سواد رسانه ای سلامت؛ چگونه پیام های سلامت در رسانه ها را ارزیابی کنیم؟

رسانه ها بخش مهمی از زندگی روزمره انسان امروز را تشکیل می دهند و بسیاری از اطلاعاتی که افراد درباره سلامت دریافت می کنند، نه از طریق مراجعه مستقیم به پزشک یا متخصص، بلکه از تلویزیون، خبرگزاری ها، سایت های اینترنتی، شبکه های اجتماعی، پیام رسان ها، پادکست ها و ویدئوهای آنلاین به دست می آید. این وضعیت باعث شده است که توانایی ارزیابی پیام های سلامت به یکی از مهارت های مهم زندگی تبدیل شود. داشتن اطلاعات سلامت به تنهایی کافی نیست؛ فرد باید بتواند تشخیص دهد کدام پیام قابل اعتماد است، کدام پیام نیازمند بررسی بیشتر است و کدام اطلاعات ممکن است نادرست یا گمراه کننده باشد.
سواد رسانه ای سلامت به معنای توانایی دسترسی، فهم، تحلیل، ارزیابی و استفاده آگاهانه از پیام های مرتبط با سلامت در رسانه های مختلف است. فردی که از سواد رسانه ای سلامت برخوردار است، هر مطلبی را صرفا به دلیل انتشار در یک رسانه معتبر یا دریافت از سوی دوستان و آشنایان نمی پذیرد. او درباره منبع، نویسنده، شواهد و هدف پیام پرسش می کند.
یکی از نخستین پرسش ها درباره هر پیام سلامت این است که منبع آن چیست؟ آیا مطلب از یک سازمان رسمی سلامت، دانشگاه، مرکز پژوهشی یا متخصص منتشر شده است یا صرفا در یک صفحه ناشناس قرار گرفته است؟ البته حتی نام یک سازمان یا متخصص نیز به تنهایی اعتبار علمی محتوا را تضمین نمی کند. باید دید اطلاعات بر چه شواهدی استوار است و آیا ادعاهای مطرح شده با دانش علمی موجود سازگار هستند یا خیر.
مسئله مهم دیگر، توجه به تاریخ انتشار اطلاعات است. حوزه سلامت دائما در حال تغییر است و یافته های جدید پژوهشی ممکن است دانش قبلی را تکمیل یا حتی اصلاح کنند. بنابراین اطلاعاتی که سال ها قبل درست بوده اند، لزوما برای امروز کافی نیستند. بررسی تاریخ انتشار و به روزرسانی محتوا می تواند از بسیاری برداشت های اشتباه جلوگیری کند.
شیوه بیان پیام نیز اهمیت دارد. برخی پیام های رسانه ای با استفاده از عباراتی مانند «درمان قطعی»، «بدون عارضه»، «صددرصد تضمینی» یا «راز کشف نشده پزشکان» تلاش می کنند مخاطب را تحت تاثیر قرار دهند. چنین عباراتی معمولا نشانه ای برای احتیاط هستند. علم پزشکی و سلامت به ندرت با قطعیت مطلق سخن می گوید. اثربخشی بسیاری از روش های درمانی به شرایط فرد، نوع بیماری، سن، وضعیت جسمی و عوامل دیگر وابسته است.
مخاطب باید میان نظر شخصی و شواهد علمی نیز تفاوت بگذارد. تجربه یک فرد از مصرف یک دارو یا روش درمانی می تواند برای او واقعی باشد، اما تجربه شخصی الزاما دلیل علمی برای اثربخشی آن روش نیست. رسانه های اجتماعی به دلیل ساختار تجربه محور خود، گاهی یک تجربه فردی را به عنوان یک حقیقت عمومی معرفی می کنند.
تبلیغات سلامت نیز نیازمند دقت ویژه است. ممکن است یک پیام در ظاهر آموزشی باشد، اما هدف اصلی آن فروش محصول، جذب مخاطب یا ایجاد تقاضا برای یک خدمت باشد. بنابراین باید پرسید: چه کسی از پذیرش این پیام سود می برد؟ آیا منافع تجاری در پس آن وجود دارد؟ آیا محدودیت ها و عوارض احتمالی نیز مطرح شده اند یا فقط مزایا بیان شده است؟
تصاویر و ویدئوها نیز می توانند بر قضاوت مخاطب تاثیر بگذارند. یک تصویر پزشکی، نمودار یا ویدئو ممکن است واقعی باشد، اما استفاده از آن در یک زمینه نادرست می تواند معنای پیام را تغییر دهد. بنابراین مخاطب نباید صرفا بر اساس جذابیت بصری درباره صحت یک ادعا تصمیم بگیرد.
در نظام سلامت، افزایش سواد رسانه ای سلامت می تواند به کاهش اضطراب، پیشگیری از شایعات و تقویت اعتماد عمومی کمک کند. وزارت بهداشت، دانشگاه های علوم پزشکی، روابط عمومی های حوزه سلامت و رسانه های تخصصی می توانند با تولید محتوای ساده، مستند و قابل فهم، نقش مهمی در توانمندسازی مردم داشته باشند. مخاطب نیز باید از حالت مصرف کننده منفعل اطلاعات خارج شود و به یک ارزیاب فعال تبدیل شود.
در نهایت، سواد رسانه ای سلامت یعنی پیش از باور کردن یک پیام، چند سوال ساده بپرسیم: منبع آن چیست؟ چه شواهدی دارد؟ چه کسی آن را تولید کرده است؟ هدف از انتشار آن چیست؟ آیا اطلاعات جدید است؟ آیا متخصصان مستقل نیز چنین نظری دارند؟ و آیا این پیام برای همه افراد قابل تعمیم است؟
جامعه ای که اعضای آن بتوانند پیام های سلامت را آگاهانه ارزیابی کنند، در برابر اطلاعات نادرست مقاوم تر خواهد بود. در چنین جامعه ای رسانه تنها ابزار انتقال اطلاعات نیست، بلکه می تواند به ابزاری برای ارتقای سلامت عمومی و تقویت تصمیم گیری آگاهانه تبدیل شود.
پژوهشگر ارتباطات سلامت