کارشناس مدافع؛ بازاندیشی در حق دفاع تخصصی و ضرورت سامان دهی نهادی آن

4 آبان 1405 - خواندن 7 دقیقه - 30 بازدید

کارشناس مدافع؛ بازاندیشی در حق دفاع تخصصی و ضرورت سامان دهی نهادی آن

پدرام شریف | وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس رسمی، مدرس دانشگاه ادیان و مذاهب

درآمد

در دعاوی پزشکی، مهندسی، مالی و دیجیتال، سرنوشت دعوا گاه بیش از آنکه به اختلاف بر سر حکم قانون وابسته باشد، به صحت یک استنتاج تخصصی گره می خورد. طرف دعوا ممکن است از نظر قانونی حق اعتراض به نظریه کارشناسی داشته باشد، اما به داده های اولیه، روش محاسبه یا فرض های علمی مبنای آن دسترسی موثر نداشته باشد. در این وضعیت، حق اعتراض به تنهایی تضمین نمی کند که دلیل تخصصی واقعا در معرض نقد قرار گرفته است. مسئله، فقدان مطلق امکان استفاده از مشاور علمی نیست؛ مسئله، نبود جایگاه آیینی روشن برای مشارکت کنترل شده متخصص منتخب طرف در ارزیابی دلیل است.

از حق اعتراض شکلی تا «حق دفاع معرفتی»

مفهوم پیشنهادی «حق دفاع معرفتی» به بعد شناختی دفاع موثر اشاره دارد: امکان معقول و متناسب برای شناخت و آزمودن داده ها، مفروضات، روش و حدود عدم قطعیت دلیل تخصصی موثر در رای. این مفهوم در حقوق ایران عنوان یک حق مستقل مصرح نیست، بلکه چارچوبی هنجاری برای بازاندیشی در کیفیت اعمال حق دفاع است. برابری آیینی هنگامی ناقص می ماند که یکی از طرفین بتواند گزارشی پیچیده را به دادگاه ارائه کند، اما طرف مقابل عملا ابزار فهم و مناقشه علمی آن را نداشته باشد.

بااین حال، هر نابرابری دانشی به معنای بی عدالتی نیست. نقص دفاع زمانی قابل طرح است که دلیل تخصصی در نتیجه پرونده اهمیت داشته باشد، ایراد علمی مشخص و قابل بررسی ارائه شود، ابزارهای عادی برای نقد آن کفایت نکنند و محدودیت ایجادشده به امکان دفاع لطمه موثر بزند. بنابراین، حق دفاع معرفتی نه حق وتوی نظر کارشناس است و نه مجوز دسترسی نامحدود به اطلاعات محرمانه. هدف، فراهم کردن فرصتی واقعی برای طرح و رسیدگی به ایراد موثر است.

کارشناس مدافع؛ سمت مستقل، نه جانشین وکیل یا قاضی

«کارشناس مدافع» در نظریه پیشنهادی، متخصصی است که یکی از اصحاب دعوا او را برای نقد علمی دلیل تخصصی انتخاب می کند و پس از احراز صلاحیت موضوعی و ثبت سمت در پرونده، در حدودی که قانون و تصمیم مستدل دادگاه اجازه می دهد مشارکت می کند. کارشناس منصوب دادگاه مامور ارائه نظر در چارچوب قرار کارشناسی است؛ مشاور خصوصی ممکن است صرفا برای طرف دعوا گزارش تهیه کند؛ اما کارشناس مدافع دارای سمت آیینی می تواند در چارچوب قانونی، درخواست بررسی داده مبنا، طرح پرسش فنی یا مشارکت محدود در اقدام کارشناسی را مطرح سازد.

در این طراحی باید سه مرحله را از یکدیگر جدا کرد: احراز صلاحیت حرفه ای متناسب با موضوع، ثبت سمت در پرونده معین، و تعیین حدود مشارکت توسط مرجع قضایی. داشتن پروانه یا مدرک دانشگاهی به تنهایی صلاحیت بررسی هر موضوع تخصصی را ثابت نمی کند؛ همچنین ثبت سمت به معنای تایید درستی نظر متخصص یا اعطای حق حضور در تمام اقدامات نیست. کارشناس مدافع نه حق نمایندگی قضایی و دفاع حقوقی مختص وکیل را به دست می آورد، نه جایگزین قاضی در ارزیابی ادله می شود و نه نظر او بر دادگاه الزام آور است.

ضرورت تقنینی و تجربه های تطبیقی

قواعد موجود دادرسی ایران برای ملاحظه نظریه کارشناسی، اعتراض، اخذ توضیح، تکمیل و ارجاع مجدد ظرفیت هایی دارند. در بسیاری از پرونده ها همین ابزارها همراه با مشاوره فنی خصوصی کافی اند. ضرورت ایجاد سمت جدید هنگامی جدی تر می شود که ایراد مربوط به روش تولید دلیل یا اقدامی غیرقابل تکرار باشد و اعتراض پسینی نتواند فرصت از دست رفته را جبران کند. در این موارد، مشارکت پیشینی یا دسترسی کنترل شده ممکن است از تکرار پرهزینه کارشناسی نیز موثرتر باشد.

