امام موسی صدر و تحول موقعیت شیعیان در لبنان: از سازمان یابی اجتماعی تا مشارکت سیاسی و همزیستی بین ادیانی(۲)

23 شهریور 1405 - خواندن 21 دقیقه - 65 بازدید

۵. امام موسی صدر، وحدت اسلامی و گفت وگوی اسلامی مسیحی در لبنان

۵-۱. مسئله وحدت در جامعه چندطایفه ای لبنان

یکی از مهم ترین ویژگی های فعالیت امام موسی صدر در لبنان، هم زمانی میان تلاش برای سازمان دهی جامعه شیعی و تاکید بر وحدت اسلامی و همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان بود. این دو وجه در نگاه نخست ممکن است متناقض به نظر برسند. از یک سو، صدر برای ایجاد انسجام در جامعه ای فعالیت می کرد که پیش تر از نظر سیاسی و اجتماعی پراکنده بود؛ از سوی دیگر، بر ضرورت عبور از مرزهای طایفه ای و ایجاد همکاری میان گروه های مذهبی تاکید داشت. فهم این رابطه، برای تحلیل دقیق جایگاه صدر در تاریخ اجتماعی و سیاسی لبنان اهمیت اساسی دارد.

لبنان در دهه های پس از استقلال نمونه ای مهم از جامعه ای بود که در آن هویت مذهبی نه صرفا یک امر خصوصی، بلکه بخشی از ساختار سیاسی و اجتماعی محسوب می شد. تقسیم مناصب سیاسی بر اساس تعلق طایفه ای و نقش نهادهای مذهبی در سازمان دهی جامعه باعث شده بود که مرزهای مذهبی با مرزهای سیاسی و اجتماعی تلاقی پیدا کنند. در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای تقویت یک جامعه مذهبی می توانست بالقوه به تشدید رقابت میان طوایف منجر شود. از این رو، پروژه سیاسی امام موسی صدر با یک مسئله اساسی مواجه بود: چگونه می توان جامعه شیعی را سازمان داد و در عین حال از تبدیل این سازمان یابی به انزوای اجتماعی یا منازعه فرقه ای جلوگیری کرد؟

به نظر می رسد پاسخ صدر به این مسئله در دو سطح شکل گرفت. در سطح نخست، او بر وحدت مسلمانان و کاهش شکاف شیعه و سنی تاکید کرد؛ در سطح دوم، رابطه مسلمانان و مسیحیان را نه صرفا بر مبنای تحمل متقابل، بلکه بر پایه همکاری اجتماعی و مسئولیت مشترک نسبت به لبنان تعریف کرد. بنابراین، گفت وگوی بین ادیانی در اندیشه و عملکرد او را می توان بخشی از راهبردی گسترده تر برای تعریف مجدد رابطه میان هویت مذهبی و هویت ملی دانست.

۵-۲. وحدت شیعه و سنی به عنوان بخشی از پروژه اجتماعی صدر

امام موسی صدر در شرایطی فعالیت می کرد که اختلافات مذهبی میان مسلمانان، هم در سطح نظری و هم در سطح سیاسی، یکی از عوامل مهم شکاف اجتماعی در خاورمیانه بود. در لبنان، این مسئله به دلیل ساختار طایفه ای کشور اهمیت بیشتری پیدا می کرد. از این رو، نزدیکی شیعه و سنی برای صدر صرفا یک موضوع کلامی یا فقهی نبود، بلکه دارای پیامدهای مستقیم سیاسی و اجتماعی بود.

در نگاه او جامعه اسلامی لبنان نمی توانست در شرایطی که گروه های مسلمان در رقابت دائمی با یکدیگر قرار دارند، نقش موثری در ساختار سیاسی کشور ایفا کند. به همین دلیل، یکی از محورهای فعالیت او ایجاد ارتباط با علمای اهل سنت و مشارکت در فعالیت هایی بود که هدف آنها کاهش شکاف میان مذاهب اسلامی بود. پژوهش های مربوط به اندیشه و فعالیت صدر نیز بر تلاش او برای تقویت همکاری میان شیعه و سنی و ایجاد نوعی همبستگی اسلامی در لبنان تاکید کرده اند .(Cohen, 2022)

اهمیت این رویکرد زمانی آشکارتر می شود که آن را در کنار پروژه سازمان دهی شیعیان قرار دهیم. صدر درصدد حذف هویت شیعی نبود؛ برعکس، یکی از اهداف اصلی او تقویت آگاهی و انسجام شیعیان بود. اما این هویت را در یک سلسله مراتب هویتی گسترده تر قرار می داد که در آن، تعلق شیعی می توانست با تعلق اسلامی و سپس تعلق ملی به لبنان جمع شود.

