آیا تهران بمب می خواهد؟ برخی در واشینگتن می گویند جنگ طرز فکر جمهوری اسلامی را تغییر داده است

16 آبان 1405 - خواندن 8 دقیقه - 7 بازدید

کریستین ساینس مانیتور

هاوارد لافرانچی، گزارشگر

واشینگتن | ۲ نوامبر ۲۰۲۶، ساعت ۲:۲۴ بعدازظهر به وقت شرق آمریکا

برگردان: بنیامین صادقی(صلح پژوه)

---

برخی تحلیلگران در واشینگتن می گویند ایران پس از هشت ماه جنگی که رهبری اش را هدف قرار داده و کشور را فقیرتر کرده، اکنون بیش از پیش احتمال دارد برای بازدارندگی به دنبال سلاح هسته ای برود.


اندکی پس از آنکه فرمانده ارتش پاکستان ماه گذشته برای گفت وگو درباره ی راه های پایان دادن به جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران به تهران سفر کرد، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران بر گامی تاکید کرد که برای صلح با واشینگتن از پیش مردود است.


محسن رضایی، مسوول امنیتی ایران، تاکید کرد: حتی یک گرم اورانیوم غنی شده از ایران خارج نخواهد شد.


پس از هشت ماه جنگ که رهبری ایران را هدف قرار داده و کشور را فقیرتر کرده، بخش بزرگی از زیرساخت هسته ای ایران ویران شده است. اما تهران همچنان نزدیک به ۱٬۰۰۰ پوند (حدود ۴۵۰ کیلوگرم) اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد؛ ماده ای که تنها یک گام تا سوخت در حد سلاح هسته ای فاصله دارد.


سخن رضایی نشان می دهد ایران ذخیره ی اورانیوم غنی شده اش و نیز دیگر اجزای باقی مانده ی برنامه ی هسته ای را اهرم تعیین کننده در هر مذاکره برای پایان جنگ می داند.


اما چنین سخن صریحی درباره ی حفظ عناصر سازنده ی یک سلاح هسته ای، به فهرست رو به رشد نشانه هایی می افزاید که برخی تحلیلگران در واشینگتن را به این نتیجه می رساند که اکنون احتمال تلاش ایران برای دستیابی به چنین سلاحی بیش از پیش از جنگ است.


رزماری کلانیک، مدیر برنامه ی خاورمیانه دراولویت های دفاعی، اندیشکده ی امنیت ملی مستقر در واشینگتن که از خویشتن داری در سیاست خارجی آمریکا حمایت می کند، می گوید: تردیدی نیست که جنگ احتمال این را بیشتر کرده که ایران به این نتیجه برسد برای بقای خود به بمب نیاز دارد.


او می افزاید: «این که سرانجام این مسیر را در پیش بگیرند یا نه، هنوز معلوم نیست، اما تقریبا تردیدی نیست که به این نتیجه رسیده اند که بازدارندگی متعارف در برابر آمریکا کارساز نبود. پس شاید دستیابی به بمب را تنها گزینه ی خود ببینند.


پاسخی به تغییر حکومت

دیگران می گویند بیش از هر چیز، تجربه ی جنگی که هدفش تغییر حکومت بود، موضع ایران درباره ی برنامه ی هسته ای را سخت تر کرده است.


جیمز اکتون، مدیر برنامه ی سیاست هسته ای در بنیاد کارنگی برای صلح بین المللی، می گوید: «جنگ تقریبا قطعا تمایل ایران به بمب را افزایش می دهد. آمریکا جنگی برای تغییر حکومت به راه انداخته و هرچند دلایل بسیاری هست که نتیجه بگیریم جنگ کاملا موفق نبود، اما رهبر جمهوری اسلامی را کشتند. و آن ها این را فراموش نخواهند کرد.


اکنون، با شایعه هایی از حملات هوایی دوباره به ایران که در میانه ی تلاش های دیپلماتیکی که شاید واپسین باشند اوج گرفته است، این پرسش مطرح می شود: آیا احتمال این که ایران تصمیم بگیرد به سراغ بازدارنده ی نهایی برود به نفع دیپلماسی است یا جنگ بیشتر؟


پاسخ مبهم است، اما هر دو گزینه در روزهای اخیر با نشانه هایی که از کاخ سفید می رسد اعتبار بیشتری یافته اند. هفته ی گذشته جی دی ونس، معاون رییس جمهور، از طریق دیپلمات های قطری، نامه ای به محسن رضایی فرستاد و از سرگیری فوری مذاکرات جامع صلح را پیشنهاد کرد.


ونس در این نامه گفت که این مذاکرات، که خودش رهبری شان را بر عهده خواهد داشت، باید از همان ابتدا موضوع برنامه ی هسته ای ایران را هم در برگیرد. تاکنون ایران بر این پافشاری کرده که پرونده ی هسته ای تنها پس از حل وفصل دیگر مسایل جنگ به بحث گذاشته شود.


