چرا آموزش حقوق کودک نباید با ترساندن کودک شروع شود؟

4 آبان 1405 - خواندن 3 دقیقه - 19 بازدید


دکتر محمدمهدی سیدناصری

حقوقدان،پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال



چرا آموزش حقوق کودک نباید با ترساندن کودک شروع شود؟

اگر هدف آموزش حقوق کودک را صرفا آشناکردن او با خطرها بدانیم، ممکن است ناخواسته دنیایی از تهدیدها در ذهنش بسازیم. کودکی که پیوسته درباره آدم های خطرناک، اتفاق های ترسناک و پیامدهای فاجعه بار اشتباهات خود می شنود، لزوما ایمن تر نمی شود. چه بسا به دیگران بی اعتماد شود یا هنگام مواجهه با یک مشکل، از ترس سرزنش شدن آن را پنهان کند. آموزش حقوق کودک باید به جای تولید ترس، توانایی تشخیص موقعیت، تصمیم گیری متناسب و درخواست کمک را تقویت کند.

ماده ۴۲ کنوانسیون حقوق کودک دولت های عضو را به آگاه سازی گسترده درباره اصول و مقررات کنوانسیون از طریق شیوه های مناسب و فعال ملزم می کند. این آگاهی رسانی زمانی موثر است که متناسب با سن و توانایی درک کودکان باشد. توضیح مفاهیم دشوار حقوقی با زبان ساده، استفاده از قصه و نمایش، گفت وگو درباره موقعیت های روزمره و فراهم کردن فرصت پرسش، از روش هایی است که می تواند یادگیری را معنادارتر کند.

برای مثال، به جای آنکه به کودک بگوییم «به هیچ کس اعتماد نکن»، می توانیم به او یاد بدهیم که اگر رفتاری باعث ناراحتی یا نگرانی اش شد، احساس خود را بیان کند و از فردی قابل اعتماد کمک بخواهد. به جای تکرار اینکه اینترنت خطرناک است، می توانیم درباره اطلاعات شخصی، ارتباط با افراد ناشناس، انتشار تصاویر و گزارش محتوای آزاردهنده گفت وگو کنیم. این رویکرد، خطرها را انکار نمی کند؛ بلکه به کودک امکان می دهد آن ها را بهتر بشناسد.

آموزش حقوق کودک همچنین باید حقوق مثبت و فرصت های رشد را دربر بگیرد: حق بازی، یادگیری، مشارکت، استراحت، دسترسی به اطلاعات و برخورداری از روابط محترمانه. اگر آموزش فقط درباره ممنوعیت ها و تهدیدها باشد، کودک حقوق را مجموعه ای از محدودیت ها تصور می کند؛ در حالی که حقوق کودک برای فراهم کردن شرایط رشد، امنیت و شکوفایی اوست.

کودک باید بداند جهان همیشه بی خطر نیست، اما برای مواجهه با دشواری ها تنها رها نشده است. آموزش خوب، ترس را به آگاهی، ناتوانی را به مهارت و سکوت را به امکان درخواست کمک تبدیل می کند.