تحول حقوق کیفری کودکان در پرتو یافته های علوم اعصاب
در دهه های پیشین گرایش های نوین علوم گونه گون با مطالعات میان رشته ای پا به عرصه وجود گذاشته اند دانش حقوق نیز از شمول این حکم مستثنی نبوده و همچنین بسیاری از این علوم به عنوان رشته-گرایش مستقل در مقاطع تحصیلات تکمیلی مورد مطالعه قرار می گیرند. در شمار نوپا بودن آن ها حقوق عصب شناختی جایگاه خاص و ویژه ای دارد چرا که آموزه های آن خلقتی بدیع از دو علم پزشکی و حقوق است و به دنبال پاسخ به یک پرسش اساسی و بنیادین است که نقش عقل را در وقایع و اعمال حقوقی بررسی کند بدین ترتیب حقوق عصب شناختی شاخه ای از حقوق و علوم اعصاب است که به بررسی تاثیرات علم اعصاب بر قوانین و مقررات حقوقی می پردازد. این گرایش از حقوق به موضوعاتی مانند مسولیت کیفری، اختلالات روانی، ارزیابی های قضایی، شواهد علمی، و تاثیرات درمان های پزشکی بر تصمیم گیری های حقوقی می پردازد.
حقوق عصب شناختی تلاش می کند تا با بهره گیری از نتایج تحقیقات علمی در زمینه ی مغز و اعصاب، بهبود قوانین و مقررات حقوقی و قضایی را تسهیل کند. برای مثال ممکن است به بررسی نقش اختلالات عصبی در رفتارهای جنایی پرداخته شود یا اینکه چطور درمان های عصبی می تواند بر رفتار مجرمانه و تخلفات تاثیر بگذارد. عقل، بلوغ، قصد و اختیار شروط مسولیت در نظام حقوق کیفری ایران را تشکیل می دهد. رشد کیفری ( موضوع ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی ) یکی از مفاهیم پربسامد در حقوق می باشد که در ادامه با عینک گرایش عصب-حقوق مورد تحلیل قرار می گیرد.
مطابق نص صریح ماده ۹۱ هرگونه شبهه در رشد و کمال عقل کودک باعث سقوط مجازات های حدی و قصاص می شود. این مفهوم از سوی قانون گذار ایران به عنوان یکی از عناصر ذاتی مسئولیت کیفری کودکان بالغ کمتر از ۱۸ سال در نظر گرفته شده است. با این حال، ابهامات و نقص های نظری در این زمینه باعث شده است که این موضوع محل مناقشه میان حقوقدانان باشد امروزه با توجه به یافته های علوم اعصاب، رشد مغز انسان تا سن ۱۸سالگی ادامه دارد. بنابراین، کودک یا نوجوان از نظر حقوقی فردی است که از نظر جسمی و روحی به بلوغ کامل نرسیده است. با این حال، این به معنای عدم مسئولیت کیفری کودک نیست، بلکه بر اساس نظریه مسئولیت تدریجی، کودک یا نوجوانی که مرتکب جرم می شود، باید بر اساس میزان رشد عقلی خود، مجازات های تامینی و تربیتی مناسب دریافت کند. در تعریف مفهوم «رشد و کمال عقل» به عنوان فرآیندی توصیف می شود که شامل رشد آناتومیک (جسمی)، فیزیولوژیک (عملکرد زیستی) و شناختی (عملکرد تعقلی) مغز است.
به لحاظ رشد آناتومیک و فیزیولوژیک مغز مطالعات تصویربرداری عصبی نشان می دهد که مغز انسان تا سن ۱۸ سالگی به رشد کامل نمی رسد. به ویژه، رشد ماده خاکستری قشر مغز که مسئول پردازش اطلاعات است، تا سنین جوانی ادامه دارد. این یافته ها نشان می دهد که کودکان و نوجوانان از نظر جسمی و عملکردی به بلوغ کامل نرسیده اند و این موضوع باید در تعیین مسئولیت کیفری آن ها در نظر گرفته شود. رشد شناختی مغز شامل توانایی هایی مانند سرعت پردازش، کنترل مهارتی و هماهنگی وظایف است. مطالعات نشان می دهد کودکان در مقایسه با بزرگسالان، سرعت پردازش کمتری دارند و بنابراین کنترل کمتری بر رفتارهای هیجانی خود دارند. این موضوع باعث می شود که کودکان در مواجهه با موقعیت های خطرناک، بیشتر مستعد ارتکاب رفتارهای ناهنجار باشند.
با توجه به اینکه رشد مغز تا سن ۱۸سالگی ادامه دارد دادرسان بهتر است اصل را بر عدم رشد و کمال عقل کودک بگذارند و تنها در صورت اثبات خلاف آن، مسئولیت کیفری کامل را برای کودک در نظر بگیرند. به نظر می رسد چنین رویکردی با مصالح عالیه کودکان و عدالت کیفری همراهی بیشتری دارد.

برای مطالعه بیشتر ر.ک : آرین پتفت؛ رشد و کمال عقل کودک در پرتو حقوق کیفری عصب شناختی با نگاهی بر رویه قضایی آمریکا؛ فصلنامه علمی پژوهش حقوق کیفری؛ دوره ،10 شماره ،39 تابستان ،1401