کریدورهای ترانزیتی؛ جغرافیا زمانی ثروت می شود که با سیاست گذاری دقیق و اجرای پیگیرانه همراه شود.

22 شهریور 1405 - خواندن 4 دقیقه - 10 بازدید

کریدورهای ترانزیتی؛ جغرافیا زمانی ثروت می شود که با سیاست گذاری دقیق و اجرای پیگیرانه همراه شود. 


قرار گرفتن در مسیرهای ارتباطی مهم، یک فرصت بزرگ است؛ اما فرصت با دستاورد تفاوت دارد. بسیاری از کشورها از موقعیت جغرافیایی مناسب، دسترسی به آبراه ها، همسایگی با بازارهای متعدد یا قرارگیری میان شرق و غرب برخوردارند، ولی تنها شمار محدودی توانسته اند این موقعیت را به درآمد پایدار، اشتغال و توسعه منطقه ای تبدیل کنند. دلیل روشن است: جغرافیا به تنهایی ثروت نمی سازد؛ این زیرساخت، مدیریت و اعتماد است که به جغرافیا ارزش اقتصادی می دهد.

ترانزیت در ساده ترین تعریف، عبور کالا از قلمرو یک کشور است. اما اگر این عبور صرفا به استفاده از جاده یا ریل محدود بماند، سهم اقتصاد میزبان از آن محدود خواهد بود. ارزش واقعی زمانی ایجاد می شود که در کنار حمل ونقل، خدمات متنوعی شکل گیرد: انبارداری، بسته بندی، تعمیر و نگهداری، بیمه، خدمات مالی، گمرک هوشمند، مراکز توزیع، صنایع پشتیبان و خدمات فنی. به این ترتیب، یک مسیر عبوری می تواند به یک اکوسیستم اقتصادی تبدیل شود.

در اقتصاد امروز، سرعت و قابلیت پیش بینی گاهی از کوتاهی مسیر مهم تر است. شرکت ها می خواهند بدانند کالای آن ها چه زمانی می رسد، چه هزینه ای پرداخت می کنند، در مرز با چه مقرراتی روبه رو می شوند و در صورت بروز مشکل، چه نهادی پاسخ گو است. اگر مسیر حمل ونقل کوتاه باشد اما توقف های مرزی، مقررات متناقض یا کمبود ناوگان آن را غیرقابل پیش بینی کند، صاحبان کالا مسیرهای طولانی تر اما مطمئن تر را انتخاب خواهند کرد.

از این رو، توسعه کریدور ترانزیتی پیش از آنکه پروژه ای صرفا عمرانی باشد، یک مسئله حکمرانی است. هماهنگی دستگاه های گمرکی، راه آهن، بنادر، پلیس راه، سازمان های استاندارد، بانک ها و نهادهای محلی اهمیت تعیین کننده دارد. یک پنجره واحد گمرکی، سامانه رهگیری کالا، تعرفه های روشن، صدور سریع مجوزها و امکان حل وفصل اختلافات تجاری، گاهی به اندازه ساخت کیلومترها خط ریلی در رقابت پذیری یک مسیر اثر می گذارد.

بعد دیگر ترانزیت، توسعه متوازن مناطق پیرامونی است. شهرهای مرزی و مسیرهای عبور، نباید فقط محل عبور کامیون و قطار باشند. اگر برای آن ها شهرک های لجستیکی، مراکز آموزش مهارت، صنایع تبدیلی، پایانه های صادراتی و امکانات مناسب زندگی طراحی شود، منافع کریدور به اشتغال و رونق محلی تبدیل خواهد شد. در غیر این صورت، درآمد اصلی ممکن است در مرکز متمرکز شود و مناطق مسیر از آثار توسعه ای آن بهره اندکی ببرند.

همکاری با همسایگان نیز نقشی اساسی دارد. یک کریدور هیچ گاه با تصمیم یک کشور کامل نمی شود؛ مسیر حمل ونقل از چند مرز، چند نظام گمرکی و چند شبکه زیرساختی عبور می کند. بنابراین، توافق درباره تعرفه ها، استانداردها، زمان بندی حرکت، بیمه، تبادل داده و امنیت محموله ها ضروری است. هرچه این همکاری ها پایدارتر باشند، هزینه حمل ونقل پایین تر و جذابیت مسیر بیشتر می شود.

توسعه ترانزیت را نباید راه حل فوری همه مشکلات اقتصادی دانست، اما می توان آن را یکی از پایه های متنوع سازی درآمد و پیوند اقتصاد ملی با بازارهای پیرامونی به شمار آورد. موفقیت در این حوزه نیازمند نگاه بلندمدت است: سرمایه گذاری در ریل و بندر، اصلاح فرآیندهای مرزی، توسعه خدمات لجستیکی، تربیت نیروی انسانی و ایجاد محیطی قابل اعتماد برای تجار. جغرافیا یک ظرفیت طبیعی است؛ تبدیل آن به ثروت، نتیجه سیاست گذاری دقیق و اجرای پیگیرانه خواهد بود.