هدف تحقیق حاضر بررسی عوامل پذیرش
هوش مصنوعی در مدیربت منابع انسانی می باشد. روش این تحقیق به صورت مروری و بااستفاده از پیشینه تحقیق و نظر خبرگان است. با توجه به مطالعات انجام شده نتایج نشان داد. جهان شاهد پیشرفت های فناوری جدیداست که به طور قابل توجهی بر سازمان ها در بخش های مختلف تاثیر می گذارد.
هوش مصنوعی یکی از این پیشرفت ها است که به طورگسترده به عنوان یک فناوری, انقلابی در حوزه های مختلف علمی از جمله
مدیریت منابع انسانی ایجاد نموده و طیف وسیعی از شیوه هایمدیریت منابع انسانی را تغییر خواهد داد. در تحقیقات علمی سالهای اخیر، متخصصان و محققان نقش روشن
هوش مصنوعی در مدیریتمنابع انسانی را مورد بحث قرار داده اند اما با این حال, تحلیل عمیق این فناوری در فرآیند منابع انسانی نیازمند بررسی همه جانبه میباشد. بنظر می رسد برای پذیرش و گسترش استفاده از
هوش مصنوعی در
مدیریت منابع انسانی می بایست ابتدا از طریق ایجاد یکچارچوب آکادمیک و سپس تجزیه و تحلیل رایج ترین برنامه های کاربردی
هوش مصنوعی در فرآیندهای منابع انسانی و نهایتا شناساییراه های بهینه برای انتقال دانش فرآیندهای پیاده سازی اقدام نمود. با توجه به گسترش روز افزون کاربردهای
هوش مصنوعی در عصردیجیتال، هنوز خلاهایی برای بررسی شناسایی. تدوین و اجرای چارچوب جامع برای تنظیم و اتخاذ استراتژی ها وجود دارد. دراین راستا،بررسی نحوه اجرای استراتژی های شرکت های پیشرو برای بهره برداری از پتانسیل
هوش مصنوعی درشرایط متغیر و هوش مصنوعیانسانی برای تولید ارزش تجاری ضروری بوده و انتظار می رود که تحقیق و توسعه بیشتر درک ما را از پیچیدگی های تعاملات بینهوش مصنوعی و
مدیریت منابع انسانی بیشتر کند و افق های جدیدی را برای نوآوری و بهبود بیشتر در دنیای همیشه درحال تغییرمدیریت منابع انسانی باز نماید.