انعطاف پذیری و پایداری محیط، از کیفیت های پراهمیت در طراحی
معماری و طراحی شهری می باشند .ارتفاع ساختمان های بلند می تواند تاثیرات قابل ملاحظه ای بر این دو کیفیت بگذارد .طبق مطالعات انجام شده، توسعه عمودی یکی از راهکارهای دستیابی به پایداری محیط به شمار میرود .از سوی دیگر، کاهش انعطاف پذیری طبقات با افزایش ارتفاع ساختمان، یکی از چالش های موجود در حوزه بلندمرتبه سازی است .راهکارهایی از سوی طراحان برای تحقق انعطاف پذیری و پایداری در بنا به طور نسبی پیشنهاد شده که در بعضی موارد به موازات و در راستای هم هستند و در موارد دیگر با هم تناقض دارند .با توجه به مطالب ارائه شده، ضرورت پرداختن به مبانی نظری بلندمرتبه سازی و تبیین رویکرد طراحی آن با عنایت به معیارهای انعطاف پذیری و پایداری مشخص میشود .لازم به ذکر است که طی بررسی های انجام شده در زمینه انعطاف پذیری و پایداری، محیط در معنای عام آن مورد بحث قرار گرفته است و برخی مباحث مطرح شده قابل به کارگیری در محیط های داخلی و خارجی هستند .در اینجا پرسشی که مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است.در این نوشتار سعی شده در ابتدا طی مطالعات جداگانه ای، بصورت اجمالی از دیدگاه نظری به مفاهیم تاثیر
بلند مرتبه سازی برمکتب
شیکاگو و نیز بررسی معایب ومزایای ان پرداخته شود و در ادامه، با رویکرد تحلیلی-توصیفی با روش مطالعات کتابخانه ای، از طریق تطبیق و قیاس مفاهیم فوق، پیشنهاد ونتیجه گیری هایی در خصوص بیان تاثیر پذیری وتاثیرگذاری ان مکتب
معماری عنوان گردیده است.