آزادی زن در ترازوی سنت و تجدد

15 شهریور 1405 - خواندن 4 دقیقه - 9 بازدید

 آزادی زن در ترازوی سنت و تجدد


آیا الگوی سنتی، زنجیری بر پای آزادی زن است؟ باید گفت این پرسش، خود ریشه در یک دوگانه ی ساده انگارانه دارد که از تقابل «سنت» و «مدرنیته» تغذیه می کند. برای درک درست، لازم است از نگاه سیاه وسفید خارج شویم و به لایه های معنایی این موضوع بنگریم.


۱. سنت به مثابه «هویت» نه «زنجیر» 

الگوی سنتی در فرهنگ ایرانی-اسلامی، زن را نه در تقابل با مرد، که در مکملیت با او تعریف می کند. این الگو، بر ارزش هایی چون حیای زنانه، مادری، همسرداری و نقش تربیتی تاکید دارد. این ارزش ها، اگر از سر آگاهی و انتخاب باشد، نه زنجیرند، بلکه بال هایی برای پرواز در فضای معنا هستند. زنی که با عشق به همسر و فرزندش خدمت می کند، خود را در زنجیر نمی بیند؛ بلکه کرامت خویش را در این نقش می یابد.


۲. آزادی غربی، اسارت دیگری است 

آزادی ای که امروز از غرب به ما عرضه می شود، اغلب به «رهایی از قید» تعبیر می شود، نه «رهایی برای کمال». در این نگاه، زن برای «آزاد» بودن باید از نقش های سنتی خود بگریزد، تن خود را در معرض نمایش بگذارد و مصرف گرا شود. اما این نوع آزادی، خود به اسارتی تازه بدل می شود: اسارت در قفس مد، زیبایی اجباری، رقابت بی امان و تنهایی مدرن. تجربه ی جوامع غربی نشان داده که افزایش «آزادی های ظاهری» همیشه با افزایش آرامش درونی همراه نبوده است.


۳. الگوی سوم؛ راه میانه 

مشکل اصلی، خود سنت نیست؛ بلکه تحجر و فهم سطحی از سنت است. اگر سنت را به مثابه مجموعه ای از قواعد خشک و بی روح بفهمیم، قطعا زنجیر خواهد شد. اما اگر سنت را «حکمت زیسته» و «تجربه ی پویای نسل ها» بدانیم، آنگاه می توان از دل آن، الگویی نوین برای زن ترسیم کرد: 

- زنی که هم در خانه، مایه آرامش است و هم در جامعه، نقش آفرین. 

- زنی که عفاف را نه محدودیت، که سپری برای عزت نفس می داند. 

- زنی که تحصیل و کار را در راستای تعالی خانواده و جامعه تعریف می کند، نه در تقابل با آن. 


**۴. آزادی حقیقی، آزادی درونی است** 

آزادی زن، به معنای رهایی از هوس ها، وابستگی ها و خودباختگی است، نه رهایی از مسئولیت. قرآن کریم، آزادی حقیقی را در عبودیت می داند و زن را به «عفت» و «قناعت» و «علم» دعوت می کند. در این نگاه، زن اگر به جوهر انسانی خود برسد، از هر قید و بندی فارغ است؛ حتی از قید نگاه دیگران به خود. چنین زنی، سنت را نه زنجیر، که میراثی گران بها برای ساختن آینده ای روشن تر برمی گزیند.


۵. جمع بندی: تقصیر بر سر سنت نیست، بر سر فهم ماست 

الگوی سنتی، وقتی با عقلانیت، اجتهاد و روحیه ی پرسشگری همراه شود، هرگز زنجیر نخواهد بود. آنچه امروز به نام «آزادی زن» تبلیغ می شود، بیشتر اسارتی در لباسی فریبنده است. راه رهایی، بازگشت به هویت خویش و بازتعریف عالمانه ی نقش های سنتی بر اساس مقتضیات زمانه است. زن ایرانی، اگر به عمق فرهنگ خود بنگرد، نه سنت را زنجیر می بیند و نه تجدد را رهایی، بلکه راهی میانه برمی گزیند که در آن، هم «عفیف» است، هم «موثر»؛ هم «خانگی» است، هم «اجتماعی»؛ هم «پای بند» است، هم «آزاد»؛ چرا که آزادی واقعی، زیستن بر اساس فطرت پاک خویش است، نه زیستن بر اساس خواست دیگران، چه سنت زده و چه مدرن زده.