در نتیجه می توان میان دو مفهوم تمایز قائل شد: انسجام درون گروهی و همبستگی بین گروهی. پروژه صدر در سطح نخست نیازمند تقویت انسجام شیعیان بود؛ اما در سطح دوم، برای جلوگیری از انزوای این جامعه، به ایجاد ارتباط با دیگر مسلمانان و سپس مسیحیان نیاز داشت. همین ترکیب یکی از ویژگی های متمایزکننده رویکرد اوست.

۵-۳. از همزیستی طوایف به همزیستی شهروندان

یکی از نکات مهم در تحلیل رویکرد صدر آن است که مفهوم «همزیستی» را نباید صرفا به معنای تحمل حضور دیگر ادیان در کنار یکدیگر تقلیل داد. در جامعه ای مانند لبنان، همزیستی زمانی معنا پیدا می کند که گروه های مختلف بتوانند در ساختار اجتماعی و سیاسی کشور احساس مشارکت و امنیت کنند.

از این منظر مسئله عدالت اجتماعی با مسئله گفت وگوی بین ادیانی پیوند می خورد. اگر بخشی از جامعه احساس کند که در توزیع منابع، خدمات عمومی یا قدرت سیاسی محروم است، دعوت به وحدت ملی ممکن است از نظر آن جامعه صرفا به معنای پذیرش وضع موجود تلقی شود. بنابراین، گفت وگوی بین ادیانی بدون توجه به مسئله عدالت اجتماعی نمی توانست پاسخ کاملی به بحران لبنان باشد.

در اندیشه و عملکرد صدر، این دو موضوع تا حد زیادی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. او از یک سو خواستار افزایش سهم و حقوق شیعیان بود و از سوی دیگر، تلاش می کرد این مطالبات را در قالب مفاهیمی چون عدالت، کرامت انسانی و دفاع از محرومان بیان کند. به همین دلیل، مفهوم «محرومان» ظرفیت آن را داشت که از یک مفهوم صرفا شیعی فراتر رود و به گروه های محروم دیگر نیز تعمیم پیدا کند.

این مسئله را می توان یکی از مهم ترین نقاط اتصال میان سیاست داخلی صدر و رویکرد بین ادیانی او دانست. در واقع، اگر جامعه شیعی باید از حاشیه به متن جامعه لبنان منتقل می شد، این انتقال تنها با دستیابی به قدرت سیاسی ممکن نبود؛ بلکه نیازمند بازتعریف رابطه آن با سایر جوامع مذهبی نیز بود.

۵-۴. گفت وگوی اسلامی مسیحی و جایگاه آن در اندیشه صدر

فعالیت امام موسی صدر در ارتباط با مسیحیان لبنان از مهم ترین وجوه شخصیت اجتماعی او محسوب می شود. او با رهبران و شخصیت های مسیحی ارتباط داشت و در مناسبت ها و مجامع مختلف درباره ضرورت همکاری مسلمانان و مسیحیان سخن گفت. اهمیت این فعالیت ها صرفا در تعداد دیدارها یا مناسبت هایی که در آنها شرکت کرد خلاصه نمی شود؛ بلکه باید منطق پشت این ارتباطات را مورد توجه قرار داد.

در جامعه ای که مسیحیان و مسلمانان بخش های اصلی ساختار اجتماعی را تشکیل می دادند، هرگونه پروژه سیاسی برای بازسازی لبنان ناگزیر می بایست با مسئله رابطه این دو جامعه مواجه شود. صدر به جای آنکه تفاوت مذهبی را مانعی مطلق برای همکاری بداند، بر اشتراکات اخلاقی و انسانی و مسئولیت مشترک در قبال سرنوشت لبنان تاکید می کرد.

