Seyyed Mohammad Ghaem Zabihi
دکتری تخصصی اقتصاد، دبیر کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی و مدرس دانشگاه
8 یادداشت منتشر شدهوضعیت اقتصاد دانش بنیان بعد از جنگ
از توسعه اسمی تا تاب آوری واقعی
جنگ تنها یک رخداد نظامی نیست؛ جنگ، آزمون ظرفیت نهادی، صنعتی، فناورانه و حتی روانی یک کشور است. در چنین شرایطی، اقتصادها نه با شعار، بلکه با توان واقعی خود سنجیده می شوند؛ با در نظر داشتن این مهم که زنجیره تامین تا چه اندازه قطع نمی شود، زیرساخت دیجیتال تا چه اندازه پایدار می ماند، نیروی انسانی متخصص تا چه حد حفظ می شود و بنگاه ها تا چه میزان می توانند در شرایط نااطمینانی، تولید، فروش، صادرات و نوآوری خود را ادامه دهند. از این منظر، پرسش از وضعیت اقتصاد دانش بنیان بعد از جنگ، پرسش از چند شرکت دارای مجوز یا چند نمایشگاه فناوری نیست؛ پرسش از کیفیت تاب آوری آینده اقتصاد ایران است. در ادامه بیشتر به واکاوی و تبیین موارد مربوط به این حوزه پرداخته خواهد شد.
اقتصاد دانش بنیان؛ از عدد تا اثر
اقتصاد دانش بنیان زمانی معنا پیدا می کند که دانش، فناوری، نیروی انسانی متخصص و سرمایه گذاری خطرپذیر بتوانند به ارزش افزوده، بهره وری، صادرات و حل مسائل واقعی اقتصاد تبدیل شوند؛ بنابراین، صرف افزایش تعداد شرکت ها یا رشد اسمی درآمدها، اگر به افزایش عمق فناوری، توسعه بازار، کاهش وابستگی، ارتقای بهره وری و افزایش صادرات منجر نشود، نمی تواند نشانه کامل بلوغ باشد.
در جهان امروز، مزیت رقابتی کشورها بیش از هر زمان دیگر به ظرفیت فناورانه، سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، زیرساخت دیجیتال و توان تجاری سازی نوآوری گره خورده است. گزارش «شاخص جهانی نوآوری ۲۰۲۵» سازمان جهانی مالکیت فکری نشان می دهد که رقابت نوآوری وارد مرحله ای تازه شده است؛ رشد جهانی تحقیق و توسعه که در سال ۲۰۲۴ حدود ۲.۹ درصد بود، برای سال ۲۰۲۵ فقط ۲.۳ درصد پیش بینی شده و این کندترین روند رشد بیش از یک دهه اخیر است. همین گزارش، اقتصادهای نوآورتر جهان را در سال ۲۰۲۵ به ترتیب سوئیس، سوئد، آمریکا، کره جنوبی و سنگاپور معرفی می کند و چین نیز برای نخستین بار در جمع ۱۰ اقتصاد نوآور جهان قرار گرفته است. از سوی دیگر، داده های OECD در سال ۲۰۲۶ نشان می دهد هزینه جهانی تحقیق و توسعه در سال ۲۰۲۴ به حدود ۳.۸ تریلیون دلار رسیده که از این رقم، حدود ۲.۳ تریلیون دلار متعلق به کشورهای OECD بوده است. همچنین برآورد فوری OECD از عملکرد بزرگ ترین شرکت های تحقیق وتوسعه محور جهان نشان می دهد مخارج R&D بنگاه ها در سال ۲۰۲۵ حدود ۶ درصد رشد کرده؛ رشدی که عمدتا تحت تاثیر هوش مصنوعی و صنایع دیجیتال بوده است. در تجارت دیجیتال نیز شکاف میان کشورها پررنگ تر شده است: آمار UNCTAD نشان می دهد تجارت بین المللی محصولات قابل تحویل دیجیتال در سال ۲۰۲۵ همچنان با رشد ۱۰ درصدی ادامه یافته و صادرات اقتصادهای توسعه یافته در این حوزه به حدود ۴.۱ تریلیون دلار و صادرات کشورهای در حال توسعه به حدود ۱.۳ تریلیون دلار رسیده است؛ بنابراین، اقتصاد دانش بنیان در جهان امروز دیگر یک انتخاب تزئینی نیست؛ به زبان روشن، کشورهایی که در دانش، داده، فناوری، نیروی انسانی و تحقیق و توسعه سرمایه گذاری نکنند، در زنجیره ارزش جهانی به حاشیه رانده می شوند.
