mousa kazemzadeh
پژوهشگر حوزه ارتباطات رسانه، فرهنگ و جامعه دانشگاه تبریز، روزنامه نگار و کارشناس رسمی دادگستری در حوزه امور خبرنگاری و روزنامه نگاری
171 یادداشت منتشر شدهاز معدن تا ارسباران؛ ورزقان کجای نقشه گردشگری آذربایجان است؟
ورزقان را سال هاست بیشتر با معدن می شناسیم؛ با نام سونگون، ذخایر مس، تولید، اشتغال و پروژه هایی که این شهرستان را به یکی از مهم ترین کانون های معدنی آذربایجان شرقی تبدیل کرده اند. اما ورزقان فقط یک جغرافیای معدنی نیست. پشت این تصویر صنعتی، سرزمینی قرار دارد که بخشی از پهنه ارسباران را در خود جای داده و از جنگل و کوهستان و آبشار تا روستاهای تاریخی، آثار باستانی و چشم اندازهای طبیعی، ظرفیت های متنوعی برای گردشگری دارد.
مسئله امروز ورزقان، کمبود جاذبه نیست؛ مسئله این است که چرا این جاذبه ها هنوز در کنار یکدیگر به یک «مقصد گردشگری» تبدیل نشده اند؟
نام سونگون در سطح منطقه ای و حتی فراتر از آن شناخته شده است، اما بسیاری از جاذبه های طبیعی و تاریخی ورزقان هنوز برای بخش بزرگی از گردشگران ناشناخته اند. آبشار گل آخور، مناطق طبیعی پیرامون خاروانا، روستاهایی همچون آستمال و کرینگان، قلعه جوشین، کتیبه سقندل و دیگر آثار تاریخی و طبیعی، هرکدام بخشی از روایت این سرزمین اند؛ اما وقتی این عناصر جدا از هم معرفی شوند، یک مجموعه جاذبه شکل می گیرد، نه یک مقصد.
تفاوت این دو در همین جاست.
گردشگر برای دیدن یک جاذبه سفر می کند، اما برای تجربه یک مقصد زمان می گذارد. مقصد یعنی مسیری که از لحظه ورود آغاز می شود و با دسترسی مناسب، اقامت، غذا، راهنمای محلی، تجربه طبیعت، بازدید از آثار تاریخی، خرید محصولات بومی و خاطره ای ماندگار ادامه پیدا می کند. اگر ورزقان بخواهد سهم بیشتری از بازار گردشگری آذربایجان شرقی داشته باشد، باید از مرحله «معرفی ظرفیت ها» به مرحله «طراحی تجربه گردشگری» برسد.
اینجاست که سونگون می تواند از یک ظرفیت اقتصادی، به بخشی از هویت گردشگری ورزقان نیز تبدیل شود. گردشگری معدنی در بسیاری از نقاط جهان، بخشی از اقتصاد گردشگری است؛ البته نه به معنای ورود بی ضابطه گردشگران به محدوده های عملیاتی، بلکه از مسیرهای ایمن و برنامه ریزی شده مانند موزه معدن، مرکز معرفی زمین شناسی، نمایش تاریخ معدن، معرفی فناوری و بازدیدهای کنترل شده. چنین رویکردی می تواند برای ورزقان یک مزیت متفاوت ایجاد کند؛ مقصدی که گردشگر در آن هم طبیعت ارسباران را می بیند و هم با یکی از مهم ترین فعالیت های صنعتی منطقه آشنا می شود.
با این حال، آینده گردشگری ورزقان نباید فقط به معدن وابسته باشد. اتفاقا مزیت مهم شهرستان در کنار ظرفیت معدنی، تنوع جاذبه هاست. طبیعت، تاریخ، فرهنگ روستایی و معدن می توانند چهار ضلع یک تصویر تازه از ورزقان باشند؛ تصویری که در آن هیچ کدام جای دیگری را نمی گیرد.
