پناهگاه: الزام یا انتخاب
شرایط بحرانی، بنیان های متعارف ارزیابی معماری را به چالش می کشند و ضرورت بازاندیشی در نسبت میان کیفیت های فضایی، عملکرد بنا و امنیت جانی انسان را آشکار می سازند. در چنین وضعیتی، معماری نه صرفا بر اساس معیارهای ارزیابی کیفیت بنا در زیبایی شناسی، کارکرد روزمره، کیفیت سازه ای و یا قابلیت های کالبدی و عملکردی آن، که در توانایی اش برای حفاظت از جان انسان در مواجهه با شرایط بحرانی معنا می یابد. از این منظر، حفاظت از جان انسان نه معیاری فرعی در ارزیابی معماری، بلکه یکی از ابعاد بنیادین مسئولیت بنا در قبال زندگی انسانی است.
در شرایط جنگی، «پناهگاه» از فضایی فرعی و گاه فراموش شده به مسئله ای بنیادین در معماری و برنامه ریزی شهری تبدیل می شود. حال آن که هر فضای زیرزمینی الزاما پناهگاه نیست و قابلیت حفاظت یک فضا به ویژگی های سازه ای، میزان مقاومت در برابر تهدید، تهویه، دسترسی، ظرفیت و امکان بهره برداری ایمن بستگی دارد. ازاین رو، پیش بینی فضاهای حفاظت شده باید از انتخابی وابسته به سلیقه فراتر رود و به بخشی از مسئولیت حرفه ای معماری و الزامات ایمنی ساختمان تبدیل شود.
معماری در «روزگار آرام»، بیش از هر چیز با کیفیت زندگی، زیبایی، آسایش و پاسخ گویی به نیازهای روزمره سنجیده می شود؛ اما آیا این معیارها برای ارزیابی یک بنا کافی اند؟ اگر ساختمانی در شرایط عادی عملکرد مطلوبی داشته باشد، اما هنگام «شرایط اضطرار» حمله هوایی، انفجار یا تخریب پیرامونی نتواند از جان ساکنان خود محافظت کند، آیا می توان آن را بنایی کامل و پاسخ گو دانست؟
این پرسش در «شرایط جنگی»، اهمیت ویژه ای پیدا می کند؛ زیرا جنگ، ناگهان کارکرد دیگری از فضا را آشکار می سازد: فضایی که تا دیروز برای عبور، سکونت، خرید یا فعالیت اداری طراحی شده بود، ممکن است در لحظه بحران به محل پناه گیری تبدیل شود. در چنین وضعیتی، فاصله میان معماری صرفا پاسخ گو به نیازهای روزمره و معماری آینده نگر آشکار می شود.
«پناهگاه» در این معنا، صرفا فضایی برای قرارگرفتن در زیر سطح زمین نیست؛ بلکه پاسخی طراحی شده به یک خطر مشخص است.
مسئله اصلی نیز فقط ساختن پناهگاه نیست، بلکه این است که آیا حفاظت از جان انسان ها از آغاز در فرایند طراحی بنا و سازمان دهی شهر مورد توجه قرار گرفته است یا باید پس از وقوع بحران، به جست وجوی فضاهای اتفاقی و جایگزین پرداخت؟ پاسخ به این پرسش مستلزم آن است که ابتدا ماهیت پناهگاه و تفاوت آن با سایر فضاهایی که ممکن است در شرایط اضطراری مورد استفاده قرار گیرند، روشن شود.
از این منظر، پناهگاه را می توان فضایی تعریف کرد که با هدف کاهش مواجهه انسان با خطر و افزایش احتمال حفظ جان او در شرایط اضطراری طراحی یا برای این منظور ارزیابی و تایید شده باشد. نوع حفاظت مورد نیاز، به ماهیت تهدید بستگی دارد؛ چنان که موج انفجار، ترکش، فروریختن اجزای ساختمان، آتش سوزی، دود، آلودگی هوا یا تهدیدهای دیگر، هرکدام ملاحظات فنی متفاوتی دارند.
بنابراین، لازم است تا میان سه مفهوم «فضای زیرزمینی»، «محل پناه گیری موقت» و «پناهگاه طراحی شده و تاییدشده»، تمایز قائل شد؛ آن چنان که فضای زیرزمینی ممکن است به دلیل قرارگرفتن در زیر سطح زمین، در برابر برخی خطرها مزیت داشته باشد؛ محل پناه گیری موقت می تواند فضایی موجود باشد که برای کاهش خطر در یک وضعیت مشخص مناسب تشخیص داده شده است؛ اما پناهگاه تخصصی باید بر اساس تهدیدهای تعریف شده و معیارهای مهندسی، قابلیت حفاظت مورد انتظار را داشته باشد.
