Mehr Avaran Aramis
13 یادداشت منتشر شدهاختلال ارگاسم زنانه
اختلال ارگاسم زنانه
مقدمه
اختلال ارگاسم زنانه یکی از اختلالات عملکرد جنسی است که در DSM-5-TR با عنوان اختلال ارگاسم زنانه شناخته می شود. ویژگی اصلی آن دشواری قابل توجه در رسیدن به ارگاسم، کاهش محسوس شدت احساس ارگاسم یا تاخیر قابل توجه یا فقدان ارگاسم است.
نکته مهم این است که صرفا دیر رسیدن به ارگاسم یا نداشتن ارگاسم در یک رابطه جنسی به معنی اختلال نیست. برای تشخیص باید مشکل پایدار یا تکرارشونده باشد، معمولا حداقل حدود ۶ ماه ادامه داشته باشد، در بیشتر یا تقریبا همه موقعیت های جنسی رخ دهد و باعث ناراحتی یا رنج شخصی قابل توجه شود.
همچنین تفاوت های فردی در پاسخ جنسی بسیار زیاد است و میزان تحریک مورد نیاز برای رسیدن به ارگاسم از فردی به فرد دیگر متفاوت است. بنابراین نباید معیارهای عملکرد جنسی را بر اساس تجربه یک فرد دیگر یا تصورات فرهنگی تعیین کرد.
ملاک ها و علائم تشخیصی
بر اساس DSM-5-TR، اختلال زمانی مطرح می شود که فرد به طور مداوم یا مکرر یکی از مشکلات زیر را تجربه کند:
· تاخیر قابل توجه در رسیدن به ارگاسم
· کاهش محسوس در دفعات رسیدن به ارگاسم
· کاهش قابل توجه شدت احساس ارگاسم
· فقدان ارگاسم
این مشکل باید باعث ناراحتی بالینی قابل توجه شود.
برای تشخیص، متخصص باید بررسی کند که مشکل از چه زمانی شروع شده، آیا از ابتدا وجود داشته یا بعدا ایجاد شده، در همه موقعیت ها وجود دارد یا فقط در شرایط خاص، و آیا عوامل جسمانی، دارویی، روان شناختی یا رابطه ای در آن نقش دارند.
DSM-5-TR همچنین امکان مشخص کردن الگوی مادام العمر یا اکتسابی و تعمیم یافته یا موقعیتی را در نظر می گیرد.
برای مثال، زنی که هیچ گاه در طول زندگی خود به ارگاسم نرسیده است با زنی که قبلا پاسخ جنسی طبیعی داشته اما پس از شروع یک داروی خاص دچار مشکل شده، از نظر علت و درمان یکسان نیست.
تفاوت با نداشتن ارگاسم در شرایط خاص
یکی از مهم ترین نکات تشخیصی این است که ارگاسم در زنان یک پاسخ کاملا یکنواخت و قابل پیش بینی نیست.
نوع تحریک، مدت تحریک، احساس امنیت، میزان برانگیختگی، رابطه با شریک جنسی، درد، اضطراب و شرایط محیطی می توانند بر رسیدن به ارگاسم اثر بگذارند.
بنابراین اگر فرد در یک شرایط خاص به ارگاسم نمی رسد اما در شرایط دیگری پاسخ جنسی طبیعی دارد و از این موضوع ناراحت نیست، الزاما اختلال ارگاسم زنانه ندارد.
درمانگر همچنین باید مشخص کند که مشکل واقعا مربوط به ارگاسم است یا اینکه کاهش میل جنسی، مشکل در برانگیختگی یا درد هنگام رابطه عامل اصلی است.

شیوع
شیوع دقیق به تعریف و روش مطالعه وابسته است. مشکلات مربوط به ارگاسم در زنان نسبتا شایع اند، اما همه آنها معیارهای اختلال روان شناختی DSM-5-TR را ندارند.
از نظر جنسیتی، این اختلال طبیعتا در زنان تعریف و مطالعه می شود و مقایسه شیوع آن با مردان به شکل اختلال مشابه در DSM معنا ندارد.
شیوع در ایران
برای اختلال ارگاسم زنانه با تشخیص دقیق بر اساس DSM-5-TR، داده ملی معتبر و جدیدی که بتوان از آن یک درصد قطعی برای کل زنان ایران استخراج کرد، محدود است.
مطالعات ایرانی درباره اختلالات عملکرد جنسی زنان وجود دارند، اما بسیاری از آنها از پرسشنامه های غربالگری مانند شاخص عملکرد جنسی زنان استفاده کرده اند و این ابزارها دقیقا معادل تشخیصDSM-5-TR نیستند.
