نقش موسیقی در لایه های عمیق زندگی پیچیده جوهره انسانی

6 خرداد 1403 - خواندن 5 دقیقه - 809 بازدید

امروزه نمیتوان موسیقی را از زندگی انسانی جدا دانست. برای قرن ها بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره، سنت ها و فرهنگهای ما بوده است. با گوش دادن به صداهای جذاب طبیعت، انسان نمی توانست از بازتولید آن برای لذت بردن از موسیقی در هر لحظه خودداری کند. این دلیل ظهور اولین آلات موسیقی بدوی بود. از آن زمان موسیقی و بشریت هرگز از هم جدا نشدند. با پیشرفت جامعه سازها و کل موسیقی تغییر کرد. بشر و موسیقی همیشه در یک مرحله از پیشرفت بودند. شروع با ملودی های مرموز فرقه های باستانی و پایان دادن به راهپیمایی های پر انرژی نظامی. موسیقی گام به گام بشریت را دنبال می کند، جادوی خود را روی آن بکار میبرد و قدرت خود را نشان می دهد. توانایی موسیقی در تاثیرگذاری بر آگاهی انسان از همان مراحل اولیه توسعه جامعه شناخته شده بود.آرامش و آرامش در آغاز، می تواند در یک لحظه پرانرژی و تهاجمی شود و تغییرات زیادی در خلق و خوی ما ایجاد کند. بدون اینکه حتی به آن فکر کنیم، از موسیقی برای ایجاد حالات دلخواه استفاده می کنیم - برای اینکه ما را خوشحال کند، خاطرات قدرتمندی را زنده کنیم، به ما کمک کند آرامش و تمرکز داشته باشیم. موسیقی ابزار قدرتمندی برای بیان شخصی ما در زندگی روزمره ما است – به "تصور صحنه" برای بسیاری از تجربیات مهم کمک می کند." موسیقی حتی می تواند به عنوان پایه ای برای جداسازی مردم عمل کند و آنها را بر اساس ترجیحات یا توانایی هایشان برای درک نوع خاصی از موسیقی به گروه های اجتماعی مختلف تقسیم کند. هیچ چیز بهتر از موسیقی نمی تواند فضای مناسب را ایجاد کند. موسیقی کلیسا می تواند به عنوان یک نمونه ایده آل از آن باشد. مذاهب در سراسر جهان از موسیقی در مراسم استفاده می کنند تا تاثیر خود را بر مردم به حداکثر برسانند و به آنها کمک کنند تا به همدلی و فروتنی برسند. امروزه، با دسترسی نامحدود به منابع، موسیقی جهان را تسخیر کرده است، از همه جا به صدا در می آید و تنوع زیادی از ژانرها را برای هر خواسته ای نشان می دهد. هر کس می توانست چیزی مطابق با سلیقه خود پیدا کند.حالا که در بالا اشاره ای به کلیسا شد در اینجا دین خود را به کشورم و مذهبم ادا میکنم و مسجد را هم در اینجا نام میبرم وقتی که صدای اذان از مسجد به گوش ما میرسد ناخودآگاه با توجه به صدای موذن که نمونه بسیار معروف آن که در دستگاه بیات ترک است مارا به دنیای زیبای موسیقی کشور عزیز خودمان می اندازد.حالا که از موسیقی صحبت شد بهتر است از کلام و یا شعر که تکمیل کننده و همراه آن است هم سخن به میان آید.یک جنبه دیگر از موسیقی وجود دارد که قابل ذکر است. اشعار آن است. این کلمه که نه کمتر از موسیقی قدیمی بخشی از فرهنگ ما است، تاثیر بیشتری بر قلب و ذهن مردم دارد. ترکیب چنین داروهای قدرتمندی نتایج شگفت انگیزی را به همراه دارد. این ترکیب صداها و کلمات بر تمام حواس ما تاثیر می گذارد و به اعماق روحمان نفوذ می کند. هنگام گوش دادن به آن برای اولین بار، توجه ویژه ای به اشعار داریم، به خصوص اگر با روحیه ما همخوانی داشته باشد. آهنگ در سر ما می چرخد ​​و ما آن را بارها و بارها تکرار می کنیم و به هماهنگی کلمات و روح خود فرمان می دهیم. متداول ترین موضوع برای همه آهنگ ها، البته روابط از هر نوعی است. این اساس زندگی بشر است و موسیقی به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از آن نمی تواند ایستادگی کند. عشق و نفرت، ایمان و خیانت و تمام سایه های دیگر احساسات انسانی در هزاران آهنگ ستایش شده است. باید به تلاش های مردم برای یافتن دلیل زندگی نیز اشاره کرد. تعداد زیادی از آهنگ ها به این مشکل اختصاص داده شده است، که مردم را به فکر فرو می برد یا به آنها کمک می کند تا پاسخی پیدا کنند بنابراین ما امروزه خوابهای اظطراب آور روشنی می بینیم که ترجمه هیچ آرزوی نهانی در زندگی آرمانی ما نیستند.