amirhossein karimi
19 یادداشت منتشر شدهآیا ماشین می تواند مولف باشد؟ درباره خلاقیت، مالکیت و حقوق اثر در عصر هوش مصنوعی
روزی که یک نقاشی ساخته شده با هوش مصنوعی در یک مسابقه هنری برنده شد، پرسشی قدیمی به مسئله ای حقوقی و روزمره بدل شد: اثر کیست؟ امروز، طبق گزارش پلتفرم دیزر، در روزهای اوج روزانه حدود ۹۰ هزار قطعه کاملا مصنوعی به این سرویس تحویل داده می شود؛ و نظرسنجی ادوبی از بیش از ۱۶ هزار خالق محتوا در هشت کشور (سپتامبر ۲۰۲۵) نشان می دهد ۸۶ درصد آنان از هوش مصنوعی مولد در کار خلاقانه استفاده می کنند. ماشین دیگر فقط ابزار در دست هنرمند نیست؛ گاهی خودش آغازگر اثر است. پس باید پرسید: خلاقیت بدون آگاهی، مالکیت بدون مولف، چه معنایی دارد؟
قاب فلسفی: اثر خلاقانه با آفریننده خلاق فرق دارد
مارگارت بودن، فیلسوف خلاقیت، خلاقیت را تولید ایده ها یا آثاری می داند که «نو، شگفت انگیز و ارزشمند» باشند. او سه گونه خلاقیت را از هم جدا می کند: ترکیبی (پیوند ناآشنای ایده های آشنا)، اکتشافی (یافتن امکان های نهفته در یک فضای مفهومی) و دگرگون ساز (تغییر دادن خود قیدهای آن فضا). با این معیار، بسیاری از خروجی های هوش مصنوعی بی تردید «نو و شگفت انگیز و ارزشمند» به نظر می رسند. اما بودن هشدار می دهد که این معیار، درباره محصول سخن می گوید، نه لزوما درباره تولیدکننده.
اینجا تمایزی سرنوشت ساز پدیدار می شود: میان اینکه خروجی خلاقانه باشد، و اینکه فرایند یا عامل تولیدکننده آن خلاق باشد. جان سرل در استدلال مشهور «اتاق چینی» (۱۹۸۰) می گفت دست کاری صرف نمادها، به تنهایی فهم و معنا نمی آورد؛ نحو، معناشناسی نیست. اگر بپذیریم که عاملیت خلاقانه مستلزم فهم آنچه ساخته می شود و قصد ساختن آن است، آنگاه خروجی چشمگیر یک مدل، به خودی خود، دلیلی بر عاملیت خلاقانه نیست. بریس گات نیز همین را از زاویه ای دیگر می گوید: خلاقیت فقط نتیجه خوب نیست؛ غایت، فهم و داوری ارزشیابانه هم می خواهد. آیا ماشین غایتی را دنبال می کند، یا فقط نتیجه ای خوش اقبال تولید می کند؟ آیا ویژگی های مرتبط کار را می فهمد؟ آیا داوری می کند؟ تا وقتی پاسخ این پرسش ها روشن نباشد، نمی توان ماشین را «مولف» نامید؛ هرچند نمی توان اثرش را هم «غیرخلاقانه» خواند.
جهان چه کرده است؟ از دادگاه تا پارلمان
حقوق جهان، تا امروز، بر یک اصل ایستاده است: مولف، انسان است. اداره حق نشر آمریکا در گزارش ۲۹ ژانویه ۲۰۲۵ (بخش دوم: قابلیت حق نشر) تصریح کرد که کمک هوش مصنوعی، اثر را از حمایت محروم نمی کند، اما حمایت فقط تا جایی می رسد که «تالیف انسانی کافی» احراز شود؛ صرف نوشتن پرامپت، به طور کلی، کنترل کافی بر عناصر بیانی به حساب نمی آید، اما ویرایش انسانی و گزینش و ساماندهی انسانی می تواند مشمول حمایت شود. پیش تر، در پرونده «زاریا سپیده دم» (فوریه ۲۰۲۳) نیز همین منطق حاکم بود: متن انسانی و گزینش و چیدمان انسانی حمایت شد، اما تصاویر تولیدشده با میدجرنی نه.
در مارس ۲۰۲۵، دادگاه استیناف حوزه دی سی در پرونده «تالر علیه پرل ماتر» یکپارچه رای داد که قانون حق نشر، مولف انسانی می خواهد؛ استیون تالر که «ماشین خلاقیت» خود را مولف اثر معرفی کرده بود، ناکام ماند. در ۲ مارس ۲۰۲۶ نیز دیوان عالی آمریکا درخواست تجدیدنظر در همین پرونده را رد کرد و رای دادگاه استیناف پابرجا ماند. اروپا هم در همین مسیر است: بریفینگ پژوهشی پارلمان اروپا (دسامبر ۲۰۲۵) می گوید اتحادیه اروپا قاعده خاصی برای آثار تولیدشده با هوش مصنوعی ندارد و اصالت همچنان به آفرینش انسانی گره خورده است؛ و قطعنامه ۱۰ مارس ۲۰۲۶ پارلمان اروپا درباره حق نشر و هوش مصنوعی مولد نیز — که قانون الزام آور تازه ای نیست — همان آزمون اصالت را تکرار می کند: آفرینش فکری خود مولف، و بیانی با دقت و عینیت کافی.