بنابراین نباید درصد اختلال عملکرد جنسی زنان را مستقیما به عنوان درصد ابتلا به اختلال ارگاسم زنانه گزارش کرد.
عوامل زیستی و پزشکی
اختلال ارگاسم زنانه می تواند عوامل جسمانی متعددی داشته باشد و به همین دلیل ارزیابی پزشکی اهمیت زیادی دارد.
برخی عوامل موثر عبارت اند از:
· تغییرات هورمونی
· یائسگی
· کاهش استروژن
· برخی بیماری های عصبی
· دیابت
· بیماری های قلبی و عروقی
· مشکلات تیروئید
· درد مزمن
· مشکلات لگنی
· بیماری های مرتبط با دستگاه تناسلی
· خستگی شدید
· مصرف برخی داروها
یکی از مهم ترین عوامل دارویی، داروهای ضدافسردگی به ویژه SSRIهاهستند. این داروها می توانند در برخی زنان باعث کاهش میل جنسی، کاهش برانگیختگی یا دشواری در رسیدن به ارگاسم شوند.
بنابراین اگر مشکل پس از شروع یک دارو ایجاد شده باشد، بررسی ارتباط زمانی آن اهمیت زیادی دارد.
عوامل هورمونی
هورمون های جنسی در عملکرد جنسی زنان نقش دارند.
استروژن بر سلامت بافت های تناسلی، روان سازی واژن و برخی جنبه های پاسخ جنسی تاثیر دارد. کاهش استروژن، به خصوص در دوران یائسگی، می تواند خشکی واژن و درد هنگام رابطه ایجاد کند و این مشکلات به شکل غیرمستقیم رسیدن به ارگاسم را دشوارتر کنند.
هورمون های آندروژنی نیز در میل و پاسخ جنسی نقش دارند، اما رابطه میان سطح هورمون و توانایی رسیدن به ارگاسم ساده و خطی نیست.
به همین دلیل نمی توان گفت هر زنی که اختلال ارگاسم دارد، دچار «کمبود هورمون» است.
نوروساینس
ارگاسم حاصل فعالیت یک نقطه مشخص در مغز نیست، بلکه نتیجه تعامل چندین شبکه عصبی است.
در طول پاسخ جنسی، شبکه های مرتبط با پاداش، انگیزش، پردازش احساسات، ادراک حسی و کنترل شناختی فعال می شوند.
ساختارهایی مانند سیستم لیمبیک، هیپوتالاموس، قشر پیش پیشانی و شبکه های مرتبط با پاداش در تنظیم پاسخ جنسی نقش دارند.
همچنین انتقال دهنده های عصبی مختلف مانند دوپامین، سروتونین، نورآدرنالین و اکسی توسین در فرآیندهای مرتبط با انگیزش جنسی و پاسخ جنسی دخالت دارند.
به خصوص سروتونین اهمیت بالینی دارد، زیرا افزایش فعالیت سروتونرژیک ناشی از برخی داروهای ضدافسردگی می تواند رسیدن به ارگاسم را دشوار کند.
با این حال، اختلال ارگاسم را نباید به «کمبود یک ماده شیمیایی در مغز» تقلیل داد. عملکرد جنسی حاصل تعامل پیچیده مغز، بدن، روان و رابطه است.
عوامل روان شناختی
عوامل روان شناختی در بسیاری از موارد اهمیت زیادی دارند.
مواردی مانند:
· اضطراب
· افسردگی
· استرس مزمن
· ترس از بارداری
· نگرانی درباره عملکرد جنسی
· تصویر بدنی منفی
· احساس شرم نسبت به بدن
· تجربیات جنسی منفی
· تروما
· ترس از صمیمیت
· حواس پرتی هنگام رابطه
می توانند پاسخ جنسی را مختل کنند.
یکی از مکانیسم های مهم، اضطراب عملکرد جنسی است.
فرد به جای اینکه روی احساسات بدنی و لذت تمرکز کند، دائما با خود فکر می کند:
«آیا این بار به ارگاسم می رسم؟»
«چرا هنوز اتفاقی نیفتاده؟»
«نکند شریکم فکر کند مشکلی دارم؟»
همین خودنظارتی می تواند توجه را از تجربه لذت منحرف کند و رسیدن به ارگاسم را دشوارتر سازد.
عوامل محیطی و رابطه ای
کیفیت رابطه عاطفی می تواند نقش بسیار مهمی داشته باشد.
