا خودانتقادی شدید را تجربه کند.
در این چارچوب، نشانه ها فقط «رفتارهای مشکل دار» نیستند؛ بلکه می توانند بازتاب اتصال فعال میان زمان حال و حافظه های حل نشده گذشته باشند.
---
۶. سبب شناسی مشکلات روان شناختی
EMDRشکل گیری مشکل را معمولا با ترکیب چند عامل توضیح می دهد:
- تجربه های آسیب زا آشکار، مانند تصادف، خشونت، سوءاستفاده، بلایای طبیعی، جنگ یا فقدان ناگهانی؛
- آسیب های رابطه ای مزمن، مانند تحقیر، طرد، بی ثباتی، غفلت هیجانی یا کنترل گری شدید؛
- تجربه های شرم آور یا درماندگی زا که در ظاهر «کوچک» به نظر می رسند اما برای فرد معنای عمیق داشته اند؛
- نبود حمایت کافی هنگام وقوع رویداد؛
- تکرار رویدادهای استرس زا؛
- آمادگی زیستی، گسستگی، فشار مزمن یا منابع مقابله ای محدود.
در این رویکرد، همه مشکلات به یک تروما بزرگ و آشکار محدود نمی شوند. گاهی مجموعه ای از تجربه های مکرر و ظاهرا کم شدت، به ویژه در کودکی، می توانند شبکه هایی از باورهای منفی و واکنش های مزمن ایجاد کنند.
---
۷. اهداف درمانی
اهداف EMDRبسته به مشکل مراجع متفاوت است، اما معمولا شامل موارد زیر می شود:
1. کاهش بار هیجانی و بدنی خاطرات آزارنده؛
2. پردازش و یکپارچه سازی تجربه های حل نشده؛
3. کاهش نشانه هایی مانند فلش بک، کابوس، اجتناب، برانگیختگی شدید یا شرم مزمن؛
4. تغییر باورهای منفی تثبیت شده درباره خود؛
5. تقویت باورهای سازگارانه تر و واقع بینانه تر؛
6. کاهش حساسیت به محرک های یادآور؛
7. افزایش احساس کنترل، امنیت و انسجام روانی؛
8. کمک به عملکرد بهتر در زمان حال و روابط کنونی؛
9. آماده سازی برای رویارویی با موقعیت های آینده بدون بازفعال شدن شدید.
در EMDRمعمولا درمان بر سه محور زمانی سازمان دهی می شود:
- گذشته: خاطرات آسیب زا یا تجربه های ریشه ای؛
- حال: محرک ها و موقعیت هایی که اکنون نشانه ها را فعال می کنند؛
- آینده: تمرین ذهنی و تثبیت پاسخ های سازگارانه تر برای موقعیت های بعدی.
---
۸. رابطه درمانی
اگرچه EMDRرویکردی پروتکل محور و ساختارمند است، کیفیت رابطه درمانی در آن بسیار مهم است. بدون احساس ایمنی، اعتماد و همکاری، پردازش خاطرات دشوار می تواند بیش از حد فعال کننده یا بی ثبات کننده شود.
درمانگر در EMDRباید:
- ارزیابی دقیقی از آمادگی مراجع انجام دهد؛
- به پنجره تحمل هیجانی فرد توجه کند؛
- سرعت پردازش را با ظرفیت روانی مراجع تنظیم کند؛
- مهارت های تثبیت و زمین گیرسازی را آموزش دهد؛
- در صورت بروز گسستگی، غرق شدگی هیجانی یا بی ثباتی، روند را مدیریت کند؛
- از مرزهای حرفه ای، شفافیت و توضیح کافی درباره روند درمان پیروی کند.
درمانگر نباید صرفا به اجرای مکانیکی پروتکل بسنده کند. قضاوت بالینی، زمان بندی مناسب و توجه به تاریخچه پیچیده مراجع در موفقیت درمان نقش اساسی دارند.
---
۹. فنون، مداخلات و تکنیک ها
الف) پروتکل هشت مرحله ای
EMDRمعمولا با یک پروتکل هشت مرحله ای شناخته می شود:
1. بررسی تاریخچه و طرح درمان: شناسایی مشکل، خاطرات هدف، منابع فرد و ملاحظات ایمنی.
2. آماده سازی: آموزش درباره روند درمان، ایجاد احساس امنیت و آموزش مهارت های تنظیم هیجان.
3. ارزیابی: تعیین تصویر هدف، باور منفی، باور مثبت، هیجان ها و حس های بدنی مرتبط.
4. حساسیت زدایی: پردازش خاطره با استفاده از تحریک دوطرفه تا کاهش آشفتگی.
5. نصب باور مثبت: تقویت باور سازگارانه تر و پیوند آن با خاطره پردازش شده.
