حقوق ورزش دانشگاهی در جهان معاصر

28 شهریور 1405 - خواندن 15 دقیقه - 37 بازدید

دانشگاه فقط جای علم نیست؛ جایی است که قهرمانان فردا ساخته می شوند


( به مناسبت روز جهانی ورزش دانشگاهی ۲۰ سپتامبر / ۲۹ شهریور )


نویسنده : سید کیهان اسدی

پژوهشگر حقوق بین الملل و مدرس دانشگاه

S.kayhanasadi@gmail.com



در نگاه نخست، ورزش دانشگاهی شاید تنها به زمین فوتبال، سالن والیبال، استخر، مسابقات دانشجویی و رقابت میان دانشگاه ها خلاصه شود؛ اما اگر از منظر حقوق بین الملل و حقوق عمومی به آن نگاه کنیم، ورزش دانشگاهی مفهومی بسیار فراتر از یک فعالیت تفریحی یا حتی قهرمانی است.

ورزش در دانشگاه، بخشی از حق انسان برای برخورداری از سلامت جسمی و روانی، آموزش، مشارکت اجتماعی، برابری و زندگی شایسته است.

دانشگاهی که فقط ذهن دانشجو را پرورش دهد اما جسم، سلامت روان، روابط اجتماعی و مهارت های زندگی او را نادیده بگیرد، در حقیقت نیمی از رسالت تربیتی خود را فراموش کرده است.

به همین دلیل، بیستم سپتامبر، روز جهانی ورزش دانشگاهی، فرصتی است برای بازخوانی یک پرسش اساسی:

آیا ورزش در دانشگاه یک برنامه جانبی است یا بخشی از حق دانشجو و مسئولیت نظام آموزش عالی؟

پاسخ اسناد بین المللی به این پرسش، به تدریج روشن شده است: ورزش و فعالیت بدنی باید در خدمت توسعه انسان، سلامت، برابری، مشارکت اجتماعی، صلح و کرامت انسانی قرار گیرد.

روز جهانی ورزش دانشگاهی؛ یک مناسبت جوان اما یک آرمان قدیمی

روز جهانی ورزش دانشگاهی از سال ۲۰۱۶ و با اعلام یونسکو در ۲۰ سپتامبر برگزار می شود. فدراسیون بین المللی ورزش دانشگاهی یا FISU از مهم ترین نهادهای پشتیبان این مناسبت است و هدف آن پیوند دادن دانشگاه ها با جوامع محلی از طریق ورزش، فعالیت بدنی و سبک زندگی سالم است.

انتخاب ۲۰ سپتامبر نیز بی ارتباط با تاریخ ورزش دانشگاهی نیست؛ این تاریخ با آغاز نخستین مسابقات جهانی دانشجویی در سال ۱۹۲۴ پیوند خورده است.

سال ۲۰۲۶ نیز برای این مناسبت اهمیت ویژه ای دارد؛ زیرا دهمین سال روز جهانی ورزش دانشگاهی است و FISU برای این سال برنامه «۱۰ سال ۱۰ کیلومتر» را به عنوان فعالیتی جهانی برای مشارکت جوامع دانشگاهی در نظر گرفته است.

اما اهمیت این روز در برگزاری یک مسابقه یا یک برنامه نمادین نیست.

پیام اصلی آن این است که:

دانشگاه باید محل زندگی سالم، مشارکت اجتماعی و رشد همه جانبه انسان باشد.

ورزش؛ از سرگرمی تا حق انسانی

یکی از مهم ترین تحولات حقوق ورزش در دهه های اخیر، عبور از نگاه سنتی به ورزش به عنوان «تفریح» و حرکت به سمت نگاه حقوق بنیان بوده است.

یونسکو در «منشور بین المللی تربیت بدنی، فعالیت بدنی و ورزش» که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد، تصریح می کند که برخورداری از تربیت بدنی، فعالیت بدنی و ورزش، یک حق بنیادین برای همه انسان ها و بدون تبعیض است.

این منشور همچنین بر ضرورت ایجاد فرصت های ایمن، فراگیر و متناسب برای گروه های مختلف، از جمله زنان و دختران، سالمندان و اشخاص دارای معلولیت تاکید می کند و مسئولیت حمایت از این حق را متوجه نهادهای دولتی، ورزشی و آموزشی می داند.

این تحول بسیار مهم است.