تعارض زناشویی، نبود صمیمیت، احساس ناامنی، فقدان ارتباط موثر درباره نیازهای جنسی، فشار برای برقراری رابطه، تجربه قضاوت شدن یا نادیده گرفتن نیازهای فرد می توانند عملکرد جنسی را تحت تاثیر قرار دهند.
در مقابل، احساس امنیت، اعتماد، صمیمیت و ارتباط مناسب درباره ترجیحات جنسی می تواند شرایط مساعدتری برای پاسخ جنسی ایجاد کند.
البته نباید همه موارد اختلال ارگاسم را به کیفیت رابطه نسبت داد؛ عوامل جسمانی و دارویی نیز باید به دقت بررسی شوند.
عوامل فرهنگی و تربیتی
آموزش های سخت گیرانه درباره مسائل جنسی، احساس گناه و شرم درباره بدن، باورهای نادرست درباره رابطه جنسی و نبود آموزش علمی می توانند بر نگرش فرد نسبت به لذت جنسی اثر بگذارند.
برای مثال، اگر فرد از دوران کودکی یاد گرفته باشد که هر نوع تجربه جنسی نشانه «بد بودن» است، ممکن است هنگام رابطه جنسی با احساس گناه و اضطراب مواجه شود.
این مسئله می تواند تمرکز بر احساسات بدنی و لذت را کاهش دهد.
اما این عوامل را نباید به عنوان علت قطعی در همه زنان در نظر گرفت.
طرحواره ها
از دیدگاه طرحواره درمانی، برخی طرحواره ها ممکن است در بعضی زنان با مشکلات جنسی همراه باشند.
از جمله:
شرم و نقص:
فرد ممکن است بدن یا میل جنسی خود را معیوب بداند.
بازداری هیجانی:
فرد ممکن است در ابراز نیازها و احساسات خود مشکل داشته باشد.
محرومیت هیجانی:
ممکن است فرد احساس کند نیازهای عاطفی و جنسی او برای شریکش اهمیت ندارد.
بی اعتمادی و بدرفتاری:
به خصوص در افرادی که سابقه تجربه های آسیب زا دارند.
البته طرحواره ها جزء ملاک هایDSM-5-TR نیستند و نباید آنها را علت قطعی اختلال ارگاسم دانست.
درمان
درمان باید بر اساس علت اصلی انتخاب شود و یک نسخه واحد برای همه زنان وجود ندارد.
درمان شناختی رفتاری
CBT می تواند برای کاهش اضطراب عملکردی، افکار منفی درباره بدن و باورهای ناکارآمد جنسی مفید باشد.
هدف درمان این است که فرد بتواند افکار و اضطراب های مزاحم را شناسایی کند و توجه بیشتری به تجربه های بدنی و هیجانی خود داشته باشد.
سکس تراپی
سکس تراپی مبتنی بر شواهد یکی از رویکردهای مهم برای مشکلات ارگاسم است.
درمان ممکن است شامل آموزش جنسی، افزایش آگاهی از پاسخ بدن، کاهش اضطراب، تمرین های تمرکز بر احساسات بدنی و در صورت مناسب بودن، مشارکت شریک عاطفی باشد.
یکی از رویکردهای شناخته شده، تمرکز حسی است که برای کاهش فشار عملکردی و افزایش تمرکز بر تجربه حسی استفاده می شود.
درمان زوجی
اگر تعارض رابطه ای، ارتباط ضعیف یا فشار از طرف شریک جنسی در مشکل نقش داشته باشد، درمان زوجی می تواند بسیار مهم باشد.
هدف این نیست که شریک جنسی «مقصر» شناخته شود؛ بلکه باید الگوی ارتباطی و شرایطی که پاسخ جنسی را مختل می کند بررسی شود.
داروهای مناسب
برای اختلال ارگاسم زنانه یک داروی واحد که برای همه زنان مناسب باشد وجود ندارد.
اگر مشکل ناشی از یک دارو، به خصوص SSRI، باشد، پزشک ممکن است پس از بررسی شرایط فرد، تغییر مقدار دارو، تعویض دارو یا اصلاح برنامه درمانی را بررسی کند.
در برخی زنان یائسه که مشکل اصلی خشکی یا درد ناشی از کاهش استروژن باشد، درمان های هورمونی موضعی ممکن است برای مشکل زمینه ای مورد توجه قرار گیرند؛ اما این درمان ها مستقیما «داروی ارگاسم» محسوب نمی شوند.
