mehdi safiabadi
22 یادداشت منتشر شدهتئاتر خیابانی برای چه کسی اجرا می شود؟ وقتی خیابان صحنه است، اما مخاطب شناخته نمی شود
تئاتر خیابانی برای چه کسی اجرا می شود؟ وقتی خیابان صحنه است، اما مخاطب شناخته نمی شود
تاملی بر ضرورت شناخت مخاطب، رده بندی سنی، مسئولیت اجتماعی هنرمند و بحران معنا در نمایش های خیابانی و فضای باز
به قلم مهدی صفی آبادی
تئاتر خیابانی شاید یکی از اجتماعی ترین شکل های هنر نمایش باشد؛ هنری که برخلاف تئاتر صحنه ای، مخاطب برای دیدن آن الزاما بلیت نمی خرد، از پیش تصمیمی برای تماشای نمایش نگرفته و حتی ممکن است بدون آگاهی از موضوع اجرا، در میانه یک موقعیت نمایشی قرار بگیرد.
اما آیا همین ویژگی، مسئولیت هنرمند را بیشتر نمی کند؟
وقتی نمایش از سالن خارج می شود و به خیابان، میدان، پارک، محوطه فرهنگی یا فضای عمومی شهر می آید، دیگر با گروهی از تماشاگران انتخاب شده مواجه نیستیم. کودک، نوجوان، سالمند، خانواده، رهگذر، فروشنده و شهروندی که صرفا برای انجام کار روزمره از آن مکان عبور می کند، همگی ممکن است مخاطب نمایش شوند.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی تنها این نیست که «چه نمایشی اجرا می کنیم؟» بلکه باید پرسید:
برای چه کسی، در چه مکانی، با چه زبانی و با چه شناختی از جامعه نمایش اجرا می کنیم؟
۱. خیابان سالن نمایش نیست؛ جامعه ای زنده است
یکی از تفاوت های اساسی تئاتر خیابانی با تئاتر صحنه ای، ماهیت فضای اجراست.
در سالن نمایش، مخاطب معمولا با آگاهی نسبی از عنوان، موضوع، گروه اجرایی یا رده سنی اثر وارد فضای تماشا می شود.
اما در خیابان، مخاطب ممکن است بدون هیچ آمادگی قبلی با یک موقعیت نمایشی روبه رو شود.
این تفاوت ظاهرا ساده، پیامدهای مهمی دارد.
هنرمند خیابانی نمی تواند صرفا به این دلیل که فضای اجرا عمومی است، تصور کند محتوای تولیدش نیز برای عموم مناسب خواهد بود.
عمومی بودن مکان، به معنای عمومی بودن ظرفیت دریافت همه مفاهیم نیست.
برای مثال، نمایشی درباره ازدواج، اختلافات خانوادگی یا روابط زن و مرد ممکن است برای مخاطب بزرگسال قابل درک باشد، اما همان نمایش با استفاده از شوخی های دوپهلو، رفتارهای اغراق شده یا کلیشه های جنسیتی، برای کودکی که در کنار خانواده ایستاده است، تجربه ای کاملا متفاوت ایجاد کند.
آیا گروه اجرایی پیش از ورود به فضای عمومی به این تفاوت فکر کرده است؟
آیا صرف حضور اتفاقی مخاطبان، مجوزی برای نادیده گرفتن تفاوت های سنی و فرهنگی آنان محسوب می شود؟
تئاتر خیابانی زمانی اجتماعی است که جامعه را بشناسد، نه صرفا زمانی که در میان جامعه اجرا شود.
۲. رده بندی سنی در تئاتر خیابانی؛ ضرورتی فراموش شده
یکی از مهم ترین موضوعاتی که در تولید نمایش های خیابانی باید مورد توجه قرار گیرد، مسئله تناسب سنی محتواست.
در تئاتر صحنه ای می توان با درج رده سنی روی پوستر، صفحه فروش بلیت یا ورودی سالن، اطلاعات اولیه ای در اختیار مخاطب قرار داد.
اما در تئاتر خیابانی چه باید کرد؟
آیا می توان از کودکی که در پارک مشغول بازی است انتظار داشت پیش از تماشای یک نمایش، درباره مناسب بودن محتوای آن تصمیم بگیرد؟
آیا نوجوانی که در مسیر مدرسه با یک اجرای خیابانی روبه رو می شود، از موضوع و ماهیت اثر آگاهی دارد؟
پاسخ روشن است: بسیاری از مخاطبان تئاتر خیابانی، تماشاگرانی ناخواسته یا پیش بینی نشده اند.
