کاربرد تفکر (Obliquity) در مهندسی حمل ونقل و برنامه ریزی ترافیک

24 مهر 1405 - خواندن 2 دقیقه - 19 بازدید


دنیای پیچیده مهندسی حمل ونقل و برنامه ریزی شهری بسیاری از مدیران و پژوهشگران بر این باورند که کوتاه ترین و بهترین راه، مسیر مستقیم است.

 با این حال، جان کی در کتاب خود به اسم «کجی» (Obliquity) دیدگاهی متفاوت را مطرح می کند و استدلال می کند که موثرترین راه برای دستیابی به اهداف پیچیده، استفاده از مسیرهای غیرمستقیم است.

بر اساس مفاهیم حل کنندگان مستقیم مسائل. که باور دارند ارتباطی خطی و کاملا قابل پیش بینی میان اراده و نتیجه وجود دارد. در حوزه حمل ونقل، این نگاه سنتی خود را در قالب تلاش برای حل مستقیم بحران ترافیک صرفا از طریق توسعه معابر و افزایش عرض خیابان ها نشان می دهد. اما واقعیت این است که سیستم های حمل ونقل، شبکه هایی پیچیده و پویا هستند که با رفتار انسانی و الگوهای اجتماعی گره خورده اند.

اصرار بر مدل های سفت وسخت و مکانیکی، یادآور طرح های مدرنیستی شکست خورده ای است که ابعاد انسانی و پیچیدگی های ساختاری را نادیده می گیرند.

رویکرد غیرمستقیم پیشنهاد می کند که به جای کنترل دستوری و متمرکز نتایج، باید به حل مسئله ی تطبیقی، آزمایش و خطا و راهبردهای تدریجی روی آورد.

 در مهندسی ترافیک دستاوردهایی نظیر ایمنی پایدار، کاهش آلودگی و روان سازی جریان ها، غالبا از طریق تمرکز غیرمستقیم بر بهبود کیفیت زیست پذیری و توسعه حمل ونقل همگانی و انعطاف پذیری سیستماتیک حاصل می شوند تا هدف گیری مستقیم و دستوری.


وقتی این نگاه مدرن را با اندیشه های عمیق مدیریتی شهید دکتر بهشتی پیوند می زنیم، به الگویی بی نظیر می رسیم. ایشان در تحلیل اداره امور اجتماعی و ساختارهای انسانی بر این اصل کلیدی تاکید داشتند که اداره جامعه و حل مسائل کلان «همواره با پند و بند «تدبیر» است»