Seyyed Mohammad Ghaem Zabihi
دکتری تخصصی اقتصاد، دبیر کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی خراسان رضوی و مدرس دانشگاه
9 یادداشت منتشر شدهوقتی خورشید برای سرمایه گذاران می درخشد
مقدمه
دو دهه اخیر را می توان دوران تبلور و رشد بی سابقه سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر دانست. اما آنچه این تحول را ممکن ساخته، صرفا اراده دولت ها نبوده است؛ بلکه ورود گسترده و موثر بخش خصوصی به این عرصه، نقشی تعیین کننده داشته است. شرکت ها، شهروندان و نهادهای غیردولتی در بسیاری از کشورها، هم راستا با سیاست های دولتی، نقش آفرینی کرده اند و چشم انداز جهانی انرژی را دگرگون ساخته اند.
این یادداشت نگاهی دارد به چگونگی شکل گیری این مشارکت جهانی، برخی از الگوهای موفق در کشورهای مختلف و درس هایی که می تواند برای کشورهایی مانند ایران الهام بخش باشد. به عبارت دیگر، هدف آن است که ضمن مرور تجربه های بین المللی، مسیر گذار از وضعیت موجود به شرایط مطلوب تر در بخش انرژی ایران ترسیم شده و بخشی از بسترهای لازم برای تحقق این هدف مورد توجه قرار گیرد.
سیاست گذاری هوشمندانه؛ آغاز راه مشارکت
تجربه جهانی نشان می دهد ورود بخش خصوصی به حوزه انرژی های پاک، در بستری از سیاست های پایدار و مشوق محور شکل گرفته است. از تضمین خرید برق گرفته تا مناقصه های رقابتی و معافیت های مالیاتی، دولت ها تلاش کرده اند مسیر سرمایه گذاری را هموارتر سازند.
روند جهانی تامین مالی نیز نشان می دهد که در سال های اخیر، توجه بانک ها و موسسات مالی به سمت پروژه های مرتبط با انرژی های پاک افزایش یافته و سرمایه گذاری در پروژه های کم کربن جایگاه برجسته تری پیدا کرده است. این روند، بیانگر تغییر جهت سرمایه گذاران، بخش های خصوصی و تعاونی و همچنین نهادهای دولتی به سمت پروژه های مرتبط با انرژی های تجدیدپذیر است.
در این میان، کشورهایی مانند آلمان، چین و هند با ترکیبی از سیاست های حمایتی و برنامه ریزی دقیق، توانسته اند نه تنها هزینه تولید انرژی پاک را کاهش دهند، بلکه بخش خصوصی را نیز به یکی از موتورهای اصلی این تحول تبدیل کنند. آلمان با مدل تعاونی ها و مالکیت شهروندی، چین با حمایت مالی گسترده از شرکت ها و هند با مناقصه های شفاف و رقابتی، سه نمونه متفاوت از یک هدف مشترک را دنبال کرده اند: فعال سازی سرمایه گذاری غیردولتی در بخش انرژی.
این کشورها به این جمع بندی رسیده اند که مسیر توسعه اقتصادی و ارتقای زیرساخت های اجتماعی، بدون استفاده از ظرفیت مردم و بخش خصوصی دشوار خواهد بود. از همین رو، مشارکت غیردولتی به یکی از پایه های اصلی برنامه ریزی در حوزه انرژی های تجدیدپذیر تبدیل شده است.
انرژی دیگر فقط موضوع دولتی نیست
بررسی ساختار سرمایه گذاری در بخش انرژی جهان نیز نکته قابل توجهی را نشان می دهد. در فاصله سال های ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۳، سهم شرکت های خصوصی از منابع سرمایه گذاری بخش انرژی حدود ۴۸ درصد، سهم شرکت های دولتی و نهادهای حاکمیتی حدود ۳۷ درصد و سهم خانوارها حدود ۱۵ درصد بوده است. این ترکیب نشان می دهد که تقریبا نیمی از سرمایه گذاری در بخش انرژی توسط بخش خصوصی انجام می شود؛ واقعیتی که می تواند نگاه سیاست گذاران و برنامه ریزان داخلی را نسبت به نقش این بخش در توسعه زیرساخت های انرژی تغییر دهد.
امروزه بازیگران غیردولتی بخش بزرگی از ظرفیت های انرژی های تجدیدپذیر را در اختیار دارند. شرکت های بزرگ بین المللی با خرید برق سبز از تولیدکنندگان خصوصی، در کنار دنبال کردن اهداف زیست محیطی خود، به شکل گیری بازاری جدید برای انرژی پاک کمک کرده اند.
