ghulam shabir naeem
13 یادداشت منتشر شدهپیمان مکه و علت عدم کمک پاکستان به عربستان
پس از امضای پیمان دفاعی میان عربستان و پاکستان در سال ۲۰۲۵م.، برخی نوشتند که این پیمان علیه ایران است. در همین زمینه، در یادداشتی نوشته بودم که این پیمان به هیچ وجه علیه هیچ کشور اسلامی نیست؛ چون در مناقشات کشور های اسلامی پاکستان به طور معمول از ورود مستقیم به جنگ خودداری کرده است در عین حال این رویکرد به معنای بی تفاوتی نسبت به امنیت و تمامیت ارضی عربستان نبوده است. نمونه عملی این سیاست را در جنگ یمن دیدیم؛ زمانی که عربستان رسما از پاکستان درخواست کمک کرد، اما پاکستان از مشارکت در این جنگ امتناع ورزید.
پس از این پیمان، پیمان دیگری نیز میان عربستان، پاکستان و ترکیه امضا شد که «پیمان دفاع مشترک مکه» نام گذاری شد. اکنون که عربستان با حملات موشکی و پهپادی حوثی های یمن روبه روست، این سوال مطرح می شود که چرا پاکستان برای کمک به عربستان وارد میدان نمی شود؟
پاسخ را باید در همان سیاست ثابت پاکستان در قبال مناقشات میان کشورهای اسلامی جست وجو کرد که در سطور بالا به آن اشاره شد. پاکستان همواره بر دفاع از عربستان، به ویژه شهرهای مقدس، تاکید داشته است. بنابراین، دفاع از عربستان و ورود به جنگ یمن دو مسئله متفاوت اند. البته اگر مکه مورد حمله قرار گیرد، وضعیت کاملا متفاوت خواهد بود.
اما قضیه به این سادگی نیست. اگر پاکستان آشکارا برای کمک به عربستان وارد میدان شود، پیامدهای متعددی به دنبال خواهد داشت. نخست، روابط پاکستان با ایران با مشکل جدی مواجه خواهد شد و دوم، ممکن است شکاف های فرقه ای و پیامدهای آن به داخل پاکستان سرایت کند. افزون بر این، پاکستان به رغم برخورداری از توان نظامی قابل توجه، نمی تواند به سادگی در برابر حوثی ها به پیروزی برسد؛ زیرا آنان نه تنها با جغرافیای محل درگیری آشنایی عمیقی دارند، بلکه نیروهای جنگ آزموده ای در اختیار دارند که شکست دادن آنها در یک درگیری نظامی آسان نیست. غیر از این ، پاکستان خود در ایالت های خیبرپختونخوا و بلوچستان، با وجود برخورداری از توان نظامی، همچنان از فعالیت گروه های تروریستی آسیب می بیند. بنابراین، پاکستان به خوبی می داند که جنگ با گروهی مانند حوثی ها به این سادگی نیست.
از سوی دیگر، پیشروی حوثی ها به سوی باب المندب را نمی توان فقط در چارچوب مناقشه میان عربستان و حوثی ها تحلیل کرد.به نظر می رسد که هدف حوثی ها در شرایط موجود همین است که با ایجاد محدودیت ها در باب المندب بحران انرژی را درجهان تشدید کند.
متاسفانه با وجود شمار زیاد کشورهای اسلامی و سازمان هایی که برای همکاری میان آنها فعال اند، چرا هیچ کشور یا شخصیت اسلامی نتوانسته است نقش یک میانجی موثر را برای جلوگیری از رویارویی مستقیم میان عربستان و حوثی ها ایفا کند؟ اگر اصل بر این است که مناقشه میان کشورهای مسلمان نباید به جنگ گسترده تری تبدیل شود، انتظار می رود جهان اسلام برای جلوگیری از چنین جنگی نیز سازوکاری موثر داشته باشد. وجود تلاش های دیپلماتیک پراکنده، از جمله میانجی گری عمان، این پرسش را از میان نمی برد که چرا جهان اسلام تاکنون نتوانسته است سازوکاری جمعی و موثر برای حل چنین مناقشاتی ایجاد کند.
صرف نظر از پاکستان، حتی آمریکا نیز، با وجود درخواست محمد بن سلمان، تمایلی به گسترش جنگ و آغاز حملات علیه حوثی ها ندارد. این واقعیت نشان می دهد که ورود پاکستان، یا حتی ورود مستقیم عربستان به یک جنگ گسترده تر، نمی تواند عربستان را از این بحران خارج کند.
نکته مهم دیگر این است که پیمان دفاعی به خودی خود مترادف با اقدام نظامی نیست همان طور که وزارت خارجه پاکستان تصریح کرد که پس از حملات حوثی ها، درباره هیچ اقدام نظامی فوری تحت پیمان مکه گفت وگویی صورت نگرفته است. البته در ۱۷سپتامبر، وزارت خارجه اعلام کرد که پاکستان بر عزم خود برای اجرای عملی هر دو پیمان دفاعی پایبند است.
از این منظر، هر دو پیمان دفاعی میان عربستان و پاکستان را باید در چارچوب گسترده تر تحولات امنیتی منطقه دید. نگرانی اصلی کشورهای عربی، به ویژه عربستان، تنها از حوثی ها نیست؛ بلکه گسترش جنگ منطقه ای و احتمال حمله اسرائیل به کشورهای دیگر منطقه نیز بخشی از نگرانی های امنیتی آنان است. اسرائیل پیش از این به یمن حمله کرده و در سال های اخیر نشان داده است که دامنه عملیات نظامی آن می تواند از مرزهای فلسطین فراتر رود. بنابراین، این پیمان ها را نمی توان صرفا ائتلافی علیه ایران یا حوثی ها دانست؛ بلکه یکی از کارکردهای مهم آنها ایجاد بازدارندگی در برابر تهدیدهای خارجی، از جمله تهدید اسرائیل، است.
بنابراین، توصیف سیاست کنونی پاکستان به عنوان «عدم همکاری با عربستان سعودی» دقیق نیست. تعبیر درست تر این است که پاکستان می کوشد میان دفاع از عربستان سعودی و مشارکت مستقیم در جنگ یمن خط مشخصی حفظ کند. این همان سیاست بنیادینی است که در سال ۲۰۱۵ نیز آشکار شد.
در اظهارات اخیر نیز هیچ درخواست روشن و علنی از سوی عربستان سعودی از پاکستان دیده نمی شود که نشان دهد ریاض خواستار ورود نیروهای پاکستانی به جنگ زمینی علیه حوثی ها شده و اسلام آباد ناچار به پاسخ گویی به چنین درخواستی است. در گزارش های اخیر البته به تلاش عربستان برای دریافت کمک خارجی اشاره شده است، اما تاکنون هیچ کشوری به طور رسمی متعهد به مداخله نظامی مستقیم نشده است.
در واقع، مسئله اصلی تنها این نیست که پاکستان چرا وارد جنگ یمن نمی شود؛ مسئله مهم تر این است که چرا جهان اسلام، با وجود پیمان ها، سازمان ها و قدرت های متعدد، هنوز نتوانسته است میان دو طرف یک مناقشه اسلامی سازوکاری برای جلوگیری از جنگ ایجاد کند. در حالی که تهدیدهای خارجی، به ویژه گسترش جنگ و حملات اسرائیل در منطقه، امنیت بسیاری از کشورهای اسلامی را به طور مستقیم تحت تاثیر قرار داده است، تبدیل شدن اختلاف میان کشورهای مسلمان به یک جنگ فرسایشی جدید می تواند بیش از همه به نفع بازیگران خارج از جهان اسلام باشد.