بر این اساس، زیرزمین بودن به تنهایی تضمین کننده ایمنی نیست. چراکه یک زیرزمین ممکن است در برابر نفوذ ترکش یا برخی آثار انفجار حفاظت نسبی ایجاد کند، اما در صورت انسداد خروجی ها، آتش سوزی، تجمع دود، تهویه ناکافی یا آسیب سازه ای، خود به محیطی خطرناک تبدیل شود. لذا ارزیابی پناهگاه باید مجموعه ای از عوامل، از مقاومت سازه ای و حفاظت در برابر تهدید تا خروج اضطراری، تهویه، ظرفیت قابل استفاده و دسترسی گروه های آسیب پذیر را دربرگیرد.
این نگاه جامع به ایمنی با رویکرد راهنماهای سازمان ملل متحد در حوزه اسکان اضطراری نیز هم خوانی دارد؛ راهنماهایی که بر ضرورت توجه به ایمنی، سلامت و نیازهای استفاده کنندگان در کنار ویژگی های کالبدی سرپناه تاکید می کنند. البته «استانداردهای اسکان اضطراری» به خودی خود جایگزین «ضوابط تخصصی طراحی پناهگاه» در برابر حملات نظامی نیستند. در نتیجه، تمایز میان فضای سرپوشیده، محل پناه گیری موقت و پناهگاه تخصصی، نه صرفا یک تفاوت اصطلاحی، بلکه شرطی اساسی برای تصمیم گیری درست در معماری است.
این تمایز همچنین نشان می دهد که حفاظت از جان انسان را نمی توان موضوعی جدا از عملکرد بنا دانست. در سنت نظری معماری، ویتروویوس، معمار و نظریه پرداز رومی، سه اصل بنیادین را برای معماری برمی شمارد: استحکام (Firmitas)، کارآمدی (Utilitas) و زیبایی (Venustas). این سه گانه که در تاریخ نظریه معماری جایگاهی ماندگار یافته است، یادآور می شود که زیبایی به تنهایی برای ارزیابی یک اثر معماری کافی نیست و بنا باید از نظر استحکام و کارکرد نیز پاسخ گو باشد. بااین حال، استحکام سازه ای را نباید با ایمنی در برابر هر نوع تهدید یکسان دانست. ساختمانی که برای بارهای متعارف طراحی شده، لزوما در برابر موج انفجار، ترکش یا شرایط ویژه حمله نظامی عملکرد مناسبی ندارد. بنابراین، در بازخوانی اصول ویتروویوس برای شرایط امروز، باید پرسید: استحکام در برابر کدام خطر، و کارآمدی برای کدام وضعیت؟
این پرسش را می توان با یکی از شناخته شده ترین اصول نظری معماری نیز پیوند داد. لوئیس سالیوان، معمار برجسته آمریکایی، در مقاله «ساختمان بلند اداری از منظر هنری» در سال ۱۸۹۶، عبارت مشهور «فرم همواره تابع عملکرد است» را مطرح کرد. این اصل، اگرچه مستقیما درباره پناهگاه نوشته نشده است، مبنایی برای طرح یک پرسش مهم فراهم می کند: اگر حفاظت از جان انسان یکی از عملکردهای ضروری بنا در شرایط بحران باشد، چرا این عملکرد نباید در شکل گیری برنامه معماری، سازمان دهی فضا و تصمیم های سازه ای حضور داشته باشد؟
بر این اساس، توجه به پناهگاه را نباید مداخله ای بیرونی در معماری یا محدودیتی صرفا فنی دانست. این موضوع بخشی از تعریف عملکرد بناست؛ همان گونه که نور، تهویه، دسترسی و ایمنی حریق در طراحی اهمیت دارند، امکان حفاظت در برابر خطرهای متناسب با زمینه و کاربری ساختمان نیز باید در ارزیابی آن جایگاهی روشن داشته باشد.