برای رسیدن به چنین تصویری، نخستین نیاز، یک نقشه جامع گردشگری است؛ نه فقط نقشه ای برای مشخص کردن نقاط دیدنی، بلکه نقشه ای برای تعریف مسیر. باید مشخص باشد گردشگر از تبریز چگونه وارد ورزقان شود، چه مسیرهایی را طی کند، در کجا توقف داشته باشد، کجا اقامت کند، چه جاذبه هایی را در یک سفر ترکیبی ببیند و چگونه بخشی از هزینه سفر خود را در اقتصاد محلی باقی بگذارد.
این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که بدانیم گردشگری پایدار فقط به افزایش تعداد مسافران خلاصه نمی شود. اگر گردشگر بیاید، عکس بگیرد و برگردد، سهم جامعه محلی از این حضور محدود خواهد بود. اما اگر اقامتگاه بوم گردی، رستوران محلی، راهنمای گردشگری، صنایع دستی، محصولات کشاورزی و خدمات محلی در زنجیره سفر قرار گیرند، گردشگری می تواند به یک فعالیت اقتصادی واقعی برای روستاها و خانوارهای منطقه تبدیل شود.
از سوی دیگر، هرگونه توسعه گردشگری در ورزقان باید با حفاظت از طبیعت همراه باشد. ارسباران سرمایه ای نیست که بتوان آن را مصرف کرد و دوباره ساخت. هر طرح گردشگری که به تخریب پوشش گیاهی، آلودگی منابع طبیعی یا آسیب به بافت روستاهای تاریخی منجر شود، در نهایت به خود مقصد ضربه خواهد زد. آینده گردشگری ورزقان به جای گردشگری پرحجم و بی برنامه، به سمت گردشگری مسئولانه، طبیعت محور و تجربه محور نیاز دارد.
ورزقان در واقع یک مزیت مهم دارد: می تواند چند روایت گردشگری را همزمان در خود جای دهد. گردشگری طبیعت، گردشگری روستایی، گردشگری تاریخی، ژئوتوریسم و گردشگری معدنی می توانند در یک مقصد به یکدیگر متصل شوند. این تنوع، اگر با برنامه ریزی و معرفی حرفه ای همراه شود، می تواند ورزقان را از یک نقطه کمتر دیده شده در نقشه گردشگری استان، به مقصدی با هویت مشخص تبدیل کند.
بنابراین شاید زمان آن رسیده باشد که درباره ورزقان فقط نپرسیم «چه جاذبه ای دارد؟»؛ سوال مهم تر این است که چگونه می توان از مجموعه این جاذبه ها یک مقصد ساخت؟
سونگون می تواند دروازه ورود به روایت صنعتی ورزقان باشد، ارسباران روایت طبیعت آن را کامل کند و روستاها و آثار تاریخی، هویت فرهنگی این مقصد را شکل دهند. آنچه میان این ظرفیت ها کم است، الزاما جاذبه تازه نیست؛ پیوند میان جاذبه ها، زیرساخت مناسب و یک روایت منسجم گردشگری است.
ورزقان اگر بتواند ثروت زیر زمین را با گنج های روی زمین پیوند بزند، دیگر فقط نامی در نقشه معدنی آذربایجان نخواهد بود؛ می تواند به مقصدی تبدیل شود که گردشگر برای دیدنش برنامه ریزی می کند، چند روز می ماند و بخشی از تجربه و هزینه سفر خود را با جامعه محلی تقسیم می کند.
سوال اصلی دیگر این نیست که ورزقان ظرفیت گردشگری دارد یا نه؛ سوال این است که چه زمانی این ظرفیت ها از «جاذبه» به «مقصد» تبدیل خواهند شد؟
✍️ موسی کاظم زاده | بازار تبریز آنلاین
* نویسنده: موسی کاظم زاده؛ قابل دسترسی هم در سایت بازار تبریز آنلاین
https://bazartabrizonline.ir
