Javad Teleschi Yekta
بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران | اولین رسانه تابآوری اجتماعی کشور | پدر تاب آوری نوین ایران
254 یادداشت منتشر شدهوقتی عملکرد سخن می گوید؛ شناخت واقعی از جایگاه حرفه ای ما
به قلم دکتر جواد طلسچی یکتا «بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران»
در حوزه های تخصصی، همیشه میان آنچه یک فرد درباره جایگاه خود می گوید و آنچه جامعه حرفه ای، سازمان ها و نهادهای تخصصی درباره او می دانند و می پذیرند فاصله ای وجود دارد. این فاصله گاهی آن قدر معنادار می شود که برای شناخت جایگاه واقعی یک فرد، دیگر نیازی به توضیح و ادعا نیست؛ کافی است به سابقه عملکرد، میزان اثرگذاری و حضور او در فرایندهای واقعی حرفه ای نگاه کنیم.
این مسئله در حوزه هایی مانند مددکاری اجتماعی و تاب آوری اهمیت دوچندان دارد؛ زیرا این حوزه ها صرفا عرصه سخنرانی، برگزاری کارگاه، تولید محتوا یا استفاده از ادبیات تخصصی نیستند، بلکه رشته ها و حوزه های حرفه ای با دانش، مبانی نظری، اخلاق حرفه ای، صلاحیت تخصصی و ساختارهای مشخص علمی و اجرایی هستند.
تخصص، نقطه آغاز یک حرفه است
مددکاری اجتماعی یک حرفه تخصصی است و ورود حرفه ای به آن، مبتنی بر آموزش و دانش تخصصی این رشته است. آشنایی با علوم یاورانه، روان شناسی، جامعه شناسی، علوم تربیتی یا سایر رشته های مرتبط، اگرچه می تواند برای فعالیت میان رشته ای بسیار ارزشمند باشد، اما به خودی خود فرد را به مددکار اجتماعی تبدیل نمی کند.
همان گونه که یک مددکار اجتماعی می تواند در حوزه روان شناسی مطالعه کند، از یافته های روان شناختی در فعالیت حرفه ای خود بهره ببرد و درباره تاب آوری فردی و اجتماعی صاحب دیدگاه باشد، این امر به معنای برخورداری خودکار از صلاحیت حرفه ای برای ارائه خدمات روان شناختی نیست.
این رابطه در جهت عکس نیز صادق است.
یک روان شناس می تواند درباره مسائل اجتماعی، آسیب های اجتماعی، خانواده، تاب آوری و حتی مددکاری اجتماعی مطالعه و اظهار نظر کند، اما این موضوع به خودی خود او را به مددکار اجتماعی تبدیل نمی کند.
البته در ساختارهای سازمانی و بر اساس نیاز، شرح وظایف، مقررات و تشخیص دستگاه های مسئول، ممکن است همکاری های میان رشته ای یا انتصاب افراد با سوابق متفاوت اتفاق افتاده باشد. بحث حاضر ناظر به این موارد نیست؛ مسئله اصلی، مرز میان همکاری میان رشته ای و ادعای برخورداری از جایگاه یک حرفه تخصصی است.
تاب آوری نیز میدان ادعا نیست
تاب آوری در سال های اخیر به یکی از موضوعات مهم در سیاست گذاری اجتماعی، مدیریت بحران، سلامت روان، توسعه اجتماعی و برنامه های جامعه محور تبدیل شده است.
اما تاب آوری نیز مانند هر حوزه تخصصی دیگری، با عنوان سازی و ادعا صاحب اعتبار نمی شود.
اعتبار واقعی در این حوزه از مسیر پژوهش، تولید دانش، آموزش معتبر، تجربه میدانی، مشارکت در برنامه های ملی، همکاری با نهادهای تخصصی، اثرگذاری علمی و اجتماعی و حضور واقعی در فرایندهای سیاست گذاری و تصمیم سازی شکل می گیرد.
به همین دلیل، یکی از مهم ترین پرسش ها برای ارزیابی جایگاه هر مدعی در یک حوزه تخصصی این نیست که «او درباره خودش چه می گوید؟»؛ بلکه باید پرسید:
دیگران درباره عملکرد او چه می گویند؟
چه سازمان هایی از دانش و تجربه او استفاده کرده اند؟
در چه برنامه های ملی و تخصصی حضور داشته است؟
کدام نهادهای علمی و اجرایی او را به عنوان صاحب نظر دعوت کرده اند؟
چه اثری در سیاست گذاری، برنامه ریزی یا تصمیم سازی داشته است؟
چه میزان دانش قابل ارجاع و ماندگار تولید کرده است؟
و مهم تر از همه، وقتی یک تصمیم مهم در سطح ملی در حال شکل گیری است، آیا از نظر او استفاده شده است؟
پاسخ این پرسش ها معمولا بسیار گویاتر از ده ها عنوان و ادعاست.
