Ali Boroumand-telgerd
Professor of University | Photovoltaic cunsultant | CEO and founder of Azhman engineering company
26 یادداشت منتشر شدهآینده ی دانشجویان، جولانگاه تصمیمات ناگهانی نیست.
آینده دانشجویان، میدان آزمون و خطای قانون گذاران نیست!
یکی از آسیب های جدی نظام تصمیم گیری در کشور، وضع مقررات ناگهانی و تغییر قواعد بازی در میانه مسیر زندگی انسان هاست؛ تصمیم هایی که شاید در ظاهر تنها یک بخشنامه یا تبصره باشند، اما در واقع می توانند حاصل سال ها تلاش، برنامه ریزی و امید یک دانشجو را تحت تاثیر قرار دهند.
برای مثال، وقتی دانشجویی با اتکا به ضوابط و رویه های موجود، مسیر تحصیلی خود را برنامه ریزی می کند و برای کسب شرایط ورود بدون آزمون به مقطع کارشناسی ارشد تلاش می کند، آیا منصفانه است که ناگهان با ضابطه ای مواجه شود که داشتن نمره تطبیقی را مانع برخورداری از تسهیلات استعداد درخشان می داند؟
مسئله صرفا موافقت یا مخالفت با یک ضابطه خاص نیست؛ مسئله، شیوه وضع و زمان اجرای قوانین و بی توجهی به پیامدهای انسانی آن هاست.
دانشجو برای رسیدن به نقطه ای مشخص، زمان، انرژی، هزینه و فرصت های متعددی را صرف می کند. او حق دارد انتظار داشته باشد که قواعد حاکم بر مسیر تحصیلی اش، از ثبات نسبی برخوردار باشند و تغییرات اساسی، دست کم با اطلاع رسانی شفاف، فرصت تطبیق و رعایت حقوق کسانی همراه شوند که پیش تر بر اساس ضوابط موجود برنامه ریزی کرده اند.
هیچ نظام آموزشی پویایی از اصلاح مقررات بی نیاز نیست؛ اما اصلاح با غافلگیر کردن تفاوت دارد. نمی توان هر تصمیم تازه ای را صرفا به دلیل تصویب یا ابلاغ آن، عادلانه و بی اشکال دانست. یک مقرره ممکن است از نظر اداری معتبر باشد، اما همچنان از منظر عدالت، تناسب و آثار اجتماعی نیازمند بررسی و بازنگری باشد.
قانون باید مسیر آینده را روشن کند، نه اینکه ناگهان افق پیش روی دانشجو را تغییر دهد.
اگر قرار است مقررات آموزشی اصلاح شوند، باید میان دانشجویانی که پس از اعلام ضوابط جدید وارد مسیر تحصیلی شده اند و کسانی که پیش از آن، با اعتماد به مقررات قبلی تصمیم گرفته اند، تفاوت قائل شد. اجرای ضوابط جدید نسبت به آینده، همراه با پیش بینی دوره گذار و تعیین تکلیف منصفانه وضعیت دانشجویان فعلی، راهکاری است که می تواند از بسیاری از آسیب های قابل پیشگیری جلوگیری کند.
از مسئولان و سیاست گذاران آموزش عالی انتظار می رود پیش از تصویب و اجرای چنین تصمیم هایی، به چند پرسش اساسی پاسخ دهند:
آیا آثار این تصمیم بر آینده تحصیلی دانشجویان بررسی شده است؟
آیا برای دانشجویانی که پیش تر بر اساس ضوابط موجود برنامه ریزی کرده اند، راهکار منصفانه ای در نظر گرفته شده است؟
آیا ضرورت و تناسب این محدودیت با هدفی که دنبال می کند، به روشنی تبیین شده است؟
و مهم تر از همه، آیا در فرایند تصمیم گیری، صدای دانشجویانی که مستقیما از این مقررات تاثیر می پذیرند، شنیده شده است؟
دانشگاه صرفا محل انتقال دانش و اعطای مدرک نیست؛ نهادی است که باید اعتماد، عدالت، مسئولیت پذیری و احترام به حقوق افراد را نیز پاس بدارد.
نمی توان از دانشجویان انتظار داشت برای آینده خود برنامه ریزی کنند، اما در مقابل، قواعد تعیین کننده آن آینده را بدون پیش بینی آثار تغییرات و بدون توجه کافی به وضعیت افراد، دستخوش دگرگونی های ناگهانی کرد.
آینده جوانان، سرمایه ملی این کشور است؛ سرمایه ای که نباید هزینه تصمیم های شتاب زده و مقررات فاقد دوره گذار شود.
اصلاح قوانین حق سیاست گذار است، اما رعایت عدالت در شیوه اصلاح، مسئولیت اوست.
امیدوارم مسئولان آموزش عالی، به جای اکتفا به ابلاغ مقررات، پیامدهای واقعی آن ها را در زندگی دانشجویان ببینند و برای بازنگری در تصمیم هایی که می توانند آینده تحصیلی جوانان را تحت تاثیر قرار دهند، آمادگی داشته باشند.