ghulam shabir naeem
12 یادداشت منتشر شدهمغالطه عدم مالکیت ایران بر تنگه هرمز
در رابطه با تنگه هرمز، در جنگ آمریکا و ایران مغالطه مهمی شکل گرفته است. گفته می شود که تنگه هرمز در واقع یک گذرگاه بین المللی است و با وجود اینکه بخش بزرگی از آن در آب های ایران قرار دارد، به هیچ وجه در مالکیت این کشور نیست. درست است که با نادیده گرفتن حقوق کشتیرانی بین المللی، صرفا به دلیل مجاورت جغرافیایی نمی توان هیچ کشوری را مالک مطلق یک گذرگاه دانست. اما آیا این به آن معناست که آن کشور، با وجود قرار داشتن بخشی از تنگه در محدوده جغرافیایی خود، به هیچ شکل و از هیچ جهت حق بهره برداری راهبردی از آن را ندارد؟ بسیاری از افرادی که تحت تاثیر رسانه های آمریکایی و اروپایی تنها یک روی ماجرا را می بینند، گرفتار همین مغالطه شده اند. از نظر آنان، چون تنگه هرمز یک گذرگاه بین المللی است، ایران اختیار بستن آن را ندارد.
این افراد در تکرار نفی مالکیت ایران بر تنگه هرمز، این واقعیت را فراموش می کنند که پیش از تجاوز آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، این تنگه کاملا باز بود. این وضعیت زمانی به وجود آمد که درست در هنگام مذاکرات به ایران حمله شد. مدعیان پایبندی به حقوق بین الملل در موضوع مالکیت تنگه هرمز، حتی جرئت محکوم کردن بدترین تجاوز آمریکا را نیز ندارند. فرض کنید یک کشور شرقی یا اسلامی، ۱۶۸ کودک را در یک مدرسه آمریکایی یا اروپایی هدف حمله قرار می داد؛ واکنش جهان چه می بود؟ در حمله آمریکا، مدرسه میناب مستقیما هدف قرار گرفت و ۱۶۸ گل معصوم زیر پا له شدند. چشم پوشی از مظلومیت کودکان بی گناه میناب و اصرار بر حقوق بین الملل در رابطه با تنگه هرمز، در واقع خیانتی بس بزرگ است. اگر حقوق بین الملل و اخلاق جنگی تا این اندازه اهمیت دارد، چرا این اصول درباره کشورهای متجاوز اعمال نمی شود؟ آیا تنها کشوری که مورد حمله قرار گرفته است موظف به رعایت قوانین است؟
پیش از تجاوز آمریکا، تنگه هرمز بر اساس قوانین بین المللی برای کشتیرانی عادی باز بود. آنچه باید درک شود این است که ایران پس از جنگ، تنگه را به عنوان بخشی از راهبرد جنگی خود مورد استفاده قرار داد. مسئله این نیست که آیا تنگه هرمز به طور کامل در مالکیت ایران قرار دارد یا نه؛ مسئله اصلی این است که ایران پس از جنگ چگونه از موقعیت جغرافیایی و دریایی خود بهره برده است.
اینکه کشوری حق مالکیت کامل بر یک منطقه نداشته باشد، به هیچ وجه به این معنا نیست که نمی تواند از اهمیت جغرافیایی آن منطقه بهره برداری کند. هرمز که در مجاورت ساحل ایران قرار دارد، یکی از مهم ترین گذرگاه های انرژی در جهان است. ایران در جریان جنگ، تنگه را بخشی از راهبرد جنگی خود قرار داد و به همین دلیل اکنون موضوع بازگشایی آن را به اقدامات و مطالبات آمریکا مرتبط می کند.
فرض کنید اگر مطابق اهداف اولیه جنگ، پس از حذف رهبری ایران بخش های بزرگی از سرزمین این کشور به اشغال درمی آمد، آیا همین افرادی که امروز ایران را به رعایت قانون فرامی خوانند، حق آمریکا یا اسرائیل بر این مناطق به دست آمده از طریق زور را نیز به رسمیت می شناختند؟ قطعا اشغال یک منطقه نمی تواند برای اشغالگر مالکیت قانونی ایجاد کند. اگر این اصل درست است، باید به طور یکسان درباره ایران و آمریکا اعمال شود. ایران قلمرو کشور دیگری را اشغال نکرده، بلکه برای مقابله با تجاوز دشمن، تنگه ای را که در محدوده جغرافیایی خود قرار دارد، بسته است.
فارغ از اظهارات شخصیت های مختلف ایرانی در پاسخ به سخنان غیرمسئولانه رئیس جمهور آمریکا، موضع رسمی ایران درباره هرمز از ابتدا این بوده است که اگر آمریکا محاصره را پایان دهد و تضمین دهد که در آینده به ایران حمله نخواهد کرد، می توان تنگه را باز کرد. تشدید موضع ایران در واقع نتیجه مواضع غیرمنطقی و غیرمسئولانه مقامات آمریکایی است. ایران پیش از این هیچ گاه مدعی حاکمیت مطلق بر تنگه هرمز نبوده و اکنون نیز این گذرگاه مهم آبی را یک دارایی راهبردی مهم برای خود می داند. استفاده از این تنگه به عنوان سلاح زمانی مطرح شد که تجاوزی بی دلیل علیه ایران صورت گرفت.
اگر ایران با استفاده از یک گذرگاه آبی به عنوان سلاح، از طرف مقابل تضمین عدم حمله در آینده را مطالبه می کند، این اقدام چه نقضی از حقوق بین الملل محسوب می شود؟ در حالی که آمریکا بر این باور است که هر زمان بخواهد می تواند بدون هیچ توجیهی به هر کشوری حمله کند، در چنین شرایطی مسئله عدم مالکیت ایران بر تنگه هرمز چه اهمیتی پیدا می کند؟
ترجمه فارسی یادداشت نگارنده از اردو،توسط چت جی پی تی،منتشر شده در یکی از سایت های معتبر پاکستان
https://humsub.com.pk/n/56156/2026/08/24/shabbir-raheem/