زیرا وقتی ورزش را «حق» بدانیم، دولت دیگر نمی تواند آن را صرفا یک امر تجملی و وابسته به بودجه های مازاد تلقی کند.

در چنین رویکردی، سیاست گذاری ورزشی باید به پرسش هایی مانند این پاسخ دهد:

آیا دانشجوی کم برخوردار امکان استفاده از امکانات ورزشی دارد؟

آیا دانشجوی دارای معلولیت امکان استفاده برابر از سالن و تجهیزات را دارد؟

آیا دختران و پسران از فرصت های عادلانه برای فعالیت ورزشی برخوردارند؟

آیا دانشگاه محیطی امن و عاری از خشونت، تبعیض و آزار برای ورزشکاران فراهم کرده است؟

و آیا ورزش دانشجویی فقط برای قهرمانان حرفه ای طراحی شده یا دانشجویی که صرفا می خواهد سالم زندگی کند نیز در مرکز توجه قرار دارد؟

این ها دیگر فقط پرسش های مدیریتی نیستند؛ پرسش های حقوقی و حقوق بشری اند.

دانشگاه؛ کارخانه تولید مدرک نیست

دانشگاه مدرن صرفا نهادی برای انتقال اطلاعات علمی نیست.

دانشگاه باید انسان تربیت کند.

دانشجویی که در دانشگاه مهندس، پزشک، حقوقدان، اقتصاددان، معلم یا پژوهشگر می شود، در آینده بخشی از ساختار اجتماعی و مدیریتی کشور خواهد بود.

بنابراین سلامت جسم و روان او، مهارت همکاری، توانایی کار گروهی، تحمل شکست، احترام به قواعد، مسئولیت پذیری و اخلاق رقابت، همگی بخشی از فرایند تربیت او هستند.

ورزش دقیقا در همین نقطه وارد می شود.

زمین ورزش، یکی از معدود مکان هایی است که انسان در آن به صورت عملی یاد می گیرد که قانون وجود دارد، داور وجود دارد، رقیب وجود دارد، شکست وجود دارد و در عین حال، احترام باید باقی بماند.

این تجربه برای زندگی اجتماعی بسیار ارزشمند است.

ورزش به دانشجو یاد می دهد که پیروزی بدون رعایت قواعد، پیروزی واقعی نیست.

به او می آموزد که رقیب الزاما دشمن نیست.

و شاید مهم تر از همه، به او نشان می دهد که انسان گاهی شکست می خورد، اما شکست پایان مسیر نیست.

مسئولیت دولت ها در قبال ورزش دانشگاهی

وقتی ورزش در چارچوب حق بر سلامت، آموزش و مشارکت اجتماعی قرار می گیرد، دولت ها نیز مسئولیت های مشخصی پیدا می کنند.

منشور یونسکو صراحتا از مقامات عمومی می خواهد برای توسعه ورزش و فعالیت بدنی، قوانین و مقررات مناسب وضع کنند، برنامه های ملی روشن داشته باشند و حمایت های مادی، مالی و فنی لازم را فراهم آورند.

این سند همچنین بر ضرورت سرمایه گذاری مستمر در تربیت بدنی و حمایت از برنامه های با کیفیت تاکید می کند.

در حوزه ورزش دانشگاهی، این مسئولیت می تواند شامل چند سطح باشد.

نخست، تامین زیرساخت.

دانشگاه بدون سالن ورزشی، زمین مناسب، تجهیزات استاندارد، امکانات پزشکی و دسترسی ایمن نمی تواند انتظار داشته باشد که ورزش دانشگاهی توسعه پیدا کند.

دوم، تضمین برابری در دسترسی.

امکانات ورزشی نباید فقط در اختیار دانشگاه های برخوردار یا دانشجویان قهرمان قرار گیرد.

سوم، حمایت از سلامت ورزشکاران.

دانشجوی ورزشکار نباید میان تحصیل و سلامت خود یکی را انتخاب کند.

و چهارم، حمایت از ورزشکاران نخبه دانشگاهی که هم زمان درگیر تحصیل و رقابت حرفه ای هستند.

این موضوع در بسیاری از نظام های دانشگاهی جهان با مفهوم «دوگانه مسیر» یا Dual Career شناخته می شود؛ یعنی ایجاد شرایطی که ورزشکار بتواند هم زمان مسیر علمی و ورزشی خود را ادامه دهد.