به همین دلیل، تعیین مخاطب هدف باید پیش از انتخاب مکان اجرا و طراحی موقعیت های نمایشی انجام شود.
برای نمایش هایی که در فضاهای خانوادگی اجرا می شوند، توجه به زبان، نوع شوخی ها، بازنمایی خشونت، تعارض های عاطفی و پیچیدگی مفاهیم اهمیت بیشتری پیدا می کند.
این موضوع به معنای حذف مسائل اجتماعی دشوار از تئاتر خیابانی نیست؛ بلکه به معنای انتخاب شیوه بیان متناسب با شرایط مواجهه مخاطب است.
یک موضوع اجتماعی واحد را می توان با زبان های نمایشی متفاوت برای کودک، نوجوان و بزرگسال روایت کرد.
هنرمند باید بداند مخاطب احتمالی او چه کسی است و چگونه می تواند بدون تحریف موضوع، شیوه ارائه آن را با ویژگی های مخاطب هماهنگ سازد.
۳. آیا شلوغ شدن اطراف نمایش به معنای موفقیت آن است؟
یکی از معیارهای رایج در ارزیابی اجراهای خیابانی، تعداد افرادی است که دور گروه نمایشی جمع می شوند.
گاهی حتی در گزارش های جشنواره ای، تصاویر جمعیت اطراف اجرا به عنوان نشانه موفقیت اثر منتشر می شود.
اما آیا هر جمعیتی، مخاطب واقعی نمایش است؟
ممکن است گروهی از شهروندان به دلیل صدای بلند موسیقی، لباس های غیرمعمول بازیگران، حرکات نمایشی یا کنجکاوی لحظه ای توقف کنند.
این توقف لزوما به معنای ارتباط با محتوای نمایش نیست.
باید میان سه مفهوم تفاوت قائل شد:
جلب توجه، حفظ توجه و ایجاد ارتباط معنادار.
جلب توجه می تواند با یک صدای بلند، حرکت غیرمنتظره یا تصویر جذاب اتفاق بیفتد.
حفظ توجه نیازمند ریتم، کشش و سازمان دهی مناسب اجراست.
اما ایجاد ارتباط معنادار زمانی شکل می گیرد که مخاطب بتواند موقعیت نمایشی را درک کند، با مسئله مطرح شده ارتباط برقرار کند یا درباره آن به تامل بپردازد.
بنابراین، اگر صد نفر برای چند دقیقه دور یک نمایش جمع شوند، اما هیچ ارتباط قابل تشخیصی با مضمون آن برقرار نکنند، نمی توان صرفا بر اساس تعداد جمعیت درباره موفقیت اجتماعی اثر قضاوت کرد.
البته سنجش تاثیر نمایش نیز نیازمند روش های مناسب پژوهشی است و نمی توان از روی سکوت، خنده یا ترک محل اجرا به تنهایی درباره دریافت مخاطب نتیجه گیری کرد.
۴. موسیقی در تئاتر خیابانی؛ زبان ارتباط یا ابزار جمع کردن رهگذران؟
موسیقی در تئاتر خیابانی جایگاهی ویژه دارد.
فضای باز، صداهای محیطی، حرکت شهروندان و نبود تمرکز یکپارچه تماشاگران، گروه اجرایی را با چالش هایی مواجه می کند که در سالن نمایش کمتر وجود دارند.
در چنین شرایطی، موسیقی می تواند به ایجاد فضای نمایشی، معرفی شخصیت ها، تنظیم ریتم اجرا و جلب توجه اولیه کمک کند.
اما مشکل زمانی آغاز می شود که موسیقی از یک عنصر دراماتیک به اصلی ترین ابزار جمع کردن و نگه داشتن مخاطب تبدیل شود.
گاهی مشاهده می کنیم که اجرای خیابانی با موسیقی پرحجم آغاز می شود، با حرکات موزون و شوخی های متوالی ادامه پیدا می کند و در نهایت، بدون شکل گیری یک موقعیت دراماتیک روشن پایان می یابد.
در اینجا باید پرسید:
اگر موسیقی حذف شود، آیا همچنان نمایشی برای تماشا وجود دارد؟
آیا شخصیت ها دارای هدف و تعارض مشخص اند؟
آیا مخاطب با مسئله ای مواجه شده یا صرفا در یک گردهمایی سرگرم کننده حضور داشته است؟
البته نمایش های موسیقی محور، آیینی و مبتنی بر حرکت می توانند آثاری ارزشمند باشند و الزاما به روایت داستانی متعارف نیاز ندارند.