پژوهش های مربوط به گفت وگوی بین ادیانی در لبنان نشان داده اند که گفت وگوی اسلام و مسیحیت در این کشور همواره با زمینه سیاسی و اجتماعی آن ارتباط داشته است و نمی توان آن را صرفا به حوزه الهیات محدود کرد .(Haddad & Fischbach, 2015)این مسئله درباره صدر اهمیت بیشتری دارد، زیرا او در مقام یک روحانی شیعه، هم زمان در عرصه سیاست اجتماعی نیز فعالیت می کرد.(tandfonline.com)

۵-۵. رابطه با غریغوار حداد و مسئله محرومان

یکی از نمونه های مهم برای مطالعه این رویکرد، ارتباط امام موسی صدر با برخی شخصیت های مسیحی فعال در مسائل اجتماعی است. در این میان، غریغوار حداد، اسقف کاتولیک و از چهره های شناخته شده جریان اجتماعی مسیحی لبنان، اهمیت ویژه ای دارد. حداد نیز مانند صدر بر مسئله فقر، محرومیت و مسئولیت اجتماعی ادیان تاکید می کرد و به دنبال آن بود که فعالیت دینی با دفاع از اقشار محروم پیوند بخورد.

اهمیت این ارتباط را می توان در اشتراک دو شخصیت در مسئله «محرومان» جست وجو کرد. اگرچه چارچوب الهیاتی و سازمانی آنان یکسان نبود، هر دو تلاش داشتند از ظرفیت دین برای پاسخ به مشکلات اجتماعی استفاده کنند. از این منظر، گفت وگوی میان صدر و شخصیت هایی مانند حداد صرفا گفت وگویی درباره مسائل اعتقادی نبود؛ بلکه نوعی گفت وگو درباره مسئولیت اجتماعی دین بود.

این نکته با پروژه عمومی صدر نیز سازگار بود. او تلاش می کرد مسئله محرومیت شیعیان را در چارچوب عدالت اجتماعی مطرح کند؛ بنابراین، امکان همکاری با شخصیت های مسیحی که از دغدغه های مشابهی برخوردار بودند وجود داشت. چنین همکاری ای می توانست مرزهای طایفه ای را تا حدی جابه جا کند و نشان دهد که مسئله فقر و محرومیت لزوما متعلق به یک گروه مذهبی خاص نیست.

از این منظر مفهوم «محرومان» یکی از مهم ترین مفاهیم واسط میان سیاست شیعی و گفت وگوی بین ادیانی در پروژه صدر محسوب می شود. این مفهوم هم می توانست به انسجام جامعه شیعی کمک کند و هم ظرفیت ایجاد ائتلاف اجتماعی فراتر از مذهب را در خود داشته باشد.

۵-۶. لبنان به مثابه جامعه ای با سرنوشت مشترک

یکی از عناصر مهم در رویکرد صدر، تاکید بر این بود که مسلمانان و مسیحیان لبنان صرفا گروه هایی نیستند که به صورت جغرافیایی در کنار یکدیگر زندگی می کنند، بلکه دارای سرنوشت مشترکی هستند. این نگاه با برداشت هایی که لبنان را مجموعه ای از طوایف جدا از یکدیگر می دیدند تفاوت داشت.

در چارچوب این دیدگاه لبنان نه یک کشور متشکل از جوامع مذهبی منفصل، بلکه جامعه ای مرکب از گروه هایی بود که باید در ساختن آینده مشترک آن مشارکت کنند. چنین برداشتی پیامد سیاسی مهمی داشت: حقوق شیعیان تنها در صورتی می توانست پایدار باشد که در چارچوب حقوق و امنیت همه گروه های لبنانی تعریف شود. به همین دلیل دفاع از جنوب لبنان و مسئله امنیت کشور نیز در گفتمان صدر با مسئله وحدت ملی ارتباط پیدا کرد. او نسبت به تبدیل جنوب به عرصه منازعه نیروهای مختلف نگران بود و تلاش می کرد مسئله جنوب را به مسئولیت دولت لبنان و مسئله حاکمیت ملی مرتبط کند. این موضع، در عین حال که از منافع جامعه شیعی جنوب دفاع می کرد، قابلیت آن را داشت که در قالب دفاع از تمامیت و استقلال لبنان نیز مطرح شود.

