Fatimh Torabi
1 یادداشت منتشر شدهاز آموزش مهارت تا درآمد؛ حلقه مفقوده اشتغال خانواده محور زنان در صنایع دستی
از آموزش مهارت تا درآمد؛ حلقه مفقوده اشتغال خانواده محور زنان در صنایع دستی
مقدمه
برای بسیاری از زنان، به ویژه زنانی که هم زمان مسئولیت های خانوادگی و مراقبتی بر عهده دارند، مشاغل خانگی صنایع دستی فرصتی برای مشارکت اقتصادی و کسب درآمد فراهم می کنند. امکان یادگیری در خانه، تولید در مقیاس کوچک و استفاده از رسانه های اجتماعی برای معرفی محصولات، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه این فعالیت ها ایجاد کرده است. بااین حال، یک پرسش اساسی همچنان مطرح است: آیا یادگیری یک مهارت به تنهایی می تواند به اشتغال پایدار و توانمندسازی اقتصادی زنان منجر شود؟
تجربه آموزش صنایع دستی و بررسی داده های حاصل از یک مطالعه درباره زنان استفاده کننده از صفحات و کانال های آموزش مجازی نشان می دهد که باید میان «آموزش دیدن»، «توانایی تولید محصول» و «دستیابی به بازار فروش» تفاوت قائل شد. این مراحل با یکدیگر ارتباط دارند، اما لزوما به صورت خودکار و بدون حمایت های مکمل به یکدیگر تبدیل نمی شوند.
آموزش مهارت، نقطه آغاز است نه پایان مسیر
در بسیاری از برنامه های آموزش مهارتی، تعداد افراد آموزش دیده، برگزاری دوره ها و میزان یادگیری فنون تولید از شاخص های اصلی ارزیابی محسوب می شوند. این شاخص ها ضروری اند، اما برای سنجش موفقیت اقتصادی آموزش کافی نیستند. ممکن است فردی یک مهارت را به خوبی فراگیرد، اما به دلیل نداشتن سرمایه اولیه، دشواری تهیه مواد، ناآشنایی با قیمت گذاری یا ناتوانی در یافتن مشتری، نتواند فعالیت خود را به یک کسب وکار درآمدزا تبدیل کند.
ازاین رو، لازم است نگاه به آموزش مهارتی از انتقال یک فن به توانمندسازی فرد برای طی کردن مسیر کامل فعالیت اقتصادی گسترش یابد. در حوزه صنایع دستی، این مسیر می تواند از یادگیری تکنیک تولید آغاز شود و به طراحی و تکمیل محصول، محاسبه هزینه ها، تعیین قیمت، معرفی محصول، ارتباط با مشتری و مدیریت سفارش برسد.
به بیان دیگر، موفقیت آموزش را نباید فقط با این پرسش سنجید که «چند نفر یک مهارت را یاد گرفته اند؟»؛ بلکه باید پرسید «چه تعداد از آموزش دیدگان توانسته اند مهارت خود را به تولید مستمر، فروش و درآمد تبدیل کنند؟»
آموزش برخط و رسانه های اجتماعی؛ دو ظرفیت مکمل
آموزش های مهارتی برخط می توانند با فراهم کردن امکان مشاهده مجدد محتوای آموزشی، یادگیری در زمان مناسب و دریافت راهنمایی در مراحل انجام کار، بخشی از محدودیت های زمانی و مکانی زنان را کاهش دهند. این ویژگی برای زنانی که امکان حضور مستمر در کلاس های حضوری را ندارند، اهمیت ویژه ای دارد. البته بهره گیری موثر از آموزش برخط به کیفیت محتوا، دسترس پذیری آموزش، امکان پرسش وپاسخ و پشتیبانی پس از دوره نیز وابسته است.
در سوی دیگر، رسانه های اجتماعی امکان معرفی محصول، نمایش مراحل تولید، ارتباط مستقیم با مشتری، دریافت بازخورد و دسترسی به مخاطبان گسترده تر را فراهم می کنند. بااین حال، داشتن صفحه در یک شبکه اجتماعی به خودی خود به معنای برخورداری از کسب وکار موفق نیست. تولیدکننده باید بتواند محصولی باکیفیت عرضه کند، اعتماد مشتری را به دست آورد، هزینه و قیمت را درست محاسبه کند و سفارش ها را در زمان مناسب آماده و ارسال کند.
بنابراین، آموزش مهارت و آموزش بازاریابی دیجیتال نباید دو فعالیت جدا از هم باشند. بهتر است در برنامه های آموزش صنایع دستی، علاوه بر آموزش فنون تولید، مهارت هایی مانند عکاسی محصول، تولید محتوای مناسب، معرفی ویژگی های محصول، پاسخ گویی به مشتری، قیمت گذاری و مدیریت سفارش نیز گنجانده شوند.
شواهد پژوهشی چه می گویند؟
در مطالعه ای که نگارنده با مشارکت ۱۶۹ زن استفاده کننده از صفحات و کانال های آموزش مجازی صنایع دستی انجام داده است، رابطه آموزش مهارتی برخط با توانمندسازی اقتصادی مثبت و معنادار بود. ضریب همبستگی این دو متغیر ۰٫۴۱۸ به دست آمد. رابطه رسانه های اجتماعی و تجاری سازی با توانمندسازی اقتصادی نیز مثبت و معنادار بود و ضریب همبستگی آن به ۰٫۶۰۶ رسید.
در تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آموزش مهارتی برخط و رسانه های اجتماعی و تجاری سازی، در مجموع ۴۰٫۵ درصد از واریانس توانمندسازی اقتصادی را در نمونه مورد بررسی تبیین کردند. در این مدل، سهم نسبی رسانه های اجتماعی و تجاری سازی بیشتر از آموزش مهارتی برخط بود.
این نتایج بر اهمیت توجه هم زمان به آموزش و توانایی عرضه محصول در بازار تاکید دارند. بااین حال، چون پژوهش به روش مقطعی و همبستگی انجام شده و نمونه گیری آن در دسترس بوده است، نمی توان از این یافته ها نتیجه گرفت که حضور در رسانه های اجتماعی به تنهایی باعث افزایش درآمد یا توانمندسازی اقتصادی می شود. نتایج نیز مستقیما قابل تعمیم به تمام زنان فعال در مشاغل خانگی صنایع دستی نیستند.
موانعی که با آموزش به تنهایی برطرف نمی شوند
یکی از نکات مهم در توسعه مشاغل خانگی، توجه به موانع اقتصادی و زیرساختی است. در مطالعه یادشده، گرانی و دشواری دسترسی به مواد اولیه با ۴۸٫۵ درصد، بیشترین سهم را در میان چالش های گزارش شده داشت. پس از آن، محدودیت دسترسی به تسهیلات ارزان قیمت، وام های خوداشتغالی و مجوزها با ۲۷٫۵ درصد قرار گرفت. فیلترینگ، قطعی و هزینه اینترنت نیز از دیگر موانع مطرح شده بودند.
این یافته ها یادآور می شوند که انتظار درآمدزایی از زنان آموزش دیده، بدون توجه به شرایط واقعی تولید و فروش، رویکردی ناقص است. فرد ممکن است مهارت کافی داشته باشد و بتواند محصول خود را در فضای مجازی معرفی کند، اما برای تهیه مواد اولیه یا تامین هزینه های تولید و ارسال سفارش با مانع مواجه شود.
در چنین شرایطی، حمایت از مشاغل خانگی باید چندبعدی باشد. تسهیل دسترسی به مواد اولیه، معرفی مسیرهای معتبر عرضه و فروش، فراهم کردن آموزش های بازاریابی، ارائه راهنمایی های پس از آموزش و اطلاع رسانی شفاف درباره حمایت های مالی می توانند مکمل یکدیگر باشند.
چگونه فاصله میان آموزش و اشتغال را کاهش دهیم؟
برای تقویت نقش آموزش های مهارتی در اشتغال خانواده محور زنان، می توان چند اقدام عملی را در اولویت قرار داد:
نخست، آموزش های مرحله ای طراحی شود. هر دوره علاوه بر مهارت فنی، مراحل آماده سازی محصول برای فروش، برآورد هزینه، قیمت گذاری و معرفی محصول را نیز پوشش دهد.
دوم، پشتیبانی پس از آموزش ادامه یابد. ارتباط با مربی و گروه آموزشی نباید با پایان دوره قطع شود. پاسخ گویی به ایرادات تولید، راهنمایی در بهبود کیفیت و کمک به حل مشکلات نخستین سفارش ها می تواند مسیر ورود به بازار را هموارتر کند.
سوم، تجربه عملی فروش فراهم شود. بازارچه های محلی، نمایشگاه ها، شبکه های ارتباطی میان تولیدکنندگان و مسیرهای معتبر فروش آنلاین می توانند فرصت تجربه عرضه محصول و دریافت بازخورد واقعی مشتری را افزایش دهند.
چهارم، حمایت های اقتصادی با نیازهای واقعی تولیدکنندگان هماهنگ شود. دسترسی به مواد اولیه، سرمایه متناسب با مقیاس فعالیت، بسته بندی مناسب و روش های قابل اعتماد ارسال، بخش هایی از زنجیره ای هستند که برای ادامه فعالیت اقتصادی اهمیت دارند.
پنجم، نتایج آموزش فراتر از تعداد گواهی ها ارزیابی شود. شاخص هایی مانند ورود به مرحله فروش، استمرار فعالیت، تعداد مشتریان، تنوع محصولات و تغییرات درآمدی می توانند در کنار شاخص های آموزشی، تصویر دقیق تری از وضعیت برنامه های مهارتی ارائه دهند.
جمع بندی
مشاغل خانگی صنایع دستی زمانی می توانند ظرفیت بیشتری برای مشارکت اقتصادی زنان ایجاد کنند که آموزش مهارتی به مرحله تولید و بازار متصل شود. آموزش برخط امکان دسترسی انعطاف پذیر به یادگیری را فراهم می کند و رسانه های اجتماعی می توانند مسیر معرفی محصول و ارتباط با مشتری را گسترش دهند؛ اما تحقق این ظرفیت به کیفیت محصول، مهارت های بازاریابی، دسترسی به مواد اولیه، منابع مالی و استمرار پشتیبانی نیز وابسته است.
ازاین رو، رویکرد موثر در توسعه اشتغال خانواده محور زنان، صرفا افزایش تعداد دوره های آموزشی نیست؛ بلکه طراحی زنجیره ای پیوسته از آموزش، تمرین، تولید، عرضه و فروش است. معیار نهایی موفقیت باید این باشد که آموزش تا چه اندازه به توانایی واقعی زنان برای آغاز و ادامه فعالیت اقتصادی کمک می کند.