Alireza Noushi Chenari
8 یادداشت منتشر شدهسایه های خانه، فریادهای خیابان: واکاوی جرم شناختی و کیفری دگردیسی کودک از بزه دیده خاموش به کنشگر بزهکار در بستر تعارضات والدین

چکیده
خانواده در منظومه حقوق کیفری و جرم شناسی به عنوان نخستین و اثرگذارترین نهاد جامعه پذیری شناخته می شود؛ با این حال، هنگامی که این کانون امن به میدان منازعه بی پایان والدین بدل می گردد، کارکرد حمایتی خود را از دست داده و به خاستگاه تولید خشونت تبدیل می شود. این یادداشت علمی با رویکردی تحلیلی و توصیفی، به واکاوی سازوکار انتقال خشونت از کانون مشوش خانواده به سپهر عمومی جامعه می پردازد. پژوهش حاضر نشان می دهد که کودکان در معرض منازعات روانی و کلامی مستمر، دچار پدیده ای موسوم به سلب مصونیت عاطفی و تخریب سازوکار مهار تکانه می شوند. این آسیب دیدگی مزمن، کودک را از جایگاه یک بزه دیده غیرفعال در خانه به جایگاه یک بزهکار کنشگر در اجتماع سوق می دهد. در نهایت، با انطباق این فرایند بر مفاهیم بنیادین حقوق کیفری نظیر تسبیب معنوی، وضعیت مخاطره آمیز و ضرورت بازتعریف تدابیر تامینی در پرتو قوانین حمایتی اطفال و نوجوانان، ضرورت گذار از کیفردهی صرف به مداخله های فعال پیشگیرانه تبیین شده است.
واژگان کلیدی: بزهکاری نوجوانان، تعارضات خانوادگی، دگردیسی بزه دیده، خشونت بین نسلی، تسبیب معنوی، وضعیت مخاطره آمیز.
۱. مقدمه: کانون اضطراب و گسست پیوند امن
در جرم شناسی کلاسیک، همواره فقر مادی، غیبت فیزیکی والدین یا گسست کامل کانون خانواده به واسطه طلاق، به عنوان کاتالیزورهای اصلی انحرافات رفتاری نوجوانان قلمداد می شدند. اما آموزه های نوین جرم شناسی روانی و جامعه شناسی جنایی حاکی از آن است که خانه ای که در آن طلاق رسمی رخ نداده اما صحنه دائمی تحقیر، پرخاشگری کلامی، فرافکنی و نزاع های روانی است، بستری به مراتب ویران کننده تر برای تکوین شخصیت جنایی فراهم می سازد.
کودکی که در فضای تنش مداوم رشد می کند، به جای جذب الگوهای همدلی، همکاری و حل مسالمت آمیز مسئله، سه پیام مخرب را از والدین خود دریافت و درونی می کند:
- قدرتمند بودن به معنای با صدای بلند فریاد زدن و پایمال کردن حقوق دیگری است؛
- جهان پیرامون مکانی ناامن، غیرقابل اعتماد و تهدیدآمیز است؛
- تعرض به مرزهای فردی دیگران، ابزاری موجه برای رسیدن به هدف تلقی می شود.
این دریافت های سمی، سنگ بنای شکل گیری «سوگیری شناختی خصمانه» در ذهن کودک است؛ ذهنیتی که هر کنش اجتماعی خنثی در مدرسه یا کوچه و خیابان را یک حمله تعبیر کرده و با خشونتی مفرط به آن پاسخ می دهد.
۲. سازوکار دگردیسی: از ترومای خانگی تا طغیان کیفری
چگونه مشاهده دعوای پدر و مادر به ارتکاب سرقت، ضرب و جرح، وندالیسم یا عضویت در گروه های مجرمانه در نوجوانی منجر می شود؟ این گذار خطرناک در سه مرحله بالینی و جرم شناختی رخ می دهد:
الف) تخریب سامانه ترمز درونی و فرسایش مهار تکانه
مشاجرات مداوم والدین، مغز در حال رشد کودک را در حالت هشدار بقا نگه می دارد. ترشح مداوم هورمون های استرس، رشد بخش جلویی مغز را که مسئول برنامه ریزی، کنترل هیجانات، سنجش عواقب رفتار و قضاوت اخلاقی است، مختل می سازد. نوجوانی که سامانه مهار تکانه در او ناقص رشد کرده، در مواجهه با کوچک ترین تنش بیرونی، قادر به سنجش پیامد مجرمانه رفتار خود نیست و دست به طغیان آنی می زند.
ب) جامعه پذیری معکوس و یادگیری شیوه های پرخاشگری
کودک، حل اختلاف از طریق گفت وگو را در خانواده تجربه نمی کند؛ بلکه شاهد کارآمدی ابزارهایی چون تهدید، تخریب اشیا، ناسزاگویی و باج گیری عاطفی است. طبق اصول یادگیری رفتاری، کودک این آموخته ها را به بیرون از خانه منتقل می کند. او در گروه همسالان، تسلط خود را نه با شایستگی علمی یا اخلاقی، بلکه با همان ابزارهای قهری دیده شده در خانه بازتولید می نماید.
ج) فرار از جهنم خانوادگی و پناه بردن به کانون های انحرافی
وقتی خانه پناهگاه روانی نباشد، نوجوان پیوند عاطفی خود را با خانواده قطع می کند. گسست این پیوند بنیادین، او را در برابر وسوسه عضویت در گروه های بزهکار آسیب پذیر می سازد. نوجوان برای کسب حس تعلق، احترام و حمایتی که در خانه از او دریغ شده، هویت خود را در پذیرش خرده فرهنگ های تبهکارانه جست وجو می کند.
