روند شتابان شهرنشینی در کشورهای در حال توسعه با رویکردی عینی به توسعه، بر نابسامانیهای عینی و ذهنی شهرهای جهان سوم افزوده است. رویکرد کیفی به مفاهیم توسعه،زمینه را برای طرح موضوع کیفیت زندگی فراهم ساخت. این رویکرد برای اولین بار در سال 1966 توسط ریموند بائر به دنبال ظهور بحرانهای شهری، مطرح شد. امروزه از کیفیت زندگی به معنای قابلیت زندگی یک مکان یاد می شود. هدف از این تحقیق، تحلیلی از مفهوم
کیفیت زندگی شهری از بعد
شاخص های ذهنی (رضایتمندی)، است.
شاخص مورد استفاده در این تحقیق بر مبنای بررسی منابع متعدد و نیز با توجه به کاربردی بودن آن استفاده شده است. در این رابطه به معرفی روش تحلیل مقایسهای بر اساس وزندهی سلسلهمراتبی پرداخته شده است. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی و نیز روش پرسش نامه- ای برای تشریح موضوع استفاده شده است. در این راستا از منابع پرسش نام ا هی، کتابخانهای و اینترنت برای گردآوری دادهها استفاده شده است. بر اساس بررسی های صورت، گرفته محلات شهر مورد مطالعه (بابلسر) از بعد
شاخص مورد بررسی دارای نوعی شکاف عمیق می باشند . از طرفی نمره میانگین کیفیت زندگی شهر از بعد
شاخص رضایتمندی از 4 (محله 13 ) تا 16 (محله 3) در نوسان می باشد که بر اساس تقسیمبندی سنجش نمره کیفیت زندگی،نوعی عدم رضایتمندی در شهر مشاهده می شود. بر این اساس، اولویت هرگونه برنامه- ریزی رفاهی بر اساس سطحبندی کیفیت زندگی در محلات بر مبنای افزایش رضایتمندی این محلات است.