۵-۷. تفاوت رویکرد صدر با سکولاریسم و طایفه گرایی

برای درک دقیق تر موضع امام موسی صدر، باید آن را میان دو رویکرد متضاد قرار داد. رویکرد نخست، سکولاریسم رادیکال و حذف هویت های مذهبی از عرصه عمومی بود که در بخشی از جریان های چپ لبنان وجود داشت. رویکرد دوم، طایفه گرایی بسته بود که سیاست را اساسا به رقابت گروه های مذهبی برای کسب قدرت تقلیل می داد.

صدر با هیچ یک از این دو الگو کاملا منطبق نبود. او برخلاف جریان های سکولار، معتقد بود دین می تواند در عرصه عمومی و در دفاع از عدالت اجتماعی نقش ایفا کند. اما در عین حال، تلاش می کرد از تبدیل دین به ابزاری برای نفی دیگر گروه ها جلوگیری کند. این ویژگی را می توان در نحوه صورت بندی مطالبات او مشاهده کرد. وقتی از محرومیت شیعیان سخن می گفت، این محرومیت را به عدالت اجتماعی و مسئولیت دولت پیوند می داد؛ و هنگامی که از وحدت سخن می گفت، آن را صرفا به معنای حذف اختلافات مذهبی تعریف نمی کرد، بلکه بر مشارکت و همکاری میان گروه های مختلف تاکید داشت.

۵-۸. گفت وگوی بین ادیانی در بستر جنگ داخلی لبنان

فعالیت امام موسی صدر در زمینه وحدت و گفت وگوی ادیان در شرایطی انجام می شد که لبنان به سوی جنگ داخلی حرکت می کرد. از سال ۱۹۷۵، درگیری میان گروه های مسلح مختلف عملا ساختار سیاسی و اجتماعی کشور را با بحران جدی مواجه کرد. در چنین شرایطی، هرگونه تلاش برای گفت وگو میان طوایف با دشواری های فراوان روبه رو بود.

اهمیت موضع صدر در این دوره در آن است که او تلاش کرد از قرار گرفتن جامعه شیعی در چارچوب یک صف بندی صرفا مذهبی جلوگیری کند. او ضمن دفاع از حقوق شیعیان و جنوب لبنان، نسبت به تبدیل بحران لبنان به جنگی فراگیر میان جوامع مذهبی نگرانی داشت.

این موضع البته به معنای بی طرفی مطلق در برابر همه مسائل سیاسی نبود. صدر به شدت نسبت به محرومیت جنوب و حملات اسرائیل و ضعف دولت لبنان حساس بود و در برابر برخی نیروهای سیاسی نیز مواضع انتقادی داشت. بنابراین، «وحدت» در اندیشه او به معنای کنار گذاشتن اختلافات سیاسی نبود؛ بلکه به معنای یافتن چارچوبی بود که اختلافات در آن به نابودی جامعه مشترک منجر نشود.

۵-۹. محدودیت ها و تناقض های رویکرد بین ادیانی صدر

با وجود اهمیت این رویکرد نباید آن را به صورت آرمانی و فاقد تناقض تحلیل کرد. نخست آنکه فعالیت های صدر در جامعه ای انجام می شد که ساختار سیاسی آن ذاتا بر تمایزات طایفه ای استوار بود. بنابراین، حتی تلاش برای گفت وگو میان طوایف نیز ناگزیر در همان ساختار صورت می گرفت.

دوم آنکه تقویت سازمان یافتگی شیعیان، هرچند از نظر صدر ابزاری برای مشارکت عادلانه تر بود، می توانست از سوی دیگر گروه ها به عنوان افزایش قدرت یک طایفه تلقی شود. بنابراین، میان احساس امنیت جامعه شیعی و احساس امنیت سایر طوایف نوعی رابطه متقابل وجود داشت.

سوم آنکه شرایط جنگ داخلی لبنان فرصت بسیار محدودی برای تحقق کامل پروژه گفت وگویی صدر باقی گذاشت. تشدید خشونت، حضور نیروهای فلسطینی، مداخلات منطقه ای و فروپاشی تدریجی اقتدار دولت مرکزی، فضای لازم برای گفت وگوی مدنی را محدود کرد.

