موفقیت و رشد و عوامل موثر بر آن
مسیر موفقیت و رشد هیچ گاه هموار نیست به عوامل مختلفی وابسته است، خواستن، تلاش و پول بسیار مهم هستند ولی آن ها برای رسیدن به موفقیت کافی نیستند.
چندین شکست سبک و سنگین را تجربه کرده ام که در همه آنها تلاش و خواستن و پول بوده ولی کار به سرانجام نرسیده، بعد از بررسی شکست هایم و آسیب شناسی آنها به این نتیجه رسیدم که برای موفقیت علاوه بر ۳ مورد گفته شده بالا ، همسو بودن موادی مانند خانواده، دوست، دولت وقت، قوانین کشور، تورم، بطور کلی جامعه، سنگ اندازی ها، پشتوانه ها، روی پنهان و... نیز لازم است.
برای مثال چند سال قبل اقدام به راه اندازی کارگاه تولیدی مواد شوینده ای در ابعاد کوچک نمودم، در این راه خواستن و تلاش و پول به اندازه نیاز بود ولی بعد از شروع کار علاوه بر مدیریت غلط من به دلیل بی تجربه بودن در انتخاب افرادی که صلاحیت لازم را نداشتند و همکاری با آنها صرفا چون "دوستان" من بودند، اتلاف وقت پرونده در بهداشت برای چندین ماه، به یکباره قیمت دلار بالا رفت و قیمت ظروف پت و مواد اولیه چند برابر شد و کسب و کار ما هم مانند بسیاری از کسب و کار های خرد نابود شد، در اینجا مواردی مانند: انتخاب افرادی که بجای تخصص فقط دوست بودند، تورم و قوانین مانع به سرانجام رسیدن پروژه شد.
می توان در این رابطه مثال های فراوانی زد و قطعا همه ما تجربه های مشابه ای داریم از نشدن کار هایی که به ظاهر همه چیز محیا بوده ولی عدم نظارت ما در موارد فرعی که کمتر دیده می شوند باعث شکست ما شده در مدیریت حتی وقتی همه چیز دقیق و درست انجام شود این ۸۰ درصد راه طی شده است و ۲۰ درصد دیگر به عوامل دیگری بستگی دارد که دست ما نیست، ماننده بدنسازی که برای مسابقات یک سال را بطور دقیق برنامه ریزی کرده، رژیم غذایی، مکمل، خواب و ورزش را بصورت کاملا مدیریت شده انجام داده ولی هفته قبل از مسابقات تصادف می کند و به دلیل مصدومیت مسابقه خود را از دست می دهد، آیا او یک سال را اشتباه هزینه زمانی و مالی کرده؟ خیر او در راه هدف خود بهترین تصمیم ها را گرفته است ولی آن ۲۰٪ که دست او نبوده باعث این اتفاق شده.
در سال ۱۳۹۴ توافقات لازم جهت راه اندازی یک سالن بدنسازی را انجام دادم، همه چیز طبق برنامه پیش رفت ولی بعد از سفارش وسایل و... صاحب سالن گفت پشیمان شده و سالن را اجاره نمی دهد و کار ما شروع نشده به دلیل سنگ اندازی صاحب سالن متوقف شد، در صورتی که تمام کار ها طبق برنامه انجام شده بود ولی آن درصدی که ما نقشی در آن نداریم همراه نشد.
بسیاری آن ۲۰ درصد را شانس و اقبال می دانند، بسیاری کارما و کسانی حکمت و قسمت می دانند و من آن را عوامل متوقف کننده ناخواسته در مدیریت یا "روی پنهان" می نامم.
پ.ن: شانس یعنی انقدر برای رشد خودت تلاش کرده باشی، آماده و پیگیر هدف باشی که در زمان درست در جای درست و با قدرت کافی ظاهر شوی.