اما سوی دیگر ماجرا، دعواهای نقض حق نشر است که نشان می دهد مسئله فقط «مالک اثر ماشینی» نیست؛ «مالک داده های آموزشی» هم هست. در ژوئن ۲۰۲۵، قاضی آلساپ در پرونده «بارتز علیه آنتروپیک» آموزش مدل را استفاده ای منصفانه و بسیار دگرگون ساز دانست، اما این رای، رفتار جداگانه مرتبط با کتاب های سرقت شده را تطهیر نکرد؛ و در ژوئیه ۲۰۲۶، همان پرونده با تصویب نهایی توافق حدود ۱/۵ میلیارد دلاری برای نزدیک به ۵۰۰ هزار اثر به پایان رسید. در پرونده ناشران موسیقی علیه آنتروپیک نیز، شکایت تازه ژانویه ۲۰۲۶، خسارت احتمالی قانونی بیش از ۳ میلیارد دلار را مطرح کرده است — عددی که ادعاست، نه رای یا توافق. و در بریتانیا، دادگاه عالی در نوامبر ۲۰۲۵ بخش عمده دعوای گتی ایمیجز علیه استبیلیتی ای آی را رد کرد و تنها در ادعاهای محدود علامت تجاری (واترمارک های گتی در تصاویر تولیدشده) به نفع گتی رای داد. پیام مجموع این پرونده ها روشن است: نه آموزش هوش مصنوعی همیشه مجاز است، نه همیشه نقض؛ هر پرونده، با سابقه و استدلال خودش قضاوت می شود.
لنز ایرانی-اسلامی: پدیدآورنده کیست؟
قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان، مصوب ۱۱ دی ۱۳۴۸، در ماده یک، پدیدآورنده را مولف و مصنف و هنرمند می داند و اثر را حاصل دانش و هنر و ابتکار او، «صرف نظر از طریقه و روشی» که به کار رفته است. همین عبارت روش مندانه، روزنه ای است: اگر انسان با کمک هوش مصنوعی اثری بیافریند، می توان آن را اثر او دانست. اما قانون، آستانه ای برای این «کمک» تعیین نکرده است: چه میزان دخالت انسانی — پرامپت؟ گزینش میان خروجی ها؟ ویرایش معنادار؟ — اثر را به انسان منتسب می کند؟ و اگر خروجی کاملا خودگردان باشد، چه کسی پدیدآورنده است: کاربر؟ توسعه دهنده؟ هیچ کس؟
از منظر فقهی نیز پرسش، همان پرسش مباشرت و تسبیب است: مالکیت و مسئولیت، بر فعل و قصد انسانی استوار است. وقتی واسطه، ابزاری هوشمند است که انتخاب های بی شماری را خود انجام می دهد، آیا مباشرت انسانی هنوز محقق است، یا انسان صرفا سبب دور است؟ حقوق معنوی در قانون ما — حق انتساب و تمامیت اثر — شخصی و غیرقابل انتقال است؛ یعنی بر رابطه شخصی خالق با اثر استوار است، نه صرف مالکیت دارایی. همین جاست که خلا آشکار می شود: نظامی که حقوق معنوی را به شخص خالق گره زده است، برای اثری که خالق شخصی ندارد، چه می گوید؟ این سکوت، نه اجازه است و نه منع؛ پرسشی باز است که نه قانون گذار و نه رویه قضایی ایران، هنوز به آن پاسخ روشنی نداده اند.
چارچوب تجویزی: چهار رکن انتساب اثر ماشینی
تا وقتی قانون تازه ای نوشته نشده است، خالقان و نهادها می توانند با چهار رکن، از بلاتکلیفی بکاهند:
۱. قصد و هدایت انسانی مستند: طرح، ایده، ساختار و مسیر اثر پیش از تولید ثبت شود؛ هرچه رد هدایت انسانی پررنگ تر باشد، انتساب اثر به انسان استوارتر است.
۲. گزینش و ویرایش معنادار: انتخاب آگاهانه میان خروجی ها، ترکیب، اصلاح و بازنویسی انسانی، همان چیزی است که در رویه جهانی نیز «تالیف انسانی کافی» شمرده می شود.
۳. شفافیت سهم ماشین: افشای صادقانه استفاده از هوش مصنوعی در شناسنامه اثر — نه از سر ترس، بلکه برای اعتماد مخاطب و پیشگیری از دعوای آینده.
۴. قرارداد روشن پیش از انتشار: در کار سفارشی و گروهی، از ابتدا مشخص شود که حقوق اقتصادی اثر انسان محور با کیست، و سهم داده ها و ابزارها چگونه دیده می شود.
سخن پایانی این است: مسئله ما این نیست که ماشین «خلاق» است یا نه؛ مسئله این است که ما، به مثابه تمدنی که می خواهد فاعل تاریخ بماند، چه کسی را «مولف» می شناسیم. اگر مولف را فقط صاحب ابزار بدانیم، خلاقیت به مالکیت سرمایه فروکاسته می شود؛ و اگر هر خروجی ماشینی را بی صاحب بگذاریم، انگیزه آفرینش انسانی فرسوده می شود. راه میانه، همان است که فقه و حقوق ما نیز بر آن تاکید دارند: انسان باید حرف آخر را بزند — نه با انکار ماشین، نه با تسلیم در برابر آن، بلکه با اینکه رد قصد، انتخاب و داوری انسانی اش بر اثر، خوانا و مستند بماند. آن گاه اثر، هرچقدر هم که ماشین در ساختنش سهیم بوده باشد، هنوز اثر انسان است.