با وجود این محدودیت ها، اهمیت پروژه صدر در این است که تلاش کرد نشان دهد تقویت یک جامعه مذهبی لزوما مستلزم نفی جوامع دیگر نیست. این ایده در تاریخ معاصر تشیع لبنان اهمیت زیادی دارد، زیرا بعدها نیز مسئله رابطه میان هویت شیعی، قدرت سیاسی و همزیستی ملی یکی از مسائل اصلی سیاست لبنان باقی ماند. لذا می توان گفت که گفت وگوی بین ادیانی در فعالیت امام موسی صدر را نباید یک فعالیت جانبی یا صرفا اخلاقی تلقی کرد. این گفت وگو در متن پروژه ای شکل گرفت که هدف آن بازتعریف موقعیت شیعیان در لبنان بود.

از این منظر می توان یکی از ویژگی های اصلی پروژه امام موسی صدر را «ادغام بدون استحاله» دانست: شیعیان باید در ساختار سیاسی و اجتماعی لبنان ادغام شوند، اما این ادغام نباید به معنای از دست دادن هویت مذهبی آنان باشد؛ و در مقابل، حفظ هویت شیعی نیز نباید به انزوای آنان از دیگر گروه های لبنانی منجر شود. این برداشت امکان فهم عمیق تری از نقش صدر در تاریخ سیاسی لبنان فراهم می کند. او نه در پی حذف هویت های مذهبی بود و نه خواهان تبدیل لبنان به مجموعه ای از جوامع مذهبی منفصل. پروژه او بر این فرض استوار بود که هویت مذهبی می تواند در خدمت مشارکت اجتماعی، عدالت و همزیستی قرار گیرد، مشروط بر آنکه خود را در قالب نفی دیگری تعریف نکند.

از همین منظر مسئله امام موسی صدر را نمی توان صرفا در چارچوب تاریخ تشیع لبنان مطالعه کرد. فعالیت او بخشی از تاریخ گسترده تر تلاش برای یافتن الگویی از رابطه میان دین، دولت، جامعه و تکثر مذهبی در خاورمیانه است. اهمیت این تجربه دقیقا در همین نقطه قرار دارد: او کوشید از درون یک هویت مذهبی، الگویی از مشارکت در جامعه ای چندمذهبی ارائه کند؛ الگویی که اگرچه در اثر جنگ داخلی و تحولات منطقه ای مجال تحقق کامل نیافت، تاثیر مهمی بر تحول اجتماعی و سیاسی شیعیان لبنان گذاشت.

در نتیجه اگر بخش های پیشین مقاله نشان دادند که امام موسی صدر چگونه به سازمان یابی شیعیان و افزایش قدرت سیاسی آنان کمک کرد، بررسی وحدت اسلامی و گفت وگوی اسلامی مسیحی نشان می دهد که این سازمان یابی را نمی توان صرفا حرکتی برای کسب قدرت در رقابت طایفه ای تلقی کرد. هدف اصلی تر، تبدیل جامعه شیعی به یک کنشگر سیاسی موثر در چارچوب جامعه ای متکثر بود؛ جامعه ای که استمرار آن به مشارکت و همزیستی میان مسلمانان و مسیحیان وابسته بود.

نتیجه گیری

بررسی نقش امام موسی صدر در تحولات اجتماعی و سیاسی لبنان نشان می دهد که اهمیت تاریخی او را نمی توان صرفا در رهبری جامعه شیعی یا افزایش قدرت سیاسی این جامعه خلاصه کرد. صدر در شرایطی ظهور کرد که شیعیان لبنان با محرومیت اقتصادی، ضعف سازمان یافتگی و نمایندگی سیاسی نامتناسب با وزن اجتماعی خود مواجه بودند. او با ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی و مذهبی، تاسیس مجلس اعلای اسلامی شیعی و شکل دهی به جنبش محرومان، توانست بخشی از این جامعه را به یک کنشگر سیاسی و اجتماعی سازمان یافته تبدیل کند. در عین حال سازمان یابی شیعیان در اندیشه و عملکرد صدر الزاما به معنای انزوای طایفه ای نبود. او تلاش کرد مطالبات شیعیان را در چارچوب عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی و مسئولیت دولت لبنان مطرح کند و هم زمان بر وحدت مسلمانان و گفت وگوی میان مسلمانان و مسیحیان تاکید داشت. از این منظر، می توان پروژه او را تلاشی برای «ادغام سیاسی بدون استحاله هویتی» دانست؛ یعنی تقویت هویت و حقوق شیعیان در عین حفظ پیوند آنان با جامعه ملی لبنان.