وزارتخانه ها و نهادهای عمومی؛ یک مسئولیت مشترک

ورزش دانشگاهی موضوع یک دستگاه واحد نیست.

وزارتخانه های مرتبط با آموزش عالی، ورزش، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و حتی نهادهای مربوط به جوانان و مدیریت شهری، هرکدام می توانند بخشی از این زنجیره را بر عهده داشته باشند.

اگر دانشگاه سالن داشته باشد اما پزشک ورزشی نداشته باشد، سیاست ناقص است.

اگر ورزشکار امکانات داشته باشد اما تغذیه مناسب نداشته باشد، سیاست ناقص است.

اگر دانشجوی دارای معلولیت ثبت نام کند اما نتواند وارد سالن ورزشی شود، سیاست ناقص است.

و اگر دانشجو برای قهرمانی تحت فشار قرار گیرد و سلامت جسمی و روانی او نادیده گرفته شود، حتی «قهرمانی» نیز نمی تواند موفقیت واقعی محسوب شود.

بنابراین سیاست ورزش دانشگاهی باید بین آموزش، سلامت و ورزش پیوند ایجاد کند.

یونسکو؛ ورزش در خدمت توسعه انسان

یونسکو در منشور بین المللی خود تاکید کرده است که تربیت بدنی و ورزش می تواند به سلامت، رفاه روانی، اعتمادبه نفس، مهارت های شناختی، همکاری، ارتباطات، رهبری و کار گروهی کمک کند.

همچنین ورزش می تواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و انسان هایی از زمینه های فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی متفاوت را در کنار یکدیگر قرار دهد.

از این منظر، ورزش دانشگاهی یک ابزار مهم برای انسجام اجتماعی است.

دانشگاهی را تصور کنیم که در آن دانشجویان با قومیت ها، زبان ها، فرهنگ ها و دیدگاه های مختلف، در یک تیم ورزشی کنار یکدیگر قرار می گیرند.

در آنجا یک هدف مشترک شکل می گیرد.

ممکن است بازیکنان درباره سیاست، فرهنگ یا سبک زندگی اختلاف داشته باشند؛ اما در زمین ورزش، قواعد مشترک آنها را کنار هم قرار می دهد.

این همان چیزی است که ورزش را به یک ابزار مهم برای گفت وگو و صلح اجتماعی تبدیل می کند.

ورزش دانشگاهی و مبارزه با تبعیض

یکی از مهم ترین اصول حقوق بین الملل ورزش، اصل عدم تبعیض است.

منشور یونسکو برخورداری از ورزش را بدون تبعیض مورد شناسایی قرار می دهد و به طور ویژه بر گروه هایی که ممکن است با موانع ساختاری روبه رو باشند تاکید دارد.

بنابراین دانشگاه باید به سمت ورزش فراگیر حرکت کند.

ورزش دانشجوی دارای معلولیت نباید یک استثنا باشد.

ورزش زنان نباید یک برنامه حاشیه ای تلقی شود.

دانشجوی کم برخوردار نباید به دلیل وضعیت اقتصادی از امکانات ورزشی محروم شود.

و دانشجوی خارجی یا متعلق به یک گروه فرهنگی متفاوت نیز باید بتواند در محیط ورزشی دانشگاه احساس تعلق کند.

ورزش وقتی دانشگاهی است که برای همه دانشگاهیان باشد.

پاکی ورزش؛ مبارزه با دوپینگ، فساد و تبانی

ورزش دانشگاهی نیز مانند ورزش حرفه ای با تهدیدهایی مواجه است که باید با نگاه حقوقی با آنها مقابله کرد.

دوپینگ، تبانی، دستکاری نتایج، خشونت، آزار، سوءاستفاده از ورزشکاران، فساد مالی و حتی بهره کشی از دانشجویان ورزشکار می توانند سلامت ورزش دانشگاهی را تهدید کنند.

یونسکو در منشور خود صراحتا بر ضرورت حفاظت از تمامیت ورزش در برابر دوپینگ، خشونت، دستکاری، فساد، تبعیض، قلدری و سوءاستفاده تاکید کرده است.

اینجا مسئولیت دانشگاه ها بسیار جدی است.

دانشگاه نباید فقط قهرمان تولید کند؛ باید قهرمان سالم و اخلاق مدار تربیت کند.

