ولهاوزن الهی دان پروتستان بیشترین مطالعات خود را در قلمرو عهد عتیق، سامی شناسی و عهد جدید انجام داده است. او در پژوهش های خود به جای تکیه بر داده ها و اطلاعات غیرمتنی، مطالعه ا ی اسناد و متون را اساس قرار می داد و با رویکرد
نقد تاریخی مطالعه
تاریخ اسرائیل را از تحلیل منبع اسناد آغاز نمود، به نقد ادبی رسید و سرانجام به بازسازی تاریخی پرداخت. مساله پژوهش حاضر این است که آرا و نظریات
ولهاوزن مشخصا درباره تاریخ نگاری مسلمانان چیست و چی تاثیری بر تاریخ نگاری مورخان اسلامی داشته است؟ نویسندگان با مطالعه ای آثار
ولهاوزن و آثار پژوهش گران درباره وی به این نتیجه رسیدند که او اولین نظریه پرداز «نظریه مکتب» در تاریخ نگاری مسلمانان میباشد.
ولهاوزن تاریخ اوایل اسلامی را محصول دو مکتب تاریخ نگاری محلی «مدینه» و «کوفه» می دانست. اولی از نظر آن برخوردار از صحت زمان در وقوع رویدادها و کم رنگ بودن تعصبات قبیله ای یا گروهی بود و دومی کاستی های جدی نسبت به زمان بندی رویدادها دارد، رجحان دیدگاه قبیله ای و محوریت بخشیدن به خلافت اسلامی در آن مهم می باشد در آثار او گرایش به عرب گرایی و امویان دیده می شود، خلافت دوره عثمان را آغاز حکومت امویان می دانست و می گفت حکومت عثمان یعنی حکومت امویان. آغاز فروپاشی امویان را در نبرد کربلا می دید. از دیدگاه او، این واقعه، مقاومت علیه امویان را به راه انداخت و قیام ایرانیان را در خراسان دلیل قاطع برای شکست نهایی امویان و پایان اشرافیت عرب تبیین می نمود.