با این حال این پروژه با محدودیت های ساختاری نظام طایفه ای، تداوم محرومیت اجتماعی و در نهایت جنگ داخلی لبنان مواجه شد و نتوانست همه اهداف خود را محقق کند. بنابراین، میراث امام موسی صدر را باید نه به عنوان الگویی کاملا موفق یا شکست خورده، بلکه به عنوان تجربه ای مهم در تلاش برای پیوند دادن هویت مذهبی، عدالت اجتماعی، مشارکت سیاسی و همزیستی بین ادیانی ارزیابی کرد. اهمیت ماندگار او در تاریخ لبنان نیز تا حد زیادی در همین تلاش برای تبدیل جامعه شیعی از یک جامعه حاشیه ای به یک بازیگر موثر، بدون گسست از ایده همزیستی ملی، نهفته است.

منابع انگلیسی

  1. Abisaab, R. J. (2015). Sayyid Musa al-Sadr, the Lebanese state, and the Left. Journal of Shi'a Islamic Studies, 8(2), 131–157. https://doi.org/10.1353/isl.2015.0003
  2. Abisaab, R. J., & Abisaab, M. (2017). The Shi'ites of Lebanon: Modernism, communism, and Hizbullah's Islamists. Syracuse University Press.
  3. Norton, A. R. (1985). Changing actors and leadership among the Shiites of Lebanon. The ANNALS of the American Academy of Political and Social Science, 482(1), 109–121. https://doi.org/10.1177/0002716285482001007
  4. El-Khazen, F. (1991). The communal pact of national identities: The making and politics of the 1943 National Pact. Papers on Lebanon. Centre for Lebanese Studies.
  5. Khalaf, S. (1987). Lebanon's predicament. Columbia University Press.
  6. Halawi, M. (1988). A Lebanon defied: Musa al-Sadr and the Shi'a community. Westview Press.
  7. Ajami, F. (1986). The vanished Imam: Musa al Sadr and the Shia of Lebanon. Cornell University Press.
  8. Norton, A. R. (1994). Amal and the Shi'a: Struggle for the soul of Lebanon. University of Texas Press.
  9. Norton, A. R. (2007). Hezbollah: A short history. Princeton University Press.
  10. Shaery-Eisenlohr, R. (2008). Shi'ite Lebanon: Transnational religion and the making of national identities. Columbia University Press.
  11. Hamzeh, A. N. (2004). In the path of Hizbullah. Syracuse University Press.
  12. Palmer-Harik, J. (2004). Hezbollah: The changing face of terrorism. I.B. Tauris.
  13. Harik, J. P. (1996). The public and social services of the Lebanese resistance: A case study of Hezbollah. Center for Strategic and International Studies.
  14. Traboulsi, F. (2007). A history of modern Lebanon. Pluto Press.
  15. Salibi, K. S. (1988). A house of many mansions: The history of Lebanon reconsidered. University of California Press.
  16. Makdisi, U. (2000). The culture of sectarianism: Community, history, and violence in nineteenth-century Ottoman Lebanon. University of California Press.
  17. Makdisi, U. (2019). Age of coexistence: The ecumenical frame and the making of the modern Arab world. University of California Press.
  18. Haddad, Y. Y., & Fischbach, M. R. (Eds.). (2015). Christian-Muslim relations in the modern Middle East. Oxford University Press.
  19. Abisaab, M. (2010). Militant women of a fragile nation. Syracuse University Press.
  20. Sahliyeh, E. F. (Ed.). (1990). Religious resurgence and politics in the contemporary world. State University of New York Press.

منابع عربی

  1. فحص، هانی :(1996)الشیعه والدوله فی لبنان، ملامح فی الرویه والذاکره، بیروت، دارالاندلس.
  2. بقردونی، کریم(1984): السلام المفقود، عهد الیاس سرکیس، 1976–1982، بیروت، دار عبر الشرق.
  3. البدوی، محمد. آثار و مطالعات مربوط به امام موسی صدر و تحولات سیاسی اجتماعی شیعیان لبنان.
  4. شمس الدین، محمدمهدی. آثار و گفتارهای مربوط به جامعه شیعه لبنان، وحدت اسلامی و ساختار سیاسی لبنان.
  5. صدر، موسی. مجموعه سخنرانی ها، نامه ها و مقالات امام موسی صدر درباره لبنان، محرومان، وحدت اسلامی و همزیستی اسلامی مسیحی.