آنچه باید بررسی شود، تناسب ابزارهای اجرایی با هدف هنری اثر است.
صدای بلندتر الزاما به معنای ارتباط عمیق تر نیست.
۵. نمایش خیابانی و بازنمایی روابط زن و مرد؛ از نقد اجتماعی تا بازتولید کلیشه
یکی از موضوعاتی که در برخی نمایش های طنز خیابانی مورد استفاده قرار می گیرد، روابط زن و مرد، ازدواج، خواستگاری و اختلافات خانوادگی است.
این موضوعات به دلیل آشنایی عمومی، ظرفیت بالایی برای خلق موقعیت های نمایشی دارند.
اما آشنایی مخاطب با یک موضوع، به معنای شناخت هنرمند از پیچیدگی های آن نیست.
برای مثال، خواستگاری یک موقعیت اجتماعی است که با مناسبات خانوادگی، انتظارات فرهنگی، انتخاب فردی، شرایط اقتصادی و تفاوت نگرش نسل ها ارتباط دارد.
بااین حال، در برخی آثار، تمام این پیچیدگی ها به رقابت دو شخصیت، تمسخر ویژگی های زن و مرد یا مجموعه ای از شوخی های تکراری تقلیل پیدا می کند.
در چنین شرایطی، نمایش به جای بررسی روابط انسانی، ممکن است کلیشه هایی را بازتولید کند که پیش تر در جامعه رواج داشته اند.
پرسش این نیست که چرا هنرمند از ازدواج یا روابط عاطفی طنز می سازد.
پرسش این است که طنز او چه چیزی را آشکار می کند؟
آیا تناقض های اجتماعی را به نمایش می گذارد یا صرفا بر پیش داوری های موجود تکیه می کند؟
آیا مخاطب را به بازنگری در یک رفتار دعوت می کند یا همان رفتار را بدون فاصله انتقادی تکرار می کند؟
تئاتر خیابانی به دلیل ارتباط مستقیم با مردم، ظرفیت مناسبی برای نقد کلیشه های اجتماعی دارد؛ ظرفیتی که نباید به آسانی از دست برود.
۶. انتخاب مکان اجرا؛ بخشی از پژوهش هنری است
آیا یک نمایش مشخص را می توان بدون تغییر در بازار، پارک، محوطه دانشگاه، میدان شهر و حیاط یک مجموعه فرهنگی اجرا کرد؟
از نظر فنی شاید چنین امکانی وجود داشته باشد، اما از نظر اجتماعی و ارتباطی، هر مکان ویژگی های متفاوتی دارد.
بازار محل دادوستد و فعالیت اقتصادی است.
پارک می تواند فضای تفریح، استراحت و حضور خانوادگی باشد.
محوطه دانشگاه با گروهی از مخاطبان و مناسبات فرهنگی متفاوت ارتباط دارد.
میدان شهری نیز ممکن است محل عبور، تجمع یا فعالیت های روزمره شهروندان باشد.
بنابراین، انتخاب مکان نباید صرفا بر اساس امکان استقرار گروه اجرایی، مجوز یا ظرفیت جمعیت انجام شود.
هنرمند باید پیش از اجرا درباره ویژگی های اجتماعی، فرهنگی و حتی تاریخی محل پژوهش کند.
برای مثال، اجرای نمایشی درباره بحران آب در یک منطقه کم آب، می تواند با تجربه زیسته مخاطبان ارتباط متفاوتی نسبت به اجرای همان اثر در مکانی دیگر برقرار کند.
یا نمایشی درباره میراث فرهنگی، اگر در مجاورت یک بنای تاریخی اجرا شود، می تواند از ویژگی های واقعی آن مکان در شکل گیری روایت بهره ببرد.
البته این ارتباط زمانی ارزشمند است که مکان به بخشی از زبان نمایش تبدیل شود، نه صرفا پس زمینه ای برای اجرا.
۷. تئاتر خیابانی؛ هنر مشارکت یا تحمیل مشارکت؟
یکی از ویژگی های جذاب تئاتر خیابانی، امکان ارتباط مستقیم بازیگر و مخاطب است.
تماشاگر می تواند به پرسش شخصیت پاسخ دهد، در شکل گیری موقعیت نمایشی مشارکت کند یا حتی برای لحظاتی بخشی از اجرا شود.
اما این مشارکت باید با احترام به اختیار مخاطب همراه باشد.
