دوقلوی دیجیتال سیاستی؛ آیا می توان سیاست ها را پیش از اجرا آزمود؟

8 شهریور 1405 - خواندن 6 دقیقه - 26 بازدید

دوقلوی دیجیتال سیاستی؛ آیا می توان سیاست ها را پیش از اجرا آزمود؟

یکی از پرهزینه ترین ویژگی های سیاست گذاری سنتی آن است که جامعه، اقتصاد و بنگاه ها عملا به آزمایشگاه سیاست گذار تبدیل می شوند. سیاستی طراحی و اجرا می شود و تازه پس از آشکارشدن پیامدهای آن می توان فهمید کدام فرض ها درست بوده اند، چه واکنش هایی نادیده گرفته شده اند و چه هزینه های ناخواسته ای ایجاد شده است. در نظام های پیچیده، گاهی زمانی که این پیامدها آشکار می شوند، اصلاح سیاست دیگر کم هزینه نیست.

تحول دیجیتال می تواند این منطق را تغییر دهد. یکی از مفاهیمی که ظرفیت ایجاد چنین تغییری را دارد، «دوقلوی دیجیتال سیاستی» (Policy Digital Twin) است.

دوقلوی دیجیتال در ابتدا بیشتر برای بازنمایی ماشین ها، خطوط تولید و سامانه های فیزیکی توسعه یافت؛ یعنی ایجاد یک همتای دیجیتال که با دریافت مستمر داده بتواند وضعیت سیستم واقعی را بازنمایی و رفتار احتمالی آن را شبیه سازی کند. اما ظرفیت این مفهوم محدود به کارخانه و تجهیزات نیست. می توان آن را یک سطح بالاتر برد و درباره نظام های اقتصادی، مالی و نهادی نیز به کار گرفت.

در این سطح، دوقلوی دیجیتال سیاستی صرفا یک نرم افزار پیش بینی یا داشبورد مدیریتی نیست.

داشبورد عمدتا به ما می گوید چه اتفاقی افتاده یا اکنون چه وضعیتی وجود دارد.
مدل پیش بینی تلاش می کند بگوید احتمالا چه اتفاقی خواهد افتاد.
اما دوقلوی دیجیتال سیاستی پرسش متفاوتی مطرح می کند:

اگر سیاست گذار پیش از مداخله در سیستم واقعی، گزینه های مختلف سیاستی را در یک بازنمایی پویای آن سیستم اجرا کند، چه پیامدهای مستقیم، غیرمستقیم و ناخواسته ای آشکار خواهد شد؟

این تفاوت ظاهرا کوچک، می تواند تغییری اساسی در منطق حکمرانی ایجاد کند؛ زیرا سیاست گذاری را از «تصمیم و سپس مشاهده پیامد» به سمت «مشاهده، شبیه سازی، آزمون، مقایسه و سپس تصمیم» حرکت می دهد.

برای مثال، بانک مرکزی را در نظر بگیریم. نظام بانکی مجموعه ای از بانک های مستقل نیست؛ شبکه ای به هم پیوسته از ترازنامه ها، جریان های نقدینگی، بازار بین بانکی، سامانه های پرداخت و تسویه، رفتار سپرده گذاران و انتظارات است. در چنین سیستمی، مشکلی که در یک بانک آغاز می شود ممکن است از مسیرهایی که در گزارش های دوره ای آشکار نیستند به سایر اجزای شبکه منتقل شود.

دوقلوی دیجیتال سیاستی می تواند بازنمایی پویایی از این روابط ایجاد کند. در چنین محیطی، مقام ناظر فقط نمی پرسد «کدام بانک اکنون ناتراز است؟» بلکه می تواند بپرسد: اگر یک شوک نقدینگی، ارزی یا اعتباری رخ دهد، از چه مسیری منتقل خواهد شد؟ کدام نهادها آسیب پذیرتر خواهند بود؟ و مهم تر از همه، اگر بانک مرکزی یکی از چند مداخله ممکن را انتخاب کند، هر گزینه چه پیامدهایی برای کل سیستم خواهد داشت؟

اینجاست که مفهوم آزمایشگاه سیاستی اهمیت پیدا می کند.

سیاست گذار به جای آنکه تنها یک سناریوی بحران را آزمایش کند، می تواند چندین سناریو و چندین پاسخ سیاستی را در برابر یکدیگر قرار دهد. حتی ممکن است سیاستی که برای یک نهاد مفید به نظر می رسد، در سطح شبکه پیامدهای متفاوتی ایجاد کند. ارزش دوقلوی سیاستی دقیقا در تلاش برای آشکارکردن همین روابط و پیامدهای مرتبه دوم است.

البته چنین مدلی نباید به توهم «پیش بینی کامل» منجر شود. هیچ دوقلوی دیجیتالی نمی تواند تمام رفتارهای انسانی، تغییرات نهادی، شوک های ناشناخته و پیچیدگی های جامعه را بازنمایی کند. دوقلو، خود واقعیت نیست؛ مدلی از واقعیت است. بنابراین هرچه استفاده از آن در سیاست گذاری جدی تر شود، حکمرانی داده، حسابرسی مدل، شفافیت مفروضات، سنجش عدم قطعیت و امکان مداخله و قضاوت انسانی نیز اهمیت بیشتری پیدا می کند.

به همین دلیل، دوقلوی دیجیتال سیاستی را نباید جایگزین سیاست گذار دانست. نقش آن باید تقویت ظرفیت شناخت و تصمیم گیری سیاست گذار باشد، نه انتقال اختیار حکمرانی از انسان به الگوریتم.

اهمیت این ایده نیز محدود به بانک مرکزی نیست. می توان درباره دوقلوهای سیاستی در مدیریت انرژی، آب، حمل ونقل، شهر، محیط زیست، بازار کار، آموزش عالی و سیاست صنعتی اندیشید. هرجا با سیستمی پیچیده، داده پذیر و دارای روابط متقابل مواجه باشیم، امکان ایجاد محیطی برای آزمون پیشینی سیاست ها نیز قابل بررسی است.

در این صورت، مرحله بعدی تحول دیجیتال دولت صرفا دیجیتالی کردن خدمات عمومی نخواهد بود. حتی «دولت هوشمند» نیز پایان مسیر نیست. افق مهم تر، شکل گیری نوعی حکمرانی پیش نگر و قابل آزمایش است؛ حکمرانی ای که پیش از مداخله، درباره پیامدهای احتمالی تصمیم خود سوال می کند، سناریوهای جایگزین را می آزماید و محدودیت مدل های خود را نیز می شناسد.

در جهان پیچیده امروز، سیاست خوب فقط سیاستی نیست که بر اساس داده طراحی شده باشد؛ سیاست خوب باید تا حد امکان پیش از اجرا آزموده، تحت سناریوهای مختلف به چالش کشیده و پیامدهای سیستمی آن ارزیابی شده باشد.

شاید یکی از معیارهای حکمرانی در آینده نیز همین باشد:

کیفیت سیاست گذار فقط با توانایی اتخاذ تصمیم سنجیده نخواهد شد؛ با توانایی آزمودن تصمیم، پیش از تحمیل هزینه آن به جامعه، سنجیده خواهد شد.