جایگاه حرفه ای را نمی توان صرفا اعلام کرد
ممکن است فردی سال ها درباره یک موضوع سخن بگوید، برای آن کارگاه برگزار کند، عنوان های مختلف برای خود انتخاب کند و خود را صاحب جایگاه ویژه ای در یک حوزه معرفی کند؛ اما اینها لزوما به معنای پذیرش آن جایگاه از سوی جامعه تخصصی نیست.
در علوم و حرفه ها، اعتبار اجتماعی و حرفه ای چیزی نیست که فرد بتواند به تنهایی برای خود صادر کند.
اعتبار، در یک فرایند اجتماعی و حرفه ای ساخته می شود.
دانشگاه ها، پژوهشگران، سازمان ها، وزارتخانه ها، نهادهای تخصصی، متخصصان هم رشته و جامعه حرفه ای، هر یک بخشی از این فرایند را شکل می دهند.
از همین منظر، گاهی «نادیده گرفته شدن» نیز خود یک داده قابل تامل است.
اگر فردی مدعی نقشی تعیین کننده در یک حوزه است، اما در تصمیم های مهم آن حوزه از او نظرخواهی نمی شود، در جلسات تخصصی حضور ندارد، در فرایندهای سیاست گذاری نقشی ندارد و نهادهای اصلی کشور برای تصمیم گیری به سراغ او نمی روند، این وضعیت دست کم یک پرسش جدی ایجاد می کند:
آیا فاصله ای میان تصویری که فرد از جایگاه خود ارائه می کند و جایگاهی که نهادهای تخصصی برای او قائل هستند وجود ندارد؟
پاسخ این پرسش را نه تبلیغات، بلکه واقعیت عملکرد نشان خواهد داد.
شناخت دیگران از ما، مهم تر از تصویری است که از خود می سازیم
در هر حوزه ای، دیر یا زود عملکرد افراد توسط دیگران ارزیابی می شود.
سازمان ها سوابق را می بینند.
متخصصان محتوای تولیدشده را بررسی می کنند.
دانشجویان کیفیت آموزش را تجربه می کنند.
مخاطبان نحوه ارائه مطالب را می بینند.
و نهادهای تصمیم گیرنده، در نهایت بر اساس شناختی که از افراد به دست آورده اند تصمیم می گیرند که چه کسی را دعوت کنند، از چه کسی مشورت بگیرند و چه کسی را در یک فرایند تخصصی وارد کنند.
بنابراین، شاید یکی از مهم ترین شاخص های جایگاه واقعی یک فرد این باشد که دیگران بدون آنکه او بخواهد، او را چگونه می شناسند.
این شناخت ممکن است در قالب دعوت به جلسات تخصصی، مشارکت در پروژه های ملی، ارجاع علمی، همکاری سازمانی، استفاده از آثار، حضور در کمیته های تخصصی یا بهره گیری از دیدگاه های او در سیاست گذاری خود را نشان دهد.
در مقابل، ممکن است فردی در فضای رسانه ای بسیار پررنگ باشد، اما در ساختار واقعی تصمیم سازی حضور معناداری نداشته باشد.
این دو را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت.
دیده شدن با اثرگذاری یکی نیست.
شهرت با اعتبار تخصصی یکی نیست.
تعداد کارگاه ها با نقش آفرینی در سیاست گذاری یکی نیست.
و ادعای جایگاه با پذیرش حرفه ای آن جایگاه تفاوت دارد.
وقتی عملکرد به جای ما پاسخ می دهد
در سال های اخیر، در سطح کلان کشور تحولات مهمی در زمینه سیاست گذاری و برنامه ریزی مرتبط با تاب آوری در حال شکل گیری بوده و هست.
در چنین شرایطی، یک معیار ساده اما مهم برای سنجش ادعاهای بزرگ وجود دارد:
فرد مدعی در کدام بخش از این فرایند حضور داشته است؟
آیا از او نظر خواسته شده است؟
آیا دیدگاه او در اسناد، برنامه ها یا تصمیم های مهم انعکاس یافته است؟
آیا در جلسات تخصصی مرتبط حضور داشته است؟
آیا سازمان ها و نهادهای مسئول او را به عنوان یک مرجع تخصصی شناخته اند؟
اگر پاسخ این پرسش ها منفی باشد، دست کم باید در ادعاهای بزرگ درباره میزان نفوذ، اثرگذاری و جایگاه حرفه ای تجدیدنظر کرد.