6. اسکن بدنی: بررسی باقی ماندن تنش یا ناراحتی بدنی.
7. بستن جلسه: بازگرداندن مراجع به ثبات کافی در پایان جلسه.
8. بازارزیابی: بررسی تغییرات در جلسه بعد و تصمیم گیری برای ادامه کار.
ب) آماده سازی و تثبیت
در بسیاری از موارد، به ویژه در تروماهای پیچیده، آماده سازی بخش بسیار مهمی از درمان است. این مرحله می تواند شامل موارد زیر باشد:
- آموزش تنظیم هیجان؛
- تمرین تنفس یا زمین گیرسازی؛
- ایجاد تصویر امن یا مکان امن؛
- آموزش مهارت های مهار موقت آشفتگی؛
- افزایش آگاهی از علائم غرق شدگی یا گسستگی.
ج) پردازش خاطره
در مرحله پردازش، مراجع هم زمان بر عناصر اصلی خاطره تمرکز می کند: تصویر، باور منفی، هیجان و حس بدنی. سپس با تحریک دوطرفه، جریان تداعی ها، تصاویر، هیجان ها و بینش ها دنبال می شود تا شبکه خاطره به شکل سازگارانه تری سازمان یابد.
د) کار روی محرک های حال و الگوهای آینده
پس از پردازش خاطرات گذشته، درمان ممکن است بر موقعیت های فعلی که هنوز واکنش شدید برمی انگیزند نیز برمی انگیزند نیز متمرکز شود. همچنین برای موقعیتانه تر به صورت ذهنی تمرین می شوند.
ه) استفاده در چارچوب بالینی گسترده تر
در بسیاری از موارد، EMDR بخشی از یک برنامه درمانی وسیع تر است و ممکن است با آموزش مهارت، مداخلات شناختی،
۱۰. مناسب برای چه کسانی و چه اختلالاتی؟
EMDRبیشترین پشتوانه علمی را در درمان مشکلات مرتبط با تروما دارد، اما در برخی حوزه های دیگر نیز به کار می رود.
کاربردهای اصلی و رایج
- اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)؛
- تروماهای ناشی از تصادف، خشونت، سوءاستفاده، بلایای طبیعی یا فقدان؛
- تروماهای رابطه ای و آسیب های دوران کودکی؛
- خاطرات آزارنده پایدار؛
- شرم مزمن و باورهای منفی ریشه دار ناشی از تجربه های آسیب زا؛
- برخی فوبیاها یا اضطراب های مرتبط با خاطرات خاص؛
- سوگ پیچیده، در برخی موارد؛
- برخی مشکلات عملکردی که با تجربه های استرس زای حل نشده پیوند دارند.
چه کسانی نیاز به احتیاط بیشتر دارند؟
در برخی شرایط، EMDRباید با ارزیابی بسیار دقیق، آماده سازی طولانی تر یا حتی تعویق اجرا شود:
- گسستگی شدید یا اختلالات تجزیه ای پیچیده؛
- بی ثباتی شدید هیجانی؛
- خطر خودکشی یا خودآسیب رسانی فعال؛
- روان پریشی فعال؛
- مصرف شدید مواد؛
- نبود حداقل مهارت های تنظیم هیجان؛
- شرایطی که فرد هنوز در محیطی ناامن یا خشونت آمیز زندگی می کند.
در این وضعیت ها، شروع مستقیم پردازش خاطره بدون تثبیت کافی می تواند به افزایش آشفتگی منجر شود.
محدودیت ها
- EMDRبرای همه مشکلات، درمان خط اول نیست؛
- اجرای آن نیازمند آموزش تخصصی و نظارت حرفه ای است؛
- در تروماهای پیچیده، درمان ممکن است طولانی تر و کمتر خطی باشد؛
- نباید آن را صرفا به حرکت چشم تقلیل داد؛
- اثربخشی آن وابسته به ارزیابی مناسب، انتخاب درست هدف، آمادگی مراجع و مهارت درمانگر است.
جمع بندی
EMDRرویکردی ساختارمند و مبتنی بر شواهد است که بر پردازش مجدد خاطرات آزارنده و شبکه های حافظه ناسازگار تمرکز دارد. این درمان با استفاده از یک پروتکل مرحله مند و توجه هم زمان به تصویر، فکر، هیجان و بدن، تلاش می کند بار هیجانی تجربه های حل نشده را کاهش دهد و معنای سازگارانه تری از آن ها ایجاد کند.
این رویکرد بیش از همه در درمان اختلال استرس پس از سانحه و مشکلات مرتبط با تروما کاربرد دارد، اما موفقیت آن به ارزیابی بالینی دقیق، آماده سازی کافی، رابطه درمانی امن و اجرای آن توسط درمانگر آموزش دیده وابسته است.