اهمیت این دیدگاه زمانی ملموس تر می گردد که با یکی از پرسش های عملی در شرایط جنگی مواجه شود:
آیا هر فضای زیرزمینی، از جمله ایستگاه های مترو، می توانند جایگزین پناهگاه باشند؟
«مترو» از مهم ترین نمونه هایی است که تفاوت میان فضای زیرزمینی و پناهگاه را به مسئله ای عینی تبدیل می کند. عمق قرارگیری، حجم زیاد فضا و ساختار مهندسی شده برخی ایستگاه ها می توانند در برابر بعضی تهدیدها مزیت ایجاد کنند. بااین حال، نمی توان صرفا به دلیل زیرزمینی بودن، آن را پناهگاهی مناسب برای هر نوع حمله دانست. زیرا ایمنی یک پناهگاه به عمق، سازه، ورودی ها، مسیرهای خروج، سامانه های تهویه، خطر نفوذ دود یا آب، وضعیت تاسیسات و نوع تهدید بستگی دارد. افزون بر این، مواردی از این دست، در درجه نخست واجد کاربری دیگر و طراحی اماکن سیال با اقامت کوتاه مدت است، نه لزوما برای اقامت اضطراری طولانی مدت. ظرفیت واقعی پناه گیری، مدیریت ازدحام، دسترسی به آب و خدمات بهداشتی، تامین برق اضطراری و امکان تخلیه ایمن، از جمله عواملی هستند که باید جداگانه ارزیابی شوند. در نتیجه، پاسخ علمی به این پرسش که آیا مترو می تواند جایگزین پناهگاه باشد، نه نفی مطلق است و نه تایید بی قیدوشرط. مترو می تواند در صورت ارزیابی فنی، تعیین کاربری اضطراری و تامین الزامات لازم، به عنوان فضای پناه گیری موقت یا بخشی از شبکه حفاظت شهری به کار گرفته شود؛ اما زیرزمینی بودن آن به تنهایی چنین صلاحیتی ایجاد نمی کند. همچنین، پناه گیری موقت در برابر برخی تهدیدها با حفاظت تخصصی در برابر تمام آثار حمله نظامی یکسان نیست.
برای درک بهتر تفاوت میان استفاده اضطراری از فضاهای موجود و برنامه ریزی از پیش تعیین شده برای حفاظت، بررسی تجربه شهرهایی که با تهدیدهای جنگی مواجه بوده اند، می تواند شواهد روشنی فراهم کند:
۱. در جریان «حملات هوایی آلمان به لندن در جنگ جهانی دوم»، شمار زیادی از شهروندان برای پناه گرفتن به ایستگاه های مترو روی آوردند. در آغاز، مقام های دولتی با این کار مخالفت می کردند، زیرا نگران اختلال در فعالیت مترو و پیامدهای اجتماعی آن بودند؛ اما با ادامه حملات و افزایش تقاضای مردم، استفاده از ایستگاه ها گسترش یافت و مسئولان به تدریج مدیریت و تجهیز آن ها را بر عهده گرفتند. طبق گزارش موزه لندن، تنها چند هفته پس از آغاز بلیتز، حدود ۱۲۰ هزار نفر در هر شب از ایستگاه های مترو به عنوان محل پناه گیری استفاده می کردند. این تجربه نشان می دهد که زیرساخت حمل ونقل زیرزمینی می تواند در بحران به منبعی مهم برای حفاظت موقت تبدیل شود. بااین حال، ایستگاه ها و تونل های مترو برای زندگی اضطراری طولانی مدت طراحی نشده بودند و شرایط استفاده از آن ها با ازدحام، تاریکی، رطوبت و دشواری های بهداشتی همراه بود. افزون بر این، دسترسی به مترو در همه مناطق آسیب پذیر لندن یکسان نبود. بررسی تاریخی موزه لندن نیز نشان می دهد که استفاده از مترو تنها یکی از شیوه های پناه گیری مردم بود و شمار زیادی از شهروندان در پناهگاه های عمومی، زیرزمین ساختمان ها یا پناهگاه های خانگی باقی می ماندند. بنابراین، تجربه لندن را نباید صرفا داستان موفقیت مترو در نقش پناهگاه دانست؛ بلکه باید آن را نمونه ای از ظرفیت و محدودیت تغییر کاربری اضطراری زیرساخت ها تلقی کرد. استفاده از فضای موجود می تواند ضروری و موثر باشد، اما ضرورت ناشی از بحران، جای برنامه ریزی قبلی را نمی گیرد.