از سوی دیگر، دونالد ترامپ، رییس جمهور، اخیرا گمانه ها درباره ی قریب الوقوع بودن بازگشت به جنگ را دامن زده است؛ شاید بلافاصله پس از انتخابات میان دوره ای آمریکا در روز سه شنبه. او به رهبران خلیج فارس هشدار داده برای از سرگیری درگیری آماده شوند و به تدارکات پنتاگون برای از سرگیری حملات هوایی اشاره کرده است.


به هر حال، به گفته ی برخی تحلیلگران، آمریکا نباید برای حل چالش برنامه ی هسته ای ایران تنها روی نیروی نظامی حساب کند.

سینا عضدی، مدیر برنامه ی مطالعات خاورمیانه در دانشکده ی روابط بین الملل الیوت دانشگاه جورج واشینگتن، می گوید: «دونالد ترامپ با نابود کردن تاسیسات هسته ای کمی زمان خرید، اما تهدیدهایش به اقدام نظامی بیشتر نشان می دهد که او می داند برنامه هنوز پابرجاست.» او می افزاید حملات نظامی مکرر ممکن است برنامه ی ایران را به تاخیر بیندازد، اما در نهایت این استدلال را در میان رهبری ایران، و در واقع بخشی از افکار عمومی ایران، تقویت می کند که تنها سلاح هسته ای می تواند امنیت پایدار فراهم کند.


سه گزینه

دکتر عضدی در مقاله ای اخیر در «بولتن دانشمندان اتمی» استدلال می کند که هرچند تهران هنوز تصمیم نگرفته به سمت سلاح هسته ای برود، این بدان معنا نیست که چالش برنامه ی هسته ای ایران به زودی حل خواهد شد.


به گفته ی او، ایران درباره ی آینده ی برنامه ی هسته ای اش سه گزینه پیش رو دارد: برچیدن، تسلیحاتی کردن، یا بازسازی تا سطح آستانه ی سلاح، یعنی همان جایی که برنامه پیش از آغاز ۱۲ روز حملات هوایی آمریکا و اسراییل در ژوئن ۲۰۲۵ قرار داشت.


عضدی می گوید برچیدن ناممکن نیست، اما به باور او کم احتمال ترین گزینه است. او یادآور می شود که تهران هرگز تجربه ی لیبی را فراموش نکرده، جایی که معمر قذافی پذیرفت برنامه ی هسته ای کشورش را در ازای رفع تحریم ها و مزایای دیگر کنار بگذارد.


او می گوید: «جمهوری اسلامی می بیند که برچیدن، قذافی و حکومتش را نجات نداد.» در عوض، به گفته ی او، آن ها از لیبی این درس را گرفتند که کنار گذاشتن برنامه ی هسته ای آغاز یک سراشیبی لغزنده به سوی تغییر حکومت است.


او می گوید: «می گویند: "اگر برنامه ی هسته ای مان را کنار بگذاریم، خواهند گفت موشک هایتان را کنار بگذارید، و بعد از موشک ها خواهند گفت نظام [دینی تان] و دینتان را کنار بگذارید، تا سرانجام به تسلیم بی قیدوشرط برسد.".


دکتر اکتون از کارنگی می گوید درس دیگری که جمهوری اسلامی آموخته ، درس کره ی شمالی است. او می گوید: «آنچه کره ی شمالی نه فقط به جمهوری اسلامی، بلکه به کل جهان می گوید این است که اگر می خواهید حکومت تان بماند، داشتن بمب مفید است. خاندان کیم هنوز در قدرت است، که بخش مهمی از آن را مدیون این است که بمب را به دست آورده اند.


از نظر دکتر کلانیک از «اولویت های دفاعی»، جنگ به سه شیوه ی کلیدی علاقه ی جمهوری اسلامی به دستیابی به بمب را تقویت کرده، و به گفته ی او هیچ یک به نفع حل دیپلماتیک مساله ی هسته ای نیست:


-جنگ این نتیجه گیری را سخت تر کرد که بازدارندگی متعارف کارساز نیست.


- حملات آمریکا و اسراییل در امسال بسیاری از رهبران معتدل تر را که دهه ها با هسته ای شدن مخالف بودند حذف کرد. سید علی خامنه ای نیز که فتوایی مبنی بر حرمت ساخت سلاح هسته ای صادر کرده بود، حذف شد.


- پس از آن که دو جنگ در حالی آغاز شد که مذاکرات جریان داشت، اعتماد به آمریکا یا پایبندی اش به توافق هایش عملا از میان رفته است.


دکتر کلانیک با اشاره به نکته ی آخر می گوید برای رسیدن به توافقی درباره ی برنامه ی هسته ای ایران که نظارت و بازرسی بین المللی را شامل شود، «سطحی از اعتماد به آمریکا و قول آن لازم است.


اما دکتر اکتون می گوید ایجاد اعتماد لازم در بهترین حالت دشوار خواهد بود.


او با اشاره به اینکه آمریکا «از برجام خارج شد»، توافقی که برنامه ی هسته ای ایران را محدود می کرد و در سال ۲۰۱۵ در دوران دولت اوباما حاصل شد، می گوید: «آن چه جمهوری اسلامی از این تجربه برداشت می کند این است که نمی شود به آمریکا اعتماد کرد که به هیچ توافقی که امضا کرده پایبند بماند