نقد جامعه شناختی انحصارگرایی دینی یهود

30 مهر 1405 - خواندن 3 دقیقه - 27 بازدید

انحصارگرایی دینی یهود را می توان به عنوان یک «جوهر ذاتی»، خصلتی قومی و مجموعه ای از سازوکارهای تاریخی مرزبندی، حفظ هویت و مدیریت قدرت نمادین تحلیل کرد. در این خوانش، آنچه «انحصار» نامیده می شود ترکیبی از عقیده الهیاتی، محصول شرایط اجتماعی و رقابت بر سر مشروعیت است. از منظر جامعه شناختی، ایده «قوم برگزیده» نیز بیش از آنکه بازتاب یک حقیقت مطلق باشد، روایتی برای توجیه برتری گروهی و مشروعیت بخشی به مرزهای جمعی است. مایکل کوگان، کتاب مقدس شناس، استدلال می کند که چنین روایاتی به گروه ها کمک می کند نگرش برتری جویانه خود را نسبت به دیگران عقلانی جلوه دهند. این سازوکار، آنچه در جامعه شناسی «قوم مداری» نامیده می شود تقویت می کند؛ ارزیابی «دیگری» بر اساس الگوی «خود» و در نتیجه، تحقیر یا نادیده گرفتن خارجی ها. 

ماکس وبر در یهودیت باستان، یهودیان را به عنوان «مردم پاریا» مفهوم سازی کرد؛ گروهی که به صورت آیینی از محیط اجتماعی جدا شده و «مهمان قوم» محسوب می شود. به باور او، این انزوای آیینی و حقوقی، پیامد برگزیدگی و پایبندی به شریعت است که یهودیان را از هم آمیزی با جوامع میزبان بازمی دارد. مفهوم «پاریا» همچنان نشان دهنده قدرت ساختاری مرزهای دینی در بازتولید انزوای اجتماعی است.

امیل دورکیم نیز نشان می دهد که دین، بازنمایی اجتماعی «وجدان جمعی» است و کارکرد اصلی آن، حفظ همبستگی گروه از طریق مقدس شمردن نمادها و مرزهاست. در مورد یهودیت، آداب و قوانین هالاخایی نه فقط یک نظام اعتقادی، بلکه سدی اجتماعی در برابر هم آمیزی و حل شدن در محیط بوده اند. قوانین غذایی کوشر و ممنوعیت های ازدواج با غیریهودی، نمونه های آشکار کنترل اجتماعی برای جلوگیری از تعامل گسترده با اقوام مجاور و حفظ «خلوص» جمعی هستند. این سازوکارها در جوامع دیاسپورا شدت بیشتری می گیرند، زیرا بقای گروه در گرو مرزبندی هرچه سخت تر است.

پیر بوردیو با مفاهیم «سرمایه نمادین» و «میدان» توضیح می دهد که گروه ها از طریق تعریف «اصالت» و «معیار آرمانی یهودیت»، مرزهای عضویت را کنترل می کنند و بدین سان موقعیت خود را در سلسله مراتب قدرت تثبیت می نمایند. انحصارگرایی دینی در این چارچوب نه صرفا یک عقیده، بلکه استراتژی حفظ قدرت نمادین توسط نخبگان مذهبی است. نمونه معاصر آن، انحصار جریان های حریدی بر نهادهای رسمی دینی در اسرائیل است که به گفته منتقدان، به شکاف درونی و فاصله گرفتن بخشی از جامعه از «هویت یهودی» انجامیده است. نقد جامعه شناختی نشان می دهد که انحصارگرایی دینی یهود در سطح بین گروهی به تقویت قوم مداری و «قربانی سازی اخلاقی» می انجامد که می تواند به توجیه سیاست های سخت گیرانه یا توسعه طلبانه منجر شود. در سطح درون گروهی نیز به ایجاد سلسله مراتب قدرت و طرد صداهای منتقد درون گروهی می انجامد. این موضوع بازتولید ساختاری انزوا و درگیری را تسهیل می کند؛ زیرا مرزهای سخت، هم از سوی گروه و هم از سوی محیط، مقاومت و واکنش برمی انگیزند. در جمع بندی می توان گفت این سازوکار تاریخی حفظ هویت یهودی موجب شکل گیری یک ایدئولوژی برتری ذاتی یا انحصار نهادی شده است و پیامدهای اجتماعی مهمی اعم از تضعیف همبستگی فراگروهی، مشروعیت بخشی به طرد دیگری، توسعه طلبی، انحصار در دسترسی به امر مقدس در درون یهودیت و در نتیجه ایجاد شکاف های درونی در خود جامعه یهودی دارد.