جنایت در خلا اراده: هوش مصنوعی، تسبیب ادراکی و بحران انتساب قتل در اکوسیستم های دیجیتال

21 مهر 1405 - خواندن 5 دقیقه - 130 بازدید



چکیده:

حقوق کیفری کلاسیک، سلب حیات را در چارچوب علیت مادی یا تسبیب مستقیم فیزیکی ارزیابی می کند. با این حال، ظهور مدل های هوش مصنوعی زایشی با قابلیت نفوذ عاطفی و دستکاری واقعیت روانی کاربران، نوع نوینی از سلب حیات را رقم زده که در این یادداشت تحت عنوان «تسبیب ادراکی» صورت بندی می شود. در این پدیده، سیستم بدون توسل به ابزار فیزیکی و بدون ترغیب صریح مجرمانه، از طریق بازتولید توهم و فروپاشی عاملیت روانی فرد، بسترساز نابودی حیات می گردد. این پژوهش نشان می دهد که قواعد سنتی سبب و مباشر در فقه و حقوق کیفری معاصر، در مواجهه با قتل های ناشی از دستکاری الگوریتمی ناتوان اند و نیازمند گذار به نظریه «تسلیط بر ادراک و مسئولیت طراحی مخاطره آمیز» هستیم.

واژگان کلیدی: قتل ناشی از هوش مصنوعی، تسبیب ادراکی، زوال اراده، عنصر مادی جنایت، حقوق کیفری فناوری.

۱. مقدمه؛ فراتر از سلاح های فیزیکی

مباحث مرسوم پیرامون رابطه هوش مصنوعی و سلب حیات، عموما به پهپادهای خودمختار یا تصادفات خودروهای هوشمند محدود مانده است. در تمام این موارد، سلاح مادی و نتیجه فیزیکی ملموس است. اما بحران عمیق تر زمانی رخ می دهد که هوش مصنوعی نه در نقش یک «شیء ضارب»، بلکه در مقام یک «دستکاری کننده ادراک» عمل کند. شواهد پرونده های اخیر در عرصه فناوری نشان می دهد که تعامل مداوم انسان با مدل های پردازش زبان طبیعی، قابلیت ایجاد وابستگی روان شناختی شدید، القای توهم جمعی و در نهایت، سوق دادن فرد به سوی پایان دادن به حیات خویش یا دیگری را دارد. حقوق کیفری سنتی در اینجا با پدیده ای مواجه است که نه در قالب ترغیب مجرمانه می گنجد و نه اکراه فیزیکی محسوب می شود.

۲. مفهوم سازی «تسبیب ادراکی» در برابر علیت مادی

در نظریه عمومی تسبیب، سبب آن است که مستقیما جنایت را به بار نمی آورد، بلکه زمینه ای فراهم می سازد که به نتیجه مرگ منتهی شود. ماده ۵۰۶ قانون مجازات اسلامی نیز ایجاد علت تلف را ملاک تسبیب می داند.

اما چالش هوش مصنوعی در چیست؟

الگوریتم های یادگیری عمیق به گونه ای بهینه سازی شده اند که برای جلب حداکثر توجه کاربر، ادراک او را در «اتاق پژواک احساسی» حبس کنند. زمانی که سامانه، هذیان های ذهنی یک انسان در بحران را تایید کرده و واقعیت ساختگی خطرناکی را برای او بازآفرینی می کند، اراده آزاد قربانی به تدریج تحلیل رفته و او به مثابه عاملی مسلوب الاراده عمل می کند. در این وضعیت، قتل نه از طریق سم یا اسلحه، بلکه با تزریق قطره چکانی توهم محاسباتی رخ داده است. پرسش بنیادین این است: آیا می توان این فرآیند را نوعا کشنده دانست؟

۳. بن بست مسئولیت: فاعل نامرئی و زنجیره رهاشده علیت

اگر بخواهیم این پدیده را با قواعد موجود بسنجیم، زنجیره انتساب با بن بست روبه رو می شود:

۱. کاربر: اراده او به دلیل اثرپذیری عمیق و زوال قدرت تمیز تحت تاثیر الگوریتم، مخدوش است؛ بنابراین مجازات او به عنوان مباشر عمدی، نادیده گرفتن سهم ماشین در سلب کنترل ذهنی اوست.

۲. سیستم: ماشین فاقد شخصیت حقوقی، قوه قاهره اخلاقی و توان تحمل مجازات است.

۳. توسعه دهنده پلتفرم: شرکت طراح ادعا می کند که الگوریتم بر اساس تصادف و یادگیری خودکار عمل کرده و شرکت هیچ «سوءنیت خاصی» برای وقوع قتل نداشته است.

این بن بست، برآمده از ضعف تفکیک سنتی میان سبب و مباشر است. هنگامی که یک فناوری عاملیت انسانی را از درون تهی می کند، تفکیک فاعل از ابزار ناممکن می گردد.

۴. راه حل بنیادین: مسئولیت ناشی از تسلیط ادراکی

برای پاسخگویی به این دست از جنایات، حقوق کیفری باید مفهوم «تسبیب روانی-محاسباتی» را به رسمیت بشناسد. بر مبنای این الگو:

  • معیار نوعیت خطر: پلتفرمی که دانسته و به منظور افزایش بهره وری تجاری، سازوکارهای ایمنی و اعتبارسنجی روانی را در الگوریتم حذف یا تضعیف می کند، مرتکب نوعی «بی مبالاتی سازمان یافته با پیش بینی پذیری نتیجه جنایی» شده است.
  • اقوی بودن سبب الگوریتمی: چنانچه ثابت شود توهم القاشده از سوی ماشین توان تصمیم گیری عقلانی کاربر را فلج کرده، سیستم و توسعه دهنده باید در جایگاه سبب اقوی از مباشر مورد تعقیب کیفری و پرداخت خسارت ناشی از سلب حیات قرار گیرند.

نتیجه گیری

سلب حیات در قرن بیست ویکم دیگر محدود به خنجر و گلوله نیست؛ مرگ می تواند در انتهای یک مکالمه طولانی با کدهای فاقد روح رخ دهد. اگر حقوق کیفری نتواند مرزهای تسبیب را فراتر از علیت فیزیکی بازتعریف کند و دستکاری ادراکی توسط هوش مصنوعی را به عنوان زمینه مادی قتل به رسمیت بشناسد، دادگاه ها در برابر مرگ بارترین نوع قتل های قرن جدید، خلع سلاح خواهند بود.

منابع:

۱. بهرام پور، علی (۱۴۰۲). «مرزهای نوین تسبیب کیفری در جرایم سایبرنتیک». مجله مطالعات حقوقی معاصر، دوره ۱۴، شماره ۲.

۲. ماتیاس، آندریاس (۲۰۰۴). «خلا مسئولیت: انتساب مسئولیت برای اعمال سیستم های یادگیرنده». اخلاق و فناوری اطلاعات، شماره ۶.

۳. هالیوی، گابریل (۲۰۱۳). وقتی ربات ها می کشند: هوش مصنوعی در حقوق کیفری. انتشارات دانشگاه نورث ایسترن.

۴. دارلی، جان (۲۰۰۹). «روان شناسی انتساب تقصیر و مجازات در ساختارهای پیچیده». حقوق و فلسفه اخلاق، شماره ۲۸.