اگر یک دانشجو برای رسیدن به مدال مجبور شود سلامت خود را نابود کند، سیستم آموزشی در انجام وظیفه خود شکست خورده است.

ورزش دانشگاهی و حقوق اشخاص دارای معلولیت

یکی از مهم ترین آزمون های عدالت در ورزش دانشگاهی، نحوه برخورد با دانشجویان دارای معلولیت است.

برابری واقعی به این معنا نیست که برای همه دقیقا یک امکان یکسان فراهم کنیم؛ بلکه گاهی برای تحقق برابری باید امکانات متناسب و قابل دسترس فراهم شود.

ورزشگاه، سالن، سرویس های بهداشتی، تجهیزات، مسیرهای ورود و حتی برنامه های آموزشی باید برای دانشجویان دارای معلولیت قابل استفاده باشد.

این موضوع با رویکرد حقوق بشری معاصر به دسترسی و مشارکت اجتماعی سازگار است و در منشور یونسکو نیز به صراحت مورد تاکید قرار گرفته است.

ورزش دانشگاهی؛ پلی میان دانشگاه و جامعه

یکی از زیباترین فلسفه های روز جهانی ورزش دانشگاهی، پیوند دانشگاه با جامعه است.

دانشگاه نباید جزیره ای جدا از شهر باشد.

وقتی یک دانشگاه، زمین ورزشی خود را در اختیار جامعه قرار می دهد، مسابقه ای با حضور مردم برگزار می کند، دانشجویان را برای فعالیت های داوطلبانه ورزشی به مدارس و محلات می فرستد یا برنامه های سلامت عمومی برگزار می کند، در حقیقت بخشی از مسئولیت اجتماعی خود را انجام می دهد.

FISU نیز از ابتدای شکل گیری روز جهانی ورزش دانشگاهی، بر همین پیوند میان دانشگاه و جامعه محلی تاکید کرده است.

بنابراین ورزش دانشگاهی می تواند دانشگاه را از یک فضای صرفا آموزشی به یک مرکز فعال اجتماعی تبدیل کند.

ورزش، سلامت و سرمایه انسانی

هیچ کشوری نمی تواند توسعه پایدار داشته باشد اگر سلامت نسل جوان خود را نادیده بگیرد.

دانشجو، سرمایه انسانی کشور است.

هزینه ای که امروز برای سلامت، ورزش و پیشگیری پرداخت می شود، در بسیاری از موارد می تواند هزینه های اجتماعی و درمانی آینده را کاهش دهد.

از سوی دیگر، ورزش منظم می تواند بر سلامت روان، کاهش استرس و افزایش احساس تعلق اجتماعی نیز اثرگذار باشد. یونسکو در منشور خود به آثار ورزش بر سلامت روان، اعتمادبه نفس، کاهش استرس و تقویت مهارت های اجتماعی اشاره کرده است.

بنابراین ورزش دانشگاهی نباید در انتهای فهرست بودجه های دانشگاه قرار گیرد.

سرمایه گذاری در ورزش دانشگاهی، سرمایه گذاری در سرمایه انسانی کشور است.

اسناد بین المللی و جایگاه حقوقی ورزش

هرچند ورزش دانشگاهی در حقوق بین الملل یک «معاهده واحد و جامع» مانند برخی حوزه های دیگر ندارد، اما مجموعه ای از اسناد بین المللی، حقوقی و سیاستی، مبانی آن را شکل می دهند.

در راس این اسناد، منشور بین المللی تربیت بدنی، فعالیت بدنی و ورزش یونسکو قرار دارد که در سال ۲۰۱۵ تصویب شد.

در کنار آن، باید به اصول عدم تبعیض و حقوق بنیادین مندرج در اسناد عمومی حقوق بشر، اسناد مربوط به حقوق کودک، حقوق اشخاص دارای معلولیت و نیز قواعد بین المللی مبارزه با دوپینگ و سلامت ورزشکاران توجه کرد.

اهمیت منشور یونسکو در این است که ورزش را در ارتباط با حقوق بشر، توسعه، صلح، سلامت، برابری و کرامت انسان قرار می دهد.

بنابراین حقوق ورزش دانشگاهی، یک حوزه میان رشته ای است؛ جایی که حقوق بشر، حقوق آموزش، حقوق سلامت، حقوق اداری و حقوق ورزش به یکدیگر می رسند.