۲. در مقابل، «تجربه هلسینکی» نشان می دهد که چگونه می توان حفاظت از جمعیت را از واکنشی اضطراری به بخشی از ساختار برنامه ریزی شهری تبدیل کرد. بر اساس اطلاعات رسمی شهرداری هلسینکی، این شهر حدود ۵۵۰۰ پناهگاه دفاع غیرنظامی با ظرفیت تقریبی ۹۰۰ هزار نفر دارد. این مجموعه شامل پناهگاه های ساختمان های خصوصی و پناهگاه های عمومی است که برخی از آن ها در بستر سنگی زیر شهر ساخته شده اند. ایستگاه های متروی مرکز شهر نیز در چارچوب نظام دفاع غیرنظامی قابلیت استفاده به عنوان پناهگاه دارند. اهمیت این نمونه صرفا در تعداد پناهگاه ها نیست، بلکه در تبدیل حفاظت از جمعیت به موضوعی از پیش برنامه ریزی شده است. در چنین رویکردی، پناهگاه تنها فضایی نیست که هنگام حمله پیدا می شود؛ بلکه بخشی از ظرفیت آمادگی شهر برای بحران است.
این تجربه نشان می دهد که پناهگاه می تواند در کنار ساختمان های مسکونی و عمومی، زیرساخت های شهری و فضاهای زیرزمینی، در قالب شبکه ای از فضاهای حفاظت شده تعریف شود. البته الگوی هلسینکی را نمی توان بدون توجه به تفاوت های جمعیتی، اقتصادی، زمین شناختی، حقوقی و تهدیدهای محتمل، عینا به شهرهای ایران تعمیم داد؛ آنچه قابلیت انتقال دارد، اصل برنامه ریزی پیشینی و ارزیابی نظام مند ظرفیت حفاظت است. در کنار این رویکرد، تجربه ژاپن نیز بر اهمیت شناسایی و تعیین رسمی فضاهای مناسب برای پناه گیری اضطراری تاکید می کند.
۳. در «ژاپن»، چارچوب حفاظت از شهروندان در برابر حملات نظامی، شناسایی و تعیین مکان های پناه گیری اضطراری را نیز دربرمی گیرد. بر اساس اطلاعات رسمی دولت ژاپن، ساختمان های مستحکم و فضاهای زیرزمینی، از جمله ایستگاه ها و گذرگاه های زیرزمینی، می توانند برای کاهش آثار مستقیم انفجار و موج ناشی از حملات موشکی به عنوان محل پناه گیری موقت تعیین شوند. در اطلاعیه های رسمی توکیو، این نوع پناه گیری به عنوان اقدامی کوتاه مدت، در حدود یک تا دو ساعت، توصیف شده است. همین محدودیت زمانی نکته ای مهم را روشن می کند: تعیین یک مکان به عنوان محل پناه گیری اضطراری، الزاما به معنای برخورداری آن از قابلیت های یک پناهگاه تخصصی برای اقامت طولانی مدت یا مقابله با تمام انواع تهدید نیست. تجربه ژاپن نشان می دهد که ارزیابی و تعیین رسمی فضاهای موجود می تواند بخشی از سیاست حفاظت شهری باشد؛ سیاستی که باید با اطلاع رسانی عمومی، دسترسی روشن و دستورالعمل های متناسب با نوع خطر همراه شود. در کنار تجربه لندن و هلسینکی، این نمونه نشان می دهد که حفاظت موثر نه صرفا به وجود فضاهای زیرزمینی، بلکه به برنامه ریزی، ارزیابی و تعریف روشن کارکرد اضطراری آن ها وابسته است.
مجموع این تجربه ها نشان می دهد که حفاظت از جان انسان ها را نمی توان صرفا به لحظه وقوع بحران واگذار کرد. در زمان حمله، امکان ساخت پناهگاه جدید محدود است و تصمیم گیری شتاب زده درباره فضاهای موجود می تواند خطرهای تازه ای ایجاد کند. ازاین رو، بخشی از مسئولیت معماری و برنامه ریزی شهری، پیش بینی نیازهای اضطراری در مراحل طراحی، تصویب، ساخت و بهره برداری از بناست.
این مسئولیت در مقیاس ساختمان، به معنای آن است که باید بر اساس کاربری، تعداد استفاده کنندگان، موقعیت جغرافیایی و ارزیابی تهدیدهای محتمل، درباره نیاز به فضای حفاظت شده و الزامات فنی آن تصمیم گرفت. این تصمیم باید با همکاری معماران، مهندسان سازه، متخصصان ایمنی و نهادهای مسئول انجام شود.
