خود کم بینی و خود بزرگ بینی

13 مرداد 1402 - خواندن 6 دقیقه - 277 بازدید

حس خود کم بینی بیشتر از احساس پایین تر بودن نسبت به یک نفر، یک تیم، یک فعالیت و... است، این را ممکن است هر کسی در نقطه ای از زندگی خود آن را احساس کند. حس خود کم بینی آنقدر در زندگی فرد غالب می شود که او در تمام جنبه های زندگی خود این احساس را دارد، و این احساس مداوم است و گسترده تر از یک نفر و یک موقعیت است، و بخش بزرگیاز آن ریشه آن در کودکی دارد که تاثیر آن در تمام ابعاد زندگی فرد قابل مشاهده می باشد.
دوستی داشتم که ایده ها و طرح های بعضا جالبی ارائه میداد ولی بجای ثبت آن ها به بیان طرح در بین دوستان بسنده می کرد و استدلال او این بود که اعتقادی به اختراع ندارم و به نظر من هرچیزی که به ذهن من در گوشه یک خانه می رسد را شرکت ها می توانند بسازند یا از قبل ساخته اند، بارها به او گفتم که شرکت ها توان ساخت خیلی چیز ها را دارند ولی تا آن ایده ، نوع آوری و طرح و یا اختراع نباشد آن را نخواهند ساخت، اگر قدرت تولید شرکت ها مانند درختی پر بار باشد ایده و طرحی که از ذهن یک نفر بیرون می آید آن هسته ایست که کاشته شده و رشد کرده و باعث شکل گیری این درخت شده. آن دوست قانع نشد و بر مواضع خود ماند و این خود کم بینی باعث شد که بعد از چند سال یکی طرح های او به نام دیگری ثبت شود و رشد و درآمد و اعتباری که باید برای او بود نصیب دیگری شود.
از طرفی دیگر انسان هرگاه به این نتیجه برسد که از بقیه بهتر است یا رشد او کامل شده و دیگر همه چیز را می داند متوقف می شود، بسیاری از بزرگان گفته اند که انسان همیشه باید در حال یادگیری باشد، تا زمانی که واژه نمی دانم، می خواهم بدانم و یاد بگیرم را در ذهن داشته باشید در حال رشد خواهید بود.
اگر چیزی را می دانید و کسی می خواهد مجددا بگوید استقبال کنید که شاید بخشی از آن را فراموش کرده یا کم متوجه شده باشید و با توضیح دوباره، آن بخش را یاد خواهید گرفت و به دانش شما اضافه خواهد شد.
از تکرار دانسته های خود توسط دیگران فرار نکنید، این اتلاف وقت نیست و بروز شدن یا مرور اطلاعات شماست.
در دوره کارشناسی استادی داشتیم که خود را حافظ قوانین دانشگاه و مرجع همه چیز می دانست، در اویل همه گیری کرونا و با مجازی شدن کلاس ها و آزمون، این استاد که روی حضور و غیاب حساسیت ویژه ای داشت این حساسیت را در برنامه های کلاسی مجازی هم وارد کرد، به این صورت که بعد از امتحان پایان ترم هر دانشجویی که در کلاس ها حضور نداشت از جمله ۱۷ نفر و من(با وجود گرفتن نمره 7.25 از 10) این درس را قبول نشد، با استاد مربوطه صحبت کردم، او گفت من قانون را حفظ هستم و چیزی که می گویم درست است، دست من بود و ۱۰ نمره به حضور غیاب اختصاص داده ام، به استاد گفتم که قانون و بخشنامه می گوید ۳ نمره حضور غیاب و شما تخلف کرده اید و بجای گرفتن آزمون های میانترم تا سقف ۷ نمره همه آن را به حضور غیاب اختصاص دادید که باعث افتادن ۱۸ نفر از کلاس ۲۳ نفره شده آن استاد زیر بار نرفت، این موضوع را ابتدا با ریاست دانشگاه سپس با معاونت استان در میان گذاشتم و آن استاد محکوم شد، در دیدار با آن استاد به او گفتم توهم دانستن همه چیز باعث اشتباه ساده شما شد، او هم که ذاتا انسان خوبی بود پذیرفت و معذرت خواهی کرد.
افراد متخصص اکثرا به دلیل احساس دانش بالای خود، انعطاف پذیری کمتری از خود نشان می دهند و معمولا تعداد کمی راه حل که اکثرا آن ها را قبلا امتحان کرده اند را می بینند ولی افرادی با داشتن ذهن آموزش پذیر با نگاه یک تازه کار به مسائلی که حتی شاید از قبل می دانستند، می توانند راه حل های بیشتری را ببیند.
به یک اسکانس ۱۰۰ دلاری فکر کنید، این پول را همه می خواهند، حال این اسکناس را مچاله و به زیر پا بیندازید تا آن له و کثیف شود، باز هم آن را همه می خواهند، چرا که ظاهر آن اسکناس نه بلکه ارزش آن اسکناس اهمیت دارد، همین رابطه در انسان ها هم وجود دارد و ارزش انسان ثابت ماننده آب راکد که می گندد هر روز کمتر می شود.
انسان نه باید دچار توهم دانستگی کاذب شود نه باید دچار خود کم بینی گردد، هر دو آن ها به یک اندازه باعث توقف رشد می شوند، برای جلوگیری از این اتفاق یا واقعیت را دیدن می توان یک قلم و کاغذ برداشت از نگاه شخص دیگر در خصوص موضوع مورد نظرمان خصوصیات مرتبط و غیر مرتبط خود را روی آن بنویسیم و مقایسه کنیم، مثلا اگر در بحث بدنسازی خود را صاحب نظر می دانید یک سمت کاغذ سابقه، فرم بدن، مدارک، کتاب ها و مطالعات خود را در رابطه با بدنسازی بنویسید و در سمت دیگر ضعف های خود مثلا نداشتن مدرک و نگذراندن واحد های آن، ندانستن نام همه دستگاه ها و حرکت ها و... را بنویسید و باهم مقایسه کنید.