به بیان دیگر، در اقتصادهای پیشرو، دانش بنیان بودن بیش از آنکه عنوانی تزئینی، آکادمیک و یا اداری باشد، یک سازوکار و موتور محرکه تولید قدرت و توسعه اقتصادی است.
جایگاه ایران؛ رشد سریع، اما اثرگذاری نامتوازن
اقتصاد دانش بنیان ایران در سال های اخیر از مرحله شکل گیری عبور کرده و به مرحله دشوارتر «اثرگذاری اقتصادی» رسیده است. بر اساس اظهارات رسمی منتشرشده در سال ۱۴۰۵، اکنون حدود ۱۱ هزار شرکت دانش بنیان در کشور فعال اند و نزدیک به ۷۰ درصد آنها در گروه شرکت های نوپا قرار دارند. این آمار از یک سو نشانه گسترش زیست بوم نوآوری است، اما از سوی دیگر نشان می دهد بخش بزرگی از این زیست بوم هنوز به مرحله بلوغ، مقیاس پذیری و اثرگذاری پایدار نرسیده است.
با وجود رشد تعداد شرکت ها، سهم اقتصاد دانش بنیان از تولید ناخالص داخلی کشور هنوز کمتر از ۲ درصد اعلام شده، در حالی که هدف برنامه هفتم توسعه، رساندن این سهم به ۷ درصد است. این فاصله نشان می دهد که اقتصاد دانش بنیان هنوز به یکی از ستون های اصلی تولید ملی تبدیل نشده است.
داده های مالی نیز همین تصویر دوگانه را تایید می کند. درآمد شرکت های دانش بنیان در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۸۳۳ همت اعلام شده که نسبت به سال قبل ۶۰ درصد رشد داشته است؛ همچنین فروش محصولات دانش بنیان با رشد ۴۰ درصدی به حدود ۳۶۹ هزار میلیارد تومان رسیده است. اما تمرکز درآمد بالاست: طبق گزارش های منتشرشده، حدود ۵ درصد شرکت ها، ۷۴ درصد درآمد، ۸۵ درصد درآمد محصولات دانش بنیان، ۸۴ درصد صادرات و ۶۶ درصد اشتغال این بخش را در اختیار دارند.
در تجارت خارجی نیز رشد کمی قابل توجه بوده، اما کیفیت ترکیب صادرات محل تامل است. صادرات شرکت های دانش بنیان از ۲۹۶ میلیون دلار در سال ۱۳۹۹ به حدود ۲.۶۹ میلیارد دلار در سال ۱۴۰۳ رسیده، اما واردات همین شرکت ها در سال ۱۴۰۳ حدود ۴.۴۳۶ میلیارد دلار گزارش شده است. همچنین برآورد شده که اگر صادرات بر اساس پیچیدگی واقعی محصول سنجیده شود، صادرات واقعا دانش بنیان حدود ۵۴۴ میلیون دلار، یعنی ۲۱ درصد کل صادرات این شرکت هاست. از سوی دیگر، ۸۴ درصد صادرات دانش بنیان در اختیار فقط ۳۶ شرکت قرار دارد.
بنابراین، تصویر به روز اقتصاد دانش بنیان ایران چنین است: تعداد شرکت ها، فروش و صادرات رشد کرده، اما سهم پایین از GDP، تمرکز شدید درآمد و صادرات، وابستگی وارداتی و ضعف مقیاس پذیری نشان می دهد که این اقتصاد هنوز از «رشد عددی» به «بلوغ ساختاری» نرسیده است. در دوران پساجنگ، همین تفاوت تعیین می کند که دانش بنیان ها صرفا بخشی از آمار رسمی باشند یا به ستون بازسازی اقتصادی ایران تبدیل شوند.
جنگ؛ آزمون زیرساخت های سخت و نرم
جنگ اخیر نشان داد که بنگاه های دانش بنیان، برخلاف تصور رایج، فقط به ایده، تیم و نرم افزار وابسته نیستند. آنها به برق، اینترنت، حمل ونقل، امنیت داده، شبکه تامین، نظام مالی، دسترسی به بازار، اعتماد مشتری و ثبات روانی نیروی انسانی وابسته اند. در جریان جنگ ۱۲ روزه، اتاق بازرگانی تهران نیز با تشکیل اتاق های فکر تخصصی در حوزه هایی مانند اقتصاد جنگ، استراتژی های کسب وکار، مدیریت تجارت، فناوری اطلاعات و تهدیدات سایبری تلاش کرد مسیرهایی برای حفظ جریان تجارت و تاب آوری بنگاه ها پیشنهاد کند.