ورزش دانشگاهی و ایران

در ایران نیز ورزش دانشگاهی باید فراتر از برگزاری چند مسابقه سالانه دیده شود.

دانشگاه های کشور از ظرفیت عظیمی برای پیوند علم و ورزش برخوردارند. دانشجویان می توانند نه فقط به عنوان ورزشکار، بلکه به عنوان پژوهشگر، مربی، داور، مدیر ورزشی، پزشک، متخصص تغذیه، روان شناس و حقوقدان در توسعه ورزش کشور نقش داشته باشند.

ایران با جمعیت جوان دانشگاهی و ظرفیت علمی گسترده خود می تواند ورزش دانشگاهی را به آزمایشگاهی برای پژوهش های علمی، سلامت دانشجویان، توسعه ورزش زنان، ورزش افراد دارای معلولیت، اخلاق ورزشی، مبارزه با دوپینگ و مدیریت حرفه ای ورزش تبدیل کند.

در این مسیر، همکاری میان وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت بهداشت، وزارت ورزش و جوانان، دانشگاه ها، فدراسیون ملی ورزش های دانشگاهی و نهادهای علمی می تواند اهمیت اساسی داشته باشد.

هدف نهایی نباید فقط افزایش تعداد مدال ها باشد.

هدف باید این باشد که دانشگاه ایرانی، دانشجوی سالم تر، بانشاط تر، مسئول تر و آماده تر برای زندگی اجتماعی تربیت کند.

دانشگاهی که ورزش را جدی می گیرد، آینده را جدی گرفته است

شاید بزرگ ترین خطا این باشد که ورزش دانشگاهی را یک فعالیت فوق برنامه بدانیم.

اگر دانشگاه قرار است انسان تربیت کند، ورزش بخشی از این فرایند است.

ورزش به دانشجو نظم می دهد.

کار گروهی را به او می آموزد.

رقابت اخلاقی را تجربه می کند.

شکست را می پذیرد.

پیروزی را مدیریت می کند.

به قانون احترام می گذارد.

و یاد می گیرد که برای رسیدن به هدف، باید تمرین کند.

اینها فقط مهارت های ورزشی نیستند؛ مهارت های زندگی و شهروندی اند.

به همین دلیل، ورزش دانشگاهی را باید بخشی از سیاست عمومی آموزش عالی دانست.


سخن پایانی؛ مدال مهم است، اما انسان مهم تر است

روز جهانی ورزش دانشگاهی نباید فقط روز مسابقه باشد؛ باید روز بازاندیشی درباره فلسفه دانشگاه باشد.

اگر دانشگاه را نهادی برای ساختن آینده می دانیم، باید بپذیریم که آینده فقط با کتاب و آزمایشگاه ساخته نمی شود.

آینده با انسان سالم، بانشاط، مسئول، اخلاق مدار و برخوردار از احساس تعلق اجتماعی ساخته می شود.

ورزش می تواند چنین انسانی را پرورش دهد.

اما این اتفاق زمانی رخ می دهد که دولت ها برای ورزش سرمایه گذاری کنند، دانشگاه ها آن را در متن سیاست آموزشی خود قرار دهند، نهادهای ورزشی از سلامت و کرامت ورزشکاران حمایت کنند و اصل برابری و عدم تبعیض در تمام سطوح رعایت شود.

بیستم سپتامبر به ما یادآوری می کند که زمین ورزش فقط محل رقابت نیست؛ می تواند مدرسه ای برای زندگی باشد.

در زمین ورزش، دانشجو می آموزد که برای رسیدن به قله باید تلاش کرد؛ اما در کنار آن یاد می گیرد که قانون را رعایت کند، به رقیب احترام بگذارد، شکست را بپذیرد و پس از افتادن دوباره برخیزد.

و شاید زیباترین فلسفه ورزش دانشگاهی همین باشد:

دانشگاه قهرمان را برای گرفتن مدال نمی سازد؛ قهرمان را برای ساختن آینده می سازد.

پس در روز جهانی ورزش دانشگاهی، بهتر است فقط از قهرمانان امروز تقدیر نکنیم؛ برای ساختن نسلی تلاش کنیم که هم ذهنی نیرومند، هم جسمی سالم و هم اخلاقی انسانی داشته باشد.

زیرا:

مدال ها روزی در ویترین می مانند؛ اما انسانی که در دانشگاه ساخته می شود، می تواند آینده یک جامعه را بسازد.