این سخن به معنای نفی ارزش فعالیت های فردی نیست؛ بلکه تاکیدی است بر یک اصل ساده:
جایگاه حرفه ای را نمی توان صرفا با ادعا تعریف کرد؛ جایگاه حرفه ای باید در میدان واقعی عمل دیده شود.
و اما مددکاری اجتماعی
ورود افراد غیرمتخصص به حوزه های حرفه ای، اگر صرفا در قالب همکاری علمی و میان رشته ای باشد، می تواند مفید و حتی ضروری باشد.
مشکل از جایی آغاز می شود که همکاری میان رشته ای به جانشینی تخصصی تبدیل شود؛ یعنی فردی بدون برخورداری از آموزش و صلاحیت حرفه ای لازم، خود را در جایگاه متخصص یک حرفه معرفی کند یا بخواهد از طریق ارتباطات و مناسبات جانبی، وارد ساختارهای تخصصی آن حرفه شود.
مددکاری اجتماعی ایران دارای تاریخ، ادبیات، دانشگاه، متخصصان، تجربه میدانی و مسائل بومی خاص خود است.
شناخت این حوزه تنها با مطالعه چند متن، حضور در چند جلسه یا برگزاری چند برنامه آموزشی به دست نمی آید.
مددکاری اجتماعی یک جهان حرفه ای است؛ جهانی با مسائل، نظریه ها، روش ها، اخلاق حرفه ای و تجربه ای که طی سال ها توسط دانشگاهیان و مددکاران اجتماعی ساخته شده است.
بنابراین، اگر کسانی که در حوزه دیگری فعالیت داشته اند امروز به این حوزه علاقه مند شده اند، راه درست نه تصاحب جایگاه دیگران، بلکه یادگیری، گفت وگوی تخصصی، همکاری میان رشته ای و احترام به مرزهای حرفه ای است.
خوش خدمتی جای تخصص را نمی گیرد
هیچ حوزه ای با تعریف و تمجید از افراد رشد نمی کند.
اگر آموزش تخصصی قرار است به مددکاران اجتماعی ارائه شود، باید بر اساس دانش معتبر، تجربه حرفه ای و نیازهای واقعی مددکاران اجتماعی باشد؛ نه بر اساس روابط، مناسبات شخصی یا تلاش برای ایجاد جایگاه.
جامعه حرفه ای امروز بیش از گذشته می داند که چه کسی واقعا برای یک حوزه دانش و تجربه تولید کرده و چه کسی صرفا از ادبیات آن حوزه استفاده می کند.
حتی کیفیت یک سخنرانی یا کارگاه می تواند تصویری روشن از نگاه مدرس به حرفه ارائه کند. شیوه استدلال، میزان استناد، عمق محتوا، نحوه مواجهه با مخاطب و حتی نوع معرفی برگزارکنندگان، همگی بخشی از همان «عملکرد» هستند.
مخاطب امروز بسیار هوشمندتر از آن است که صرفا تحت تاثیر عنوان ها قرار بگیرد.
ما را عملکردمان معرفی می کند
در نهایت، شاید بهترین پاسخ به بسیاری از ادعاها، ورود به جدل و مجادله نباشد.
کافی است عملکرد را روی میز بگذاریم.
آنچه نوشته ایم.
آنچه پژوهش کرده ایم.
آنچه آموزش داده ایم.
آنچه ساخته ایم.
آنچه در میدان واقعی انجام داده ایم.
و مهم تر از همه، آنچه دیگران درباره ما، بدون آنکه از آنان بخواهیم، در عمل نشان داده اند.
اگر سازمان ها، دانشگاه ها، متخصصان و نهادهای تصمیم گیرنده در طول زمان به یک فرد مراجعه کنند، از او نظر بخواهند، او را به جلسات تخصصی دعوت کنند و از دانش او استفاده کنند، این خود یک گواه حرفه ای است.
و اگر چنین اتفاقی نیفتد، حتی اگر فرد صدها بار خود را صاحب یک جایگاه معرفی کند، واقعیت حرفه ای همچنان جای دیگری ایستاده است.
در جهان تخصص، این عملکرد است که در نهایت سخن می گوید؛ نه عنوان ها، نه ادعاها و نه تبلیغات.
و شاید مهم ترین درس همین باشد:
ما نیازی نداریم جایگاه خود را با صدای بلند اعلام کنیم؛ اگر عملکردی واقعی ساخته باشیم، دیگران آن را خواهند دید، خواهند شناخت و در زمان مناسب به آن مراجعه خواهند کرد.
این همان نقطه ای است که «تصویر ما از خودمان» پایان می یابد و «شناخت دیگران از ما» آغاز می شود.