بر اساس گزارشی از اظهارات معاون علمی رئیس جمهور، در جریان جنگ اخیر رمضان حدود سه هزار واحد صنعتی آسیب دیده اند که سه درصد آنها شرکت های دانش بنیان بوده اند؛ رقمی معادل حدود یک درصد کل شرکت های دانش بنیان کشور. در گزارش دیگری نیز اعلام شده است که ۱۱۶ شرکت دانش بنیان آسیب دیده اند و از این میان ۴۰ شرکت به طور کامل تخریب شده اند. همچنین خسارت به زیرساخت های علمی و پژوهشی دانشگاه ها حدود ۳۰۰ میلیون دلار و خسارت واحدهای دانش بنیان حدود ۳۰ میلیون دلار به علاوه ۶۰ هزار میلیارد تومان اعلام شده است.
این اعداد مهم اند، اما همه واقعیت را نشان نمی دهند. در اقتصاد دانش بنیان، بخشی از خسارت در ساختمان و تجهیزات دیده می شود، اما بخش مهم تر در دارایی های نامشهود رخ می دهد: اعتماد مشتری، شبکه همکاری، داده، برند، انگیزه تیم، پیوستگی تحقیق و توسعه و امید سرمایه گذار.
اینترنت؛ زیرساخت تولید، نه امتیاز ویژه
یکی از مهم ترین درس های پساجنگ برای اقتصاد دانش بنیان ایران، مسئله اینترنت است. اقتصاد دیجیتال و بخش مهمی از شرکت های فناور، بدون اینترنت پایدار و باکیفیت، عملا امکان فعالیت رقابتی ندارند. طبق گزارش منتشرشده از انجمن بلاکپین ایران تحت عنوان «گزارش ملی تاب آوری اقتصاد دیجیتال در بحران اینترنت ۱۴۰۴–۱۴۰۵»، اختلال های اینترنتی در ماه های اخیر روزانه ۳ تا ۸ هزار میلیارد تومان خسارت مستقیم و غیرمستقیم به اقتصاد دیجیتال وارد کرده و برآورد خسارت در بازه ای حدود ۶۰ روز، بین ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار میلیارد تومان اعلام شده است. در همین گزارش، افت فروش برخی کسب وکارهای دیجیتال به بیش از ۷۰ درصد نیز اشاره شده است.
از این رو، اینترنت برای اقتصاد دانش بنیان، مشابه برق برای کارخانه است. نمی توان از شرکت فناور انتظار صادرات، جذب سرمایه، توسعه محصول و رقابت منطقه ای داشت، اما زیرساخت ارتباطی آن را ناپایدار، محدود یا طبقاتی تعریف کرد. همان گونه که در گزارش مذکور نیز آمده، اینترنت برای فعالان اقتصاد دیجیتال زیرساخت تولید است، نه یک امتیاز ویژه.
تجربه جهان؛ بازسازی بدون بخش خصوصی ممکن نیست
تجربه کشورهایی که درگیر جنگ یا بحران های امنیتی بوده اند نشان می دهد بازسازی پساجنگ بدون نقش آفرینی بخش خصوصی، فناوری و سرمایه انسانی ممکن نیست. بانک جهانی درباره اوکراین برآورد کرده است که نیاز بازسازی این کشور در دهه آینده نزدیک به ۵۸۸ میلیارد دلار است و تاکید کرده بخش خصوصی می تواند حدود ۴۰ درصد هزینه های بازسازی را تامین کند؛ آن هم از مسیر سرمایه، نوآوری، فناوری و اشتغال.
این تجربه ها برای ایران الزاما قابل کپی برداری نیستند، اما یک پیام روشن دارند: در جهان امروز، بازسازی فقط با بودجه دولت انجام نمی شود؛ بازسازی با ترکیب سرمایه خصوصی، فناوری، حکمرانی چابک، زیرساخت پایدار و اعتماد اجتماعی انجام می شود.
چه باید کرد؟
نخست، حمایت از شرکت های آسیب دیده باید هدفمند، سریع و مشروط به بازگشت به مدار تولید باشد. تسهیلات عمومی و غیرهدفمند، اگر به بازسازی ظرفیت واقعی تولید فناورانه منجر نشود، تنها زمان می خرد، نه آینده.