در مقیاس محله و شهر نیز وجود پناهگاه به تنهایی کافی نیست. فاصله و زمان دسترسی، ظرفیت متناسب با جمعیت، توزیع مکانی، دسترس پذیری برای سالمندان و افراد دارای معلولیت، مسیرهای ورود و خروج و ارتباط با سامانه های اطلاع رسانی باید در برنامه ریزی لحاظ شوند. پناهگاهی که در زمان هشدار امکان دسترسی ایمن به آن وجود ندارد، نمی تواند پاسخ گوی نیاز واقعی جمعیت باشد.
در مقیاس سیاست گذاری و ضوابط ساخت وساز نیز لازم است میان انواع فضاهای پناه گیری و سطح حفاظت مورد انتظار تمایز روشنی وجود داشته باشد. تعیین معیارهای فنی، ارزیابی ساختمان های موجود، بازرسی و نگهداری دوره ای و اطلاع رسانی دقیق به شهروندان، از اقداماتی است که می تواند فاصله میان وجود کالبدی یک فضای زیرزمینی و قابلیت واقعی آن برای حفاظت را کاهش دهد.
البته این استدلال به معنای آن نیست که هر ساختمان، صرف نظر از کاربری، هزینه و شرایط فنی، باید به یک پناهگاه کامل تبدیل شود. ضرورت، به معنای طراحی بی قیدوشرط یک راه حل واحد نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن حفاظت از جان انسان به عنوان مسئله ای جدی در تصمیم گیری حرفه ای و تدوین ضوابط متناسب با خطر است.
بدین تعبیر، «پناهگاه در معماری» را نمی توان به سلیقه شخصی معمار یا کارفرما تقلیل داد. چراکه در شرایطی که خطرهای جنگی می توانند مستقیما جان ساکنان را تهدید کنند، پیش بینی حفاظت باید بخشی از مسئولیت حرفه ای معماری و برنامه ریزی شهری باشد. «تجربه لندن» نشان می دهد که فضاهای موجود ممکن است در بحران به محل پناه گیری تبدیل شوند؛ «تجربه هلسینکی» اهمیت ایجاد ظرفیت حفاظت از پیش برنامه ریزی شده را نشان می دهد؛ و «تجربه ژاپن» بر ضرورت ارزیابی و تعیین رسمی فضاهای مناسب برای پناه گیری موقت تاکید می کند.
بنابراین، نه هر زیرزمینی، پناهگاه است و نه هر پناهگاهی، برای هر تهدیدی مناسب خواهد بود. حفاظت موثر، به طراحی و ارزیابی متناسب با خطر، مقاومت سازه ای، تهویه، دسترسی، ظرفیت، امکان خروج و نگهداری مستمر نیاز دارد.
به نظر می رسد که پناهگاه، از حیث مسئولیت حفاظت از جان انسان، الزام است نه انتخاب؛ اما نوع، مقیاس و سطح حفاظت آن باید بر پایه ارزیابی فنی، شرایط محلی و ضوابط معتبر تعیین شود. معماری آینده نگر، آن گونه از معماری نیست که فقط در روزهای آرام کارآمد باشد؛ بلکه نوعی از معماری است که امکان بحران را نیز در محاسبات خود وارد می کند و پیش از آنکه اضطرار تصمیم گیرنده شود، برای حفاظت از انسان اندیشیده است.
🔹🌐🔹
برای مطالعه بیشتر، رجوع کنید به:
Cabinet Secretariat, Government of Japan. (n.d.). Evacuation facilities. https://www.kokuminhogo.go.jp/hinan/index.html
City of Helsinki. (n.d.). A wise person prepares for disruptions. https://www.hel.fi/en/news/a-wise-person-prepares-for-disruptions
London Museum. (n.d.). London’s Blitz: A city at war. https://www.londonmuseum.org.uk/collections/london-stories/londons-blitz-a-city-at-war/
Sullivan, L. H. (1896, March). The tall office building artistically considered. Lippincott’s Magazine, 57, 403–409. https://archive.org/details/tallofficebuildi00sull
Tokyo Metropolitan Government. (n.d.). Evacuation from a missile attack. https://www.bousai.metro.tokyo.lg.jp/_res/projects/default_project/_page_/001/029/136/tb2023_e_3.pdf
The University of Chicago Library. (n.d.). Firmness, commodity, and delight. https://www.lib.uchicago.edu/collex/exhibits/firmness-commodity-and-delight/
United Nations High Commissioner for Refugees. (2026, January 21). Emergency shelter solutions and standards. UNHCR Emergency Handbook. https://emergency.unhcr.org/emergency-assistance/settlement-and-shelter/guidance-shelter/emergency-shelter-solutions-and-standards