داروهایی مانند فلیبانسرین و برملانوتاید عمدتا برای اختلال میل جنسی کم فعال در زنان مطرح شده اند و نباید آنها را به طور خودکار درمان استاندارد اختلال ارگاسم دانست.
بنابراین مصرف خودسرانه دارو یا هورمون برای افزایش ارگاسم توصیه نمی شود.
تاثیر بر زندگی عاطفی و ازدواج
اختلال ارگاسم ممکن است تاثیر قابل توجهی بر رابطه عاطفی داشته باشد.
فرد ممکن است احساس کند «طبیعی نیست»، «مشکلی در بدنش وجود دارد» یا «نمی تواند شریک خوبی باشد».
از طرف دیگر، شریک جنسی ممکن است اشتباها تصور کند که مشکل به دلیل جذاب نبودن یا ناکافی بودن عملکرد اوست.
اگر درباره مشکل گفت وگوی سالم وجود نداشته باشد، چرخه ای از فشار، اضطراب، ناکامی و فاصله عاطفی ایجاد می شود.
در برخی زوج ها، نگرانی درباره ارگاسم باعث می شود کل رابطه جنسی به یک «امتحان» تبدیل شود؛ یعنی هدف اصلی فقط رسیدن به ارگاسم باشد و لذت، صمیمیت و ارتباط عاطفی نادیده گرفته شود.
درمان می تواند به زوج کمک کند رابطه جنسی را از حالت عملکردمحور خارج کرده و به تجربه ای همراه با صمیمیت و لذت تبدیل کنند.
تاثیر بر زندگی شغلی و تحصیلی
این اختلال معمولا به اندازه برخی اختلالات اضطرابی مستقیما عملکرد تحصیلی یا شغلی را مختل نمی کند، اما در صورت ایجاد استرس، کاهش عزت نفس، افسردگی یا تعارض رابطه ای می تواند به طور غیرمستقیم بر تمرکز و عملکرد فرد اثر بگذارد.
اگر فرد دائما درباره مشکل جنسی خود نگران باشد، این نگرانی می تواند بخشی از انرژی ذهنی او را مصرف کند.
چه زمانی ارزیابی پزشکی ضروری است؟
اگر مشکل ارگاسم ناگهانی ایجاد شده باشد، به دنبال شروع یک دارو اتفاق افتاده باشد، همراه با درد، خشکی شدید، تغییرات قاعدگی، علائم عصبی یا سایر مشکلات جسمانی باشد، ارزیابی پزشکی اهمیت زیادی دارد.
همچنین اگر فرد از نظر روانی تحت فشار شدید قرار گرفته یا سابقه تروما دارد، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان که در حوزه مسائل جنسی آموزش دیده باشد می تواند مفید باشد.
جمع بندی
اختلال ارگاسم زنانه یک مشکل چندعاملی است و نمی توان آن را صرفا به مسائل روانی، هورمونی یا رابطه ای نسبت داد.
عوامل جسمانی، دارویی، هورمونی، عصبی، روان شناختی، فرهنگی و رابطه ای می توانند در ایجاد یا تداوم آن نقش داشته باشند.
برای تشخیص، صرفا نرسیدن به ارگاسم کافی نیست؛ مشکل باید پایدار یا تکرارشونده باشد و باعث ناراحتی قابل توجه فرد شود.
از نظر درمان، مهم ترین اقدام پیدا کردن علت اصلی است. CBT، سکس تراپی، درمان زوجی و اصلاح عوامل دارویی یا پزشکی، بسته به علت، می توانند نقش مهمی داشته باشند.
یک نکته بسیار مهم نیز این است که ارگاسم معیار ارزشمندی فرد یا کیفیت یک رابطه نیست. هدف درمان فقط «وادار کردن بدن به ارگاسم» نیست؛ بلکه ایجاد شرایط جسمانی، روانی و رابطه ای سالمی است که در آن فرد بتواند بدون فشار و اضطراب، پاسخ جنسی خود را تجربه کند.
منابع علمی کلیدی
· American Psychiatric Association — DSM-5-TR: Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders
· American Psychiatric Association — منابع تشخیصی و ارزیابی اختلالات عملکرد جنسی
· International Society for the Study of Women's Sexual Health — منابع علمی سلامت جنسی زنان
· American College of Obstetricians and Gynecologists — منابع مربوط به مشکلات جنسی زنان
· World Health Organization — منابع سلامت جنسی
· International Classification of Diseases, 11th Revision — اختلالات عملکرد جنسی