در ایالات متحده نیز استفاده از ابزارهای مالی نوآورانه، مانند اوراق سبز و قراردادهای بلندمدت خرید برق، این امکان را برای نهادهای خصوصی فراهم کرده است تا بدون اتکای کامل به منابع دولتی، در پروژه های بزرگ حوزه انرژی مشارکت کنند. این استقلال مالی، در نهایت به توسعه بازار و افزایش پایداری سرمایه گذاری در بخش انرژی کمک کرده است.
به بیان دیگر، بسیاری از کشورهای توسعه یافته در نخستین گام، تمرکز خود را بر اصلاح و توسعه اقتصاد برق قرار داده اند. زمانی که سرمایه گذاران از ثبات سیاستی، حمایت حاکمیت و چارچوب های مناسب حکمرانی برخوردار باشند و با ریسک تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیش بینی مواجه نشوند، تمایل بیشتری برای ورود به عرصه توسعه انرژی های تجدیدپذیر خواهند داشت.
تجربه هایی برای یادگیری، نه تکرار
بدیهی است که این مسیر بدون چالش نبوده است. تغییر ناگهانی سیاست ها در برخی کشورها، از جمله اسپانیا، موجب کاهش اعتماد و خروج بخشی از سرمایه گذاران از حوزه انرژی های تجدیدپذیر شده است. در برخی دیگر از کشورها نیز نبود زیرساخت های مورد نیاز یا بوروکراسی پیچیده، سرعت سرمایه گذاری بخش خصوصی را کاهش داده است.
با این حال، مرور تجربه کشورهای موفق نشان می دهد که ورود موثر و پایدار بخش خصوصی عموما بر سه اصل اساسی استوار بوده است:
- ثبات و شفافیت سیاست ها؛
- دسترسی مناسب به بازار و شبکه برق؛
- وجود مشوق های اقتصادی و تضمین های مناسب برای بازگشت سرمایه.
در واقع، سرمایه گذاری بلندمدت بیش از هر چیز به قابلیت پیش بینی نیاز دارد. سرمایه گذار باید بتواند تصویری نسبتا روشن از شرایط آینده، چارچوب های قانونی، نحوه دسترسی به بازار و بازگشت سرمایه داشته باشد.
ایران و فرصت مغفول مانده
ایران با وجود برخورداری از پتانسیل بسیار بالا در حوزه انرژی های تجدیدپذیر، به ویژه انرژی خورشیدی و بادی، هنوز نتوانسته است از ظرفیت بخش خصوصی متناسب با توان واقعی اقتصاد کشور استفاده کند.
تغییرات سیاستی، برخی مشکلات مرتبط با قیمت گذاری، مسائل مربوط به انتقال منابع مالی و نبود حمایت حقوقی پایدار، از جمله موانعی هستند که ورود سرمایه گذاران داخلی و خارجی را با دشواری مواجه کرده اند.
این در حالی است که برخی کشورهای منطقه، از جمله امارات متحده عربی و عربستان سعودی، طی سال های اخیر تلاش کرده اند با فراهم کردن بستر مناسب برای حضور سرمایه گذاران خصوصی، جایگاه خود را در اقتصاد جدید انرژی تقویت کنند.
برای ایران نیز توسعه انرژی های تجدیدپذیر صرفا یک انتخاب زیست محیطی نیست. این موضوع می تواند به طور هم زمان به افزایش تاب آوری انرژی، کاهش فشار بر زیرساخت های موجود، ارتقای تاب آوری اقتصادی و ایجاد زمینه های جدید سرمایه گذاری کمک کند.
از این منظر، تسهیل گری، حمایت های حقوقی و اقتصادی و پرهیز از رقابت مستقیم بخش دولتی با بخش خصوصی می تواند مسیر سرمایه گذاری در این حوزه را هموارتر کند.
جمع بندی
به طور کلی، اگر ایران خواهان عبور از بحران ها و ناترازی های مزمن بخش انرژی، کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و حرکت به سمت اقتصاد کم کربن است، استفاده هدفمند از ظرفیت بخش خصوصی اجتناب ناپذیر خواهد بود.
این تحول نه صرفا از مسیر واگذاری مالکیت دارایی ها، بلکه از طریق ایجاد بسترهای مشارکت موثر، تقویت حمایت های حقوقی و قانونی، تضمین ثبات در سیاست گذاری و بهره گیری از ابزارهای نوین مالی امکان پذیر است.
تنها با ایجاد چنین چارچوبی می توان اعتماد سرمایه گذاران را جلب کرد، منابع مالی را به سمت پروژه های پاک هدایت نمود و گام های موثری در مسیر توسعه پایدار و تاب آور برداشت.
درسی که از تجربه جهانی می توان گرفت روشن است:
انرژی آینده، حاصل هم افزایی دولت، مردم و بخش خصوصی خواهد بود؛ نه انحصار یکی بر دیگری.