نزدیک به یک سده از آغاز تجربه رسمی مدیریت شهری در شکل نوین، و در چهارچوب نهاد
شهرداری در ایرانمیگذرد.
شهرداری با چنین سابقهای، هنوز نتوانسته به عنوان یک سازمان عمومی و نهاد اجتماعی جایگاه خود را درنظام مدیریت کشور بیابد. در این مدت، شهرداریها بیشتر نماینده دولت در مدیریت شهر بهشمار آمدهاند تا نهادیعمومی و برآمده از اراده جمعی برای اداره امور شهر. واقعیت این است که شهرداریها در ایران هرگز چهارچوبهایلازم برای تبدیل به یک حکومت شهری و شکلگیری حکمروایی را نیافتهاند. علت چنین امری چه بوده است؟ آیااقتصاد به طور عام و چندوچون درآمد و مسائل مالی شهرداریها به طور خاص در این امر مؤثر بوده است؟ در اینپژوهش با بررسی اسناد و مدارک و اطلاعات و آمار و مطالعه کتابخانهای سعی شده است به این پرسشها پاسخ روشنیداده شود و نشان داده شود که اقتصاد و درآمد شهرداریها تا چه میزان بر نقش
شهرداری به مثابه یک
نهاد عمومی مؤثربوده است.این نوشتار بر این نکته تأکید دارد که تمرکزگرایی و تقویت آن از طریق وابستگی بیشتر نهادهای مدیریت محلی بهحکومت مرکزی و ملی، همواره مانعی در ایفای نقش شهرداریها به مثابه یک نهاد محلی و عمومی بوده است