بررسی کارکردی تجربه های ایتالیا، اسپانیا، آلمان و انگلستان و ولز نشان می دهد که استفاده از متخصص منتخب طرف و امکان مناقشه گزارش کارشناسی، در جهان حقوق پدیده ای بی سابقه نیست. تفاوت نظام ها در چگونگی احراز صلاحیت، مدیریت قضایی مشارکت، امکان طرح پرسش و الزام متخصص به صداقت علمی است. از این تجربه ها نمی توان وجود یک الگوی واحد اروپایی یا ضرورت قطعی تاسیس کانون مستقل را نتیجه گرفت؛ آنچه قابل استفاده است، مجموعه ای از ابزارهای نهادی برای طراحی متناسب با حقوق ایران است.

کانون مستقل کارشناسان مدافع؛ فرضیه ای نیازمند آزمون

پیشنهاد تاسیس «کانون مستقل کارشناسان مدافع» ناظر به مسئله ای فراتر از ثبت سمت در یک پرونده است: چگونه می توان احراز صلاحیت چندرشته ای، آموزش مستمر، استقلال علمی، نظارت انتظامی و معاضدت تخصصی را به صورت پایدار سازمان داد؟ کانونی با شخصیت حقوقی مستقل، مجمع عمومی، هیئت مدیره منتخب، بازرس، مرجع تخصصی احراز صلاحیت و رکن انتظامی مستقل می تواند یکی از پاسخ های ممکن باشد. اما استقلال سازمانی، بدون شفافیت مالی، حق نظارت اعضا، امکان اعتراض به رد عضویت و جلوگیری از انحصار، لزوما به استقلال علمی نمی انجامد.

در برابر این پیشنهاد، راه حل سبک تری نیز وجود دارد: ثبت موردی سمت در شعبه قضایی، استفاده از مراجع حرفه ای موجود در حدود صلاحیت قانونی آنها و ایجاد قواعد مشخص برای اعتراض و رسیدگی انتظامی اشخاص فاقد مرجع حرفه ای. انتخاب میان این دو مدل باید بر اساس شاخص هایی مانند هزینه، سرعت ثبت، کیفیت بررسی تخصصی، دسترسی اشخاص کم برخوردار، خطر تعارض منافع و میزان تاخیر در رسیدگی صورت گیرد. بدون داده تجربی نمی توان برتری قطعی کانون مستقل را اعلام کرد. ازاین رو، الگوی مرحله ای آغاز با ثبت موردی و حرکت احتمالی به سوی کانون مستقل پس از ارزیابی عملکرد از حیث احتیاط تقنینی قابل دفاع تر است.

ضمانت ها، محدودیت ها و نتیجه

توسعه دفاع تخصصی باید با تضمین های روشن همراه باشد: افشای تعارض منافع موثر، رعایت محرمانگی اطلاعات پزشکی و مالی و دیجیتال، ممنوعیت تحریف آگاهانه داده، تفکیک اختلاف علمی قابل دفاع از تخلف انتظامی، و پیش بینی معاضدت برای اشخاص فاقد توان مالی. صرف پرداخت حق الزحمه از سوی طرف دعوا، به خودی خود دلیل بی اعتباری نظر متخصص نیست؛ همان طور که انتخاب متخصص توسط طرف، مجوز جانبداری خلاف صداقت علمی نخواهد بود.

برای جلوگیری از اطاله دادرسی، هر درخواست مشارکت باید از آزمون ضرورت و تناسب عبور کند: اهمیت دلیل، پیچیدگی فنی، ناکفایتی راهکارهای معمول و میزان مداخله در حقوق دیگران. در صورت نقض موثر حقوق دفاع تخصصی نیز ضمانت اجرای نخست باید رفع نقص، اعطای فرصت اظهارنظر یا تکمیل کارشناسی باشد، نه بطلان خودکار تمامی اقدامات.

حاصل نظریه آن است که دادرسی منصفانه در پرونده های پیچیده فقط با امکان اعتراض لفظی به نتیجه کارشناسی تامین نمی شود؛ گاه باید امکان نقد علمی شیوه رسیدن به نتیجه نیز فراهم باشد. «کارشناس مدافع» پیشنهادی برای نهادمندکردن این امکان است، نه ایجاد مرجعی موازی با قاضی، وکیل یا کارشناس دادگاه. ارزش این پیشنهاد در تفکیک صلاحیت، سمت و مشارکت و در طراحی نظارتی است که هم از دفاع موثر حمایت کند و هم استقلال قضایی، حقوق اشخاص ثالث و کارآمدی رسیدگی را محفوظ بدارد.