آیا شهروندی که در فضای عمومی حضور دارد، الزاما تمایل دارد وارد یک موقعیت نمایشی شود؟
آیا می توان فردی را بدون رضایت او در مرکز توجه جمعیت قرار داد؟
آیا استفاده از ویژگی های ظاهری، پوشش یا رفتار یک رهگذر برای ایجاد خنده، با مسئولیت اجتماعی هنرمند سازگار است؟
مشارکت مخاطب زمانی ارزشمند است که بر انتخاب آگاهانه، احترام متقابل و حفظ شان انسانی استوار باشد.
تئاتر خیابانی نباید به بهانه صمیمیت با مردم، مرز میان ارتباط هنری و ایجاد موقعیت ناخوشایند برای شهروندان را نادیده بگیرد.
مخاطب خیابانی پیش از آنکه تماشاگر ما باشد، شهروندی دارای حق انتخاب است.
۸. تئاتر خیابانی و مسئولیت اجتماعی؛ آیا هر موضوع اجتماعی به معنای اثرگذاری اجتماعی است؟
گاهی تصور می شود صرف پرداختن به موضوعاتی مانند اعتیاد، محیط زیست، خانواده، آسیب های اجتماعی یا حقوق شهروندی، یک نمایش را به اثری اجتماعی تبدیل می کند.
اما اجتماعی بودن یک نمایش، تنها به انتخاب موضوع وابسته نیست.
شیوه پژوهش، نوع بازنمایی، شناخت مخاطب و کیفیت مواجهه با مسئله نیز اهمیت دارند.
برای مثال، نمایشی درباره کودکان کار، اگر بدون شناخت شرایط واقعی زندگی آنان تولید شود، ممکن است به جای ایجاد درک اجتماعی، تصویری کلیشه ای و ترحم برانگیز ارائه کند.
یا نمایشی درباره محیط زیست، اگر تنها به تکرار شعارهای آشنا محدود شود، ممکن است فرصت طرح پرسش های تازه را از دست بدهد.
هنرمند اجتماعی باید میان نمایش دادن یک مسئله و شناخت آن تفاوت قائل شود.
پژوهش میدانی، گفت وگو با گروه های مرتبط، مطالعه منابع معتبر و بررسی زمینه فرهنگی محل اجرا می توانند به شکل گیری اثری دقیق تر کمک کنند.
تئاتر خیابانی ظرفیت آن را دارد که مسئله ای اجتماعی را از سطح گزارش و شعار به تجربه ای انسانی تبدیل کند.
اما این ظرفیت بدون شناخت و طراحی آگاهانه به نتیجه مطلوب نمی رسد.
۹. جشنواره های تئاتر خیابانی؛ ارزیابی اثر یا شمارش اجرا؟
بخش مهمی از تولیدات تئاتر خیابانی در قالب جشنواره ها، رویدادهای شهری و برنامه های مناسبتی شکل می گیرند.
در چنین ساختاری، گاهی محدودیت زمان، بودجه و امکانات، گروه های اجرایی را به سمت تولید سریع آثار سوق می دهد.
اما آیا برگزاری تعداد بیشتری نمایش، الزاما به معنای گسترش فرهنگ تئاتر خیابانی است؟
آیا داوری یک اثر صرفا بر اساس بازیگری، کارگردانی، طراحی لباس و جذابیت اجرایی کافی است؟
یا لازم است معیارهایی مانند شناخت مخاطب، تناسب محتوایی با فضای عمومی، پژوهش اجتماعی و کیفیت تعامل با شهروندان نیز مورد توجه قرار گیرند؟
جشنواره های تئاتر خیابانی می توانند علاوه بر رقابت هنری، بستری برای پژوهش درباره ارتباط هنر و جامعه باشند.
برای تحقق چنین هدفی، می توان پیش از اجرا مخاطب هدف را مشخص کرد و پس از اجرا، با روش هایی مانند مشاهده ساختارمند، گفت وگوی کوتاه با تماشاگران و بررسی تجربه گروه اجرایی، اطلاعاتی درباره کیفیت مواجهه مخاطبان با اثر به دست آورد.
البته این داده ها باید با رعایت اصول اخلاق پژوهش و بدون تعمیم شتاب زده تحلیل شوند.
جشنواره ای که تنها آثار را اجرا و رتبه بندی می کند، بخشی از ظرفیت پژوهشی خود را نادیده می گیرد.
۱۰. هنرمند خیابانی پیش از اجرا باید چه بداند؟
شاید لازم باشد در کنار تمرین بازیگران، طراحی لباس، موسیقی و هماهنگی های اجرایی، مرحله ای مستقل برای شناخت اجتماعی اجرا تعریف شود.