دوم، اقتصاد دانش بنیان نیازمند برنامه تداوم کسب وکار است. استاندارد ISO 22301 نیز بر همین موضوع تاکید دارد؛ یعنی سازمان ها باید توان ادامه ارائه کالا و خدمت را در ظرفیت قابل قبول، هنگام اختلال و بحران، حفظ کنند. برای شرکت های دانش بنیان ایرانی، این یعنی نسخه پشتیبان داده، زنجیره تامین جایگزین، سرور و زیرساخت پشتیبان، بیمه دارایی های فناورانه، قراردادهای منعطف و آموزش نیروی انسانی برای شرایط بحران.
سوم، سیاست گذار باید از اقتصاد دانش بنیان انتظار حل مسئله داشته باشد. انرژی، آب، سلامت، امنیت غذایی، حمل ونقل، سایبر، بهره وری صنعتی و کاهش اتلاف منابع، میدان های واقعی اقتصاد دانش بنیان هستند. حمایت ها باید از شرکت هایی آغاز شود که مسئله واقعی صنعت و جامعه را حل می کنند، نه صرفا عنوان دانش بنیان دارند.
چهارم، توسعه صادرات دانش بنیان باید از صادرات محدود چند شرکت بزرگ به شبکه ای از شرکت های متوسط، خدمات محور و فناوری محور گسترش یابد. وقتی ۸۴ درصد صادرات در اختیار ۳۶ شرکت است، یعنی اکوسیستم هنوز صادرات را به صورت عمومی نیاموخته است. اینجا نقش اتاق های بازرگانی، رایزنان اقتصادی، صندوق های ضمانت صادرات و نهادهای استانداردسازی بسیار جدی است.
پنجم، حفظ نیروی انسانی متخصص باید در مرکز سیاست پساجنگ قرار گیرد. مهاجرت فقط خروج فیزیکی نیست؛ گاهی از زمانی آغاز می شود که نیروی متخصص آینده خود را بیرون از این جغرافیا تصور می کند. اقتصاد دانش بنیان بدون امید، امنیت شغلی، ارتباط جهانی و امکان رشد حرفه ای، به پوسته ای بی جان تبدیل می شود.
جمع بندی
اقتصاد دانش بنیان ایران بعد از جنگ در نقطه ای تعیین کننده ایستاده است. از یک سو، ظرفیت های قابل توجهی در نیروی انسانی، شرکت های فناور، بازار داخلی، صنایع بزرگ و نیازهای واقعی کشور وجود دارد. از سوی دیگر، تمرکز درآمد و صادرات، ضعف زیرساخت ارتباطی، وابستگی وارداتی، شکنندگی زنجیره تامین، کمبود سرمایه خطرپذیر و فرسایش نیروی انسانی، مسیر رشد را دشوار کرده است.
بنابراین، مسئله امروز اقتصاد دانش بنیان ایران، عبور از «توسعه اسمی» به «تاب آوری واقعی» است. اگر سیاست گذار این بخش را صرفا با تعداد شرکت ها، حجم تسهیلات و آمارهای اسمی بسنجد، از عمق مسئله غافل خواهد شد. اما اگر اقتصاد دانش بنیان به ستون بازسازی پساجنگ، ارتقای بهره وری، کاهش وابستگی، توسعه صادرات و حل مسائل راهبردی کشور تبدیل شود، می توان امیدوار بود که از دل بحران، نه فقط خرابی، بلکه بلوغ نیز بیرون بیاید.
در نهایت، جنگ به ما یادآوری کرد که آینده کشور فقط در منابع زیرزمینی، صنایع سنتی و دارایی های فیزیکی خلاصه نمی شود. آینده ایران در ذهن های خلاق، شرکت های فناور، داده های قابل اعتماد، زیرساخت پایدار، حکمرانی هوشمند و بخش خصوصی توانمند ساخته می شود. اقتصاد دانش بنیان اگر درست فهمیده شود، حاشیه اقتصاد ایران نیست؛ یکی از مسیرهای اصلی بازسازی و تداوم زندگی اقتصادی ایران است.
**این یادداشت در شماره 168 نشریه آینده نگر، به صاحب امتیازی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، شماره صفحه: 51-50 به چاپ رسیده است.
https://service.tccim.ir/tccimpapers.aspx?ayandenegarfile=AyandeNegar_168.pdf