تبیین صورت بندی نوین دولت و دیپلماسی در اقتصاد سیاسی جهانی و کاربردهای سیاستی آن abstract
جهانی شدن به مثابه رخداد نوظهور واپسین دهه های قرن بیستم نقطه عطفی در تحول سرشت سیاست، امنیت، توسعه و الگوهای حاکم بر تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در بستر
اقتصاد سیاسی جهانی محسوب می شود. بازصورت بندی امر سیاسی و اتخاذ سازوکارهای متناسب با فضای نوین جهانی از اقتضائات مهم حصول به پیشرفت پایدار ملی و مدیریت تنگناهای اقتصاد سیاسی جوامع مختلف به ویژه در جهان در حال توسعه است. این مهم برای ج.ا.ا به ویژه در شرایط تحریم، مستلزم تمهید راهبردها و رویکردهای نظری و نیز سیاستی نوینی در حوزه
دولت و
دیپلماسی در تعامل با اقتصاد سیاسی منطقه ای و جهانی است. در پژوهش حاضر تلاش می شود زمینه های تئوریک و سیاستی گذار به
دولت داری کارآمد و موثر در رفع تنگناهای اقتصاد سیاسی توسعه ای ج.ا.ا به بحث گذاشته شده و آثار عملی و سیاسی آن در حوزه اقتصاد روابط خارجی کشور و به طور خاص در حوزه
دولت و
دیپلماسی تبیین شود. پرسش اصلی مقاله چنین طراحی شده که چه چارچوب و الگوی رفتاریی در حوزه
دولت و
دیپلماسی زمینه ساز برون رفت ج.ا.ا از تنگناهای توسعه ای خود در بستر اقتصاد منطقه ای و جهانی است؟ پژوهش حاضر با اتکاء به رهیافت اقتصاد سیاسی، برون رفت از تنگناهای توسعه ای ج.ا.ا را در چارچوب صورت بندی
دولت هوشمند و
دیپلماسی اقتصادی به مثابه سازوکار نوین
قدرت و رفتار
سیاست خارجی
دولت تئوریزه می کند. روش پژوهش حاضر تحلیلی – توصیفی و به شیوه اسنادی با اتکا به منابع و متون نظری و تحلیلی موجود در حوزه اقتصاد سیاسی صورت گرفته است.