در این مرحله، گروه نمایشی باید به پرسش هایی پاسخ دهد:
۱. مخاطب اصلی این نمایش چه کسانی هستند و چه گروه های سنی دیگری ممکن است به صورت اتفاقی آن را تماشا کنند؟
۲. آیا موضوع نمایش با ویژگی های فرهنگی و اجتماعی محل اجرا ارتباط دارد؟
۳. آیا گروه اجرایی درباره مفاهیم اصلی نمایش پژوهش کرده است؟
۴. آیا زبان، شوخی ها و موقعیت های نمایشی برای فضای عمومی مناسب اند؟
۵. آیا موسیقی و حرکات نمایشی در خدمت ساختار اثر قرار دارند؟
۶. آیا مشارکت تماشاگران داوطلبانه است و به حریم شخصی آنان احترام گذاشته می شود؟
۷. آیا اجرای نمایش موجب اختلال نامتناسب در فعالیت روزمره شهروندان، دسترسی عمومی یا آرامش محیط می شود؟
۸. آیا اثر ظرفیت ایجاد ارتباط معنادار با مخاطب را دارد یا تنها بر جلب توجه لحظه ای تکیه می کند؟
۹. آیا گروه اجرایی برای دریافت بازخورد و ارزیابی تجربه مخاطبان برنامه ای دارد؟
۱۰. آیا می توان پس از پایان اجرا، از تجربه به دست آمده برای اصلاح و توسعه اثر استفاده کرد؟
این پرسش ها نباید به دستورالعملی محدودکننده برای خلاقیت هنری تبدیل شوند؛ بلکه می توانند بخشی از فرایند حرفه ای تولید نمایش باشند.
سخن پایانی؛ خیابان را اشغال نکنیم، با آن گفت وگو کنیم
تئاتر خیابانی فرصتی ارزشمند برای نزدیک کردن هنر نمایش به زندگی روزمره مردم است.
در این شیوه اجرایی، فاصله فیزیکی میان بازیگر و تماشاگر کاهش می یابد، مرزهای متعارف صحنه تغییر می کند و امکان شکل گیری تجربه ای جمعی فراهم می شود.
اما نزدیکی فیزیکی الزاما به معنای نزدیکی فرهنگی و اجتماعی نیست.
ممکن است نمایشی در میان صدها شهروند اجرا شود، اما شناخت اندکی از دغدغه ها، نیازها و ویژگی های همان شهروندان داشته باشد.
ممکن است موسیقی، حرکت و شوخی، جمعیتی بزرگ ایجاد کند، اما هیچ پرسش تازه ای در ذهن مخاطب شکل نگیرد.
از سوی دیگر، نمایشی ساده با کمترین امکانات می تواند به واسطه شناخت دقیق موضوع، استفاده خلاقانه از مکان و ارتباط انسانی با مخاطب، تجربه ای تاثیرگذار خلق کند.
تئاتر خیابانی نباید صرفا نسخه ای از تئاتر صحنه ای باشد که به فضای باز منتقل شده است.
این هنر نیازمند شناخت ویژگی های مستقل خود، از جمله مخاطب پیش بینی نشده، شرایط متغیر محیطی، تنوع فرهنگی، حق انتخاب شهروندان و مسئولیت اجتماعی گروه اجرایی است.
هنرمند خیابانی تنها در برابر کسانی که برای تماشای او توقف می کنند مسئول نیست؛ بلکه باید حضور خود را در نسبت با تمام شهروندانی که در آن فضا زندگی و رفت وآمد می کنند، درک کند.
شاید زمان آن رسیده باشد که در کنار پرسش همیشگی «چند نفر نمایش ما را دیدند؟»، پرسش مهم تری مطرح کنیم:
«ما پیش از آنکه نمایش خود را به خیابان ببریم، چقدر خیابان و مردمانش را شناخته بودیم؟»
زیرا خیابان تنها مکانی برای اجرای نمایش نیست؛ بخشی از زندگی اجتماعی مردمی است که قرار است هنر با آنان وارد گفت وگو شود.
و تئاتر خیابانی زمانی به ظرفیت واقعی خود نزدیک می شود که به جای استفاده صرف از حضور مردم، آنان را در مرکز شناخت و اندیشه هنری قرار دهد.
مهدی صفی آبادی
پژوهشگر هنر، فعال فرهنگی و هنرمند حوزه نمایش
عضو انجمن تخصصی کودک و رسانه