۳. تحلیل حقوقی: چالش سببیت و مسئولیت نامرئی والدین در پرتو قانون
یکی از پیچیده ترین مسائل حقوق کیفری معاصر، پیوند زدن رفتار غیرمستقیم والدین با افعال مجرمانه فرزندان است. در قوانین کیفری سنتی، مسئولیت بر دوش مباشر جرم (نوجوان) قرار دارد؛ اما جرم شناسی انتقادی این پرسش را مطرح می کند: سهم والدینی که با تبدیل خانه به میدان شکنجه روانی، نوجوان را به مرز انفجار رسانده اند کجاست؟
الف) مفهوم تسبیب معنوی و بسترآفرینی جرم
در حقوق جزای عمومی، سبب عبارت است از رفتاری که مستقیما جنایت را ایجاد نمی کند اما زمینه وقوع آن را فراهم می سازد. هرچند مجرم دانستن مستقیم والدین به اتهام جنایت ارتکابی توسط فرزند به دلیل اصل شخصی بودن جرم و مجازات دشوار است، اما از حیث جرم شناختی، والدین در این ساختار «سبب معنوی و اخلاقی» سقوط فرزند به ورطه بزهکاری به شمار می روند.
ب) انطباق با مقررات قانون حمایت از اطفال و نوجوانان
در نظام حقوقی ایران، ماده ۳ قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب سال ۱۳۹۹، «قرار گرفتن طفل یا نوجوان در معرض خشونت روانی مکرر و آسیب زا» را مصداق بارز وضعیت مخاطره آمیز دانسته است. قانون گذار در این قانون گامی نوآورانه برداشته و اعلام می دارد هرگاه سلامت روانی، اخلاقی یا رفتاری طفل به سبب سوءرفتار، غفلت، سهل انگاری یا ناتوانی والدین در معرض خطر قرار گیرد، مراجع قضایی می توانند در صلاحیت والدگری مداخله نمایند. بنابراین، والدینی که با دعواهای بی پایان فرزند را در معرض آسیب روانی قرار می دهند، مرتکب تقصیر ساختاری شده اند که مستوجب سلب سرپرستی، ارجاع به دوره های اصلاحی، یا الزام به مداخلات مشاوره ای است.
۴. تدابیر پیشگیرانه و درمان محور
برای قطع این چرخه معیوب خشونت، اتخاذ تدابیر چندوجهی ضرورت دارد:
- پیشگیری زودرس رشدمدار: آموزش مهارت های کنترل خشم و حل تعارض به والدین در دادگاه های خانواده و مراکز پیش از ازدواج، با هدف خنثی سازی فضای سمی منازل.
- پلیس اطفال و غربالگری روانی در مدارس: شناسایی بهنگام کودکانی که در نقاشی ها، انشاها و تعاملات روزمره، نشانه هایی از استرس حاد ناشی از درگیری های خانوادگی بروز می دهند، پیش از آنکه انرژی خشونت در آن ها به کنش جنایی بدل شود.
- عدالت ترمیمی در دادگاه های اطفال: در فرآیند دادرسی جرایم اطفال، پرونده شخصیت باید بر تحلیل روابط والدینی استوار گردد و تدابیر قضایی باید شامل جلسات درمان خانوادگی و توانمندسازی روانی باشد، نه صرفا محکومیت نوجوان به کانون اصلاح و تربیت.
۵. نتیجه گیری
فرزندانی که در بستر دعواها و جنگ روانی والدین بالنده می شوند، نخستین قربانیان جرم در کانون امن خانواده هستند؛ قربانیانی که بدون برخورداری از حمایت های التیام بخش، در فرآیندی تدریجی اما قطعی، نقاب قربانی را برداشته و زره بزهکار را بر تن می کنند. ارتکاب جرم توسط این نوجوانان در حقیقت پژواک همان صداهای خشمگین و شکننده ای است که سال ها در گوشه تاریک اتاق خواب شنیده اند. نظام حقوق کیفری کارآمد نمی تواند چشم خود را بر این زنجیره سببیت نامرئی ببندد؛ تنها راه کاهش پایدار بزهکاری نوجوانان، حرکت از رویکرد سرکوبگرانه در خیابان به سمت رویکرد درمانگرانه و الزام آور در نهاد خانواده است.
منابع و مآخذ
- نجفی ابرندآبادی، علی حسین؛ هاشم بیگی، حمید. دانشنامه جرم شناسی. چاپ چهارم، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
- ولیدی، محمدصالح. حقوق کیفری اختصاصی: جرایم علیه اشخاص. انتشارات امیرکبیر.
- رستم زاد، مهدی؛ میرخلیلی، سیدمحمود. «گونه شناسی بزهکاری اطفال در پرتو تعارضات خانوادگی». فصلنامه مطالعات حقوق کیفری و جرم شناسی.
- فرجی، اصغر. روان شناسی جنایی و بزهکاری کودکان و نوجوانان. نشر میزان.
- مشکانی، زهرا؛ عسکری، سمیه. «بررسی کارکرد خانواده در تکوین رفتار نابهنجار فرزندان». پژوهش نامه مددکاری اجتماعی.
- مجموعه قوانین و مقررات حمایت از اطفال و نوجوانان (مصوب ۱۳۹۹)، اداره کل تدوین و تنقیح قوانین و مقررات ریاست جمهوری.